حدیث روز

یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۳
گروه‌های تبلیغی در میدان تشییع امام شهید؛ از خدمت‌رسانی تا روایت‌گری / نقش طلاب و مبلغین در خلق حماسه ایرانیان

حوزه/ مدیر گروه‌های تبلیغی حوزه‌های علمیه گفت: مراسم تشییع رهبر شهید، اگرچه جلوه‌ای از اندوه و دلدادگی مردم مؤمن و انقلابی است، اما در ورای این سوگ بزرگ، ظرفیتی کم‌نظیر برای خلق یک حماسه آگاهانه و جریان‌ساز نهفته است؛ حماسه‌ای که تحقق آن، بیش از همه بر عهده طلاب، مبلغین و گروه‌های تبلیغی است تا با تبیین هوشمندانه، آرامش‌بخشی اجتماعی و روایت‌گری مؤثر، این حضور پرشور مردمی را به نمادی از وحدت، بصیرت و اقتدار جبهه انقلاب تبدیل کنند.

خبرگزاری حوزه| مراسم تشییع رهبر شهید، صرفاً یک آیین سوگواری نیست؛ بلکه می‌تواند به صحنه‌ای بزرگ برای تجدید میثاق امت، نمایش اقتدار جبهه مقاومت و بازتولید سرمایه اجتماعی انقلاب تبدیل شود. در چنین آوردگاهی، طلاب و گروه‌های تبلیغی نقشی فراتر از حضور نمادین بر عهده دارند. آنان باید این میدان را از «سوگ» به «حماسه آگاهانه» ارتقا دهند؛ حماسه‌ای که در آن شور مردمی با شعور اجتماعی و بصیرت انقلابی گره بخورد.

در این مسیر، سه مأموریت اصلی پیش روی طلاب و مبلغان قرار دارد: وحدت‌آفرینی، آرامش‌بخشی و روایت‌گری. نخست، آنان باید با حضوری میدانی، منسجم و مردمی، به تقویت همبستگی ملی کمک کنند و نگذارند عظمت این حضور، گرفتار حاشیه‌ها و چندصدایی‌ها شود. امروز جامعه بیش از هر زمان دیگر به صداهای آرامش‌بخش و دعوت‌کننده به یکپارچگی نیاز دارد و طلاب می‌توانند لنگرگاه این آرامش باشند.

دوم، گروه‌های تبلیغی باید در کنار کار تبیینی، خدمت‌رسانی اجتماعی را نیز جدی بگیرند. حضور در مسیرهای تشییع، مراکز اسکان، موکب‌ها و نقاط پشتیبانی، فقط یک اقدام اجرایی نیست؛ بلکه خود نوعی تبلیغ مؤثر و مردمی است. مردم باید در رفتار و همراهی طلاب، معنای واقعی همدلی، تکریم و خدمت بی‌منت را ببینند.

سومین مأموریت، روایت‌گری هوشمندانه است. در روزگار جنگ روایت‌ها، هر طلبه می‌تواند یک رسانه باشد. ثبت و انتشار صحنه‌های حماسی، جلوه‌های همبستگی و نشانه‌های وفاداری مردم، بخشی از مسئولیت تبلیغی امروز حوزه است. اگر روایت اول این حضور عظیم به‌درستی و به‌موقع مخابره شود، تشییع رهبر شهید نه‌تنها یک واقعه تاریخی، بلکه به یک جریان الهام‌بخش و ماندگار در حافظه ملت و جبهه مقاومت تبدیل خواهد شد.

در این راستا، گفت و گویی انجام داده ایم با حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌ کلاته مدیر گروه‌های تبلیغی حوزه‌های علمیه سراسر کشور تا به نقش طلاب در مراسم با شکوه تشییع پیکر مطهر امام شهید بپردازیم.

سؤال: در رویدادی بسیار مهم و تاریخی، یعنی تشییع پیکر مطهر امام و رهبر شهیدمان قرار داریم؛ رویدادی که نه‌تنها کشور ما، بلکه عرصه‌ی بین‌الملل را نیز تحت‌تأثیر قرار داده است. پرسش بنده برای آغاز گفتگو این است که طلاب، مبلغین، اساتید و به‌ویژه گروه‌های تبلیغی چه نقشی می‌توانند ایفا کنند تا این رخداد تاریخی، صرفاً به یک آیین سوگواری محدود نمانده و به یک حرکت تأثیرگذار ملی و حتی بین‌المللی تبدیل شود؟

* فرصتِ تهدید؛ آغاز یک حماسه

«عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.» گاهی دشمن با اقداماتی که انجام می‌دهد، فرصت‌هایی ایجاد می‌کند که ما باید از آن کمال بهره را ببریم. سردار شهید حاج‌قاسم عزیز، جمله‌ی زیبایی داشتند که فرصت‌های نهفته در تهدیدها، بیش از فرصت‌های معمول است.

* شهادت رهبر، تولد یک نماد اقتدار

دشمن به زعم خود دست به این اقدام زد و امام و قائد ما، آن رهبر عزیزتر از جانمان را به آرزوی دیرینه‌اش رساند و به درجه‌ی رفیع شهادت نائل کرد. اما دشمن نیز واقف است که آیین وداع و مراسم تشییع ایشان، می‌تواند به نمادی از اقتدار بزرگ تبدیل شود.

