قصاص و انتقام خون امام شهید حکم شرعی و دستور قرآنی است / «خونخواهی و تحقق آرمان‌ها» مقصد عزاداری برای رهبر شهید

حوزه/ خون‌خواهی به این معناست که این خونِ به‌ناحق ریخته‌شده، در راه چه هدفی بر زمین ریخته است. کسی که شهادت را آگاهانه برمی‌گزیند، با این انتخاب در پی تحقق هدفی بزرگ است. باید دید این خون برای چه آرمانی نثار شده است. این خون زمانی به ثمر می‌نشیند که آن هدف محقق شود؛ اما اگر آن هدف تحقق نیابد، این خون همچنان مطالبه‌گر خواهد بود و رسالت آن پایان نخواهد یافت.

به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام والمسلمین محمد عالم‌زاده نوری، معاون تهذیب حوزه های علمیه در ۱۳۵مین شب فعالیت موکب پایگاه بسیج شهدای روحانی مرکز مدیریت حوزه های علمیه با موضوع «خون خواهی آقای شهید ایران» به ایراد سخن پرداخت که مشروح آن را در ادامه می خوانید:

* عزاداری حسینی؛ از اشک تا خون‌خواهی

در توصیه‌های دینی آمده است که شیعیان در عزای امام حسین علیه‌السلام، هنگامی که یکدیگر را ملاقات می‌کنند این عبارت را به یکدیگر بگویند: «أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا وَأُجُورَکُمْ بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ»؛ یعنی خداوند متعال پاداش ما را در مصیبت امام حسین علیه‌السلام افزون و عظیم گرداند.

این بخش از روایت را تقریباً همه شما شنیده‌اید و معمولاً نیز در میان ما این سنت وجود دارد اما این عبارت، ادامه‌ای دارد که در میان ما کمتر رایج است و اتفاقاً همان بخش، از قسمت نخست آن مهم‌تر به نظر می‌رسد. ادامه عبارت چیست؟ شاید بسیاری از عزیزان آن را کمتر شنیده باشند. در ادامه آمده است: «وَجَعَلَنَا وَإِیَّاکُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَأْرِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ عَلَیْهِ السَّلَامُ»؛ یعنی خداوند ما و شما را از خون‌خواهان امام حسین علیه‌السلام قرار دهد، همراه با ولیّ دم آن حضرت؛ یعنی امام مهدی علیه‌السلام.

به نظر می‌رسد این بخش دوم، از بخش نخست اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا عزاداری در فرهنگ شیعه صرفاً به این معنا نیست که گروهی گرد هم آیند، اشکی بریزند، احساسات خود را بروز دهند، هیجاناتشان تخلیه شود، آرامشی موقت پیدا کنند و پس از آن به زندگی عادی خود بازگردند. در فرهنگ شیعه، عزاداری به معنای اندوه منفعلانه، افسردگی و گوشه‌نشینی نیست، بلکه مستلزم نوعی حرکت، خروش، قیام، نهضت و همان چیزی است که در ادبیات دینی از آن به «خون‌خواهی» تعبیر شده است.

* زیارت عاشورا؛ ندای خون‌خواهی در هر صبح و شام

در زیارت عاشورا ـ که در این ایام معمولاً بسیار قرائت می‌شود و البته شایسته است در طول سال نیز بر خواندن آن مداومت شود؛ چنان‌که برخی افراد خود را به قرائت مستمر آن در تمام سال ملتزم کرده‌اند، هرچند در ماه‌های محرم و صفر بیشتر خوانده می‌شود ـ دو بار به این معنا اشاره شده است.

در یک فراز آمده است: «أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکم مَعَ إِمَامٍ هُدًی ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْکُمْ»؛ یعنی از خداوند درخواست می‌کنم که روزیِ من گرداند تا خون‌خواه شما باشم، همراه با آن امام هدایتگر، آشکار و گویای حق که مقصود از او امام زمان علیه‌السلام است. بنابراین، از خداوند می‌خواهیم که ما را از خون‌خواهان امام حسین علیه‌السلام قرار دهد؛ زیرا عزاداری امام حسین علیه‌السلام تنها به اشک ریختن و گریه کردن محدود نمی‌شود.

در فراز دیگری از همین زیارت عاشورا نیز آمده است: «وَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَکْرَمَ مَقَامَکم وَأَکْرَمَنِی بِکَ أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکم مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ». یعنی از خدایی که مقام شما را بلندمرتبه قرار داد و ما را به واسطه شما مورد کرامت خویش قرار داد، درخواست می‌کنیم که روزیِ ما گرداند تا خون‌خواه شما، یعنی مطالبه‌کننده خون شما، باشیم؛ همراه با آن امام منصور که مقصود از او امام زمان علیه‌السلام است.

* ماجرایی تأمل‌برانگیز از عمر سعد در عصر عاشورا

ملاحظه می‌کنید که به ما آموخته‌اند عزاداری امام حسین علیه‌السلام صرفاً این نیست که در گوشه‌ای بنشینیم، اندوهگین شویم، اشک بریزیم، گریه کنیم و افسرده بمانیم. عزاداری امام حسین علیه‌السلام حرکت است، شور است، قیام است، خون‌خواهی است، نهضت است، برخاستن است و ادامه دادن مکتب امام حسین علیه‌السلام است.

