به گزارش خبرگزاری حوزه، در میان نقلهای عاشورایی، کرامتهای منسوب به حضرت رقیه(س) جلوهای ویژه از رحمت و شفاعت اهلبیت(ع) را نشان میدهد؛ روایتی که پیشرو دارید، حکایتی است از توسل، اشک و شفایی که به برکت روضه این بانوی خردسال رقم خورد.
خطیب شهیر حاج شیخ علی نظری منفرد - دامت افاضاته - از حاج شیخ حسن قربانی از مرحوم میرزا علی محدث زاده فرزند حاج شیخ عباس قمی(ره) نقل کردند که: سالی چند روز قبل از دهۀ محرم حنجره من مشکل پیدا کرد به گونه ای که نمیتوانستم حرف بزنم.
بعد از مراجعه به دکتر معلوم شد تارهای صوتی ام آسیب دیده است، دکتر مرا از صحبت منع کرد و گفت اصلاً نباید صحبت کنی!
من از طرفی در تهران برای ماه محرّم به چند مجلس قول داده بودم و آنها روی قول من برنامه ریزی کرده بودند و از این جهت نگران بودم، و از طرفی هم ناراحت بودم که توفیق نوکری و روضه خوانی از من سلب شده است لذا متوسل به امام حسین(ع) شدم و خیلی گریه کردم تا خوابم برد؛ در عالم رؤیا دیدم مجلسی مملو از جمعیت است و در صدر مجلس امام حسین(ع) تشریف دارند در آنجا امام حسین(ع) اشاره به سیدی که به قیافه داماد ما حاج آقا مصطفی طباطبایی بود، کردند که:
منبر برو و روضه بخوان، ایشان گفت چه روضه ای بخوانم؟
حضرت فرمود روضۀ دخترم رقیه را بخوان، ایشان روضه حضرت رقیه را خواند و امام حسین(ع) خیلی گریه کرد، اهل مجلس هم گریه کردند و من هم در خواب خیلی گریه کردم.
تا اینکه از خواب بیدار شدم و دیدم هیچ اثری از مشکل حنجره در من نیست و من کاملاً شفا پیدا کرده ام.
منبع:
العین الحلوة، ص ۱۴۷










نظر شما