خبرگزاری حوزه | مقدمه: تشییع پیکر امام شهید خامنهای؟ق؟، فراتر از یک آیینِ عظیم سوگواری و خاکسپاری، رخدادی بود که در همان لحظه، در سپهر سیاست و دیانت، معنا و کارکردی نو یافت؛ این رستاخیز عظیم دینی، عاطفی و سیاسی، شکستی راهبردی برای روایتسازیهای رسانهای دشمن رقم زد. از این منظر، این حماسه را باید تجلی پیوند ایمان و بصیرت مردم دانست؛ پیامی روشن و قاطع به جهانیان که نشان داد، ملتهای ایران و عراق، همچنان بر پیمان خود با آرمانهای الهی استوارند.
استاد سیدصادق محمدی، رئیس انجمن اصول فقه، استاد درس خارج فقه و اصول و نایبرئیس مجمع عمومی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در یادداشت پیش رو، ابعاد این حادثه تاریخی و پیامدهای آن را در عرصههای روانشناسی اجتماعی و انسجام ملی مورد واکاوی قرار داده و بر ضرورت تبدیل این «عاطفه جوشان» به «اقدام راهبردی» تأکید کرده است. در ادامه، متن کامل این یادداشت را میخوانید.
تشییع بینظیر امام شهید امت؟ق؟، نه یک آیین خاکسپاری عظیم که رستاخیزی دینی، عاطفی و سیاسی بود که معادلات رسانهای و روانی دشمن را در هم ریخت. حضور میلیونی ملت بزرگ ایران و عراق، با اشکهای روان و بغض همراه با ندای انتقام بازدارنده، پیامی صریح به جهانیان داشت: «ما زندهایم و تا ابد، بر سر پیمان خود میمانیم.»
آری کسی که در مسیر توحید و اهلبیت عصمت وطهارت؟عهم؟ گام بردارد و «فَاستَقِم کما اُمِرت» را نصبالعین خود قرار دهد، مصداق آیه شریفه قرار میگیرد:
]وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبهمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مَّا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ[. اینچنین بود که خداوند منان ملت را به سمت قول طیب و صراط حمید مبعوث نمود.
]وَهُدُوا إِلَی الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَی صِرَاطِ الْحَمِیدِ[
ابعاد فراموشنشدنی این حماسه تاریخی
۱. شکست پروپاگاندا و نمایش هیبت و اراده جمعی
این تشییع، از منظر روانشناسی اجتماعی، «شکست کامل پروپاگاندا» بود. دشمنان با تمام توان رسانهای کوشیدند تا این ملت را خسته و ناامید نشان دهند؛ اما ملت بزرگ ایران و عراق، با یک حضور بینظیر، تمام معادلات ذهنی آنان را در هم ریختند. «هیبت یک امت متحد»، از هزاران موشک بالستیک، بازدارندهتر است.
۲. پیوند اعتقاد و سیاست در یک قیامت دینی عاطفی
در آن غبار گرم مسیر نجف تا کربلا و بغض فروخورده خیابانهای تهران و مشهد و قم، تصویری از «قیامت عشق» به نمایش درآمد؛ قیامتی که در آن، عزت بر ذلت چیره میشود و مرگ، نه پایان که آغازی بر جاودانگی و استقامت [است]. این وداع، نه فقط از جنس گریه فرزند پدرازدستداده و نه فقط از جنس مرید مرادازدستداده و مانند آن، بلکه از جنس «آتش بصیرت» بود.
۳. زنان مقاومت، بازتولید نقش زینبگونه؟عها؟
مادران و خواهرانی که با چشمانی گریان و دلی استوار، در صفوف مقدم ایستادند، نقش حضرت زینب؟عها؟ در کربلا را بازآفرینی کردند. این حضور، پیامی برای نسل دختران امروز است که عفاف و حضور اجتماعی، نهتنها منافاتی ندارند که موتور محرک تمدنسازی نوین اسلامی است.
۴. انزوایِ راهبردی دشمنان
این حضور بینظیر، پوشالیبودن تحلیلها و نظرسنجیهای جعلی مراکز غربی را آشکار کرد. دشمنان تصور می-کردند، با فشار اقتصادی و جنگ روانی میتوانند ملت را از میدان بهدر کنند؛ اما این تشییع نشان داد که اراده ملت، از هر تحریمی عبور کرده و به یک قدرت نرمافزاری شکستناپذیر تبدیل شده است.