شاید بدانید که نخستین کسی که بر امام حسین علیه‌السلام گریه کرد، اگر خاندان آن حضرت را کنار بگذاریم، چه کسی بود. طبیعی است که در روز عاشورا حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها، خاندان، فرزندان، اصحاب و اهل‌بیت علیهم‌السلام بر آن مصائب بزرگ گریه می‌کردند. اگر از این بزرگواران صرف‌نظر کنیم، نخستین کسی که بر امام حسین علیه‌السلام گریه کرد، عمر سعد ـ لعنةالله علیه ـ بود.

آن لحظه خون‌بار و فاجعه‌آمیز را شنیده‌اید؛ هنگامی که شمر آن جنایت بزرگ را مرتکب می‌شد، حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها به میان میدان آمد و با فریادی جان‌سوز خطاب به عمر سعد فرمود: «أَیُقْتَلُ أَبُوعَبْدِاللَّهِ وَأَنْتَ تَنْظُرُ إِلَیْهِ؟»؛ یعنی آیا اباعبدالله در برابر چشمان تو کشته می‌شود و تو فقط نظاره‌گر هستی؟

این فریاد، همراه با ناله‌ای جان‌سوز بود. تا این بخش از ماجرا را معمولاً در روضه‌ها شنیده‌اید؛ اما شاید ادامه آن را کمتر شنیده باشید.

در مقتل آمده است که پس از آنکه حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها این‌گونه عمر سعد را مورد خطاب قرار داد، اشک بر چهره آن ملعون جاری شد؛ اشک از چشمانش بر گونه‌ها و محاسنش روان گردید. یعنی آن‌چنان تحت تأثیر فریاد و ناله حضرت زینب سلام‌الله‌علیها قرار گرفت که بی‌اختیار گریست. سپس در ادامه مقتل آمده است: «ثُمَّ صَرَفَ وَجْهَهُ عَنْهَا»؛ یعنی پس از آن، روی خود را از آن صحنه برگرداند.

اگر خاندان اهل‌بیت علیهم‌السلام را استثنا کنیم، شاید این نخستین اشکی باشد که برای امام حسین علیه‌السلام ریخته شده است؛ نخستین گریه و نخستین عزاداری برای آن حضرت.

* چوب خشک یا اشک بی‌عمل؟ روایتی از مسئولیتِ پس از عزا

آیا به نظر شما چنین عزاداری‌ای ارزشی دارد؟ آیا اینکه انسان برای امام حسین علیه‌السلام اشک بریزد و گریه کند، اما در نهایت روی خود را به سویی دیگر برگرداند و مسئولیتی در قبال آن قیام احساس نکند، می‌تواند عزاداری حقیقی باشد؟

عزاداری بر امام حسین علیه‌السلام صرفاً تخلیه هیجانی نیست، صرفاً ابراز احساسات نیست، صرفاً مایه تسکین خاطر نیست و تنها یک حرکت احساسی به شمار نمی‌آید. آری، دل‌های ما از این مصیبت بزرگ خون است و جان‌های ما از اندوه آن جریحه‌دار است. مصیبتی که نه تنها بر شیعه، بلکه بر سراسر عالم وارد شده است؛ به‌گونه‌ای که آسمان‌ها و زمین، اهل آسمان، فرشتگان، کروبیان و همه اهل عالم در عزای امام حسین علیه‌السلام خون می‌گریند.

وجود نازنین امام زمان علیه‌السلام می‌فرمایند: «لَأَنْدُبَنَّکَ صَبَاحًا وَمَسَاءً، وَلَأَبْکِیَنَّ عَلَیْکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَمًا»؛ یعنی من در این مصیبت، صبح و شام بر تو ندبه می‌کنم و اگر اشک چشمانم پایان یابد، به جای اشک، خون خواهم گریست.

بنابراین، تردیدی نیست که ما اندوهگین هستیم، در این مصیبت عزاداریم و اشک می‌ریزیم؛ و این کاملاً درست و به‌جاست. اما عزاداری ادامه‌ای نیز دارد. این ادامه چیست؟ ادامه آن، نشستن، نظاره کردن و منتظر ماندن نیست؛ بلکه حرکت است، قیام است و تلاش برای خون‌خواهی است.

آن ملعون در آن شرایط نباید تنها نظاره‌گر می‌بود و صرفاً اشک می‌ریخت. همچنین نقل شده است که گروهی در واقعه عاشورا حضور داشتند که در سپاه یزید نبودند و دلشان نیز برای امام حسین علیه‌السلام می‌سوخت؛ اما به جای آنکه به سپاه امام حسین علیه‌السلام بپیوندند، شمشیر به دست بگیرند و آن حضرت را یاری کنند، بر فراز تپه‌ای ایستاده بودند، صحنه را تماشا می‌کردند و اشک می‌ریختند. از این گروه با عنوان «اهالی تپه ندبه» یاد کرده‌اند.

آیا چنین گریه‌ای سودی دارد؟ آیا این اشک ارزشمند است؟ این تپه نیز به همین مناسبت به «تپه ندبه» مشهور شده است. اما حقیقت آن است که چنین گریه‌ای ثمربخش نیست. آن اشکی مقدس است، آن اشکی پاداش دارد و آن عزاداری سازنده است که پس از آن، شیعه خود را در مسیر امام حسین علیه‌السلام ببیند، برای اهداف و آرمان‌های آن حضرت به خروش آید، قیام کند، تلاش نماید، به میدان عمل وارد شود و در نهایت اقدامی در آن مسیر انجام دهد؛ نه اینکه صرفاً اشک بریزد و پس از پایان مجلس، همه چیز را فراموش کند.

