به گزارش خبرگزای حوزه، سیدمحمدصادق میرحسینی، پژوهشگر پژوهشکده شورای نگهبان، در یادداشتی با بررسی جایگاه پیامهای رهبر معظم انقلاب در منظومه فقه حکمرانی، تأکید میکند که اعمال ولایت در نظام اسلامی تنها به صدور احکام حکومتی و دستورات الزامآور محدود نمیشود، بلکه هدایت جامعه از طریق تبیین، اقناع، جهتدهی به افکار عمومی و صیانت از انسجام اجتماعی نیز از شئون مهم ولایت فقیه به شمار میآید
اعمال ولایت؛ فراتر از صدور احکام الزامآور
هرگاه پیامی از سوی رهبر معظم انقلاب منتشر میشود، عمده تحلیلها بر محتوای سیاسی، اجتماعی و رسانهای آن متمرکز است؛ حال آنکه پرسشی بنیادیتر کمتر مورد توجه قرار گرفته است: این پیامها در منظومه فقه حکمرانی چه جایگاهی دارند و اساساً از چه سنخ اقدامی به شمار میآیند؟
برداشت رایج آن است که اعمال ولایت از سوی ولیفقیه عمدتاً از طریق ابزارهای الزامآور، مانند صدور احکام حکومتی، ابلاغ سیاستهای کلی یا اعمال سایر اختیارات قانونی تحقق مییابد. بر اساس این نگاه، هر آنچه خارج از این قالبها باشد، بیشتر در حد یک توصیه اخلاقی، موضعگیری سیاسی یا بیان دیدگاه ارزیابی میشود.
با این حال، چنین برداشتی همه ابعاد ولایت در نظام اسلامی را بازنمایی نمیکند. حکمرانی صرفاً به وضع قواعد الزامآور و استفاده از ضمانت اجراهای حقوقی محدود نیست. هیچ نظام سیاسی، حتی با برخورداری از گستردهترین ابزارهای قانونی و اجرایی، بدون اقناع افکار عمومی، تبیین واقعیتها، اولویتگذاری مسائل و جهتدهی به کنش جمعی، توان اداره مؤثر جامعه را نخواهد داشت.
از این منظر، «هدایت جامعه» یکی از شئون مهم اعمال ولایت در فقه حکمرانی است؛ ساحتی که در آن، ولیّ امر نه از طریق الزام حقوقی، بلکه با تبیین، اقناع، ترسیم افق مشترک و جهتدهی به رفتار اجتماعی، مسیر حرکت جامعه را هدایت میکند.
بر همین اساس، بیانات و پیامهای رهبر معظم انقلاب را نمیتوان صرفاً یک بیانیه سیاسی یا توصیه اخلاقی دانست؛ بلکه این پیامها بخشی از فرآیند اعمال ولایت در ساحت هدایت جامعه به شمار میآیند.
آنچه پیامهای رهبر معظم انقلاب را از سخنان یک اندیشمند، استاد دانشگاه یا شخصیت سیاسی متمایز میکند، صدور این بیانات از جایگاه ولیّ امر مسلمین و در چارچوب وظیفه هدایت امت اسلامی است. از این رو، کارکرد این پیامها صرفاً اطلاعرسانی یا تحلیل سیاسی نیست، بلکه در فرآیند راهبری جامعه اسلامی نقش ایفا میکند.
هدایت جامعه؛ یکی از شئون ولایت در فقه حکمرانی
در اندیشه اسلامی، ولایت صرفاً به معنای اختیار صدور فرمان یا اعمال اقتدار سیاسی نیست، بلکه مفهومی جامع دارد که هدایت، راهبری و جهتدهی به حرکت جامعه را نیز دربرمیگیرد.
اگرچه صدور احکام حکومتی، وضع مقررات و اعمال اختیارات قانونی از مهمترین جلوههای ولایت است، اما حقیقت ولایت را نمیتوان به این ابزارهای الزامآور فروکاست.
مروری بر سیره حکومتی پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) نیز نشان میدهد که بخش قابل توجهی از مدیریت جامعه اسلامی، نه از طریق صدور اوامر الزامآور، بلکه با تبیین حقایق، اصلاح نگرشها، ایجاد همبستگی اجتماعی، هشدار نسبت به مخاطرات و تقویت روحیه عمومی تحقق یافته است.
خطبهها، نامهها، مواعظ و توصیههای برجایمانده از معصومان(ع)، اگرچه در قالب حکم حکومتی صادر نشدهاند، اما بخشی از شئون ولایت و ابزارهای اداره جامعه محسوب میشوند.