۵. تبدیل واژه شهادت به حماسه جمعی ماندگار
امام شهید؟ق؟ با شهادت، به یک نماد وحدت مبدل شد. این تشییع، نحوه سوگواری را به یک آیین سیاسی دائمی بدل کرد؛ آیینی که انشاءالله هرسال با شکوه و عظمت تکرار خواهد شد.
۶. پیوند نسل جنگ و نسل امروز
بیشک در این تشییع، هم نسل دیروز که طعم سنگر و جنگ تحمیلی را چشیده بود، حضور داشت و هم جوانانی که امام را تنها در کتابها دیده بودند. این اشتراک نسلها، گسست نسلی را به چالش کشید و ثابت کرد که خاطره انقلاب، به یک هویت زنده و انتقالپذیر تبدیل شده است که از طریق عواطف دینی، نه فقط از طریق تاریخنویسی منتقل میشود.
۷. تولید امنیت روانی در برابر تهدیدات آینده
این هیجان جمعی، یک واکسن ایمنیبخش برای جامعه ساخت؛ بهطوریکه پس از آن، هر تهدید خارجی، نه با وحشت که با یادآوری آن جمعیت عظیم، با طمأنینه پاسخ داده میشود. مردم دریافتند که تنهایی ایران در سیاست بینالملل، با چنین پشتوانه انسانی، به یک برتری راهبردی تبدیل میشود.
۸. اعجاز رسانه مردمی در برابر رسانه جهانی
درحالیکه رسانههای بیگانه سعی در تحریف جمعیت داشتند، خود مردم با تلفنهای همراهشان، راوی حقیقت شدند. این تشییع، نقطه عطفی در مقابله با روایت استعماری بود؛ جایی که تصاویر ارسالی مردم، قویتر از صد شبکه معاند، حقیقت را به جهان مخابره کرد.
۹. تحقق سیاست عزت در بستر عواطف ملی
در این حماسه، هیچ شعار جناحی یا سیاسی خاصی جز شعار مرگ بر آمریکا و لبیک یا خامنهای، انتقام و قصاص و مانندآن شنیده نشد. این اجماع کمنظیر، نشان داد که سیاست استکبارستیزی ریشه در هویت ایرانی- اسلامی دارد و نه در یک گرایش سطحی زودگذر؛ بههمین دلیل، پس از چهاردهه، همچنان زنده و پویاست
وظایف ملت و دولت بهویژه اهل علم و فرهنگ نسبت به این رویداد عظیم تاریخی
۱. سبک زندگی علوی
گرچه تشییع بدن مطهر آن عزیز بسیار باعظمت بود؛ ولی آنچه ماندگار است، پیروی از«سیره زیستن» اوست؛ همان توصیهای که حسنالختام بیانیه گام دوم انقلاب است.
راستگویی در گفتار، سادهزیستی در پوشش و مسکن و قناعت در مصرف، دوریکردن از اشرافیگری و خیلی ازصفات نیکوی دیگر بهعنوان ارزشهای دینی و مدیریت هوشمندانه زندگی، در جامعه نهادینه شود.
۲. زنده نگهداشتن یاد و خاطره امام شهید؟ق؟
نباید اجازه دهیم این رویداد به یک عکس سیاهوسفید در موزه انقلاب تبدیل شود. روایت این تشییع باشکوه، باید «نسلبهنسل» و با زبان روز منتقل شود. برای نسل امروز، نه فقط با زبان خطابه که با فیلم کوتاه، پادکست، شعر نو، گرافیک و حتی بازیهای رایانهای، مفهوم ابعاد شخصیت آن بزرگ مرد تاریخ را بازآفرینی کنیم.
یک «جنبش روایتگری» راه بیندازیم؛ یک خاطره ناب از امام شهید و یک درس اخلاقی از سیرهاش را به اشتراک بگذاریم تا یاد او، به «گفتمان رایج» جامعه بدل شود.
۳. تبدیل عاطفه به اقدام
عاطفهورزی چندروزه تشییع، اگر به تولید ملی و شکوفایی علم و فرهنگ منجر نشود، این تشییع عظیم در تشییع میماند. هر شهروند، در هر شغلی (روحانی، کشاورز، معلم، مهندس، کارگر و کارمند) باید خود را «یک عنصر اثرگذار» در فرهنگ اصیل اسلامی ایرانی، اقتصاد مقاومتی و مانند بداند.