* ثارالله؛ خون‌خواهی‌ فراتر از قصاص

به همین دلیل است که در روایات آمده است یاران امام زمان علیه‌السلام پرچمی در دست دارند که بر آن نوشته شده است: «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ»؛ یعنی خون‌خواهان امام حسین علیه‌السلام. «ثار» به خون به‌ناحق ریخته‌شده‌ای گفته می‌شود که هنوز مطالبه و دادخواهی آن به سرانجام نرسیده است.

در اینجا توجه به یک نکته بسیار مهم ضروری است: شهید، هرچند کشته می‌شود، اما هرگز نابود، تباه یا ضایع نمی‌شود. ممکن است فردی در یک سانحه رانندگی، به سبب غفلت خود یا راننده، به شکلی فجیع جان خود را از دست بدهد. در چنین مواردی معمولاً مردم با تأسف می‌گویند: «حیف شد»، «نفله شد» یا «ضایع شد»؛ زیرا احساس می‌کنند سرمایه‌ای بی‌ثمر از بین رفته است.

اما شهید چنین نیست. شهید نه تباه می‌شود، نه ضایع می‌گردد و نه مرگ او بی‌ثمر است؛ زیرا شهید آگاهانه و خردمندانه معامله‌ای انجام داده است.

در اینجا گاهی این پرسش مطرح می‌شود که آیا حرکت امام حسین علیه‌السلام حرکتی عاشقانه بود یا حرکتی عاقلانه؟ اساساً طرح چنین دوگانه‌ای نادرست است، زیرا این دو با یکدیگر هیچ تعارضی ندارند. بدون تردید، امام حسین علیه‌السلام هرگز کاری غیرعاقلانه انجام نمی‌دهد و هرگز نابخردانه رفتار نمی‌کند. بنابراین، قیام آن حضرت کاملاً عاقلانه بوده است و در عین حال، عاشقانه نیز بوده است؛ یعنی از سر عشق، شوق و اشتیاق به پروردگار و لقای الهی صورت گرفته است. پس این حرکت، هم عاقلانه است و هم عاشقانه.

اگر بخواهیم بُعد عقلانی این حرکت را ترسیم کنیم، باید بگوییم امام حسین علیه‌السلام پیش از آغاز قیام، هزینه و فایده آن را سنجیده بود. ایشان محاسبه کرده بود که در برابر آنچه می‌بخشد، چه چیزی به دست خواهد آورد؛ هزینه این حرکت چیست و دستاورد آن کدام است.

هزینه این قیام، هزینه‌ای بسیار سنگین بود. امام حسین علیه‌السلام جان خود را تقدیم کرد؛ جانی که گران‌بهاترین گوهر عالم هستی است. مگر در سراسر آفرینش، موجودی ارزشمندتر از امام حسین علیه‌السلام، پدر، مادر، جد بزرگوار و خاندان مطهر ایشان وجود دارد؟ ارزشمندترین مخلوقات الهی همان خاندان اهل‌بیت علیهم‌السلام هستند و سیدالشهدا علیه‌السلام از گران‌بهاترین گوهرهای آفرینش است.

علاوه بر جان خویش، جان اصحاب و یاران باوفایش را نیز تقدیم کرد؛ همان یارانی که خود فرمود: «یارانی باوفاتر و بهتر از یاران خود نمی‌شناسم.» همچنین خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و حرم رسول خدا به اسارت دشمن درآمدند و آن رنج‌ها و مصائب جان‌سوز را تحمل کردند. بنابراین، ارزشمندترین سرمایه‌های عالم در این راه فدا شدند.

* هزینه سنگین، دستاوردی والاتر؛ معامله‌ای عاقلانه با خون

اکنون باید پرسید: دستاورد این فداکاری چه بود؟ اگر همه این سرمایه‌های عظیم از میان رفته بودند، بی‌آنکه دستاوردی حاصل شود، آن‌گاه می‌شد گفت این جان‌ها ضایع شدند؛ اما حقیقت آن است که امام حسین علیه‌السلام حرکتی کاملاً عقلانی انجام داد.

در برابر این جان عظیمی که تقدیم کرد، چه چیزی به دست آورد؟ پاسخ این پرسش بسیار مهم است. آنچه امام حسین علیه‌السلام در برابر این هزینه سنگین به دست آورد، از جان خود آن حضرت نیز ارزشمندتر بود، و آن چیزی جز حفظ دین، بقای مکتب، اصلاح امت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و پاسداری از حقیقت اسلام نبود.

چنان‌که خود فرمود: «إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی، أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ، وَأَسِیرَ بِسِیرَةِ جَدِّی وَأَبِی.»

هدف آن حضرت این بود که دین باقی بماند، مکتب پایدار بماند، سخن خداوند از میان نرود، احکام و شریعت الهی تا دامنه قیامت برای نسل‌های آینده حفظ شود و سعادت انسان‌ها تضمین گردد. بی‌تردید، این حقیقت ارزشی فراتر و والاتر از جان امام حسین علیه‌السلام دارد.

