خبرگزاری حوزه | حسین صفارزادگان، فیلمساز و انیماتور، در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه انیمیشن بیش از آنکه یک قالب مخصوص کودک باشد، یک ابزار روایت است، اظهار کرد: وقتی درباره ظرفیت انیمیشن برای پرداختن به موضوعات مذهبی و تاریخی مانند عاشورا صحبت میکنیم، ابتدا باید این نگاه را کنار بگذاریم که انیمیشن الزاماً رسانهای برای مخاطب خردسال است. امروز در جهان نمونههای فراوانی وجود دارد که نشان میدهد انیمیشن میتواند برای گروههای سنی مختلف تولید شود و حتی در برخی موارد آثار بزرگسال در این قالب موفقتر از آثار رئال عمل کردهاند.
وی ادامه داد: با این حال، زمانی که وارد فضای تولید محتوای مذهبی بهویژه درباره واقعه عاشورا میشویم، معمولاً تصور غالب این است که چون مخاطب کودک است، صرفاً باید یک روایت سادهتر ارائه شود؛ در حالی که مسئله اصلی سادهسازی نیست، بلکه ترجمه مفهوم به زبان مخاطب است. این تفاوت بسیار مهمی است که گاهی در تولیدات ما نادیده گرفته میشود.
صفارزادگان با اشاره به برخی تجربههای موجود در حوزه انیمیشن عاشورایی افزود: متأسفانه در برخی آثار، سازندگان به دلیل اهمیت و سنگینی موضوع، همان ادبیات و روایت بزرگسال را بدون تغییر وارد فضای کودک میکنند. در نتیجه اثری تولید میشود که اگرچه ظاهرش انیمیشن است اما روح و زبان کودکانه ندارد. کودک با آن ارتباط برقرار نمیکند و اثر به هدف تربیتی و فرهنگی خود نمیرسد.
این انیماتور تأکید کرد: ما باید یاد بگیریم هر موضوعی وقتی وارد یک رسانه میشود، باید زبان همان رسانه را پیدا کند. همچنین وقتی برای یک گروه سنی خاص تولید میکنیم، باید منطق دریافت آن مخاطب را بشناسیم. موضوعات تاریخی و مذهبی الزاماً نباید سنگین، تلخ و دشوار روایت شوند تا ارزش خود را حفظ کنند.
وی گفت: اتفاقاً انیمیشن از بسیاری قالبهای دیگر جلوتر است و ظرفیت بیشتری برای بیان مفاهیم مهم دارد. این مدیوم میتواند اتفاقهای بزرگ تاریخی، مفاهیم اعتقادی، ارزشهای انسانی و حتی پیچیدهترین موضوعات را به شکلی قابل فهم و اثرگذار منتقل کند، اما شرط آن شناخت درست زبان روایت است.
صفارزادگان با اشاره به برخی آثار تولید شده در این حوزه اظهار کرد: در سالهای گذشته چند انیمیشن با محوریت عاشورا و محرم ساخته شدهاند که تلاشهای ارزشمندی بودهاند اما شخصاً در بعضی موارد احساس کردم ارتباط مخاطب کودک با آنها بهدرستی شکل نگرفته است. مسئله این نیست که اثر از نظر فنی ضعیف بوده، بلکه سؤال این است که آیا کودک واقعاً با آن جهان ارتباط برقرار کرده است؟
وی افزود: من خودم پدر دو فرزند هستم و وقتی برخی از این آثار را میبینم از خودم میپرسم آیا واقعاً این تصویر، این فضای تیره، این حجم از نشانههای جنگ، شمشیر، خشونت و اندوه میتواند کودک را جذب کند؟ آیا کودک بعد از دیدن آن به فهم مفهوم عاشورا نزدیکتر میشود یا صرفاً از فضا فاصله میگیرد؟
این فیلمساز انیمیشن با تأکید بر اهمیت شیوه مواجهه با مخاطب کودک بیان کرد: کودک قرار نیست همان احساسی را تجربه کند که یک بزرگسال از مواجهه با تصاویر حماسی یا سوگوارانه دریافت میکند. کودک نیاز دارد ابتدا وارد قصه شود، شخصیتها را دوست داشته باشد، جهان داستان را بشناسد و بعد به لایههای عمیقتر مفهوم برسد.
وی ادامه داد: یکی از مشکلات جدی در این حوزه به ساختار سفارش بازمیگردد. اغلب پروژههای مذهبی و تاریخی از جنس پروژههای سفارشی هستند و در چنین شرایطی معمولاً سفارشدهنده تعیین میکند که روایت چگونه باشد، طراحی بصری چه شکلی داشته باشد و حتی در مواردی درباره جزئیات هنری هم تصمیم میگیرد.