از این رو، اعمال ولایت دارای مراتب گوناگون است؛ گاه ولیّ امر با تصمیمات الزامآور، نظم حقوقی جامعه را سامان میدهد و گاه با تبیین واقعیتها، اقناع افکار عمومی و ترسیم افق مشترک، زمینه حرکت صحیح جامعه را فراهم میکند.
در این ساحت، «هدایت» موضوعیت مییابد؛ هدایتی که پیش از توسل به ابزارهای الزامآور، زمینه تحقق اهداف حکمرانی اسلامی را فراهم میسازد.
پیام ۲۶ تیر ۱۴۰۵؛ جلوهای از هدایت جامعه
با این چارچوب، پیام رهبر معظم انقلاب درباره حماسه عظیم بدرقه شهید ایران و تبیین مسائل مهم کشور را میتوان نمونهای از اعمال ولایت در ساحت هدایت جامعه دانست.
در این پیام، بدون آنکه حکم حکومتی جدیدی صادر شود یا تکلیف حقوقی تازهای بر عهده افراد قرار گیرد، مسیر کنش اجتماعی جامعه در شرایطی حساس ترسیم شده است.
تجلیل از حضور مردم، تقویت هویت اسلامی ـ ایرانی، تبیین رفتار دشمن، تأکید بر وحدت و انسجام، تنظیم نسبت میان نقد و همبستگی اجتماعی و دعوت به اعتماد و هوشیاری، همگی در راستای جهتدهی به رفتار عمومی و مدیریت فضای اجتماعی قابل تحلیل است.
محور اصلی این هدایت، صیانت از انسجام ملی است. رهبر معظم انقلاب ضمن تأکید بر حق افراد در نقد عملکرد مسئولان، هشدار میدهند که نقد نباید به ظلم، تفرقه یا آسیب به وحدت اجتماعی منجر شود.
این رویکرد در مقام نفی نقد نیست، بلکه مرز میان نقد مسئولانه و رفتارهایی را که سرمایه اجتماعی و انسجام ملی را تضعیف میکند، تبیین مینماید.
نسبت هدایت جامعه با قاعده حفظ نظام
از منظر فقه حکمرانی، این رویکرد را میتوان در پرتو قاعده «حفظ نظام» تحلیل کرد. این قاعده تنها به معنای حفظ ساختار حکومت نیست، بلکه جلوگیری از اختلال در نظام اجتماعی، صیانت از مصالح عمومی، حفظ کیان جامعه اسلامی و جلوگیری از عواملی را شامل میشود که نظم عمومی و انسجام اجتماعی را با آسیب مواجه میکند.
در شرایط کنونی، بسیاری از تهدیدها صرفاً در قالب تهدیدهای سخت و نظامی ظهور نمیکنند، بلکه در شکل فرسایش سرمایه اجتماعی، کاهش اعتماد عمومی، تعمیق شکافهای اجتماعی و گسترش دوقطبیهای مخرب بروز مییابند.
بر همین اساس، صیانت از انسجام ملی را میتوان یکی از مصادیق معاصر اجرای قاعده فقهی حفظ نظام دانست.
جمعبندی
تحلیل پیامهای رهبر معظم انقلاب تنها در چارچوب ادبیات سیاسی و رسانهای نمیتواند همه ابعاد آن را آشکار سازد؛ بلکه این پیامها باید در منظومه فقه حکمرانی و در چارچوب شئون ولایت فقیه مورد مطالعه قرار گیرد.
ولیّ فقیه تنها با صدور احکام حکومتی جامعه را اداره نمیکند، بلکه با تبیین واقعیتها، ترسیم اولویتها، هدایت افکار عمومی و تقویت انسجام اجتماعی، زمینه تحقق مصالح عمومی را فراهم میسازد.
از این منظر، پیام ۲۶ تیر ۱۴۰۵ رهبر معظم انقلاب نمونهای از اعمال ولایت در ساحت هدایت جامعه و جلوهای از تحقق عملی قاعده «حفظ نظام» است؛ پیامی که با تکیه بر تبیین، اقناع و روشنگری، جامعه را به حفظ سرمایه اجتماعی، تقویت وحدت و مسئولیتپذیری در برابر مسائل کشور فرا میخواند.
شاید یکی از مهمترین کارکردهای ولایت در نظام اسلامی آن باشد که جامعه را پیش از هر الزام حقوقی، با ایجاد فهم مشترک، بصیرت و آگاهی عمومی، در مسیر تحقق مصالح امت اسلامی هدایت کند. این همان ساحتی از ولایت است که در قالب «جهاد تبیین» و راهبری فکری جامعه ظهور مییابد.
سیدمحمدصادق میرحسینی، پژوهشگر پژوهشکده شورای نگهبان











نظر شما