بنابراین، جان امام حسین علیه‌السلام هرگز تباه و ضایع نشده و از بین نرفته است. اکنون این پرسش مطرح می‌شود که در برابر چنین جنایت بزرگی، وظیفه ما چیست؟ آیا تنها باید عزاداری کنیم، اشک بریزیم و یاد این فاجعه و مصیبت عظیم را زنده نگه داریم؟ آیا وظیفه ما به همین مقدار محدود می‌شود؟ پاسخ این پرسش، قطعاً منفی است. اگر به همین اندازه اکتفا کنیم، سرنوشتی همانند مردم کوفه خواهیم داشت.

پس از واقعه عاشورا، کاروان اسیران را از کربلا به سوی کوفه حرکت دادند. مردم کوفه در کنار دروازه‌های شهر گرد آمده بودند تا این خاندان را ببینند. آنان حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها و خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را به‌خوبی می‌شناختند. هنگامی که آن منظره جان‌سوز را مشاهده کردند؛ سرهای مطهر بر فراز نیزه‌ها و خاندان پیامبر را در آن وضعیت اسارت دیدند، همگی شروع به گریه کردند.

در آن هنگام، امام سجاد علیه‌السلام به سبب شدت بیماری و ضعف جسمانی توان سخن گفتن و ایراد خطبه نداشتند. ازاین‌رو، حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها به اشاره آن حضرت برخاستند و با صدایی رسا مردم را مورد خطاب قرار دادند و آنان را سرزنش کردند که شما خاندان اهل‌بیت علیهم‌السلام را به شهادت رساندید و اکنون نشسته‌اید و برای همان جنایتی که خود مرتکب شده‌اید، اشک می‌ریزید. آیا چنین گریه‌ای سودی دارد؟

* سه مرحله پس از عزا؛ از قصاص تا خون‌خواهی

ازاین‌رو، نباید به گریه و سوگواری بسنده کرد. مرحله پس از عزاداری، قصاص و انتقام است.

مقصود از قصاص و انتقام آن است که کسانی که مرتکب این جنایت شده‌اند، در برابر جنایت خود مجازات شوند. این مجازات، صرفاً یک خواسته احساسی نیست، بلکه حکمی شرعی و دستور صریح قرآن کریم است. قرآن کریم در چندین آیه به مسئله قصاص پرداخته و برای کسی که مورد جنایت قرار گرفته، حقی در برابر جنایتکار قرار داده است.

خداوند متعال می‌فرماید: «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَی»؛ یعنی قصاص در مورد کشته‌شدگان به عنوان یک حکم الهی بر شما مقرر شده است. سپس می‌فرماید: «الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ»؛ یعنی اگر انسان آزادی به قتل برسد، قاتل آزاد او قصاص می‌شود و اگر برده‌ای کشته شود، قاتل او نیز مطابق حکم الهی مجازات خواهد شد.

بنابراین، قرآن کریم در چند آیه شریفه بر اصل قصاص تأکید کرده است. کسی که مرتکب جنایت شده، باید قصاص شود و انتقام خون مظلوم از او گرفته شود. مقصود از این انتقام آن است که جنایتکار، متناسب با جنایتی که مرتکب شده است، به سزای عمل خود برسد.

این، مرحله دوم است؛ یعنی پس از عزاداری، نوبت به قصاص و انتقام می‌رسد.

اما مرحله سومی نیز وجود دارد که از قصاص و انتقام فراتر است و آن، «خون‌خواهی» است. پس از آنکه قصاص انجام شد، کار به پایان نمی‌رسد. البته در جنایت‌های عادی، با اجرای قصاص، پرونده بسته می‌شود؛ برای مثال، اگر فردی در یک حادثه یا بر اثر جنایتی کشته شود، پس از اجرای حکم قصاص، موضوع خاتمه می‌یابد. اما در مورد شهید، به‌ویژه شهیدی که در میدان مبارزه جان خود را فدا کرده است، مرحله‌ای فراتر وجود دارد و آن خون‌خواهی است.

* ثارالله؛ خون مطالبه‌گری که هرگز بسته نمی‌شود

خون‌خواهی به این معناست که این خونِ به‌ناحق ریخته‌شده، در راه چه هدفی بر زمین ریخته است. کسی که شهادت را آگاهانه برمی‌گزیند، با این انتخاب در پی تحقق هدفی بزرگ است. باید دید این خون برای چه آرمانی نثار شده است. این خون زمانی به ثمر می‌نشیند که آن هدف محقق شود؛ اما اگر آن هدف تحقق نیابد، این خون همچنان مطالبه‌گر خواهد بود و رسالت آن پایان نخواهد یافت.

برای روشن شدن این مطلب، می‌توان به سخنی از رهبر معظم انقلاب درباره شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی اشاره کرد. ایشان علاوه بر آنکه بر مجازات عاملان و مباشران این جنایت تأکید کردند، فرمودند خون‌بهای شهید سلیمانی، اخراج آمریکا از منطقه است. زیرا اگر به مسیر زندگی و مجاهدت شهید سلیمانی بنگریم، خواهیم دید که او همه توان، عمر و جان خود را برای تحقق چنین هدفی صرف کرد. او خون خود را تقدیم کرد تا زمینه خروج آمریکا از منطقه فراهم شود. ازاین‌رو، تا زمانی که این هدف تحقق نیافته باشد، رسالت آن خون همچنان ادامه دارد و این همان معنای خون‌خواهی است؛ امری که افزون بر قصاص است. قصاص باید انجام شود، اما با اجرای قصاص، مأموریت آن خون پایان نمی‌یابد.

