به گزارش خبرگزاری حوزه، در طول تاریخ، هر جا انسانی حضور و ظهور دارد، مخاطب کربلای حسینی است. نهضت سیدالشّهدا(علیهالسلام) قضیهای شخصی نیست، بلکه همانند سایر نهصتهای اولیای بزرگ خدا جریانی تاریخی است که سنّت الهی محسوب میشود.
از این رو، حماسه عاشورا برای همهی ما یقیناً پیام دارد؛ زیرا سنّتهای الهی بر همگان و در همه عصرها و نسلها جاری است و محدود به زمان و مکان مخصوص و افرادی خاص نیست.
حماسه عاشورا پیامهای متعددی برای ما دارد، یکی از مهمترین آن پیامها، نحوه مواجهه ما با دشمنان است. جهت تبیین این موضوع با حجتالاسلام سجاد کشاورز از پژوهشگران و فعالان رسانهای به گفتوگو نشستیم.

حماسه عاشورا در مواجهه با دشمن چه پیام هایی برای ما دارد؟
بسم الله الرحمن الرحیم. حماسه عاشورا، یک «راهبرد کامل الهی» برای مواجهه با نظامهای طاغوتی و جبهه باطل است که در ابعاد زیر قابل تبیین است:
۱. عزتمداری و ذلتناپذیری: امام حسین(علیهالسلام) در روز عاشورا فریاد «هیهات منا الذلة» سر داد، یعنی عزت مؤمن با ذلت جمع نمیشود. در عرصه رویارویی با دشمن، هرگونه عقبنشینی از اصول و ارزشها، نه تنها گرهگشا نیست، بلکه موجب جسارت بیشتر دشمن میشود. امروز نیز دشمن با تحریمهای ظالمانه و جنگ رسانهای به دنبال ذلیلکردن نظام اسلامی است و پیام عاشورا، مقاومت بدون مصالحه در اصول است.
۲. بصیرت و دشمنشناسی: امام حسین(علیهالسلام) در شب عاشورا یاران خود را امتحان کرد تا افراد ناآگاه و سستایمان از کاروان حق جدا شوند. این الگوست که در هر مواجههای، نخست باید دشمن را با صفات و اهدافش شناخت. امروز دشمن با لباس مذاکره، رفع تحریم یا حتی حقوق بشر وارد میشود، ولی هدف نهایی او تضعیف باورهای دینی و استقلال سیاسی ماست. عاشورا به ما میآموزد که فریب ظاهر فریبندهٔ دشمن را نخوریم.
۳. نقش تبیین در کنار قیام: حضرت زینب (سلاماللهعلیها) و امام سجاد(علیهالسلام) پس از واقعه عاشورا، خطبههای آتشین ایراد کردند و چهرهٔ واقعی بنیامیه را افشا نمودند. این یعنی جهاد تبیین، بهاندازهٔ جهاد نظامی اهمیت دارد. در مواجهه با دشمن، ما وظیفه داریم با بیانی شیوا و منطقی، حقانیت راه خود را برای افکار عمومی جهان تبیین کنیم و اجازه ندهیم که دشمن، روایتِ خودش را غالب کند.
۴. نصرت الهی به جای اتکا به ظواهر: امام حسین(علیهالسلام) با یارانی اندک اما مخلص، در برابر سپاه انبوه ایستاد و نشان داد که پیروزی به تعداد نیست، بلکه به تأیید الهی و اخلاص است. امروز نیز اگرچه دشمن از نظر نظامی و اقتصادی برتر نمایی میکند، اما با تکیه بر وعدهٔ الهی «إِنَّ اللهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوْا» و پشتوانهٔ مردمی، میتوان در این میدان سربلند بود.
چرا در روابط و مذاکرات سیاسی نباید به دشمنان اعتماد کرد؟
از منظر قرآن کریم، روایات و سیرهٔ معصومین(علیهمالسلام)، اعتماد به دشمنانِ قسمخورده، نه تنها جایز نیست، بلکه ممنوع شرعی و عقلی است:
۱. نص قرآنی: خداوند متعال در آیه ۱۲۰ سوره بقره میفرماید: «وَ لَن تَرْضَی عَنکَ الْیَهُودُ وَ لَا النَّصَارَی حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»؛ یعنی هرگز یهود و نصاری از شما راضی نمیشوند مگر آنکه از آیینشان پیروی کنید. این یک قاعدهٔ تغییرناپذیر در روابط با دشمنان کافر و مستکبر است؛ ذات آنها با ایمان و استقلال ما سازگاری ندارد.
۲. سیرهٔ علوی: امیرالمؤمنین(علیهالسلام) در نامهٔ خود به مالک اشتر میفرمایند: «هرگز دشمن را در امان مدار که او برای تو نیرنگ میزند و اگر نزدیکترین خویشاوندان تو هم باشد، نباید اعتماد کنی.» اعتماد به دشمن یعنی او را بر نقاط ضعف خود آگاه ساختن و این، خلاف تدبیر عقلانی است.
۳. تفاوت مذاکره با اعتماد: مذاکره یک «ابزار عقلی» برای مدیریت تنشهاست و هیچ اشکالی ندارد، به شرط آنکه با چشمی باز و پشتوانهٔ قدرت دفاعی و اقتصادی انجام شود. اما اعتماد یعنی سلاح خود را زمین گذاشتن و تکیه به وعدههای آنان. تجربهٔ تاریخ انقلاب از مذاکرات الجزایر تا برجام نشان داده که طرف مقابل، به محض تأمین منافع خود، پیمانشکنی میکند. اعتماد آنان را جریتر و ما را ضعیفتر میسازد.
۴. نتیجهٔ عملی اعتماد: اعتماد به دشمن، موجب «خودباختگی» و «وابستگی» میشود. وقتی ملتی به بیگانه تکیه کند، انگیزهٔ تولید و خودکفایی را از دست میدهد و این همان چیزی است که دشمن به دنبال آن است. عاشورا هم به ما آموخت که به وعدهٔ کوفیان اعتماد نکنیم، که اگر امام حسین (ع) به آن وعدهها دل میبست، کاروان حق با خیانت مواجه میشد.
۵. راهکار اسلامی: ما با دشمن گفتوگو میکنیم، اما با ذکر «حُسن ظن و با حُسن تدبیر» و با استناد به آیهٔ شریفه «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»، هیچگاه قدرت خود را رها نمیکنیم. اعتماد ما فقط به خداوند متعال، ولایت فقیه و ملت هوشمند ایران است.
انتهای پیام/











نظر شما