* هراس دشمن از بازگشت مردم به میدان

هم‌اکنون نیز مشاهده می‌کنیم که دشمنان داخلی و خارجی، هراس عمیقی از این واقعه پیدا کرده‌اند. آنان خود معترف‌اند که تصور می‌کردند با گرفتن رهبر این ملت، جامعه سست شده و دیگر آن شور و حضور پیشین را در میدان نخواهد داشت.

در چهار ماهی که سپری شد، مردم که به فرموده‌ی مقام معظم رهبری، امتی مبعوث‌شده هستند، ثابت کردند که مراسم سوگواری و تشییع ایشان، در حال تبدیل‌شدن به یک حرکت عمومی در جامعه‌ی اسلامی است؛ حرکتی که تنها به ایران محدود نمی‌شود.

* تشییعی فراتر از مرزها

هم‌اکنون چندین دستگاه اتوبوس از برخی کشورها در حال حرکت به سوی ایران هستند که ما حتی تصور آن را هم نمی‌کردیم. یا همین اقدام تحسین‌برانگیزِ عراقی‌های بزرگوار و درخواستی که برای انتقال پیکر ایشان به آن کشور داشتند؛ رخدادی که در تاریخ کمتر سابقه داشته و شاید مشابهی نتوان برای آن یافت که پیکر رهبری را برای تشییع به کشوری دیگر منتقل کنند.

* از سوگ تا شعور؛ رسالت اصلی طلاب

بنابراین، نقش اصلی من و شما طلاب در این حادثه و جریان، این است که این سوگ را ـ که البته باید با شور همراه باشد، زیرا از دیرباز آموخته‌ایم که شور باید در کنار شعور قرار گیرد ـ به شعور، حماسه و حرکتی عمومی تبدیل کنیم.

* حضور مردم؛ اعلام آمادگی برای ادامه راه

به عبارت دیگر، فردی که امروز برای سوگواری حضور یافته، در واقع می‌خواهد بگوید: «ای رهبرم، من آماده‌ام.» این حضور، تجدید میثاق است. همان‌طور که سردار شیرازی در حین سخنرانی آقا یادداشت‌برداری می‌کردند و در پاسخ به این پرسش که «چه می‌نویسی؟» گفتند: «می‌نویسم تا پس از اتمام جلسه، بلافاصله کار خود را آغاز کنم.»

امروز ما، یعنی ملت ایران، در این مراسم حضور می‌یابیم تا بگوییم: «ای شهیدِ ما که نزد پروردگارت روزی می‌خوری، ما چه کنیم؟ راه چیست و تکلیف ما کدام است؟»

* وظیفه نخبگان دینی در لحظه تاریخی

این وظیفه‌ی من و شماست؛ ما طلاب، اساتید، مبلغین، گروه‌های تبلیغی و جهادی که بحمدالله عمر خود را بر سر سفره‌ی حوزه‌های علمیه و رهبری گذرانده‌ایم، باید امروز به وظیفه‌ی خود عمل کنیم.

نخست آنکه خود باید باور کنیم که این اتفاق، رویدادی فوق‌العاده است که می‌تواند مایه‌ی ناامیدی دشمن و از سوی دیگر، موجب امیدواری جبهه‌ی مقاومت شود. بی‌تردید، این رخداد، موجب خرسندی عزیزانی خواهد شد که در لبنان و غزه زیر آتش دشمن هستند؛ چرا که مشاهده می‌کنند آن کسی که به خاطر او به میدان آمده بودند، همچنان از اقتدار برخوردار است.

* جنگ روایت‌ها و ضعف در تبیین

با این حال، دشمن همچنان در حال فرافکنی است. البته قصور از جانب ما و رسانه‌های ماست که نتوانسته‌ایم این موضوع را به‌درستی تبیین کنیم. دشمن همچنان تجمعات شبانه‌ی ما را به‌عنوان یک تظاهرات تلقی می‌کند؛ زیرا ما نتوانسته‌ایم به‌درستی برای جهانیان ترسیم کنیم که این ملت شبانه گرد هم می‌آیند تا فریاد بزنند: «ای رهبرم، آماده‌ام.»

* تشییع به مثابه یک رویداد جریان‌ساز

باید از تکرار این برداشت‌های اشتباه جلوگیری کرد. این مراسم تشییع و وداع باید به رویدادی جریان‌ساز تبدیل شود و تحقق این مهم، بر عهده‌ی ما طلاب است. هیچ‌کس جز ما نمی‌تواند این ارتقای بینش را به مخاطب انتقال دهد؛ مخاطبی که حضور می‌یابد تا بگوید «هل من ناصر»ِ نائب امام زمانش را شنیده و آمده است تا بگوید: «لبیک یا خامنه‌ای.»

* تبیین معنای واقعی «لبیک یا خامنه‌ای»

ما باید مفهوم شعار «لبیک یا خامنه‌ای» را به‌درستی تبیین کنیم. این شعار به چه معناست؟ بدین معناست که ما حضور داریم و در انتظار تحقق وعده‌های داده‌شده هستیم. ما باید در همین مراسم، با آرامشی خاص اعلام کنیم که ما ایستاده‌ایم. ای مردم، ما گرد هم آمده‌ایم تا ابراز کنیم که همراه با امام شهید و امام زنده‌ی خود، منتظر اجرایی‌شدن وعده‌ها هستیم.