به همین دلیل است که در زیارات خطاب به امام حسین علیه‌السلام عرض می‌کنیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ثَارَ اللَّهِ وَابْنَ ثَارِهِ». امام حسین علیه‌السلام «ثارالله» است؛ یعنی خون به‌ناحق ریخته‌شده‌ای که خداوند متعال خود مطالبه‌کننده آن است. همچنین آن حضرت «وابن ثاره» است؛ زیرا امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز خون به‌ناحق ریخته‌شده‌ای است که مطالبه آن بر عهده خداوند است.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام پس از شهادت، به دستور خود آن حضرت، قاتل ایشان، ابن‌ملجم مرادی، به دست امام حسن مجتبی علیه‌السلام قصاص شد. آیا با اجرای قصاص، خون‌خواهی امیرالمؤمنین علیه‌السلام پایان یافت؟ خیر؛ زیرا با وجود قصاص قاتل، آن حضرت همچنان «ثارالله» است و خون او همچنان مطالبه‌گر تحقق آرمان‌هایی است که برای آن‌ها به شهادت رسید.

همچنین مختار ثقفی پس از واقعه عاشورا، بخش عمده عاملان و مباشران جنایت کربلا را شناسایی کرد، آنان را دستگیر نمود و یک‌به‌یک به سزای اعمالشان رساند. اما آیا با اجرای این قصاص‌ها، پرونده خون امام حسین علیه‌السلام بسته شد؟ هرگز؛ زیرا خون امام حسین علیه‌السلام در مسیر تحقق هدفی بزرگ و مقصدی الهی بر زمین ریخته شده است و تا زمانی که آن هدف به طور کامل محقق نشود، رسالت خون‌خواهی آن حضرت همچنان ادامه خواهد داشت.

* از کربلا تا امروز؛ خون‌خواهی به مثابه گفتمان شیعی

تا زمانی که آن مقصد و هدف نهایی تحقق نیابد، این خون همچنان مطالبه‌گر خواهد بود. فرهنگ شیعه، فرهنگی است که پیروان خود را به خون‌خواهی فرا می‌خواند. خون‌خواهی، از ارکان مکتب شیعه و شعار یاران امام زمان علیه‌السلام است.

ازاین‌رو، عزاداری برای امام حسین علیه‌السلام صرفاً به نشستن، اندوهگین شدن، ابراز احساسات و تخلیه هیجانات عاطفی محدود نمی‌شود، بلکه باید در وجود شیعه حرکتی ایجاد کند؛ همان‌گونه که در طول تاریخ نیز چنین بوده است. این عزاداری باید موجب خروش، قیام و تلاش برای تحقق همان آرمان و هدفی شود که خون امام حسین علیه‌السلام برای آن بر زمین ریخته شد. تاریخ نیز گواه آن است که شیعه همواره با الهام از نهضت عاشورا به پا خاسته، خروشیده و حماسه‌های بزرگی آفریده است.

* بزرگترین فاجعه پس از معصومین؛ شهادت رهبر و وظیفه تاریخی

آنچه تاکنون بیان شد، درباره قیام امام حسین علیه‌السلام بود؛ موضوعی که به طور طبیعی برای همگان شناخته‌شده است. اکنون اگر بخواهیم این بحث را به حوادث اخیر کشور خود تعمیم دهیم، باید با دقت بیشتری به آن بنگریم.

شهادت پیشوای عظیم‌الشأن و قائد بزرگ امت اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (رحمه‌الله علیه)، بزرگترین فاجعه تاریخ بشر پس از شهادت ائمه اطهار (علیهم‌السلام) محسوب می‌شود. اگر از شهادت ائمه معصومین (ع) چشم پوشیم، این واقعه بزرگترین مصیبت، جنایت و فاجعه تاریخی به شمار می‌رود. گاهی اوقات توجه لازم به عمق این حادثه صورت نمی‌گیرد.

قطعاً شهادت کودکان معصوم در مدرسه «شجره طیبه» میناب، دل تمامی انسان‌های آزاده را در سراسر جهان به درد آورد و این موضوع جایگاه خود را دارد؛ اما نباید این دو مسئله را با یکدیگر خلط نمود. شهادت نایب امام زمان (عج) با هیچ رویداد دیگری قابل مقایسه نیست.

اگرچه ظالمان در طول تاریخ جنایات بزرگی مرتکب شده‌اند و فجایع دلخراشی در مکان‌هایی همچون زندان‌های گوانتانامو و ابوغریب یا توسط گروه‌های تروریستی مانند داعش رخ داده که تصور آن‌ها نیز لرزه بر اندام انسان وارد می‌کند، اما معیار بزرگی یک جنایت تنها به وحشتناک بودن صحنه‌های آن نیست.