۴. نظارت همگانی بر حافظان آرمان
این تشییع بهعنوان سرمایه عظیم، میتواند یک «سند بالادستی مردمی» برای همه مسئولان باشد؛ یک نظارت فعال مردمی بر عملکرد کارگزاران. هر جا انحرافی از خط امام شهید دیدیم، با تذکر خیرخواهانه و پیگیری قانونی و مانند آن، از سرمایه اجتماعی تشییع دفاع کنیم.
۵. تربیت نسل آینده
باید به فرزندانمان بیاموزیم که این جمعیت عظیم، تصادفی گرد هم نیامده بود؛ بلکه نتیجه «صداقت یک رهبر » و «اعتماد یک ملت» بود.
برای نسل کودک و نوجوان و جوان، با روایتگری درست نشان دهیم که پیام این تشییع، ادامه راه آبادانی ایران قوی است با امید و تلاش.
۶. وفاق ملی و پرهیز از قطبیسازی
این حماسه، متعلق به یک جناح یا گروه خاص نبود؛ بلکه «ملت ایران» بود که پای کار آمد. وظیفه ما این است که این سرمایه را به « سیاستبازی» تبدیل نکنیم. از هرگونه افراطگری، تخریب رقبای در خط رهبری، یا نسبتهای ناروا به جریانهای دیگر پرهیز کنیم. یاد آن شهید را پلی بسازیم برای «گفتوگوی ملی» و «همدلی فراجناحی»، تا ثابت کنیم که ایران عزیز، با همه سلایق، زیر پرچم رهبری جمع میشود.
۷. مدیریت حفظ دستاورد در برابر تحریف
دشمنان درونی و بیرونی و جریانهای معاند، بهسرعت تلاش میکنند این رویداد را تحریف کنند. وظیفه ما، ثبت دقیق، مستندسازی تصویری بینقص و انتشار روایت دست اول از زبان اقشار مختلف جامعه است. باید کاری کنیم که قفل هرگونه تحریف را برای همیشه بشکند.
۷. بهروزرسانی آرمانها پیام تشییع
امام شهید، متعلق به یکدهه یا نسخه خاص نبود؛ او نماد یک امت بود. پس وظیفه داریم آرمانهایی را که او برایشان تلاش کرد، نه بهشکل شعار که با زبان عمل برای آیندگان بازتعریف کنیم. باید نشان دهیم که راه او پویاست.
۸. جهانیسازی پیام این حماسه
تشییع عظیم امام شهید، برای تمام مردم مستضعف جهان یک پیام امید بود. وظیفه ما، ترجمه این پیام به زبانهای جهانی، انتشار گزارشهای تحلیلی در رسانههای بینالمللی و نامهنگاری با اندیشمندان جهان برای تبیین این حماسه تاریخی است.
۹. اقدام نمادین سالانه
برای اینکه این رویداد بزرگ، سرد و فراموش نشود، یک «اقدام سالانه» را به تقویم ملی اضافه کنیم و برنامههایی برای زنده نگهداشتن آن داشته باشیم؛ البته نه صرف یک ختم سالانه. این کار این سرمایه اجتماعی را از یک «خاطره» به یک «فرهنگ تکرارشونده» تبدیل میکند.
۱۰. انتقام بازدارنده
نقش مطالبه انتقام در افکار عمومی واقعاً یک «متغیر تعیینکننده» در تصمیمگیریهای راهبردی محسوب میشود و این مطالبه باید تا حصول نتیجه ادامه پیدا کند و بر مسئولین است که تمامی گزینههای محققکننده این امر را مدنظر داشته باشند.
دولتها در مواجهه با ترور مسلحانه مقامات عالیرتبه، طبق منشور ملل متحد حق توسل به دفاع مشروع را دارند و لذا از نظر حقوقی نیز اقدامات متناسب و فوری باید انجام شود.
