خبرگزاری حوزه | برپایی جامعه آرمانی یا جامعه مطلوب، یکی از دغدغههای انسانهای نیک در دورههای گوناگون تاریخ کهن بوده است. نخبگان در طول تاریخ در آرزوی شکلگیری مدینه فاضله بوده و تلاشهای فراوانی در این راستا نمودهاند. در فرازهایی از تاریخ، گامهای مناسبی برای تحقق این شهر برداشته شده است؛ بهعنوان نمونه، برخی مذاکرهها، جنگها، صلحها، تجارتها، مراسمها، سخنرانیها، تدریسها و کسب دانشها برای این هدف مهم انجام گرفته است.
اکنون پرسشهایی به ذهن خطور میکند: انسان و جوامع امروزی در چه وضعیتی قرار دارند؟ آیا برای تحقق شهر مدینه فاضله قدم برمیدارند یا بهسوی شهری زشت و ناهنجار حرکت میکنند؟ به بیان دیگر؛ فاصله انسانهای معاصر با شهر مطلوب چقدر است؟
با پیدایش دین اسلام، ابونصر فارابی که به معلم ثانی مشهور است، در کتاب آراء اهل مدینه فاضله به ادامه رویکرد افلاطون پرداخت. فارابی حکومتها را به فاضله و جاهله تقسیم میکند و معتقد است در قسم اول، سعادت حقیقی هدف انسانها و جامعه است و در قسم دوم، سعادت آنان ظنی و پنداری است. فارابی انسانهای شهر مطلوب را کسانی میداند که باور حقیقی به آفریدگار و جهانهای فراتر از طبیعت کسب کرده و عملکرد خود را در این رابطه تنظیم میکنند. دغدغه باور و تحقق جامعه مطلوب در حوزه اسلامی توسط اندیشمندان دیگری مانند: ابنسینا، ابنرشد، سهروردی و ابنخلدون ادامه یافته است.
بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در ایران(قدس سره) تلاشهای خود را در راستای شکلدهی مدینه فاضله و تحقق آرمان جهانی مهدوی آغاز نمود و توانست یکی از فاسدترین حکومتهای تاریخ را از بین ببرند؛ حکومتی که مطیع سردمداران غرب بود و دل در گرو حمایت آنان داشت.
از سوی دیگر طاغوت زمان به سرکردگی آمریکا و اسرائیل از هیچ تلاشی برای از بین بردن این حکومت دریغ نکرده و نبردهای مختلفی را در مسیر عدم تحقق آرمانهای آن به وجود آوردند. طراحی جنگ فیزیکی نخستین اقدام آنان بود که حدود هشت سال به طول انجامید. با ناکامی در این هدف، جنگ چندمرحلهای و فلجکننده اقتصادی را طراحی نمودند که سالهاست در مسیر این حکومت و مردم آن بهعنوان مانعی مهم وجود دارد. طراحی کودتا و آشوبهای داخلی نیز برای جلوگیری از تحقق آرمانهای این حکومت دنبال شده و همچنان ادامه دارد.
رهبری این خط فکری توسط امام خمینی(قدس سره) و برخی طرفدارانش انجام شد. پس از ایشان، این خط فکری توسط امام خامنهای(قدس سره) ادامه یافت. بیشترین موانع در زمان رهبر دوم این حکومت توسط جهان غرب ایجاد شد که با درایت این رهبر و طرفدارانش برطرف گردید. پس از ناکامی طواغیت برای حذف این حکومت، شهادت این شخصیت بزرگوار و فرماندهان علمی و نظامی در برنامه کار آنان قرار گرفت که متأسفانه در رمضان سال ۱۴۰۴ به هدف خود رسیدند.
مسئله اصلی در تقابل میان غرب و این حکومت، شعاری بود که موجب شکلگیری آن شد. شعار اصلی حکومت جمهوری اسلامی ایران استکبار ستیزی به منظور گسترش عدالت در جامعه و جهان بود. این حکومت تلاش نمود از مظلومان جهان حمایت کند که همین امر موجب تقابل با کشور غاصب یعنی اسرائیل شد و ابرقدرت زمان نیز از آن حمایت کرد. الگوی این شعار را در واقعه عاشورای امام حسین(ع) مشاهده میکنیم.
به همین دلیل است که امام خامنهای شهید(قدس سره)، عدم بیعت با ترامپ را به عدم بیعت امام حسین(ع) با یزید نسبت میدهد.
فرخی سیستانی، شاعر بزرگ حماسی قرن پنجم و از شاعران سبک خراسانی، درباره نبرد میان حق و باطل چنین سروده است:
یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ
یا او سر ما به دار سازد آونگ
القصه در این زمانه پرنیرنگ
یک کشته به نام به که صد زنده به ننگ
با شهادت رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ایران(قدس سره) بار دیگر خشونتی ناعادلانه در تاریخ رقم خورد و بهطور موقت رهبریی شکلگیری مدینه فاضله به تأخیر افتاد؛ خشونتی که در تقابل با خیر، بهواسطه شرورترین و فاسدترین فرد جهان رخ داد و میتوان آن را توقف اتوپیا در ساحت خشونت نامید.
بر اساس شواهد متعدد تاریخی، این توقف موقتی است و رویشی جدید در جهان شکل خواهد گرفت؛ رویشی در نسلهای مختلف که موجب زنده شدن دوباره آرمان شکلدهی شهر مطلوب دینی و مدینه فاضله خواهد شد. این رویش زمانی تحقق مییابد که درک و تحلیلی صحیح از وقایع صورت پذیرد و به سان حماسه تمدن ساز عاشورا در سال 60 هجری، خونخواهی و انتقام جهانی از خون مطهر امام شهید(قدس سره) در راس اهداف مسلمانان آزاده جهان قرار گیرد. امید آنکه همه مسلمانان جهان با بیداری پدیدآمده از خون مطهر امام شهید(قدس سره) روند تحقق مدینه فاضله و استقرار حکومت جهانی عدل گستر حضرت بقیه الله الاعظم(عج( را تسریع کرده و همگان شاهد آن چهره نورانی و نماز در مسجد الاقصی به امامت وجود مبارک ایشان باشند. انشاءالله
عباس بخشنده بالی، دانشیار گروه معارف اسلامی دانشگاه مازندران











نظر شما