عظمت فاجعه کربلا تنها ناشی از دلخراش بودن صحنه‌های شنیده شده در روضه‌ها نیست که اشک را جاری می‌سازد؛ بلکه عظمت مصیبت امام حسین (ع) به شخصیت والای ایشان بازمی‌گردد که به عنوان بزرگترین گوهر تاریخ بشر، توسط پست‌ترین افراد به شهادت رسیدند. با همین نگاه، اگر به ماجرای شهادت رهبر عزیزمان بنگریم، درمی‌یابیم که این رویداد پس از شهادت پیشوایان معصوم (ع)، بزرگترین جنایت، فاجعه و مصیبت بشری محسوب می‌شود.

* تفاوت ما با گریه‌کنندگان بی‌عمل

حال در برابر این بزرگترین مصیبت چه باید کرد؟ آیا باید تنها به گریه و ابراز احساسات بسنده کنیم؟ در این صورت تفاوت ما با عمر سعد چیست که او نیز در کربلا برای امام حسین (ع) گریست؟ یا تفاوت ما با مردم کوفه چیست که مردانشان امام حسین (ع) را به شهادت رساندند و زنانشان بر سرهای بریده‌شدگان در دروازه کوفه گریستند؟ اگر پاسخ تنها گریه و ابراز احساسات باشد، این چرخه بی‌پایان ادامه خواهد یافت.

پیام‌های متعدد رهبر فرزانه‌مان، نایب امام زمان (عج)، در شرایط کنونی تأکید داشته‌اند که انتقام این خون باید گرفته شود. مفهوم انتقام امری کاملاً روشن است: در برابر این جنایت، خون باید ریخته شود. نخستین گام، گرفتن انتقام است و پس از آن، خونخواهی محقق می‌گردد.

* انتقام؛ خون در برابر خون، نه شعارهای انتزاعی

برخی افراد انتقام از شهید بزرگوارمان را به مسائل کلی، انتزاعی، راهبردی و اهداف بلندمدتی همچون آزادی قدس تعمیم می‌دهند که همه این موارد جایگاه خود را دارند؛ اما انتقام معنایی دقیق و روشن دارد: «خون در برابر خون». فرد نامردی که این جنایت بزرگ تاریخی را مرتکب شده، باید تاوان دهد و تاوان او ریخته شدن خونش و بر باد رفتن سرش است.

آزادی قدس، اقامه نماز در مسجدالاقصی و نابودی رژیم صهیونیستی اهداف راهبردی و بلندمدتی هستند که محفوظ‌اند، اما انتقام به معنای قیام ملت‌های آزاده و مجازات دشمنانی است که فهرست آن‌ها آماده و هویتشان مشخص است. همان‌طور که حضرت آقا در پیامشان فرمودند، باید این دشمنان را به هلاکت رساند و به تیر غیب گرفتار کرد.

این مطالبه امت اسلامی، دستور شرعی و حکم قرآن کریم است که در دو آیه شریفه آمده است: « وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ»؛ هر جا آنان را یافتید، بکشید. مصداق قطعی و واضح این حکم، افرادی همچون ترامپ و نتانیاهو هستند.

بنابراین، انتقام معنایی بسیار روشن دارد و دقیقاً همان اقدامی است که مختار ثقفی در برخورد با دشمنان امام حسین (ع) انجام داد؛ یعنی دستگیری و گردن زدن تک‌تک آن‌ها. این کار باید با همین صراحت و قاطعیت نسبت به دشمنان فعلی انجام پذیرد و هیچ‌کس حق توجیه آن را ندارد.

* هشداری برای سکوت در برابر جنایت

برای نمونه‌ای عینی، فرض کنید شخصی مرتکب ظلم و ستمی فاحش شود و به عنوان مثال، فرزند کسی را به قتل برساند و در خیابان او را از پای درآورد. حال اگر آن فردِ داغ‌دیده، برخاسته و صرفاً به تماشا بایستد و هیچ واکنشی از خود نشان ندهد، در این صورت چه تفاوتی با چوبِ خشک خواهد داشت؟ چوب خشک بدین گونه است که می‌ایستد، آن را می‌تراشند، باز هم می‌تراشند و باز هم می‌تراشند تا آن را فرسوده و تباه سازند، اما او هیچ عکس‌العملی از خود بروز نمی‌دهد.

بنابراین، اگر ما در برابر جنایت‌هایی که پیرامون ما رخ می‌دهد، هیچ واکنشی نشان ندهیم، با چوب خشک چه تفاوتی خواهیم داشت؟ و اگر تنها به ریختن اشک بسنده کنیم، با عمر سعد چه فرقی می‌کنیم و با مردم کوفه چه تمایزی خواهیم داشت؟

مسلماً باید برخاسته و دست به اقدام زد. این نه تنها یک دستور شرعی است، بلکه افزون بر آن، فتوای صریح فقهای بزرگ ما نیز هست؛ فقهای بزرگ ما به روشنی فتوا داده‌اند که این ظالمان، مهدورُالدم هستند. علاوه بر این، فرمان الهی در قرآن کریم نیز بر همین امر دلالت دارد که «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ» و «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَی»؛ خداوند متعال قصاص را بر شما مقرر داشته است و این قصاص، مایه‌ی حیات و زندگی است.

