حجتالاسلام مجید آقاجانی، مدیر ستاد اقامه نماز استان آذربایجان شرقی، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تبریز، به واکاوی ابعاد راهبردی و گفتمانی حضور حضرت رقیه (س) در واقعه عاشورا پرداخت و با هشدار نسبت به افراط و تفریط در روششناسی پژوهشهای تاریخی، شامات را کانون اصلی جهاد تبیین توصیف کرد و یادآور شد: حضور یک کودک خردسال در حلقه اسیران، به تنهایی توانست ماشین تبلیغاتی یزید را متلاشی کند.
حجت الاسلام آقاجانی همچنین در تحلیلی عمیق، فریاد تاریخی این یادگار حسینی برای یافتن پدر را نه یک واکنش صرفاً احساسی، بلکه درسنامهای بنیادین در باب ضرورت شناخت امام و پیامدهای جبرانناپذیرِ خلأ رهبری الهی در جامعه اسلامی ارزیابی کرد.
خبرنگار حوزه: حجت الاسلام آقاجانی، همواره پیرامون مستندات تاریخی مرتبط با شخصیت حضرت رقیه (س) مباحثی در محافل علمی مطرح بوده است. رویکرد صحیح و روشمند در مواجهه با این منابع و بازخوانی تاریخ عاشورا چیست؟
حجتالاسلام آقاجانی: برای درک صحیح وقایع عاشورا، ما نیازمند یک بازخوانی مستمر و پویا هستیم؛ چراکه تاریخ نهضت حسینی یک پرونده مختومه نیست، بلکه جریانی حیاتبخش است که برای انسان معاصر نیز پیامهای بهروز و کارآمدی دارد. متأسفانه امروز در حوزه پژوهش با یک آفت جدی به نام منابعشناسی شتابزده روبهرو هستیم. برخی محققان با نگاهی تقلیلگرایانه، تنها به دلیل عدم ذکر یک نام در متون قرون اولیه، دست به انکار کامل یک شخصیت میزنند؛ درحالیکه ثبت نشدن برخی جزئیات در سدههای نخستین، دلایل متعدد سیاسی و اجتماعی داشته است. ما باید از دو ورطه خطرناک دوری کنیم: یکی پذیرش کورکورانه روایات بدون سند و دیگری رد کردن متعصبانه گزارشهای متأخری که دارای قرائن متقن هستند. تأیید این شخصیت عظیمالشأن توسط زعمای شیعه و همچنین تداوم بیوقفه سنت زیارت بارگاه ایشان در طول قرنها، خود مستدلترین پشتوانه بر اصالت این وجود مبارک است.
خبرنگار حوزه: شما در تحلیلهای خود، از شام به عنوان میدان روایت جهاد یاد کردهاید. حضور حضرت رقیه (س) چگونه توانست معادلات رسانهای بنیامیه را در این میدان تغییر دهد؟
حجتالاسلام آقاجانی: دستگاه حاکمه یزید تلاش میکرد تا قیام سیدالشهدا (ع) را یک شورش صرفاً سیاسی علیه خلیفه وقت جلوه دهد و برای جنایات خود توجیه شرعی بتراشد. اما زمانی که افکار عمومی شامات با کاروانی روبهرو شد که در آن کودکی بیپناه و خردسال به اسارت درآمده بود، این تصویر به قدرتمندترین نماد بصری برای بیداری وجدانهای مسخشده تبدیل شد و تمام بافتههای تبلیغاتی امویان را نقش بر آب کرد. در واقع، این کاروان یک رسانه سیار بود که آیه شریفه فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَر را عینیت بخشید و پرده از چهره سفاک تمدن اموی برداشت. از منظر رسانهای، کاری که آن کودک در شام انجام داد، نوعی شهادت مجازی پیش از فرا رسیدن عصر ارتباطات مدرن بود که توانست پیام مظلومیت حق را از مرزهای جغرافیایی فراتر ببرد.
خبرنگار حوزه: یکی از عمیقترین مباحثی که مطرح کردید، تفسیر متفاوت از جمله معروف أین أبی؟ است. این پرسش چه بار معرفتی در خود نهفته دارد؟
حجتالاسلام آقاجانی: اگر ما این پرسش را صرفاً یک بهانهگیری کودکانه بپنداریم، دچار خطای محاسباتی شدهایم. این عبارت، در حقیقت یک پیام ژرفِ امامتشناختی است. حضرت رقیه (س) با این کلمات، صدای امتی شد که حجت و راهبر الهی خود را گم کرده است. ایشان به تاریخ گوشزد کرد جامعهای که امام بر حق خود را از دست بدهد، در واقع قطبنما، امنیت و مسیر سعادت خود را باخته است. اگر نگاه ما به این شخصیت محدود به یک چهره ستمدیده تاریخی باشد، خروجی آن تنها اشک ریختن است؛ اما اگر ایشان را سفیر و پیامآور عاشورا بدانیم، این شناخت برای ما تولید مسئولیت و تعهد خواهد کرد.