این رویداد باید در کمال آرامش و با رعایت احترام متقابل محقق شود. این همان روحیه‌ی مطالبه‌گری است که مقام معظم رهبری در بیانیه‌ها و نامه‌هایشان بر آن تأکید داشته‌اند. ایشان به‌گونه‌ای فرمودند که ما منتظریم؛ اما منتظر چه چیزی؟ منتظر تحقق آرمان‌های ایشان که همانا استکبارستیزی بود. اکنون نیز اعلام می‌کنیم که ما آماده‌ایم و بر آرمان استکبارستیزی پایبندیم.

* شور، شعور و حماسه در کنار سوگواری

آرمانِ رهبری، تقویت جبهه‌ی مقاومت بود و ما نیز اکنون بر همان مسیر تأکید داریم. این مراسم باید آمیزه‌ای از شور و شعور و حرکتی حماسی در کنار سوگواری باشد تا آن دستاورد مطلوب حاصل گردد.

سؤال: با توجه به گستره‌ی فعالیت‌های تبلیغی و مباحث فرهنگی، چه بایسته‌هایی برای طلاب، بدنه حوزه‌های علمیه و به‌ویژه فعالان عرصه‌ی فرهنگ و تبلیغ در این شرایط وجود دارد؟

* عبور از تبلیغ یک‌سویه به گفت‌وگوی مؤثر

یکی از بایسته‌های اساسی، گذار به فضای گفتگومحور است. روش‌های یک‌سویه که در آن صرفاً مبلغ سخن بگوید و مخاطب تنها شنونده باشد، دیگر کارآمد نیست.

* «شنونده فعال»؛ اصل مغفول در تبلیغ

یکی از وظایف مهم اساتید، مبلغین و گروه‌های تبلیغی در این مراسم، تقدمِ «شنیدن» بر «سخن گفتن» است. من این رویکرد را «شنونده‌ی فعال» می‌نامم. یکی از ارکان تبلیغ این است که مبلغ بیشتر شنونده باشد تا گوینده.

امروزه مخاطبان ما، اعم از نوجوانان، جوانان، دانش‌آموزان، دانشجویان و اصناف، دارای ذهنی پرسشگر هستند و تمایل دارند دغدغه‌های خود را ابراز کنند. بنابراین، از الزامات تبلیغی بنده در فضای مراسم تشییع، این است که شنونده‌ای فعال باشم تا با شنیدنِ دغدغه‌ها، نقاط انحراف احتمالی را شناسایی کرده و آن‌ها را به مسیر صحیح هدایت کنم.

* دست‌گیری، نه مچ‌گیری

نکته‌ی دوم و حائز اهمیت این است که مخاطب باید دریابد هدف ما دست‌گیری است، نه مچ‌گیری. متأسفانه گاهی شیوه‌ی بیان ما به گونه‌ای است که مخاطب احساس ناخوشایندی پیدا می‌کند و گمان می‌کند قصدِ مچ‌گیری داریم؛ حال آنکه هدف، دست‌گیری و هدایتِ او به سمت «الله ولیّ الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور» است.

* ضرورت سخن گفتن با زبان مخاطب

مبلغ باید مهارتِ برقراری ارتباط مؤثر و اقناع مخاطب را دارا باشد. از جمله روش‌های تحقق این امر، بهره‌گیری از ادبیاتِ روز و متناسب با فضای ذهنی مخاطب است. برای نمونه، گاهی لازم است یک طلبه به رویدادهای روز مانند مسابقات جام جهانی اشاره کند و از آن بهره ببرد.

آیا دشمنان در پی تخریب و نابودی پرچم ما نبودند؟ با این حال، شاهد بودیم که چگونه در همان مسابقات، پرچم ایران در کل ورزشگاه به اهتزاز درآمد. وقتی مبلغ این‌گونه با دانش‌آموز یا دانشجو سخن می‌گوید، تأثیرگذاری بیشتری خواهد داشت.

باید از ادبیاتِ مخاطب برای تبیین و اقناع استفاده کنیم. دیگر دوره‌ی استفاده از استدلال‌های پیچیده و سنتی برای متقاعدسازی مخاطب گذشته است؛ بلکه باید از روش‌های تعاملی، تمثیلی، تحلیلی و تبیینی بهره جست تا مخاطب به‌خوبی قانع شود..

* شناخت رنج مخاطب، مقدمه هدایت

امروزه باید از این رویکرد استفاده کرد تا در وهله‌ی نخست، بتوان وضعیت مخاطب را بررسی کرد؛ و این امر از طریق همان نکته‌ی نخست که اشاره کردم، یعنی «شنونده‌ی فعال بودن» میسر می‌گردد.

باید وضعیت او را بررسی کرد تا درک شود رنج و مشکل او کجاست؛ و پس از شناسایی دقیق آن مشکل، از طریق گفتگو و با استفاده از ادبیاتِ خودِ مخاطب، مسیر درست را در قالب‌هایی که پیش‌تر عرض کردم، به او ارائه داد. اگر این فرآیند محقق شود، مخاطبانِ دانش‌آموز و دانشجو نیز به حوزه‌ی فعالیت ما خواهند پیوست و خود را از ما متمایز نمی‌بینند. این یکی از بایسته‌های تبلیغی من است.

* تمجید صادقانه؛ تکنیکی برای پیوند با مردم

یکی دیگر از بایسته‌های تبلیغی که به نظر من در این روزها می‌تواند ارزش بسیار بالایی داشته باشد، استفاده از تکنیک «تمجید و قدردانی از مخاطب» است. همگی آگاهیم که فرزندانی که به این مراسم می‌آیند، شاید از نظر وضعیت اقتصادی شرایط مساعدی نداشته باشند. یکی از مشکلات اصلی و فراگیر در حال حاضر، مسئله‌ی سوخت است.

افرادی از کرمان، جیرفت و سیستان مسافت‌های طولانی را طی می‌کنند و با دشواری‌هایی روبه‌رو هستند. من خود چند روز پیش از میلان بازگشته‌ام و در آنجا با مشکل سوخت مواجه بودیم؛ و اگر بگویم قیمت سوخت چقدر افزایش یافته بود، شاید تعجب کنید.

بنابراین، از همان ابتدا مبلغ باید چه رویکردی داشته باشد؟ باید بگوید: «بسیار سپاسگزارم، خوش آمدید؛ شما نه به دلیل تمایل شخصی، بلکه به دعوت مقام معظم رهبری و به دلیل کرامت انسانی حضور یافته‌اید.» این نگاه، ارزش حضور آن‌ها را نشان می‌دهد.

* قدردانی از رنجی که مردم به جان خریده‌اند

با وجود تمام آن سختی‌ها، آن‌ها راه را پیموده‌اند؛ در حالی که می‌دانیم در شهر قم، به‌ویژه از نظر زیرساخت‌ها و امکانات، شرایط همیشه ایده‌آل نیست.

شاید فردی ناهار یا شام نخورده و در حرکت است، یا به دلیل بی‌خوابی از شب گذشته، چشمانش سرخ شده است؛ در چنین شرایطی، مبلغ باید بگوید: «بسیار سپاسگزارم که با این همه سختی آمدید تا نشان دهید آماده‌ی گفتن «لبیک یا خامنه‌ای» هستید.»

این شیوه باعث می‌شود مقام معظم رهبری به شکلی عمیق به شما علاقه‌مند شوند. این تکنیکِ «نوازش» و «تمجید صادقانه از مخاطب»، باید در بایسته‌های تبلیغی من و شما در این ایام گنجانده شود.

* ضرورت اتحاد در روزهای حساس / طلاب؛ لنگرگاه آرامش جامعه

از تمامی عزیزان درخواست دارم که حتماً فعالیت‌های تبلیغی خود را به سمت اتحاد و انسجام سوق دهند. می‌دانم که همه‌ی ما در حال حاضر دغدغه‌های ذهنی خاصی داریم؛ هرچند که من شخصاً به بزرگواران و به تیم مذاکره‌کننده اعتماد کامل دارم.

جناب آقای قالیباف جمله‌ی زیبایی گفت که: «زمانی که من در جلسات حضور می‌یابم، رفقای شهیدم در کنار من در حال رژه هستند.» با این حال، مسائل و ابعاد دیگری نیز وجود دارد که ما از آن‌ها آگاه نیستیم و این امری طبیعی است.

امیرالمؤمنین (ع) چه فرمودند؟ ایشان فرمودند که من باید همه‌ی سخنان را با شما در میان بگذارم، به‌جز مسائل مربوط به جنگ؛ زیرا نباید همه‌ی جزئیات جنگ را بازگو کرد. ما نیز نباید همه‌ی امور را فاش کنیم؛ باید اندکی صبر پیشه کنیم و کسانی که در این مسیر هستند نیز باید دارای صبر و بردباری باشند.

ما واقعاً در موضع برتر هستیم. در حال حاضر، ماهیت مذاکرات ما با مذاکرات گذشته متفاوت است؛ چرا که ما از موضع قدرت وارد شده‌ایم و این حقیقت است. برخی مسائل وجود دارد که نمی‌توان آن‌ها را بازگو کرد، و در واقع نباید هم بازگو شوند، زیرا بازگو کردن آن‌ها مصلحت نیست. از این رو، ما نیاز داریم که حتماً «لنگرگاه آرامش» این ملتِ خروشان باشیم؛ این وظیفه‌ی ما طلاب است.

یعنی ما باید ساحل آرامش باشیم و مردم را به سمت اتحاد و وحدت دعوت کنیم. درست است که مطالبه‌گری جایگاه خود را دارد، اما آنچه اکنون مورد نیاز است، همان اتحاد و یکپارچگی است.

* یک‌صدایی مردم، تصویر یک ملت منسجم

من از شنیدن این خبر بسیار خرسند شدم که مقرر شده است در کل مسیر تشییع، همه‌ی مردم یک‌صدا باشند. این اقدام بسیار زیبایی است؛ زیرا اگر هر کسی با خودروی خود، با بوق‌های متفاوت و با شعارهایی ناهماهنگ حرکت کند، این انسجام حاصل نمی‌شود؛ بلکه این یک‌صدایی باید از سوی تمام مردم تجلی یابد.

این وظیفه بر عهده‌ی چه کسی است؟ بر عهده‌ی من به عنوان مبلغ، بر عهده‌ی شما، و بر عهده‌ی گروه‌های تبلیغی است. شما باید لنگرگاه آرامش باشید. امیدوارم در نوشته‌ها و کپشن‌های خود نیز از این ادبیات استفاده کنید: «لنگرگاه آرامش مردم».

* انتقال انرژی مثبت به جامعه

ما طلاب باید حماسه سازِ این آرامش باشیم؛ به‌گونه‌ای که مردم چنان این حس را دریافت کنند که در یک جمله بگویند با حضور در قم، حال دلمان بسیار خوب شد. هدف این است که یک حس مثبت و خوب به جامعه منتقل شود.

بنده به عنوان یک طلبه، باید انرژی مثبت منتقل کنم. من باید همانند یک موشک بالستیکِ حامل انرژی مثبت برای مخاطبِ خود باشم. چگونه؟ در نحوه‌ی گفتار، در نحوه‌ی خوب شنیدن، در نحوه‌ی در آغوش گرفتن و در نحوه‌ی ابرازِ درکِ وضعیتِ او.

اگر این مهم محقق شود، ان‌شاءالله به حول و قوه‌ی الهی، ما هم این حرکت سوگواری و این شور را به شعور تبدیل کرده‌ایم و هم به یک لنگرگاه آرامش بدل شده‌ایم که حال دل مخاطب را بهبود بخشیده است. و هنگامی که حال دل او خوب شود، پیامد بعدی چیست؟ هنگامی که به شهر و استان خود بازمی‌گردد، حال دیگران را نیز بهبود می‌بخشد. این، وظیفه‌ی بنده به عنوان یک طلبه است.

خودِ آن فرد، با همین دو جمله‌ای که ما بیان کردیم، می‌تواند بیست بایسته‌ی دیگر بیابد تا ان‌شاءالله بتواند حال دل مخاطبان خود را بهبود بخشد.

سؤال: یکی از ابعاد بسیار مهم، بحث بازنمایی رسانه‌ای این واقعه است؛ همان‌طور که به‌درستی اشاره فرمودید، اگر ما در جاهایی دچار ضعف هستیم، عمدتاً به بحث رسانه و ضعف ما در اقناعِ مخاطب بازمی‌گردد. به‌هرروی، نهادها و مراکز گوناگون حوزوی، از آن‌جا که این موضوع یک کار ملی و همان‌گونه که فرمودید فراملی است، چگونه می‌توانند در این بازنمایی رسانه‌ای، به معنای واقعی کلمه مؤثر باشند و اهدافشان را با توجه به مباحث مخاطب‌شناسی محقق سازند؟

* از مصرف‌کننده رسانه تا تولیدکننده روایت

به نظر بنده باید این تصور که «من به عنوان یک مبلغ در کف میدان حضور دارم و خود را صرفاً یک مخاطب رسانه می‌بینم» را کنار بگذاریم؛ در عوض، بنده باید به چه چیزی تبدیل شوم؟ باید به یک «تولیدکننده‌ی محتوای رسانه‌ای» بدل شوم.

ظرفیت صدا و سیما، خبرگزاری‌ها و تمامی نهادهای فعال در حوزه، همچون خبرگزاری حوزه، رسا، فارس و سایرین، مگر چقدر است؟ در حالی که جمعیتی که برآورد شده است، چه میزان است؟

اگر نگاه بنده این باشد که نباید صرفاً مخاطب رسانه باشم، بلکه باید تولیدکننده‌ی محتوا باشم، در این صورت، از همین تلفن همراه خود استفاده خواهم کرد.

* روایت جزئیات انسانیِ مراسم

هنگامی که می‌بینم حرکتی بسیار زیبا در حال شکل‌گیری است؛ برای مثال، نوجوانان به بزرگ‌سالان و محاسن‌سفیدان احترام می‌گذارند؛ بسم‌الله، فیلم و تصویر تهیه کن و آن را به جهانیان نشان بده. خودت روایت‌گر باش. روایت کن و بگو: ای مردم، دنیا تنها به دنبال منافع خویش است؛ اما ببینید در ایران، در مراسم تشییع، فردی که خود دچار مشکل است، به فکر چه کسی است؟

درست است که شما به عنوان خبرنگار به دنبال شکار این لحظات هستید، و قرار نیست ما در کار شما دخالت کنیم؛ اما شما نمی‌توانید تمامی زوایا را مشاهده کنید. ممکن است مشاهده کنید که شخصی پلاکارد بسیار زیبایی در دست دارد؛ بسم‌الله، فیلم و عکس تهیه کنید و آن را پخش کنید. خودتان اگر کانالی دارید، آن را در کانال خود قرار دهید و همان‌جا نیز درخواست کنید که دیگران آن را منتشر کنند.