اگر چنین نشود، آن دشمنِ نامرد، بی‌شرف، خبیث و شرور، جرأت می‌یابد که این مسیر را ادامه دهد؛ چرا که اگر یک بار چنین کاری را انجام داد و هیچ واکنشی ندید، بار دوم و بار سوم نیز آن را تکرار خواهد کرد، همچنان که در عمل نیز اینگونه رخ داده است؛ چرا که هنیه را زدند، سنوار را زدند، حاج قاسم را زدند و نصرالله را نیز به شهادت رساندند. مادامی که این قصاص انجام نگیرد، او گستاخی و جسارت خود را در ادامه و تکرار این جنایت‌ها حفظ خواهد کرد.

* درس‌هایی از مختار؛ چرا امام‌کشی پس از عاشورا مخفیانه شد؟

باید توجه کرد که چرا پس از قیام عاشورا، جنایتِ امام‌کشی به آن سبک فجیع و وحشیانه دیگر تکرار نشد؟ این به خاطر حرکت مختار بود؛ بله، به برکت حرکت مختار بود. هرچند امامان پس از امام حسین (علیه‌السلام) نیز به شهادت رسیدند، اما شهادت آنان مخفیانه صورت گرفت و حتی دشمنانی که امام را به شهادت رساندند، برای او مجلس ترحیم برپا کردند و وانمود نمودند که از درگذشت ایشان بسیار متأثر هستند؛ در حالی که خودشان در نابودی امامان بعدی دست داشتند، اما این اقدامات را آشکارا انجام نمی‌دادند. چرا؟ زیرا از قیام مختار هراس داشتند.

بنابراین، قصاص که در قرآن کریم نیز بر آن تأکید شده است - «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یا أُولِی الْأَلْبَابِ» - یک دستور دینی است و مفهومی روشن دارد و موجب حیات و پویایی جامعه می‌شود؛ بدین معنا که اگر قصاص اجرا نشود، این روند جنایت‌آمیز ادامه خواهد یافت و قصاص، موجب بازتولید موازنه‌ی قدرت می‌گردد. به هر حال، اقتدار یک ملت آسیب دیده است و این ملتی که اقتدار، عزت و غرور ملی‌اش خدشه‌دار شده است، باید به منظور عمل به آیه‌ی شریفه « وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ» تلاش کند که خون این انسان‌های کثیف، خبیث، بی‌شرف، بی‌منطق و وحشی را بر زمین بریزد.

* انتقام، تاکتیک نیست، بازدارندگی است

این دستورِ ولایت فقیه و نایبِ امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) است که در پیام خود به صراحت فرموده‌اند این دستور، مورد تأکید مراجع عظام نیز هست و امنیت ملی ما در گرو تحقق چنین امری است. نباید برخی‌ها این مسئله را به یک کنشِ احساسی، هیجانی یا تشفیِ خاطر تعبیر کنند؛ زیرا این صرفاً یک تاکتیک نیست، بلکه عاملی بازدارنده محسوب می‌شود.

مسئله‌ی شهادت امام شهید ما، همان‌گونه که پیشتر عرض شد، بزرگترین جنایت تاریخ بشر پس از شهادت معصومین (علیهم‌السلام) است؛ این یک پرونده‌ی امنیتی ساده نیست، بلکه موجودیت انقلاب اسلامی و موجودیت جبهه‌ی مقاومت به این مسئله گره خورده است.

اگر ذره‌ای کوتاه بیاییم یا کمی سست و شل عمل کنیم، این مسیرِ جنایت ادامه خواهد یافت؛ همان‌گونه که آن فردِ بی‌شرف تهدید کرده و نام امام عظیم‌الشأنِ ما را برده و اعلام کرده که در لیست ترور قرار دارد و برای مرگ نشان‌گذاری شده است. او دهان پاره‌ی خود را گشوده و چنین سخنی بر زبان آورده است.

* انتقامِ فردی، نه انتزاعی؛ فهرست روشن دشمنان

برای جلوگیری از ادامه‌ی این روند، حتماً باید ماجرای انتقام - به معنایِ فردیِ آن، نه صرفاً به معنای کلی، راهبردی و اهداف درازمدت - به وقوع بپیوندد. این موضوع اختصاصی به ملت ایران ندارد و کاملاً فرادولتی است؛ همان‌گونه که در پیام حضرت آقا (مدظله‌العالی) نیز آمده است، آزادگان جهان باید برای این منظور بسیج شوند و قیام کنند. در سطح جهان اسلام نیز باید پیگیری شود؛ مراجع جهان اسلام، افزون بر مراجع شیعه، از جمله مراجع در هند، پاکستان و علمای اهل سنت نیز فتوا داده‌اند.

نباید مسئله‌ی انتقام را به موضوعات کلی، مبهم و اهداف بلندمدت احاله داد؛ بلکه با مختصاتی روشن و دقیق، باید قصاصِ قتل، و آوردن سرِ ترامپ و ریختن خون او و نتانیاهو، و همه‌ی کسانی که در آن فهرست مورد اشاره‌ی مقام معظم رهبری قرار دارند، به صورت فعال دنبال شود.

افزون بر اینکه توده‌ی مردم باید هر آنچه از دستشان برمی‌آید در این راه انجام دهند، این پروژه باید بر روی میز دستگاه‌های نظامی و امنیتی قرار گیرد و برای آن تدبیرِ سازمانی و دولتی اندیشیده شود. این، مطالبه‌ی روشنِ ملتِ ماست؛ علاوه بر اینکه فرمانِ نایبِ امام زمان است، مطالبه‌ی روشنِ ما نیز هست که اینک در خیابان‌ها اعلام می‌داریم.