خبرنگار حوزه: در تحلیل واقعه عاشورا، مرز میان عقلانیت و عواطف کجاست و نقش زنان و کودکان در این میان چگونه ارزیابی میشود؟
حجتالاسلام آقاجانی: مکتب عاشورا نقطه پرگار پیوند عقل و قلب است. تکیه انحصاری بر عقلانیت، این حماسه را به یک متن خشک تاریخی تنزل میدهد و غلتیدنِ صِرف در احساسات، مسیر را برای ورود خرافات هموار میسازد. اسلام دین فطرت است و عاطفه پاک، کانال نفوذ پیام حق به قلبهاست. خداوند متعال با تدبیری بیبدیل، زنان و کودکان را در این کاروان قرار داد تا امانتدار و ناقل این نهضت باشند. پیوند ناگسستنی حضرت زینب (س) به عنوان تکیهگاه و پرستار، و حضرت رقیه (س) به عنوان تجلی مظلومیت، تابلویی بینقص از کنشگری زن مسلمان را خلق کرد. این امر، خط بطلانی است بر تحلیلهای فمینیستی غربی که میکوشند نقش زن را تنها در قالب الگوهای مدرن سیاسی تعریف کنند؛ درحالیکه عاشورا ثابت کرد خالصترین عواطف انسانی میتواند سرمنشأ بزرگترین تحولات اجتماعی باشد.
خبرنگار حوزه: با توجه به این ظرفیتهای عظیم، وضعیت کنونی مجالس عزاداری و منابر را چگونه آسیبشناسی میکنید؟
حجتالاسلام آقاجانی: متأسفانه گاهی شاهد نگاههای ابزاری به مقوله عزاداری هستیم؛ جایی که مجالس به محلی برای درآمدزایی یا جذب توریسم مذهبی تقلیل مییابد و پیام اصلی به حاشیه میرود. منبر عاشورایی نباید صرفاً کارخانه تولید اندوه باشد و مخاطب را بدون هیچگونه دستاورد معرفتی رها کند. دفاع از حریم حضرت رقیه (س) ایجاب میکند که عالمانه و شجاعانه در برابر ورود داستانهای بیاساس و خرافات بایستیم. توصیه مؤکد من به پژوهشگران و طلاب جوان این است که ضمن حفظ روحیه نقادی، تواضع علمی داشته باشند و با بهانه نقد، سرمایههای معنوی و عاطفی امت اسلامی را تاراج نکنند.
خبرنگار حوزه: در پایان، شخصیت حضرت رقیه (س) چه ظرفیتهایی برای جامعه امروز، اعم از تربیت نسل جدید و تعاملات جهان اسلام دارد؟
حجتالاسلام آقاجانی: ابعاد وجودی این شخصیت بسیار گسترده است. در حوزه ادبیات عرفانی، ایشان نمادی از بیقراری روح در فراق عالم قدس شمرده میشوند. در حوزه تربیت، بهترین الگو برای آموزش شجاعت، وفاداری و ظلمستیزی به کودکان خردسالِ امروز هستند؛ به شرطی که این مفاهیم با ادبیاتی متناسب با درک آنان منتقل شود. در سطح کلانِ جهان اسلام نیز، شاهدیم که بسیاری از برادران اهل سنت با عشق و ارادت به زیارت مرقد ایشان در دمشق میروند که این اشتراک عاطفی، پتانسیلی فوقالعاده برای تقریب مذاهب اسلامی ایجاد کرده است. در یک جمعبندی کلی، درس بزرگ حضرت رقیه (س) برای امت امروز، عبور از مرحله اشک ریختن و رسیدن به توانمندیِ اشک گرفتن از دشمنان است. ایشان به ما آموخت که میتوان در اوج غربت و مظلومیت، چنان صلابتی داشت که پایههای مستحکمترین کاخهای استبداد را به لرزه درآورد. رسانههای امروز ما نیز باید با الگوگیری از این شهامت در روایتگری، امویان زمانه را رسوا سازند.












نظر شما