به گزارش خبرگزاری حوزه از تهران، حجتالاسلام والمسلمین حسین انصاریان در دومین جلسه سخنرانی ماه محرم در حسینیه بنیالزهرا (طریقت)، با اشاره به تقسیمبندی انسانها در قرآن کریم اظهار داشت: قرآن مجید مردم جهان را در هر عصر و قرنی به چهار گروه کافران، مشرکان، منافقان و مؤمنان تقسیم کرده است و آنچه در این زمینه اهمیت دارد این است که رفتار، اخلاق، منش و سبک زندگی هر یک از این گروهها بر پایه اعتقادی است که به آن پایبند هستند؛ کافر بر اساس کفر، مشرک بر اساس شرک، منافق بر اساس نفاق و مؤمن بر اساس ایمان زندگی میکند.
وی افزود: خداوند در قرآن کریم آثار وجودی کافران را در دنیا، هنگام مرگ و در قیامت بیان کرده است، اما یکی از مهمترین مطالب قرآن این است که کافران با وجود انکار حق، معاد، حلال و حرام الهی، از رحمت عام پروردگار محروم نیستند.
این استاد اخلاق با اشاره به دعای حضرت ابراهیم(ع) هنگام بنای کعبه گفت: ابراهیم خلیل(ع) از خداوند درخواست کرد که سرزمین مکه را امن قرار دهد و روزی اهل ایمان را از انواع نعمتها و محصولات تأمین کند؛ اما خداوند در پاسخ فرمود: «وَمَن کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلًا»، یعنی حتی کافران را نیز تا زمانی که در دنیا هستند از نعمتها و روزی بهرهمند میکنم و سفره رزق آنان را قطع نخواهم کرد، هرچند حساب آنان در آخرت جدا خواهد بود.
وی ادامه داد: خداوند حاضر نیست نان دشمن، مخالف و منکر خود را قطع کند و این جلوهای از رحمت عام الهی است. اینکه میبینیم بسیاری از کافران، ظالمان و جنایتکاران نیز در دنیا از امکانات و نعمتها برخوردارند، ناشی از رحمت رحمانی خداوند است، نه رضایت او از کردار آنان.
حجتالاسلام والمسلمین انصاریان با اشاره به حدیث «تخلقوا بأخلاق الله» تصریح کرد: انسان مؤمن باید خود را به اخلاق الهی بیاراید؛ همانگونه که خداوند روزی بندگان را قطع نمیکند، انسان نیز نباید نان کسی را ببرد و باید اهل اطعام و کمک به دیگران باشد.
وی با بیان نمونههایی از سیره اهلبیت(ع) اظهار داشت: امام صادق(ع) در مسیر بازگشت از مکه، هنگامی که مردی مسیحی را در آستانه مرگ بر اثر تشنگی دیدند، دستور دادند فوراً به او آب برسانند و فرمودند: من به دین او کاری ندارم؛ او تشنه است و در حال جان دادن.
استاد حوزه علمیه همچنین به روایتی از امیرالمؤمنین علی(ع) اشاره کرد و گفت: حضرت علی(ع) روزی پیرمردی مسیحی را دیدند که از ناتوانی در کار کردن به گدایی روی آورده است. هنگامی که متوجه شدند او در دوران جوانی برای حکومت اسلامی کار کرده و اکنون به دلیل کهولت سن از کار افتاده است، دستور دادند از بیتالمال برای او مستمری ماهانه تعیین شود تا تا پایان عمر زندگیاش تأمین گردد.
وی افزود: این همان اخلاق الهی است که در قرآن نیز تجلی یافته است؛ خداوند به حضرت ابراهیم(ع) فرمود که رزق و نعمتهای دنیا را تنها به مؤمنان اختصاص نمیدهد، بلکه کافران نیز تا پایان عمر از آن بهرهمند خواهند بود.
حجتالاسلام والمسلمین انصاریان با اشاره به روایتی از واقعه عاشورا خاطرنشان کرد: نقل شده است که در روز عاشورا، پیرمرد نیازمندی به امام حسین(ع) مراجعه کرد و درخواست کمک نمود. حضرت نیز بقچهای از اموال خود را به او بخشیدند و او را دست خالی بازنگرداندند.