* مطالبه ملت؛ قهرمان ملی و شخصیت دینیِ شهید، امانتِ حاکمیت

مطالبه‌ی روشنِ ما این است که دستگاه‌های نظامی، دولتی و امنیتی، امکانات، تجربه، توانمندی و عزم و همت لازم را برای تحقق این امر پیدا کنند و در برابر این جنایت عظیم، مسئولان و حاکمیت موظف‌اند وظیفه شرعی و مأموریت الهی خویش را، به تعبیر رهبر معظم انقلاب، به انجام رسانند.

در حقیقت، ساختار حاکمیت ملی و غرور جمعی ما به چالش کشیده شده است؛ بزرگ‌ترین شخصیت دینی جهان پس از وجود مقدس امام زمان (عج) به شهادت رسیده و بزرگ‌ترین قهرمان ملی تاریخ کشورمان به فیض شهادت نائل آمده است.

بدین معنا که اگر تعصب و غیرت ملی داریم، او بزرگ‌ترین قهرمان ملی تاریخ ماست؛ و اگر شرافت و غیرت دینی داریم، بزرگ‌ترین شخصیت دینی پس از امام عصر (عج) به شهادت رسیده است. این رویداد کوچکی نیست که ما تنها به تماشا بنشینیم یا صرفاً اشک بریزیم.

* از قصاص تا تمدن‌سازی؛ پرچم خون‌خواهی تا تحقق اهداف نهایی

پیام اخیر رهبر معظم انقلاب نیز به روشنی فرموده‌اند که آن شخص یا اشخاصی که عامل، مباشر، آمر یا مسبب بوده‌اند، باید به‌صورت فردی به کیفر اعمال خویش برسند. البته کار به اینجا ختم نمی‌شود. پس از آنکه افرادی مانند ترامپ و نتانیاهو و تمام این قاتلان به کیفر اعمال خویش رسیدند و خون ناپاکشان بر زمین ریخته شد، پرچم «یا لثارات الحسین» و پرچم خونخواهی همچنان برافراشته خواهد ماند و این خون به ناحق ریخته‌شده، بر زمین می‌جوشد تا آن هدف نهایی محقق گردد.

هدف سردار شهید قاسم سلیمانی، اخراج آمریکا از منطقه بود. هدف رهبر شهید ما چه بود؟ پدید آوردن تمدن نوین اسلامی و فروپاشی نظام سلطه و استکبار جهانی. مادامی که این امر محقق نشود، این حرکت و قیام ادامه خواهد داشت و خونخواهی به این شیوه تحقق می‌یابد.

* تسلیت توأم با تکلیف؛ از زیارت عاشورا تا حرکت در مسیر امام

بنابراین، بار دیگر آن جمله‌ای را که دستور ائمه اطهار (ع) به ماست و در ابتدای سخن عرض کردم، تکرار می‌نمایم: فرموده‌اند شیعیان هنگامی که در عزای امام حسین (ع) به یکدیگر می‌رسند، بگویند: «عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا وَ أُجُورَکُمْ بِمُصِیبَتِنَا بِالْحُسَیْنِ علیه‌السلام وَ جَعَلَنَا وَ إِیَّاکُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَأْرِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ علیه‌السلام».

ما همین مفهوم را درباره شهادت امام شهیدمان سرلوحه قرار می‌دهیم. نخست این مصیبت بزرگ را به یکدیگر تسلیت عرض می‌کنیم. این تسلیت پیش از همه باید به پیشگاه امام زمان (عج) ارائه شود؛ چرا که قلبی که بیش از همه در این مصیبت داغدار است، قلب مقدس امام عصر (عج) می‌باشد.

ایشان بیش از همه ما معرفت دارند و این مصیبت عظیم، بیش از همه بر دل مبارک آن حضرت فشار آورده است. بنابراین، به خود و به آن حضرت عرض می‌کنیم: «عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا وَ أُجُورَکُمْ بِمُصِیبَتِنَا وَ جَعَلَنَا وَ إِیَّاکُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَأْرِهِ». پس از این، حرکت و خروش باید تداوم یابد و ما باید از طالبان خون آن امام شهید باشیم. طلب خون آن امام شهید نیز به دو صورت است که عرض کردم: نخست، قصاص و انتقام که به معنای مجازات مشخص افراد و ریخته شدن خون قاتلان به‌صورت معین است که همان قصاص محسوب می‌شود؛ و دوم، پیگیری اهداف، آرمان‌ها و مقاصد ایشان در ادامه، به‌صورت یک حرکت بلندمدت و راهبردی که همه باید برای آن آماده باشند، قیام کنند، برخیزند و هر آنچه از دستشان برمی‌آید را انجام دهند.

این امر، وظیفه توده امت، وظیفه دولت، نهادهای دولتی، نظامی و امنیتی، و تمامی کسانی است که اکنون قدرت و سیاست در دستان آنان است. ان‌شاءالله خدای متعال به همه ما معرفت کامل به دین خویش، به آموزه‌های مکتب اهل بیت (ع) و به اولیای خود را عنایت فرماید و ما را به انجام وظایفمان، اعم از وظایف فردی و اجتماعی، موفق بگرداند.

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha