به گزارش خبرگزاری حوزه، بی هیچ شک و شبههای، محرم امسال، عاشوراییترین محرم معاصر برای مردم ماست؛ مایی که در ایام سوگ عزای آل الله، همچنان داغدار امام و رهبر شهیدمان هستیم و قرار است چند روز بعد از عاشورای حسینی، عاشورای دیگری در ایران اسلامی در تشییع پیکر مطهر قائد شهید رقم بزنیم.
ملتی که به ویژه بعد از جنگ رمضان، شاهد شهادت رهبر عزیزش و البته جمع قابل توجهی از زنان و کودکان بیگناه و همچنین فرماندهان و رزمندگانش بوده، تنها گوشهای از مصیبت شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) و واقعه عاشورا را درک کرده، با این همه آنچه این داغ را به روضه مجسم تبدیل نموده، کیفیتِ عروج ایشان است، چه آن که رهبر شهید ما در قامت "شیبالخضیب" به دیدار معبود شتافت. شخصیتی که عمری با اشک بر حضرت ثارالله(ع) زیست و در نهایت در ماه مبارک رمضان، با زبان روزه و لبِ تشنه، آن هم به تأسی از جدّ غریبش در مسلخ عشق ذبح شد.
آنچه مسلم است این که شهادت در مرام و مکتب شیعه، بیش از هر چیز با نام و یاد حضرت اباعبداللهالحسین(ع) گره خورده است، چه آن که بر همین اساس، شیعه همواره حیات خود را مدیون اقامه عزای سالار شهیدان و برپایی محافل مذهبی و هیئات حسینی بوده است، چه آن که با همین شورِ ممزوج با شعور، حقانیتش را سینه به سینه در طول تاریخ انتقال داده است.
همانطور که خونِ مطهر حسین بن علی(ع) به دست یزیدیان که مجسمه شقاوت، پستی و خوخواری در زمانه خود بودند، بر زمین ریخت، در زمانه فعلی نیز رهبرِ شهیدِ ما به دست یزیدیان و حرملههای زمان که کارنامهای جز آدمکشیِ مدرن و سفاکی ندارند، به فیض عظیم شهادت نائل آمد و بی گمان، این پیوندِ خونی اثبات میکند که کربلا یک لوکیشنِ تاریخیِ محدود در سال ۶۱ هجری نیست؛ بلکه تقابلی است مستمر که امروز در جبهه رویاروییِ مقاومت با ائتلافِ کفر و صهیونیسم متجلی شده است و اینک ما در عاشورایی ترین محرم معاصر هم سوگوار امام شهیدمان هستیم و هم پرچمدار انتقام از قاتلینش تا ثابت کنیم که همه جا کربلا و همه زمانها برایمان عاشوراست.
بر این اساس باید گفت که تاسوعا و عاشورای امسال صرفاً یک سوگواریِ تقویمی و خنثی نبوده و نیست و این ما هستیم که در اندیشهی کربلای حسین(ع) باید عاشورای امسال را به "عاشورای حسینی-خامنهای" تبدیل کنیم.
آنچه از ما در راستای دفاع از جبهه حق و حقیقت انتظار می رود این است که امسال بیش از پیش، خیمه عزای حضرت اباعبدالله(ع) را به قرارگاهِ خونخواهیِ امام خامنهای تبدیل کنیم؛ خونخواهی که البته عجین شده با تقابل تمدنی با جبهه کفر و نفاق و طاغوت تا این حرکت مقدس در نهایت به حول و قوه الهی، زمینهساز عصر ظهور موعود اُمم باشد.
کربلا از این منظر برای حقطلبان عالم مبدأ خیزش و جهاد است؛ جهادی که البته در ساحات گوناگون ساری و جاری است و در زمانهی فعلی البته جهاد تبیین، تبلور و اهمیت ویژهتری در این میان پیدا کرده است، چه آن که تداوم این مکتب و نشر آثار ناشی از آن، منوط به احساس تکلیف مضاعف در ساحت جهاد تبیین و هوشمندی و جدیت باورمندان به کربلا و عاشورا در این راستاست.
نکته حائز اهمیت دیگر این که در ژرفای اندیشه و کلام وحیانی حضرات معصومین(ع)، حقایقی نهفته که معادلات خطی و زمانمند ذهن بشر را در هم میشکند. در روایتی عمیق و تکاندهنده از امام جواد(ع) آمده که حضرت فرمودند: «اولُ ما جَری به القلم علی اللوح قَتلُ الحسین». معنای باطنی و ملکوتی این کلام آن است که پیش از آنکه چرخ زمان به گردش درآید و پیش از آنکه کالبد هستی شکل گیرد، نخستین نقشی که قلم مشیت الهی بر لوح محفوظ وجود و خلقت نگاشت، خبر شهادت سیدالشهدا(ع) بوده است.
از این حیث باید گفت که شهادت ثارالله(ع) صرفاً یک رویداد در میان رویدادهای بیشمار جهان نبوده، بلکه شروع حقیقی ماجرای جهان، کانون تپنده تاریخ و نقطه عزیمت تمام تحولات می باشد، چه آن که در هندسه الهی، کربلا دیگر یک مختصات جغرافیایی ساده روی نقشه زمین نیست، بلکه نقطه آغاز و پایان زمین است.
بر همین اساس داستان جهان و غایت تاریخ را میتوان در یک گزاره کلان خلاصه کرد: " این که حضرت امام حسین(ع) چرا کشته شد و اکنون که به عالیترین درجات شهادت نائل آمده، چگونه باید انتقام خون ایشان را گرفت؟ " و لذا مبدأ بودن کربلا معنایش همین است و این که ما منتقم خون یکی از فرزندانش در زمانه کنونی و در مواجهه با نظام سلطه هستیم از این منظر، قابلیت تحلیل و تفسیر دارد.
از سوی دیگر باید توجه داشت که مبدأ بودن به معنای برخورداری از یک نگاه آسیبشناسانه، تاریخی و مستمر است به این معنا که در این دستگاه و مکتب با چشمانی باز و بصیرتی نافذ بررسی کنیم که چه روندها، مسیرهای انحرافی، غفلتهای عمومی، سکوتهای خواص و اشتباهات استراتژیکی در جامعه اسلامی دست به دست هم دادند تا فاجعهای به عظمت عاشورا شکل بگیرد و مهمتر از آن، مبدأ بودن یعنی شناخت تکلیف؛ یعنی درک این حقیقت که اینک رسالت انسانهای آزاده و افرادی که در طول تاریخ به قتل حسین بن علی(ع) راضی نبوده و نیستند، در برابر این فاجعه و فجایع مشابه آن چیست؟
سید محمدمهدی موسوی










نظر شما