به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری حوزه به نقل از اسلامی آنالیز، پروفسور نیک مینارد، جراح انگلیسی و رئیس هیئت امنای شورای بینالمللی آموزش پزشکی که سالها در غزه به فعالیتهای درمانی و پزشکی مشغول بوده است، ابعاد تکاندهندهای از جنگ اسرائیل در غزه را روایت کرد. وی با اشاره به چهار هفته فعالیت خود در بیمارستان ناصر در سال گذشته، گفت مشاهداتش نشان میدهد که نیروهای اسرائیلی ابتدا مردم غزه را بهطور عمدی در معرض گرسنگی قرار داده و سپس مراکز توزیع کمکهای بشردوستانه را به «تلههای مرگ» تبدیل کردهاند.
کودک ۱۲ سالهای که روی تخت جراحی جان داد
مینارد با تأکید بر اینکه اسرائیل از غذا و کمکهای انسانی بهعنوان سلاح استفاده میکند، خاطرهای را که به گفته او هرگز از ذهنش پاک نمیشود، چنین بازگو کرد:
«در چهارمین روز حضورم در بیمارستان ناصر، یکی از همکاران جراح فلسطینی مرا فوراً به اتاق عمل فراخواند. روی تخت جراحی، پسر ۱۲ سالهای قرار داشت که در یکی از مراکز توزیع غذا و کمکهای انسانی هدف گلوله قرار گرفته بود. خانوادهاش گفتند که او تنها برای تهیه غذا برای خانواده خود رفته بود که مستقیماً از سوی یک سرباز اسرائیلی هدف قرار گرفت. خونریزی شدیدی داشت. تمام تلاش خود را برای نجات جانش انجام دادم، اما موفق نشدیم و او روی همان تخت جراحی در دستان ما جان سپرد. این صحنه به معنای واقعی کلمه وحشتناک بود.»
سربازان، کودکان غیرنظامی را به هدف تیراندازی تبدیل کرده بودند
این جراح انگلیسی با بیان اینکه نیروهای اسرائیلی تنها به تخریب نظامی اکتفا نمیکردند و کودکان غیرنظامی را نیز عملاً به اهداف تیراندازی تبدیل کرده بودند، از الگوی تکرارشونده جراحات در میان مجروحان سخن گفت.
وی اظهار داشت: «در روزهای بعد، با همکارانم در بخش اورژانس گفتوگوهای طولانی داشتم. آنها میگفتند که همواره با یک الگوی مشابه از جراحات روبهرو میشوند و ما نیز شخصاً شاهد آن بودیم. برای مثال، یک روز ۱۹ نوجوان به بیمارستان منتقل شدند که همگی فقط از ناحیه سر یا گردن هدف قرار گرفته بودند. روزی دیگر بیمارانی آوردند که زخمهایشان صرفاً در ناحیه سینه متمرکز بود. روز بعد، تمام جراحات در ناحیه شکم قرار داشت. حتی یکبار چهار نوجوان را به بیمارستان آوردند که هیچ زخمی در سایر نقاط بدن نداشتند و فقط از ناحیه اندام تناسلی مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند.»
تلههای مرگ در مراکز توزیع کمکهای انسانی
مینارد تأکید کرد که چنین الگوهایی نمیتواند نتیجه تصادف یا خسارات جانبی جنگ باشد و افزود: «نوع جراحات و شباهت محل اصابت گلولهها نشان میداد که مسئله فراتر از یک اتفاق تصادفی است. شرایط به گونهای بود که گویی سربازان اسرائیلی با این افراد مانند اهداف تمرین تیراندازی رفتار میکردند. مجروحانی که زنده مانده بودند، خانوادههایشان و کارکنان درمانی حاضر در مراکز توزیع غذا، همگی روایت مشابهی داشتند: آنها با چشم خود دیده بودند که سربازان اسرائیلی بهطور عمدی به سوی نوجوانان شلیک میکنند.»
وی همچنین درباره نحوه عملکرد مراکز توزیع کمکها گفت: «مواد غذایی در یک نقطه متمرکز میشد و مثلاً فقط برای ۲۰۰ نفر کافی بود، اما سربازان اسرائیلی اجازه میدادند جمعیتی ۴۰۰، ۵۰۰ یا حتی ۶۰۰ نفره در آنجا تجمع کنند و سپس آنها را وادار میکردند از یک گذرگاه باریک عبور کنند. بهصورت عمدی هرجومرج ایجاد میشد، مردم یکدیگر را هل میدادند و درست در همان لحظه نیروها شروع به تیراندازی میکردند. واقعیت تردیدناپذیر این است که بخش بزرگی از این نوجوانان بیگناه که تنها برای تأمین غذا برای خانواده خود آمده بودند، عمداً هدف قرار گرفته و زخمی شدند.»
