به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، خانم معصومه سادات سالک، عضو شورای علمی مرکز رشد جامعه الزهرا(س) در یادداشتی با عنوان «استکبار ستیزی؛ نتیجه شفافیت ماهیت غرب» آورده است؛
«استکبارستیزی» به عنوان یکی از «ارکان نظریه مقاومت»، زمانی به کنشی تاریخی و تمدنساز تبدیل میشود که از دو مؤلفه اساسی برخوردار باشد: «رهبری سیاسی مبتنی بر فقاهت و عدالت» (ولایت فقیه) و «پشتوانه مردمی» (اتحاد ملی). از این رو «شفاف شدن ماهیت استعماری و استبدادی غرب»، به عنوان راهبردی کلیدی در تحقق آرمان مقاومت و شکلگیری تمدن اسلامی مطرح بوده و ضرورت «تبعیت از ولی فقیه» را به عنوان «سکاندار کشتی مقاومت» و اهتمام به «اتحاد ملی» را به عنوان «سنگر مستحکم مقاومت» اجتنابناپذیر میسازد.
در این راهبرد، ۳ نکته قابل توجه است:
۱. ولایت فقیه؛ به مثابه نظریهای برای خروج از سلطه
در اندیشه سیاسی اسلام؛ به ویژه در مکتب امام خمینی (ره)، «ولایت فقیه» صرفاً یک شکل از حکومت نیست، بلکه نظریهای برای «رهایی» و «خروج از ولایت طاغوت» است.
مستکبران جهانی برای سلطه بر ملتها، نیازمند حاکمانی وابسته و عاری از مشروعیت مردمی هستند. در مقابل، «ولی فقیه» که برگرفته از آرای عمومی و متکی بر فقاهت و عدالت است، نماد نفی هرگونه سلطهپذیری در برابر قدرتهای بیگانه محسوب میشود.
شفافیت ماهیت غرب زمانی معنا مییابد که ملتها درمییابند استعمارگران برای نفوذ خود، به دنبال ترویج سکولاریسم و جدایی دین از سیاست هستند تا جوامع اسلامی را بدون «منجی و رهبر الهی» در برابر توطئهها رها سازند. اما نظریه ولایت فقیه، با متمرکز کردن قدرت در دست فقیه عادل و آگاه به مصالح جهان اسلام، مانعی مستحکم در برابر این پروژه ایجاد میکند. تبعیت از ولی فقیه در این چارچوب، نه انقیاد کورکورانه، که نوعی «بیعت آگاهانه» با جریان حق در برابر باطل است.
۲. اتحاد ملی؛ به منزله سلاح شکستناپذیر در برابر استکبار
دومین رکن استکبارستیزی کارآمد، «اتحاد ملی» است. مستکبران همواره کوشیدهاند با ایجاد تفرقههای قومی، مذهبی و سیاسی، جوامع هدف را از درون آسیبپذیر سازند. تاریخ معاصر ایران مملو از نمونههایی است که قدرتهای غربی برای پیشبرد اهداف استعماری خود، از شکافهای داخلی بهره بردهاند.
در مقابل، قرآن کریم و سنت نبوی بر «اعتصام به حبل الله» و «اخوت ایمانی» تأکید کردهاند. اتحاد ملی به مثابه «جبهه واحد» در برابر استکبار، قدرت چانهزنی ملتها را افزایش داده و هزینه سلطهگری را برای دشمنان غیرقابل تحمل میسازد. این اتحاد زمانی پایدار خواهد ماند که ذیل پرچم ولایت و با هدف مشترک «نفی سلطه» شکل گرفته باشد. همانگونه که امام خمینی (ره) فرمودند: «اتحاد کلمه، رمز پیروزی ملت ایران بود».
۳. رابطه دیالکتیکی ولایت، وحدت و استکبارستیزی
میان این سه مؤلفه، رابطهای دوسویه و ارگانیک برقرار است:
«ولایت فقیه»، هندسه و جهتدهنده «اتحاد ملی» است. بدون این محور، وحدت ممکن است به سمت اهداف انحرافی سوق یابد.
«اتحاد ملی»، پشتوانه اجرایی و میدانی «ولایت» است. ولی فقیه بدون حضور و حمایت ملی، در تحقق آرمانهای خود ناتوان خواهد بود.
«استکبارستیزی»، ثمره طبیعی این پیوند است. وقتی ملتی با رهبری آگاه خود متحد شود، ماهیت استعماری غرب برایش کاملاً شفاف میگردد و در برابر هرگونه تطمیع یا تهدیدی مقاومت میکند.
این «مثلث طلایی»، همان رمزی است که باعث شده انقلاب اسلامی ایران با وجود همه دشمنیها، به حیات عزتمندانه خود ادامه دهد. ملت ایران با شفافیت دریافت حقیقت غرب مدرن (که در پشت نقاب تجدد، به دنبال غارت منابع و تحمیل استبداد است) و با تمسک به ولایت فقیه و حفظ اتحاد، الگویی موفق از مقاومت را به جهان عرضه کرده است.
پس «ایران همدل» آگاه باشیم که: «استکبارستیزی» زمانی به «اوج کارآمدی» خود میرسد که از «مسیر شفاف سازی ماهیت استکباری غرب» عبور کرده، با «اتحاد ملی» آمیخته و زیر سایه «ولایت فقیه» هدایت شود. این سهگانه، عزت و سربلندی ملتهای مسلمان و آزاده را تضمین میکند.
شفافیت این ماهیت، «وظیفهای تاریخی» بر دوش اندیشمندان و آحاد جامعه اسلامی و حتی همه آزادیخواهان جهان مینهد: دشمنشناسی دقیق و مقاومت آگاهانه.
بر همین اساس، آگاهانه و با عزمی راسخ در راهپیمایی روز قدس شرکت خواهیم کرد.
خانم معصومه سادات سالک
دانش آموخته سطح سه فقه و اصول جامعة الزهرا سلاماللهعلیها و دکترای فلسفه اسلامی
عضو شورای علمی مرکز رشد جامعه الزهرا سلام الله علیها











نظر شما