دوشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۰
مغالطه خطرناک خلط «انتقام» با «قصاص»؛ چرا نباید شواهد را دستچین کرد؟

حوزه/عضو هیأت علمی گروه اخلاق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با نقد دیدگاه‌های معاصر، خلط میان مفهوم انتقام و قصاص را یک مغالطه علمی دانست و گفت: نباید با نادیده گرفتن شواهد تاریخی و فقهی، خواسته‌های مشروع مردم را با رویکردهای نادرست مقایسه کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام محمد تاجیک عضو هیأت علمی گروه اخلاق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، عصر یکشنبه ۲۸ تیرماه طی سخنانی در همایش بین‌المللی تحقق وعده انتقام از سوی پژوهشکده فقه و نظامات اجتماعی وابسته به مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا(ع) با همکاری مراکز علمی و پژوهشی کشور در دانشگاه باقرالعلوم (ع) برگزار شد، با موضوع تقابل فهم منظومه‌ای و گزاره‌ای از انتقام؛ نقدی از منظر اخلاق باور به نکاتی اشاره کرد.

استاد حوزه و دانشگاه با ذکر دو مثال تاریخی از فاجعه‌های پزشکی ناشی از عدم رعایت اصل جامعیت شواهد، به تشریح مبانی اخلاق باور پرداخت و گفت: در یک نمونه، تزریق یک واکسن رابطه مثبتی با ابتلا به اوتیسم پیدا کرد در حالی که از جهت شواهد علمی نصاب لازم را نداشت، اما نتیجه آن تضعیف واکسیناسیون و بازگشت بیماری تا مرز از بین رفتن کامل بود. نمونه دیگر داروی مسکن تالیدومید در سال ۱۹۶۰ است که تست‌های کامل را پشت سر نگذراند، از جمله تست برای زنان باردار، و نتیجه آن تولد ۱۰ هزار کودک ناقص بود.

حجت الاسلام تاجیک با اشاره به اصل جامعیت یا تمامیت شواهد در اخلاق معرفت تصریح کرد: این اصل می‌گوید شما وقتی می‌خواهید یک ارزش‌داوری کنید، باید همه شواهد در دسترس و مرتبط را در نظر بگیرید و هیچ مهمی را نادیده نگیرید. شواهد را نباید دستچین کنید، آن‌گونه که میوه‌فروشی میوه‌های بهتر را جدا می‌کند. هنر محقق و پژوهشگر این است که به شواهدی بپردازد که حتی علیه نظریه خودش است و این است که یک نظریه را مستحکم می‌کند.

وی با شبیه‌سازی این اصل در فضای فقه اظهار داشت: در فقه می‌گویند تمسک به عام قبل از فحص از مخصص جایز نیست. «أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ» یعنی هر بیعی حلال است، اما آن آیتمی که از نظر شرعی حرام است را شامل نمی‌شود. اصل جامعیت شواهد به شما می‌گوید تا شواهد را کامل بررسی نکردید، حق ندارید یک اظهار نظر و ایده‌ای را به عنوان خروجی دیدگاه و روند تفکرتان ابراز کنید.

حجت الاسلام تاجیک با اشاره به بحث برائت در شبهات حکمیه افزود: فقها می‌فرمایند این فحص از ادله لازمه و قبل از توسل به برائت، باید به قدری بگردی که اهل آن علم، این فحص را بحث مقبولی بدانند. حتی مرحوم آخوند خراسانی فرمودند کسی که مستدرک را نبیند، بحث کافی و لازم برای ابراز نظر اجتهادی را انجام نداده است.

وی به دو فضیلت معرفتی مهم اشاره کرد و گفت: پس از جامعیت شواهد، نوبت به ژرف‌نگری می‌رسد. شما یک دلیل را گرفتی، نباید به ظاهرش اکتفا کنی و اگر موافق ایده خودت است، همان برداشت سطحی را بنا کنی و اظهار نظر کنی. باید عمیق بشوی، فکر کنی و فرو بروی در آن. هر مجتهدی ضرورت دارد که به عمق مطلب برسد و اگر عمق نداشته باشد، تقلید بر او حرام است.

حجت الاسلام تاجیک سومین فضیلت را خودآگاهی یا هوشیاری معرفتی خواند و تصریح کرد: ما ناخودآگاه این‌گونه هستیم که آنچه به آن می‌رسیم را دوست داریم، مثل چهره خودمان در آینه. سوگیری شناختی اصلاً در قسمت خودآگاه مغز اتفاق نمی‌افتد، در قسمت ناخودآگاه است. لذا باید با یک راه ثانویه، یک نگاه مجدد برگردیم ایده خودمان را ببینیم و بفهمیم و نقد کنیم.

وی با اشاره به روایت امام عسکری(ع) در توصیف فقها افزود: حضرت می‌فرماید «أَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً لِهَوَاهُ» و جالب است که سخنی از اعلمیت نمی‌فرماید. چرا؟ چون فقیه و هر انسان غیرمعصوم در معرض این سوگیری‌های شناختی است و در کنار اعلمیت، بدون شک تهذیب نفس تأثیر بسزایی دارد.

مغالطه خلط انتقام با قصاص

حجت الاسلام تاجیک در بخش اصلی سخنان خود به نقد برخی دیدگاه‌های مطرح در فضای علمی و رسانه‌ای پرداخت و گفت: یکی از بزرگواران پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی مقاله‌ای نوشت با عنوان قرآن و ادب انتقام و شهادت حاج قاسم را با شهادت حمزه سیدالشهدا(ع) مقایسه کرد و نتیجه گرفت پیغمبر(ص) انتقام نگرفت و عفو کرد. اما آیا همه شواهد دیده شده؟ آیا این اجتهاد گزافی نیست؟

وی با تأکید بر تفاوت بنیادین دو مفهوم تصریح کرد: اساساً آیا انتقام و قصاص از جهت مفهومی یکسانند؟ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ و آیات قصاص هیچ ربطی به انتقام ندارند. این مغالطه اشتراک لفظی است؛ شما زیرکانه انتقام را با قصاص جاگذاری کرده‌اید و حد وسط مشترک ساخته‌اید.

حجت الاسلام تاجیک برای اثبات مدعای خود به یک مثال نقض تاریخی اشاره کرد: حارث بن عمیر را پیامبر(ص) به عنوان نماینده به منطقه بُسرا فرستاد و او را کشتند. پیامبر(ص) نفرمود عفو می‌کنم، بلکه جنگ موته را به راه انداخت. آیا شما بحث را تام کردید؟ چرا نیامدید ماجرای حارث را روی دست بگیرید و بگویید حاج قاسم هم پیج ما بود، به عنوان یک نماینده دیپلماتیک در آن سفر نه نظامی رفته بود و مهمان کشور دیگر بود؟

وی با انتقاد از نادیده گرفتن اصل جامعیت شواهد در این استدلال افزود: چرا این شواهد کنار گذاشته شد؟ این همان نادیده گرفتن اصل جامعیت شواهد است. یک مثال ساده: در جنگ اگر ما ۱۸۰ نفر کشتیم و دشمن ۱۷۹ نفر، آیا باید بگوییم «النَّفْسَ بِالنَّفْسِ» و ما یکی اضافه کشتیم؟ مسخره نیست! در جنگ باید آنقدر بزنی که لشکر دشمن سنگین بشود و سنگینی جنگ بخوابد. قرآن می‌گوید هر جا حرف از صلح شد، «حَتَّی تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا» یعنی آنقدر بزن که دشمن بیاید پیشنهاد صلح بدهد.

نقد دیدگاه‌های معاصر و مغالطه هم‌دلی با اسرائیل

حجت الاسلام تاجیک در ادامه به نقد یکی دیگر از دیدگاه‌های مطرح شده در فضای عمومی پرداخت و گفت: برخی می‌گویند کسانی که طرفدار جنگ و انتقام هستند، اگرچه بسیاری نیت خوب دارند، در عمل همان راهی را می‌روند که اسرائیل می‌رود. صورت‌بندی این استدلال این است: اسرائیل دشمن ماست و از توافق ناراضی است؛ هر کس از توافق ناراضی است مانند اسرائیل است، ولو در عمل و ولو نیتش خوب باشد. پس برخی از مردم ایران مانند اسرائیلی‌ها هستند!

وی با ذکر مثالی ساده این استدلال را مغالطه‌آمیز خواند: اگر مستأجر باشی و صاحبخانه اجاره را صد درصد بالا ببرد، تو می‌گویی انصاف کجا رفته، نهایت ده درصد. چانه می‌زنید و می‌رسانید روی پنجاه درصد، ولی هنوز احساس ضرر می‌کنی. صاحبخانه هم احساس ضرر می‌کند. در واقع هر دو ناراضی هستید، اما صاحبخانه از عدم سود بیشتر ناراضی است و شما از ضرر بالفعل. این دو نارضایتی را نمی‌شود یکی گرفت.

صلح ورسای درس فراموش‌نشدنی تاریخ

حجت الاسلام تاجیک با اشاره به توافقنامه ورسای پس از جنگ جهانی اول به عنوان یک مثال تاریخی گویا خاطرنشان کرد: ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹، متفقین بدون حضور آلمان نشستند و شروطی را تعیین کردند: آلمان مقصر جنگ شناخته شد در حالی که اتریش-مجارستان شروع‌کننده بود، ۱۳ درصد خاک خود را از دست داد، ارتشش به زیر ۱۰۰ هزار نفر محدود شد، خدمت سربازی اجباری لغو، نیروی هوایی کنسل، زیردریایی و تانک ممنوع. فرمانده کل متفقین، مارشال فوش، گفت: این صلح نیست، این یک آتش‌بس ۲۰ ساله است. ۲۰ سال و دو ماه بعد، جنگ جهانی دوم آغاز شد و آلمان تا پاریس پیش رفت.

وی افزود: فوش ناراضی بود، اما هیچ‌کس او را به همدلی با آلمان متهم نکرد. او می‌دانست اگر آلمان را رها کنی، ۲۰ سال بعد برمی‌گردد. امیرالمؤمنین(ع) فرمود کسی که حرفش را گوش ندهند، نظرش دیگر ارزش ندارد.

شفقت نابجا مهلک‌ترین سم در پیچ‌های تاریخی

حجت الاسلام تاجیک به یکی از مهم‌ترین سوگیری‌های شناختی در شرایط کنونی پرداخت و هشدار داد: یکی از سوگیری‌هایی که ما را از شناخت حقیقت دور می‌کند، شفقت یا دلسوزی نابجاست. دلسوزی بیجا یکی از مهلک‌ترین سم‌هاست. خداوند می‌فرماید زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید و وَلَا تَأْخُذْکُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ؛ رأفت شما را در دین خدا نگیرد.

وی با اشاره به واقعه حکمیت در جنگ صفین تصریح کرد: مهم‌ترین پیچ‌های تاریخی علیه جبهه حق با شفقت‌های نابجا رقم خورده است. حکمیت، جنگ صفین را زد زمین. قرآن بر سر نیزه رفت، اما پشتوانه آن یک بیس و سکو داشت: دلسوزی نابجای اشعث بن قیس که می‌گفت دلم بیشتر از همه برای مردم می‌سوزد، زن‌هایشان یتیم شدند، بچه‌هایشان یتیم شدند. این حرف به گوش معاویه رسید و ایده عمرو عاص و قرآن به سر نیزه زدن اجرا شد.

حجت الاسلام تاجیک با اشاره به تفاوت برخورد امیرالمؤمنین(ع) با خوارج و اصحاب جمل افزود: امیرالمؤمنین(ع) با حرف، ۱۲ هزار خوارج را ۸ هزار نفر کرد. یکی از انتقادهایشان این بود که چرا بعد از جنگ جمل نگذاشتی غنیمت بگیریم؟ حضرت فرمودند چون اینها عقبه نداشتند. اما در صفین، حضرت اسیر را می‌کشت و مجروح را می‌کشت. امام صادق(ع) فرمودند: اگر عقبه دارند، اسیرش را بکش، مجروحش را بکش؛ این فقط در کتب تاریخ ما نیست، شرایط، شرایط فتوا داده است.

وی با جمع‌بندی مباحث مطرح‌شده تأکید کرد: اصل جامعیت شواهد به ما می‌گوید نباید شواهد را دستچین کنیم و خلط میان انتقام و قصاص، مغالطه‌ای خطرناک است. استدلال عمل‌گرایانه هم به ما می‌گوید چیزی که مردم کف خیابون می‌فهمند این است: اگر می‌خواهیم سقفی با امنیت و ایمنی بالای سرمان بماند، اگر دنبال امنیت خودمان هستیم، چاره‌اش انتقام است.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha