سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۵
رهبر شهید انقلاب، روایت صادقانه دفاع مقدس را مأموریت رزمندگان می‌دانستند

حوزه/ راوی دفاع مقدس، با روایت خاطراتی از دیدارهای خود با رهبر شهید انقلاب، گفت: معظم‌له با تأکید بر ضرورت ثبت واقعیات دفاع مقدس، مأموریت رزمندگان را پس از پایان جنگ، روایت صادقانه، مکتوب‌سازی خاطرات و انتقال هنرمندانه این گنجینه به نسل‌های آینده عنوان می‌کردند.

علیرضا دلبریان، راوی دفاع مقدس، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در مشهد، با اشاره به یکی از دیدارهای خصوصی خود با رهبر معظم انقلاب اظهار کرد: به من گفتند که برای ملاقات با رهبر معظم انقلاب می‌رویم. ابتدا تصور می‌کردم مانند دیدارهای عمومی در حسینیه خواهد بود، اما گفتند این دیدار خصوصی است و قرار است چند نفر بنشینیم و با آقا گفت‌وگو کنیم. ابتدا گفته شد سه یا چهار نفر هستیم، بعد گفتند حدود هفت یا هشت نفر و در نهایت حدود چهارده نفر در این دیدار حضور داشتیم.

وی افزود: در این دیدار در صف جلو نشسته بودم. صادقانه عرض می‌کنم که هر بار سرم را بالا می‌آوردم و به چهره آقا نگاه می‌کردم، احساس عجیبی به من دست می‌داد؛ گویی ایشان از درون انسان باخبر هستند. هر بار که به چهره ایشان نگاه می‌کردم، از شدت شرمندگی سرم را پایین می‌انداختم و جرأت نمی‌کردم مدت زیادی به صورتشان نگاه کنم.

دلبریان ادامه داد: رهبر معظم انقلاب با دقت کامل سخنان همه بچه‌ها را گوش می‌دادند. بارها خواستم درباره دوران تبعید ایشان در کاشمر و اینکه یکی از بستگان ما در آن دوران در خدمت ایشان بود، صحبت کنم و خودم را معرفی کنم، اما احساس کردم نباید فضای جلسه را تغییر بدهم و در نهایت فرصت بیان آن موضوع فراهم نشد.

تأکید رهبر معظم انقلاب بر ثبت واقعیات دفاع مقدس

وی با اشاره به توصیه‌های رهبر معظم انقلاب در پایان این دیدار گفت: هنگام خداحافظی، ایشان مطالب بسیار ارزشمندی درباره دفاع مقدس بیان کردند. فرمودند تا زمانی که زنده هستید، باید از دفاع مقدس بگویید و نگذارید این حوادث تحریف یا تضعیف شود. تأکید داشتند که واقعیات جنگ باید همان‌گونه که اتفاق افتاده، روایت شود و شما وظیفه دارید این حقایق را هنرمندانه، با ابتکار و سلیقه مناسب به نسل امروز منتقل کنید.

راوی دفاع مقدس افزود: رهبر معظم انقلاب فرمودند مأموریت شما با پایان جنگ و تحویل دادن اسلحه به اسلحه‌خانه تمام نشده است، بلکه زمانی مأموریت شما پایان می‌یابد که همه ناگفته‌ها را بیان کرده، مکتوب و ثبت کرده باشید. همچنین سفارش کردند که سراغ رزمندگان بروید، با آنان گفت‌وگو کنید و خاطراتی را که در سینه‌ها مانده است، استخراج، ثبت و ضبط کنید تا برای آیندگان باقی بماند.

وی ادامه داد: پس از پایان دیدار، رهبر معظم انقلاب ایستاده بودند و با همه حاضران دست می‌دادند. وقتی نوبت من رسید، عرض کردم: آقا، ما در مشهد سنگری به نام «سنگر غواصان شهید» داریم که محل اجتماع جوانان و بچه‌هاست. آمده‌ام از شما تأییدیه بگیرم تا دلگرم‌تر باشیم. وقتی عرض کردم این مجموعه در مشهد قرار دارد، فرمودند: «ان‌شاءالله موفق باشید.»

دلبریان اضافه کرد: سپس از ایشان درخواست انگشتر کردم. بعد از این درخواست، جعبه انگشترها را آوردند و به همه بچه‌هایی که در آن دیدار حضور داشتند، انگشتر هدیه دادند.

وی با اشاره به خاطره‌ای دیگر از همان دیدار گفت: هنگام خروج، درخواست کردیم عکس یادگاری بگیریم. با وجود اینکه رهبر معظم انقلاب عجله داشتند، پذیرفتند و ایستادند تا عکس گرفته شود. بعد از آن نیز برخی از بچه‌ها درخواست چفیه داشتند. من با دقت صحنه را نگاه می‌کردم و می‌دیدم که اطرافیان توجهی به این درخواست ندارند و چفیه‌ای آورده نمی‌شود. چند بار درخواست مطرح شد، اما کسی اقدامی نکرد تا اینکه این موضوع به گوش آقا رسید. ایشان بلافاصله دستور دادند چفیه بیاورند.

دلبریان در ادامه به نخستین دیدار نزدیک خود با رهبر معظم انقلاب در دوران دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: نخستین دیدار بسیار نزدیک من با ایشان در آبادان و زیر نخلستان‌های این شهر، در تیرماه سال ۱۳۶۷ رقم خورد. آن روزها دشمن در پاتک‌های اخیر خود پیشروی کرده بود و شرایط جبهه بسیار سخت شده بود. روحیه بچه‌ها به‌شدت آسیب دیده بود، امکانات کم شده بود و نیروهای محدودی در نخلستان‌ها مستقر بودند.

وی افزود: ناگهان از دور دیدیم یک خودروی استیشن فرماندهی به سمت ما می‌آید. ابتدا تصور کردیم یکی از فرماندهان ارتش است. خودرو که متوقف شد، یکی از فرماندهان ارتش از آن پیاده شد و بلافاصله پشت سر او آیت‌الله خامنه‌ای با لباس نظامی از خودرو خارج شدند و به سمت ما آمدند.

راوی دفاع مقدس ادامه داد: با دیدن ایشان، بچه‌ها از هر طرف جمع شدند. برخی با صدای بلند می‌گفتند: «آقای خامنه‌ای آمدند.» در آن شرایط که روحیه‌ها شکسته و همه نگران بودند، حضور ایشان مانند چراغ امیدی بود که دل‌ها را روشن کرد.

وی گفت: همه دور ایشان جمع شدیم. تنها نگرانی من این بود که گرد و خاک بلند نشود و ایشان اذیت نشوند. رهبر معظم انقلاب در میان رزمندگان نشستند و حدود پنج تا ده دقیقه با بچه‌ها صحبت کردند.

دلبریان اظهار کرد: خدا را شاهد می‌گیرم که پس از همان چند دقیقه سخن گفتن، روحیه رزمندگان کاملاً تغییر کرد؛ انگار همه دوباره شارژ شده بودند. هنوز یک جمله از سخنان ایشان را به یاد دارم که فرمودند: «نگران نباشید بچه‌ها، ناراحت نباشید؛ دشمن غلطی کرده است. ما اقدامی خواهیم کرد و عملیاتی انجام می‌دهیم که هرچه خورده، پس بیاورد.»

وی در پایان تأکید کرد: همین چند دقیقه حضور و سخنان رهبر معظم انقلاب، روح تازه‌ای در کالبد رزمندگان دمید و امید و انگیزه را به نیروها بازگرداند.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha