به گزارش خبرگزاری حوزه، سخن امام حسین (ع) که فرمود: «مثلی لایبایع مثل یزید» یعنی هرگز با کسی چون یزید بیعت نخواهم کرد، ناظر به نفی مشروعیتبخشی به حاکم جائر است. اما پرسش اینجاست: آیا مرز مذاکره با دشمن نیز تا همین جا امتداد دارد، یا مذاکره و بیعت دو امر کاملاً جدا هستند؟ مذاکره با دشمن تا کجا میتواند پیش رود بی آنکه در مفهوم این سخن نگنجد؟
برای پاسخ به این پرسش، با حجتالاسلام روزبه باقری گفتگویی داشتیم که متن آن را در ادامه میخوانید.
در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان از جمله معروف امام حسین (ع) ـ «مَثَلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزیدَ» ـ چنین برداشت کرد که هرگونه مذاکره با دشمنی همچون یزید حرام است، باید گفت:
امام حسین (ع) در این عبارت به صراحت درباره بیعت سخن میگوید، نه مذاکره. در فرهنگ اسلامی، بیعت مفهومی عمیق و الزام آور دارد و به معنای اعلام مشروعیت، پذیرش حاکمیت و تعهد به اطاعت از حاکم است. وقتی کسی با حاکمی بیعت میکند، عملاً او را صاحب حق دانسته و حکومتش را قبول کرده است.
از این رو، سخن امام (ع) ناظر بر آن است که شخصیتی با جایگاه و شأن ایشان، هرگز نمیتواند با شخصیتی مثل یزید بیعت کند؛ چراکه این بیعت، به یزید مشروعیت میبخشد.
به عبارت روشنتر، محور سخن امام، مشروعیتبخشی به حاکم جائر است، نه هرگونه تعامل یا گفتگو با او.
اما مذاکره، بهویژه در عرصه سیاست، ابزاری برای تعامل، تبادل نظر یا کاهش خصومت است.
مذاکره کردن با طرف مقابل، حتی اگر او را نامشروع و ستمگر بدانید، به معنای پذیرش مشروعیت یا اطاعت از او نیست. از این رو، نمیتوان جمله امام حسین (ع) را بر حرمت مطلق مذاکره با دشمن حمل کرد؛ چراکه اساساً بحث در دو سطح متفاوت قرار دارد:
یکی مشروعیتبخشی از طریق بیعت، و دیگری ارتباط تاکتیکی و ابزاری به نام مذاکره که فینفسه مشروعیتآور نیست.
۱. مذاکره با دشمن، به معنای مشروعیتبخشی نیست
همانطور که اشاره کردید، رهبر معظم انقلاب نیز تأکید دارند: گاهی برای دفع شرِ دشمن، ناگزیر از گفتوگو هستیم. این نوع مذاکره، هیچگاه به معنای پذیرش مشروعیت یا حقانیت طرف مقابل نیست. بلکه ابزاری عقلایی و تدبیری برای مدیریت منازعه، کاهش خسارت یا دفع خطر بزرگتر است.
۲. سیره پیامبران و امامان مؤید این معناست
خداوند به موسی (ع) میفرماید: «اذهب إلی فرعون إنه طغی»؛ یعنی بلند شو و با فرعون سخن بگو. این فرمان هرگز به معنای تأیید ظلم و شرک فرعون نبود، بلکه دعوت به حق و اتمام حجت بود. همچنین در سیره اهل بیت (ع) موارد متعددی از گفتوگوهای سیاسی، اعزام نماینده و حتی پذیرش آتشبس موقت وجود دارد که در آنها هرگز تن به ذلت و مشروعیتبخشی به ظلم ندادند.
۳. ملاک اصلی در مذاکره، نتیجه و آثار آن است
اصل مذاکره فینفسه حرام یا جایز نیست؛ بلکه حکم آن تابع عقلانیت و مصلحت است. اگر مذاکره:
· موجب سلطه دشمن بر مؤمنان شود،
· عزت و استقلال جامعه را خدشهدار کند،
· به شرطبندیهای تحقیرآمیز بینجامد،
در این صورت جایز نیست. اما اگر برای دفع شرّ بزرگتر، تأمین امنیت یا کاهش ظلم انجام شود، نه تنها حرام نیست، بلکه گاهی ضرورت پیدا میکند.
۴. تفاوت بنیادین بیعت و مذاکره
· بیعت: یک کنش هویتی و مشروعیتبخش است؛ یعنی فرد با قلب و زبان و عمل، حاکمیت طرف مقابل را پذیرفته و خود را ملزم به اطاعت میداند.
· مذاکره: یک کنش ابزاری و تدبیری است؛ بدون آنکه طرف مقابل را محق یا شایسته فرمانروایی بدانید.
به همین دلیل، جمله امام حسین (ع) که فرمود «مثلی لایبایع مثل یزید» ناظر به نفی مشروعیتبخشی است و هیچ دلالتی بر حرمت مطلق مذاکره ندارد. آن حضرت خود در مسیر حرکت از مکه به کوفه، با کاروانهای مختلف و حتی سپاه حرّ بن یزید ریاحی وارد گفتوگو شد؛ اما هرگز تن به بیعت با یزید نداد.
مذاکره با دشمن مجاز، بلکه گاهی ضروری است؛ به شرط آنکه توأم با عزت، بصیرت و حفظ اصول باشد. مرز خطرناک، جایی است که مذاکره به پذیرش مشروعیت، اطاعت یا ذلت تبدیل شود.
در بیان رهبر معظم انقلاب، وقتی تأکید میشود که مذاکره با آمریکا «شرافتمندانه نیست»، مقصود نوع خاصی از مذاکره است؛اگر مذاکره به این معنا باشد که بیاییم درباره اصول حقوق ملت خودمان مانند حق غنیسازی با دشمن صحبت کنیم و او بخواهد برای ما تعیین تکلیف کند، این نوع مذاکره شرافتمندانه نیست؛ زیرا عزت مؤمنان را زیر سؤال میبرد.
اما در مقابل، مذاکره اگر برای کاهش خطر، حفظ حقوق مردم، جلوگیری از جنگ، کاهش خسارت و یا حتی ایجاد فرصتی برای تقویت خود و کسب دستاورد باشد، یک اقدام عقلایی و شرعی محسوب میشود؛ به شرطی که به تأیید باطل و امضای ظلم منجر نشود. به عبارت دیگر، ملاک اصلی، نتیجه و چارچوب مذاکره است.
حال با توجه به این مقدمه، به جمله معروف امام حسین (ع) که فرمود: «مَثَلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزیدَ» بازمیگردیم.
پیام این جمله بسیار روشن است: اهل حق هرگز زیر بار مشروعیتبخشی به ظلم و حاکمیت باطل نمیروند. اگر مذاکره به جایی برسد که از انسان بخواهند ظلم را امضا کند یا حاکمیت نامشروع را تأیید نماید، دیگر آن کار مذاکره نیست؛ بلکه همان بیعت است. امام حسین (ع) حتی در سختترین شرایط از شهادت علیاصغر و علیاکبر تا اسارت حضرت زینب (س)، زیر بار این نوع ذلت نرفت و هرگز حاضر نشد با بیعت خود، مشروعیتی به یزید ببخشد.











نظر شما