هیچ فعالیت نظامی ندیدم؛ به همه بخشها دسترسی داشتم
مینارد همچنین ادعاهای مطرحشده در برخی رسانههای غربی و از سوی مقامهای غربی مبنی بر استفاده نیروهای مقاومت از بیمارستانها را رد کرد.
وی گفت: «فقط درباره چیزهایی صحبت میکنم که شخصاً دیدهام. در تمام مدتی که در بیمارستانهای ناصر و الاقصی کار میکردم، هیچ نشانهای از حضور نیروهای مسلح حماس مشاهده نکردم. همین مسئله درباره بازدیدهای متعدد من از بیمارستانهای شفا و اروپا، پیش و پس از هفتم اکتبر نیز صادق است. هیچگاه اثری از فعالیت نظامی حماس ندیدم. افزون بر این، در همه این بازدیدها امکان دسترسی آزاد به تمام بخشهای بیمارستان را داشتم و هیچ منطقه ممنوعهای برای من وجود نداشت. در بخشهای درمانی و پزشکی فعالیت میکردم و هیچ نشانهای از حضور نیروهای مقاومت در آنجا مشاهده نکردم.»
وی افزود: «مناطقی که هدف حمله قرار میگرفتند، دقیقاً بخشهای درمان و مراقبت پزشکی بودند. هنگامی که نیروهای اسرائیلی در زمان حضور من این بخشها را بمباران کردند، هیچ مدرکی درباره وجود اهداف نظامی ارائه ندادند.»
حمله به خانههای امن و بخشهای مراقبت ویژه
مینارد در ادامه گفت سازوکار هماهنگی امنیتی برای حفاظت از کارکنان پزشکی نیز مانع حملات نشده است.
او توضیح داد: «در ژانویه ۲۰۲۴ در بیمارستان الاقصی در دیرالبَلَح مشغول جراحی بیماری بودم که در اثر انفجار بمب زخمی شده بود. در همان زمان، یک موشک مستقیماً به بخش مراقبتهای ویژه که در نزدیکی محل حضور من قرار داشت اصابت کرد. همکاران فلسطینی ما هر روز برای تأمین امنیت مسیرها و بیمارستانها با ارتش اسرائیل هماهنگی میکردند، اما این حمله نقض آشکار همان سازوکار هماهنگی بود.»
وی همچنین اظهار داشت: «خانه امنی که در آن اقامت داشتیم، مدت کوتاهی پس از بازگشت ما به انگلیس و زمانی که گروه دیگری از پزشکان انگلیسی در آن حضور داشتند، مستقیماً توسط نیروی هوایی اسرائیل بمباران شد و همکارانم زخمی شدند.»
روایت «خسارت جانبی» و واکنش وزیر خارجه انگلیس
مینارد گفت پس از این حادثه موضوع را با دیوید کامرون در میان گذاشته است.
او افزود: «این موضوع را برای لرد کامرون توضیح دادم. او گفت مسئله را با همتای اسرائیلی خود مطرح کرده و پاسخ اسرائیل این بوده که حمله عمدی نبوده، خانه فقط دچار "خسارت جانبی" شده و هدف اصلی ساختمان مجاور بوده است. در حالی که تنها دلیل انتخاب آن خانه برای سکونت ما این بود که نزدیکترین ساختمان به آن حدود ۲۵۰ متر فاصله داشت. بنابراین اساساً ساختمانی مجاور آن وجود نداشت. این یک دروغ آشکار و غیرقابل انکار بود که به وزیر خارجه ما در آن دوران ارائه شده بود.»
قطع کابل تجهیزات پزشکی؛ هدف، غیرقابلزیست کردن غزه
این جراح انگلیسی در پایان گفت تخریب مراکز درمانی تنها به بمباران از راه دور محدود نبوده، بلکه در جریان عملیات زمینی نیز تجهیزات پزشکی بهصورت سازمانیافته از بین رفتهاند.
وی اظهار داشت: «آنها فقط بیمارستانها را بمباران نکردند. نیروهای زمینی اسرائیل وارد این مراکز شدند و تأسیسات را بهطور سیستماتیک تخریب کردند. وارد آزمایشگاهها شدند و دستگاههای آزمایش خون را شکستند. یکی از همکاران نزدیک انگلیسی من با چشمان خود دید که کابل دستگاههای سونوگرافی را یکییکی قطع کردند تا غیرقابل استفاده شوند. دستگاههای دیالیزی را که بیماران را زنده نگه میداشتند نابود کردند. تمام این اقدامات با هدف فروپاشی کامل زیرساختهای درمانی و جلوگیری از استفاده مجدد از آنها انجام شد. همه این اقدامات بخشی اساسی از سیاستی است که هدف آن غیرقابلزیست کردن غزه و پاکسازی جمعیتی این منطقه است.»










نظر شما