به گزارش خبرگزاری حوزه، شکستهای مکرر ایالات متحده در خاک ایران، از عملیات طبس در سال ۱۳۵۹ تا فاجعهی عملیاتی در منطقه نصرتآباد اصفهان در سال ۱۴۰۵، نشاندهنده یک حقیقت ثابت است: توهم قدرتِ فراسینمایی آمریکا، همواره پیشدرآمد سقوط است. در همین راستا، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه در ماهنامه «شبهات»، با تحلیل دقیق این دو مقطع تاریخی و واکاوی شباهتهای استراتژیک میان آنها، به تبیین چرایی فروپاشی هیمنهی نظامی آمریکا و نقش ارادهی حق در این شکستهای مفتضحانه پرداخته است. این نوشتار با هدف بازخوانی این چرخشهای تاریخی و پاسخ به شبهات موجود تهیه شده و بدین وسیله تقدیم میگردد.
مسیر تاریخ برای آمریکا جز تکرار یک شکست عبرت آموز و فضاحت بار نبوده است. عملیاتی که این بار در منطقه نصرت آباد اصفهان و در پوشش «نجات خلبان طراحی شده بود چنان صحنه های فرار سراسیمه و تجهیزات برجای مانده از خود به جای گذاشت که بی اختیار خاطره طبس ۱۳۵۹ را در اذهان عمومی زنده کرد.
در هر دو ماجرا آمریکا نقشه کشیده بود تا قدرت بی چون و چرای نظامی خود را به رخ جهانیان بکشد و این پیام را بدهد که اراده این کشور به هر هدفی که بخواهد دست می یابد؛ غافل از اینکه دست خدا بالاتر از همه دستهاست و اراده او هر نمایش قدرتی را به صحنه ای برای رسوایی بدل می کند
فضاحت عملیات اصفهان به حدی بود که هدف اصلی - یعنی نفوذ به سایت هسته ای و خارج کردن اورانیوم - با پوشش دروغین «نجات خلبان پنهان نگاه داشته شد؛ اما هیمنه ادعایی قوی ترین ارتش دنیا باز هم در برابر اراده الهی و مقاومت آن یک ملت درهم شکست این بارفرار آنچنان سراسیمه بود که حتی مدارک و اسناد شخصی در صحنه بر جای ماند و آمریکا ناچار شد برای پاک کردن صحنه شکست خود هواپیمای غول پیکر این بالگردها و تجهیزات گران قیمت نظامی اش را با دست خود بمباران کند.
کشوری که آمده بود با تمام عملیاتی تجهیزاتش در برابر اراده یک ملت بایستد با ذلت وادار شد خودش آتش به دارایی نظامی اش بزند در هر دو ماجرا، دست قدرت خداوند و وعده نصرت برای یاری دینش آشکار شد؛ در طبس به تعبیر عرفانی حضرت امام شن ها مأمور خدا بودند و در اصفهان دست قدرت خدا از آستین نیروهای نظامی و انتظامی و ملتی که برای اسلام ناب مبعوث شده بود بیرون آمد.
این فروپاشی هیمنه نه تنها اعتبار آمریکا را در همان لحظه ،ریخت بلکه از نقشه ها و توطئه های بعدی آن نیز جلوگیری کرد پس از طبس بود که سناریوی دخالت مستقیم نظامی آمریکا کنار گذاشته شد و پس از شکست مفتضحانه اصفهان نیز مانور آمریکا بر روی عملیات زمینی برای همیشه از دستور کار خارج گردید و این کشور ناچار شد آتش بس را بر مبنای شرایطی که ایران تعیین کرده بود بپذیرد؛ چیزی که خود نشانه آشکار شکست بود از همین جهت بود که اوون جونز روزنامه نگار معروف انگلیسی نوشت:
«طرح ده ماده ای ایران که ترامپ آن را به عنوان مبنایی عملی رای پاک برای مذاکره پذیرفته است ذره ای شک نکنید ول پیکر این بزرگترین شکست استراتژیک آمریکا از زمان اش را با ظهورش به عنوان یک ابر قدرت است.»
در طبس و اصفهان آمریکا به خیال خود از اصل غافلگیری و عملیات فریب استفاده کرد؛ در طبس با انتخاب منطقه ای دورافتاده از پایتخت و تاریکی شب و در اصفهان با پوشش عملیات نجات خلبان و انتخاب بیابانی در نیمه شب؛ اما به حکم «وَمَکَرُوا وَمَکَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ» آنچه رخ داد، نه غافلگیری ایران بلکه غافلگیری خود آمریکایی ها بود آمریکایی که سرمست از عملیات ربایش مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، به خود اجازه می داد تصویری هالیوودی از قدرت فراسینمایی خود به نمایش بگذارد با توهم دستیابی به اهدافش ظرف سه روز وارد جنگ با ایران شد؛ اما به سد آهنین ملت مقاوم و نیروهای مسلح مقتدر برخورد کرد و آنگاه خیال کرد با طراحی یک عملیات ویژه و خارج کردن اورانیوم غنی شده ایران می تواند یک پیروزی بزرگ اعلام کرده و آبرومندانه از جنگ خارج شود؛ اما خداوند اراده فرمود که به دست همین ملت مبعوث شده و پای کار اسلام ناب هیمنه و اعتبار آمریکا در هم شکسته شود و بی آبرو گردد.
درست چنان که به تعبیر رهبر شهیدمان «آمریکاییها آمدند و خودشان را نجس کردند برگشتند رفتند»
آری خدای اصفهان ۱۴۰۵ همان خدای طبس ۱۳۵۹ است؛ در آنجا شن ها مأمور خدا بودند و اینجا دست قدرت او از آستین مردانی بیرون آمد که برای غیرت دینی و ملی قیام کرده بودند تکرار این شکست در دو مقطع تاریخی یک حقیقت را برای همیشه ثبت میکند تا وقتی ملتی پای حق بایستد هیچ هیمنه نظامی در برابر اراده او تاب مقاومت ندارد.










نظر شما