ترور و شهادت امام و قائد عظیمالقدر امت که واقعاً آشکارا مصداق نقض حقوق بینالملل و از کثیفترین اقدامات شیطانی است و ظاهراً تا به حال بعد از جریان کربلا هیچ دولتی وجود نداشته که اینچنین رذالت و پستی و قساوت از خود نشان داده باشد که رهبر دینی را اینچنین با خانوادهاش همراه با یک کودک به شهادت رسانده باشد.
نکته بسیار مهم در این حادثه ناگوار این است که انتقام باید همراه پاسخ بازدارنده باشد.
«انتقام» پاسخی احساسی و مبتنی بر عدالت است که بر خونخواهی تأکید دارد؛ ولی «پاسخ بازدارنده» در ادبیات راهبردی و نظامی، رویکردی آیندهنگر و با هدف ایجاد توازن قوا و جلوگیری از تکرار تهدید است که به نظر بنده از خود انتقام خیلی اهمیت بیشتری دارد.
انتقام بازدارنده با ماهیت مقاومت هم سازگارتر و در چارچوب ادبیات پایداری و دفاع از مظلومیت معنا مییابد؛ بنابراین شعار مردم باید «انتقام بازدارنده» باشد.
«انتقام» باید به یک «استراتژی پایدار بازدارندگی» تبدیل شود و کلید آن ترکیب «صبر راهبردی» با «اقدام هوشمندانه» است؛ البته باید توجه کرد، تأثیر هر اقدام، زمان خاص خودش را میطلبد و اگر از زمان مناسب بگذرد، بیاثر میشود؛ البته انتقام نباید در قالب واکنشهای آنی و احساسی تعریف شود؛ بلکه باید در چهارچوب یک راهبرد بلندمدت طراحی گردد.
بنابراین انتقام در مورد این واقعه بسیار تلخ تاریخ، همراه با عقلانیت، متناسب با آن، در زمان مناسب و بازدارنده دائمی برای حوادث مشابه باشد و درکل به نظر بنده باید از بازدارندههای گذشته عبور کرد. موشکهای نقطهزن و مانند آن در حد خود بازدارندگی بسیارخوبی بوده است؛ ولی به نظر میرسد، کافی نیست و بهطور شفاف به نظر میرسد درحال حاضر با توجه حادثه شهادت سیدالشهدای انقلاب؟ق؟ باید در دکترین هستهای تجدیدنظر کنیم.
مصادیق ]وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَااسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة وَمِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّاللّهِ وَعَدُوَّکُمْ[ در هر زمان باید متناسب با بازدارندگی دشمن تعریف شود.
باید هزینههای راهبردی دشمن را افزایش دهیم و همچنین واردکردن هزینههای تاکتیکی هم نباید فراموش نشود و باید دشمن را از دکتربن تضعیف تدریجی ایران خارج کرد و این نمیشود، مگر اینکه راهبرد خود را تغییر دهیم؛ البته پیروی از مقام ولایت در همه زمینهها بهویژه در مسائل کلیدی نظام، رأس امور و لازمالاتباع است.
پیام رهبر معظم انقلاب در مورد انتقام نسبت به شهادت رهبر عظیمالقدر انقلاب؟ق؟ لازمالاجراء است و این حق حاکمیت اسلامی است و نه امری فردی؛ زیرا تعرض به ولیامر، تهاجم به تمامیت امت محسوب میشود.
اقدام لشگر اسلام باید متناسب، هوشمندانه و غافلگیرکننده باشد و لزوماً مقارن با اقدام دشمن نیست؛ بلکه لازم است در صورت لزوم، اقدام ایران قبل از اقدام دشمن باشد.
در پایان لازم است، عرض ارادتی به آن امام شهید عزیز داشته باشم:
ای روح بلند، ای رهبر و امام شهید، ای مجاهد نستوه و خستگیناپذیر امت اسلامی، ای پدر تمامی آزادگان جهان، ملت ایران و عراق در کنار هم، با اشکها و فریادهای «لبیک»، ارادت خود را به خون پاکت نثار کردند. این حضور بینظیر، نشان داد که ملت اسلام راه تورا بهعنوان راه حق و راه عزت و آزادی انتخاب کرده و با پیروی از حضرت آیتالله امام سیدمجتبی حسینی خامنهای (دام ظلهالعالی) تا تحقق اهداف تو از پای نخواهند نشست.
]وَأُخْرَی تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ[
والسلام علی عبادالله الصالحین










نظر شما