حجت الاسلام سیدحسن هاشمی مسئول امور طلاب و دانش آموختگان حوزه علمیه آذربایجان شرقی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تبریز، حیات و شهادت حضرت رقیه (س) را یک مکتب جامع تربیتی و سیاسی توصیف کرد.
حجتالاسلام سیدحسن هاشمی در تشریح ابعاد شخصیتی این بانوی خردسال، بر نقش بیبدیل ایشان در رسوایی دستگاه اموی از طریق جهاد عاطفی و تبیینگری تأکید نمود و قطرات اشک این کودک را سلاحی برندهتر از شمشیر برای بیداری وجدانهای خفته و الگویی ابدی برای تربیت نسل شجاع در جبهه حق دانست.
خبرنگار حوزه: با توجه به برخی مباحث رجالی درباره حضور حضرت رقیه (س)، جایگاه ایشان در حافظه تاریخی شیعه چگونه تبیین میشود؟
حجتالاسلام سیدحسن هاشمی: یادگار خردسال کربلا بسیار فراتر از یک نام در اوراق تاریخ، بلکه نماد و پیامآور مظلومیت بینهایتِ خاندان پیامبر (ص) است. اگرچه در متونی نظیر بحارالانوار، کامل بهایی و نفسالمهموم اشاراتی به نحوه جان دادن ایشان در شام شده و ممکن است معیارهای سختگیرانه علم رجال ملاحظاتی در این باره داشته باشند، اما هرگز نباید قدرت انسانساز و کارکرد عمیق معرفتی این رویداد را فدای چنین وسواسهای افراطی کرد. بخش عمدهای از مسلمات و باورهای عمیق عاشورایی دقیقاً از مسیر همین انتقال سینهبهسینه در وجدان جامعه شیعی نهادینه و تثبیت شدهاند.
خبرنگار حوزه: چگونه میتوان پذیرفت که یک کودک سهساله درکی چنین عمیق از حقایق و رسالت الهی داشته باشد؟
حجتالاسلام هاشمی: پاسخ این پرسش در نص صریح آیات قرآن نهفته است. سن تقویمی هیچگاه سدی در برابر افاضه حکمت الهی نبوده است. همانطور که خداوند متعال به حضرت یحیی (ع) در طفولیت بینش و درایت بخشید و حضرت عیسی (ع) را در گهواره به سخن آورد تا از مقام مادرش دفاع کند، پروردگار قادر است به دختر خردسال امام حسین (ع) نیز چنان بصیرتی عطا کند که با سوالات کوبنده و جانسوز خود در دل تاریکیهای شام، بنیان امویان را متزلزل سازد. محاسبات مادی هرگز محدودکننده اراده و الطاف الهی نیستند.
خبرنگار حوزه: تأثیرات سیاسی و اجتماعی حضور ایشان در شام را چگونه ارزیابی میکنید؟
حجتالاسلام هاشمی: گریههای این کودک معصوم در خرابه، صرفاً واکنشی احساسی از سر دلتنگی نبود، بلکه یک بیانیه و قطعنامه سیاسی قاطع علیه حاکمیت غاصب یزید محسوب میشد. این موجآفرینی رسانهای توانست نقاب از چهره کریه یزیدیان بردارد و چنان فضاحتی به بار آورد که حتی درباریان نیز به انتقاد برخاستند. در واقع، این اشکهای سوزان به عنوان مکمل خطبههای آتشین حضرت زینب (س) عمل کرد؛ عقیله بنیهاشم خواص شام را به چالش کشید و عقیله کوچک اسرا، وجدان خفته تودههای مردم تحت تأثیر پروپاگاندا را بیدار کرد. این تقابل هوشمندانه نشان داد که سلاح اشک صادقانه میتواند ماشین جنگی و سختافزار دشمن را کاملاً از کار بیندازد.
خبرنگار حوزه: جنابعالی از عبارت مکتب تربیتی برای ایشان استفاده کردید؛ ارکان این مکتب چیست و چه پیامی برای امروز دارد؟
حجتالاسلام هاشمی: این مکتب جامع بر سه پایه استوار است: نخست، پذیرش ولایت در سنین خردسالی که به نسل جوان امروزیِ تحت هجمه، درس ثبات قدم میدهد. دوم، صبر جمیل در برابر شدیدترین مصیبتها که برآمده از ایمانی راسخ است و سوم، روشنگری از طریق عواطف که توانست تبلیغات مسموم را خنثی کند. مقام معظم رهبری نیز همواره بر استفاده از چنین ظرفیتهای عظیمی از نهضت عاشورا برای پرورش نسل تراز انقلاب تأکید داشتهاند. این مکتب به مادران جامعه اسلامی میآموزد که چگونه فرزندانی بصیر و شجاع تربیت کنند تا در طوفان حوادث پای اعتقاداتشان بایستند.
خبرنگار حوزه: رسالت نهادهای دینی در برابر شبهات پیرامون این شخصیت و همچنین پیوند این مکتب با وقایع روز چیست؟
حجتالاسلام هاشمی: جریان استکبار در طول تاریخ زشت خود، تفاوتی میان کودک و بزرگسال قائل نبوده است. امروز نیز جنایات منطقهای و شهادت کودکانی چون دانشآموزان میناب، تکرار همان تقابل تاریخی است. خون شهدای نوجوانی مانند شهید حسین فهمیده و مدافعان حرمِ کمسنوسال، در امتداد مسیر همین بانوی سهساله ریخته شده است. در این میان، دشمن با آگاهی از قدرت این نمادهای عاطفی، پروژه هدفمند شبههافکنی را برای هویتزدایی از نسل جدید کلید زده است. وظیفه خطیر حوزههای علمیه و مبلغان، مقابله عالمانه با این علمزدگیِ خشک و دفاع از این حقیقت فراتاریخی است. امروز وقتی میبینیم مجالس عزای ایشان در قلب اروپا و آفریقا برپا میشود و کودکان در حماسه پیادهروی اربعین قدم در جای پای کاروان اسرا میگذارند، درمییابیم که جبهه حق تا زمانی که با این اسطورهها پیوند دارد، از گزند شکست در امان خواهد بود.












نظر شما