* جنگ روایت‌ها؛ ضرورت روایت نخست

بنده شخصاً باید تولیدکننده‌ی محتوا باشم. اگر تصور کنیم که این چند هزار مبلغی که در این ایام در حال تلاش هستند، هر کدام به سلاح مجهز شوند، که منظور بنده همان تلفن همراه است، چرا که به قول شما اکنون زمانه‌ی «جنگ روایت‌ها»ست، چه باید بکنند؟ باید روایت کنند؛ آن هم روایتِ اول باشند.

در واقع، خبرگزاری حوزه در ده هزار ضرب خواهد شد. الحمدلله شنیده‌ام که درگاه‌هایی نیز ایجاد شده و در تلفن‌های همراه نیز اقداماتی صورت گرفته است که می‌توانند تصاویر و فیلم‌های خود را در آنجا بارگذاری کنند.

* خلأیی که نباید دوباره تکرار شود

در دوران شیوع کرونا چه کردیم؟ ما نتوانستیم حضور مستمر و دقیق طلاب را به تصویر بکشیم؛ نتوانستیم آن زمانی که همه در هراس بودند، اما تمامی طلاب در میدان حضور داشتند، آن‌طور که باید عمل کنیم. آیا آن عکس را به خاطر دارید؟ تصویری از یک طلبه که همسر خود را در بیمارستان از دست داده بود؛ این یک تصویر، در جهان بازتاب وسیعی یافت. چرا ما نباید آن یک تصویر را در این رویداد اخیر در ده هزار ضرب کنیم؟ این رخداد را بنده باید رقم بزنم.

بنده آگاهم که شما بزرگواران واقعاً شب و روز در تلاش هستید و حتی زندگی شخصی خود را تحت‌الشعاع قرار داده‌اید و در این میان محدودیت‌هایی نیز دارید؛ اما قطعاً ما می‌توانیم. ما مبلغین، اساتید، فضلا و گروه‌های تبلیغی؛ به‌ویژه گروه‌های تبلیغی، چرا که می‌دانید هر گروه تبلیغی، خود یک رسانه است.

سؤال: چرا نباید به صورت «جبهه‌ای» عمل کنیم؟ یکی از دغدغه‌های همیشگی من این است که به جای فعالیت‌های پراکنده، به صورت جبهه‌ای عمل کنیم؛ به این معنا که شما محتوایی تولید کنید و بنده آن را بازنشر نمایم تا در قالب یک کار جبهه‌ای، خروجی داشته باشیم. ما باید به صورت مشترک تولید کنیم، به طور همزمان بازنشر نماییم و به این فعالیت‌ها ضریب اثرگذاری ببخشیم.

* عبور از کار گروهی به کنش جبهه‌ای و شبکه‌ای

بنده به عنوان مدیر گروه‌های تبلیغی که تقریباً بیست سال است در زمینه فعالیت‌های گروهی فعالیت می‌کنم، با افتخار اعلام می‌کنم که دوران فعالیت‌های صرفاً گروهی به پایان رسیده است؛ اکنون باید به صورت «جبهه‌ای» و «شبکه‌ای» عمل کرد.

دشمن دقیقاً از همین شیوه بهره می‌برد؛ بسیاری از دشمنان حتی نمی‌توانند حضور یکدیگر را تحمل کنند، اما در برابر ما متحد می‌شوند و هدف مشترکی را دنبال می‌کنند. آن‌ها می‌گویند: «فعلاً به ایران حمله می‌کنیم و سپس نوبت به دیگر امور خواهد رسید.»

* پایان مرزهای خودی و سازمانی

بسیار جدی می‌گویم که دیگر دوران فعالیت‌های تک‌نفره، کانونی، هیئتی یا محدود به یک گروه خاص به پایان رسیده است؛ ما باید تمامی این مرزها را کنار بگذاریم. مفاهیمی همچون «گروه من» یا «مؤسسه من» و تمرکز بر «منیت»، باید کنار گذاشته شود؛ زیرا این‌ها تنها نوعی خودمحوری است. آنچه ما به دنبال آن هستیم، «جبهه‌ی انقلاب» است.

«باید برخاست»؛ اما این برخاستن به عشقِ چه کسی است؟ به عشق رهبر عزیزمان. ما در میان این موج خروشان، از عاشقانی هستیم که در پی رهبر خود هستند. در این مسیر، نیازی نیست که نام گروه یا مؤسسه خود را ذکر کنید؛ مهم این است که در این جریان حضور داشته باشید. بسیاری از آن بزرگوارانی که در این مراسم حضور یافته‌اند، حتی نام و نشانشان نیز مشخص نیست، اما در این جریان مشارکت دارند.

* رسانه مشترک، پیروزی مشترک

بنابراین، من کاملاً با نظر جنابعالی موافقم که باید به سمت فعالیت‌های جبهه‌ای حرکت کنیم. بحث رسانه‌ای نیز یکی از اقدامات بسیار ارزشمند در این راستاست. اگر در حوزه رسانه از اشتراک‌گذاری اطلاعات دریغ نکنیم، موفق خواهیم بود. برخی ممکن است با این تصور که «شاید عکسی که گرفته‌ام چندان ارزشمند نباشد»، از انتشار آن خودداری کنند؛ در حالی که شاید آن‌ها از زاویه‌ای که باید، به موضوع نگریسته‌اند. لذا حتماً باید کمک کرد؛ حتی اگر فکر می‌کنید عکسی ارزش چندانی ندارد، باز هم آن را بارگذاری کنید و در سایت‌ها منتشر نمایید.

اگر این فعالیت‌های جبهه‌ای و شبکه‌ای محقق شود، ان‌شاءالله می‌توانیم به این توصیه مقام معظم رهبری عمل کنیم که: «روایت نخست را از آنِ خود کنید.» به این معنا که پیش از پایان روز، یا پیش از آنکه رخدادها به اتمام برسند، مطالب باید چنان در فضای مجازی و رسانه‌ای پخش شود که «روایت نخست» از سوی ما ارائه گردد.

نباید اجازه دهیم دشمن با انتشار چند تصویر محدود، این گونه ادعا کند که «ببینید، کسی در مراسم حضور نیافته است». دلیل این ادعای آنان چیست؟ دقیقاً به این علت است که ما آن تصاویر کامل و جامع را به فضای رسانه‌ای ارسال نکرده‌ایم.

سؤال: به عنوان سؤال آخر، در خصوص بحث تشییع پیکر مطهر حضرت آقا، چه تعداد گروه تبلیغی در این فضا دخیل و فعال هستند و شما برای سازمان‌دهی این گروه‌ها چه اقداماتی انجام داده‌اید؟

* واکنش سریع؛ مزیت گروه‌های تبلیغی

گروه‌های تبلیغی یکی از ویژگی‌های مهمی که دارند، برخورداری از واکنش سریع است؛ یعنی پیش از آن‌که بسیاری از مراکز و مجموعه‌های دیگر وارد میدان شوند، خودشان به صحنه می‌آیند و حضور پیدا می‌کنند. این برای ما یک افتخار است؛ هرچند همین گروه‌های تبلیغی نیز اساساً از دل حوزه برخاسته‌اند و تربیت‌یافته همان فضا هستند.

اقدامی که ما در این زمینه انجام دادیم، این بود که برای گروه‌های تبلیغی، تنوع روش‌ها را در نظر گرفتیم. به این معنا که گفتیم هر گروه تبلیغی فقط یک الگوی ثابت نداشته باشد، بلکه متناسب با ظرفیت خود، به شیوه‌های مختلف وارد میدان شود.

برای مثال، به برخی گروه‌های تبلیغی گفتیم از استان خود کاروان راه‌اندازی کنند. فرضاً یک گروه از استان خود با ده خودرو به سمت تهران حرکت می‌کند. یا مثلاً از مازندران سیصد نفر در حال عزیمت هستند.

* «روحانی مبلغ اتوبوسی»؛ تبلیغ در مسیر

طبیعی است که در چنین شرایطی، دیگر یک گروه تبلیغی ده‌نفره به‌تنهایی کافی نیست. از همین رو پیش‌بینی شد که در هر اتوبوس، یک طلبه حضور داشته باشد تا در طول مسیر به کار تبلیغی بپردازد. ما برای این نقش، عنوان «روحانی مبلغ اتوبوسی» را در نظر گرفتیم.

* اسکان‌ها؛ کانون‌های جدید فعالیت تبلیغی

نکته دوم این بود که گفتیم از ظرفیت اسکان‌ها باید به‌درستی استفاده شود. همان‌گونه که مستحضرید، در قم، تهران، مشهد، حوزه‌های علمیه، پایگاه‌ها، مساجد و حتی برخی باشگاه‌های ورزشی، فضاهایی برای اسکان در نظر گرفته شده و عملاً به محل استقرار زائران و حاضران تبدیل شده‌اند. طبیعتاً در چنین مکان‌هایی که گاه هر کدام پذیرای چند هزار نفر هستند، گروه‌های تبلیغی می‌توانند حضور پیدا کنند و همان‌جا کار تبلیغی انجام دهند.

* از تبلیغ تا خدمت‌رسانی در مسیر

بنابراین، یکی از محورهای مأموریتی ما این بود که گروه‌های تبلیغی در همین مراکز اسکان مستقر شوند و فعالیت‌های تبلیغی خود را آغاز کنند. افزون بر آن، گفتیم در مسیر حرکت و نیز در مسیر وداع نیز ظرفیت‌های فراوانی برای فعالیت وجود دارد. در آن نقاط هم می‌توان کارهای تبلیغی و تبیینی انجام داد و هم می‌توان خدمات اجتماعی ارائه کرد.

در شهر قم، با وجود این همه طلبه، بنده واقعاً خواهش می‌کنم اگر کسی خود را مدیون آقایش می‌داند، به این نکته توجه کند که ما در قم نباید صرفاً استفاده‌کننده از خدمات اجتماعی باشیم؛ بلکه باید آورده‌ای نیز داشته باشیم، باید خودمان نیز چیزی به این میدان اضافه کنیم. برای مثال، اگر یک گروه تبلیغی ده‌نفره با هم می‌آیند، هر کدام می‌توانند پنج لقمه آماده کنند؛ در این صورت، مجموعاً پنجاه لقمه فراهم می‌شود. یا مثلاً آب و دیگر اقلام مورد نیاز را با خود بیاورند. یعنی ما نیز باید در این میدان سهمی از خدمت و پشتیبانی داشته باشیم.