صفارزادگان افزود: در چنین شرایطی تولیدکننده بیشتر تلاش میکند رضایت سفارشدهنده را جلب کند تا اینکه به فکر تجربه واقعی مخاطب باشد. در حالی که اگر سفارشدهنده دانش کافی در این زمینه داشت، خودش وارد تولید میشد. طبیعتاً او به دلیل نداشتن تخصص سراغ گروه تولید آمده اما در عمل گاهی امکان اعتماد به تیم خلاق شکل نمیگیرد.
وی تصریح کرد: مسئله اصلی این است که باید میان سفارشدهنده و تولیدکننده یک زبان مشترک ایجاد شود؛ بهویژه در موضوعات مهمی مانند موضوعات دینی و مذهبی. هر دو طرف باید به نقطهای برسند که خروجی نهایی هم از نظر محتوایی قابل دفاع باشد و هم از نظر رسانهای مؤثر عمل کند.
این انیماتور اظهار کرد: سفارشدهنده باید بپذیرد که اگر قرار است اثری برای کودک ساخته شود، تولیدکننده بهتر از هر فرد دیگری سازوکار ارتباط با کودک را میشناسد. اعتماد به تیم خلاق به معنای عبور از ارزشها نیست، بلکه به معنای رسیدن بهتر به همان اهداف است.
وی با اشاره به تجربههای موفق جهانی گفت: ما در دنیا نمونههای زیادی داریم که موضوعات بسیار جدی و تاریخی را در قالب انیمیشن روایت کردهاند. حتی درباره شخصیتهای مذهبی نیز آثار متعددی تولید شده که با وجود حفظ احترام و خطوط قرمز، کاملاً کودکمحور طراحی شدهاند.
صفارزادگان ادامه داد: یادم میآید برخی آثار خارجی که درباره موضوعات مرتبط با حضرت مسیح ساخته شدهاند، روایت بسیار لطیفی دارند. قصه از زاویه دید شخصیتهای فرعی یا حتی حیوانات روایت میشود. مخاطب کودک بدون اینکه مستقیم وارد فضای سنگین تاریخی شود، با داستان همراه میشود و در نهایت به مفهوم اصلی میرسد.
وی توضیح داد: گاهی در این آثار حیوانات حرف میزنند، شخصیتهای فرعی مرکز روایت قرار میگیرند یا اتفاقات از زاویهای غیرمستقیم نمایش داده میشوند؛ اما نتیجه این است که کودک تا پایان همراه میماند و پیام را دریافت میکند.
این فیلمساز تأکید کرد: ما هم میتوانیم چنین تجربههایی داشته باشیم. لزوماً قرار نیست برای انتقال مفاهیم عاشورایی فقط سراغ بازسازی مستقیم صحنههای تاریخی برویم. میتوان از قصههای فرعی، نگاه کودکانه، استعارهها و روایتهای نرمتر استفاده کرد تا کودک خودش به مفهوم نزدیک شود.
وی گفت: متأسفانه وقتی چنین پیشنهادهایی به کارفرما ارائه میشود، همیشه با استقبال مواجه نمیشود؛ چون برای خود سفارشدهنده هم قابل هضم نیست. او نمیتواند خودش را جای کودک بگذارد و تصور میکند همان چیزی که برای خودش تأثیرگذار است، برای کودک هم جذاب خواهد بود.
صفارزادگان افزود: گاهی فرد بزرگسال از دیدن تصاویر تلخ، فضای تاریک و روایتهای سنگین احساس تأثر و درگیری عاطفی میکند و تصور میکند کودک هم همین تجربه را خواهد داشت؛ در حالی که کودک ممکن است صرفاً دچار ترس یا فاصله گرفتن از موضوع شود.
وی اظهار کرد: این مسئله فقط مختص آثار مذهبی نیست و حتی در آثار تاریخی هم دیده میشود. هنوز در بسیاری موارد یاد نگرفتهایم که چگونه به موضوعات جدی نزدیک شویم تا هم حرمتها حفظ شود و هم مخاطب واقعاً با اثر ارتباط برقرار کند.
این انیماتور در پایان گفت: اگر بتوانیم زبان کودک را جدی بگیریم و به تولیدکننده اعتماد بیشتری داشته باشیم، انیمیشن میتواند یکی از مؤثرترین ابزارهای انتقال مفاهیم عاشورایی و دینی باشد؛ ابزاری که نهتنها کودک را از موضوع دور نمیکند، بلکه او را با قصه همراه میسازد و زمینه فهم عمیقتر مفاهیم را فراهم میکند. هدف نهایی این نیست که کودک فقط یک واقعه را ببیند؛ هدف این است که معنا را لمس کند و با آن ارتباط برقرار کند.
انتهای پیام










نظر شما