وی در ادامه با اشاره به آیهای از سوره ممتحنه گفت: خداوند میفرماید اگر در کنار شما مشرک، بتپرست یا کافری زندگی میکند که با شما نجنگیده و شما را از خانه و کاشانهتان بیرون نکرده است، نه تنها از نیکی کردن به او نهی نمیشوید، بلکه مأمورید با او به عدالت رفتار کنید؛ چراکه خداوند نیکوکاران را دوست دارد.
این مفسر قرآن کریم در بخش دیگری از سخنان خود به مسئله انکار خدا و معاد پرداخت و اظهار داشت: کافران میگویند خدا و قیامت وجود ندارد، اما قرآن از آنان مطالبه دلیل میکند و میفرماید: «قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ»؛ اگر راست میگویید برای ادعای خود دلیل بیاورید.
وی افزود: قرآن برای هدایت این گروه سه راهکار ارائه کرده است؛ نخست گفتوگو بر پایه حکمت و استدلال علمی، دوم موعظه نیکو و خیرخواهانه و سوم جدال و مناظره به بهترین شیوه. خداوند در آیه «ادْعُ إِلَیٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» این سه روش را بیان کرده است.
استاد انصاریان سپس به برخی نمونههای تاریخی در اثبات وجود خداوند اشاره کرد و گفت: نقل شده است فردی در سامرا در حضور جمعی از مسئولان و دانشمندان ادعا میکرد که خدا وجود ندارد. در آن مجلس، ابن سکیت که از دانشمندان بزرگ شیعه بود، حاضر شد و برای پاسخ به او مثالی آورد. ابن سکیت به آن شخص گفت امروز در کنار دجله قایقی دیدم که بدون پاروزن، خود به خود حرکت میکرد، مسافر سوار میکرد و آنان را به مقصد میرساند. آن مرد با تعجب گفت این سخن غیرعقلانی است و چنین چیزی ممکن نیست. ابن سکیت پاسخ داد: اگر یک قایق کوچک بدون گرداننده نمیتواند حرکت کند، چگونه میگویی این جهان عظیم بدون خالق و تدبیرکننده به وجود آمده است؟ قرآن درباره چنین استدلالی میفرماید: «فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ»؛ آن فرد درمانده و ساکت شد.
وی همچنین داستانی از یک پادشاه منکر خدا و وزیر مؤمن او نقل کرد و گفت: وزیر برای اثبات وجود خالق، در شکارگاهی خانهای ساخت و هنگامی که پادشاه از سازنده آن پرسید، پاسخ داد این خانه خود به خود از زمین روییده است. پادشاه این سخن را نپذیرفت و گفت هیچ بنایی بدون سازنده به وجود نمیآید. وزیر نیز در پاسخ گفت اگر یک خانه بدون سازنده قابل تصور نیست، چگونه جهان عظیم هستی را بیآفریننده میدانی؟ و بدین ترتیب پادشاه به اشتباه خود اعتراف کرد.
این استاد حوزه علمیه با تأکید بر اینکه همه پدیدههای جهان نشانهای از وجود خالق هستند، اظهار داشت: امروز نیز دانشمندان میدانند هیچ حرکتی بدون محرک وجود ندارد. از حرکت سوزنهای کارخانه گرفته تا حرکت هواپیما و خودرو، همه نیازمند عامل محرک هستند و جهان هستی نیز از این قاعده مستثنا نیست.
وی با اشاره به حکایتی از یک پیرزن چادرنشین در زمان پیامبر اکرم(ص) گفت: پیامبر(ص) از پیرزنی که با چرخ نخریسی کار میکرد پرسید چگونه خدا را شناختهای؟ پیرزن دست خود را از روی چرخ برداشت و گفت: این چرخ بدون گرداننده از حرکت میایستد؛ پس چگونه ممکن است چرخ عظیم آفرینش بدون گرداننده باشد؟ پیامبر(ص) نیز این استدلال ساده اما عمیق را تأیید کردند.
حجتالاسلام والمسلمین انصاریان در پایان خاطرنشان کرد: برای استحکام باور به خداوند باید به آیات قرآن درباره آفرینش، دعاهای اهلبیت(ع) مانند دعای عرفه، خطبه اول نهجالبلاغه و روایات مربوط به خلقت مراجعه کرد و در آثار شگفتانگیز جهان هستی اندیشید.
انتهای پیام/










نظر شما