* موکب، پشتیبانی و حضور میدانی

در اربعین، عراقی‌ها چه می‌کنند؟ آن‌ها در طول مسیر موکب برپا می‌کنند و به زائران خدمت می‌رسانند. ما نیز اکنون گروه‌های تبلیغی‌ای داریم که اساساً در مسیر، موکب برپا کرده‌اند. گروه‌هایی داریم که در ورودی شهرها مستقر شده‌اند؛ در قم از سمت‌های مختلف، مانند سمت مرکزی، شاه‌جمال، کاشان و دیگر محورها؛ و در خود تهران نیز از مسیرهایی مانند سمت مازندران یا کرج. این گروه‌ها در ورودی شهرها مستقر می‌شوند و در همان نقاط، هم خدمات اجتماعی ارائه می‌دهند و هم خدمات تبلیغی و تبیینی. از جمله این خدمات می‌توان به استیج‌گردانی، سخنرانی، تبلیغ چهره‌به‌چهره و ارتباط مستقیم با مردم اشاره کرد.

الحمدلله گروه‌های تبلیغی به اندازه‌ای برای خود تنوع روش ایجاد کرده‌اند که بنده با افتخار، به عنوان خادم گروه‌های تبلیغی، عرض می‌کنم هیچ‌یک از آن‌ها بیکار نیستند. نه‌تنها بیکار نیستند، بلکه بعضی از آن‌ها هم‌زمان چند بار و چند مسئولیت را بر دوش گرفته‌اند و در چند عرصه مشغول خدمت هستند.

* سازمان‌دهی دقیق برای یک حماسه فراگیر

از این جهت، بنده بسیار امیدوارم. در تهران، حتی کار تا این حد پیش رفته که به‌طور مشخص تعیین کرده‌ایم در فلان منطقه، فلان حوزه علمیه یا فلان گروه تبلیغی مستقر شود و مأموریت همان محدوده را بر عهده بگیرد. یعنی کار کاملاً سازمان‌دهی‌شده است و هر بخش، مسئول و متولی مشخص خود را دارد.

به همین منظور، ما در تهران رابط داریم و در خود قم نیز رابط‌هایی مشخص شده‌اند. دقیقاً معلوم است که هر گروه در کجا باید حضور پیدا کند و چه مأموریتی را انجام دهد. گروه‌ها نیز ظرفیت‌های خود را اعلام کرده‌اند؛ برخی گروه‌ها پنج‌نفره هستند، برخی صدنفره و حتی بعضی تا پانصد نفر نیرو دارند. این ظرفیت‌ها از حداقل تا حداکثر مشخص شده و همه نیز، شکر خدا، اعلام آمادگی کرده‌اند.

برخی از این گروه‌ها خودشان بستر و امکانات لازم را دارند، اما برای آن دسته‌ای که امکانات کافی ندارند، ما در حال فراهم‌کردن بستر لازم هستیم. حتی تلاش شده است که دغدغه اسکان و تغذیه آنان نیز برطرف شود.

برای نمونه، اگر گروهی از خوزستان به تهران می‌آید، طبیعتاً هدفش انجام کار تبلیغی است و نباید ذهنش درگیر این باشد که کجا مستقر شود یا چگونه پذیرایی خواهد شد. ازاین‌رو با دوستان و مجموعه‌های مختلف هماهنگ کرده‌ایم تا برای این گروه‌ها محل اسکان فراهم شود و حتی در حد امکان، حداقل پذیرایی نیز صورت گیرد تا با فراغ بال به مأموریت خود بپردازند.

از روز نخست، گروه‌ها در میدان حضور داشته‌اند و در طول مسیر نیز حضور خود را حفظ کرده‌اند. اکنون نیز در مسیرهایی که از سمت کاشان و اصفهان به این سمت می‌آیند، در فواصل مختلف، موکب‌هایی برپا شده است و طلاب ما در آن موکب‌ها مستقر شده‌اند تا بتوانند در همان مسیر نیز فعالیت تبلیغی انجام دهند.

* هدف نهایی؛ خلق صحنه‌ای ماندگار از همبستگی

و اما یکی از مهم‌ترین صحنه‌ها، لحظه نماز بر پیکر مطهر حضرت آقا است. اگر ما طلاب بتوانیم در آن صحنه، به‌ویژه در صفوف اول، این حضور را پررنگ‌تر نشان دهیم و این نشانه، یعنی عمامه و هویت طلبگی، بیشتر دیده شود، این «لبیک یا خامنه‌ای» جلوه‌ای آشکارتر و رساتر پیدا خواهد کرد. در کنار مردم، وقتی همگان ببینند که مردم، طلاب، سپاهیان، ارتشیان، دانش‌آموزان و دانشجویان، همگی به عنوان یک امت برخاسته، در کنار یکدیگر حضور یافته‌اند، پشت سر رهبر شهید خود ـ که در حقیقت مصداق «بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» است ـ و امام حاضر خویش ایستاده‌اند، آن‌گاه ان‌شاءالله این حماسه به بهترین شکل خلق خواهد شد.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha