خبرگزاری حوزه | امروزه ساختارهای رسمی بهتنهایی نمیتوانند از عهده مسائل اجتماعی برآیند؛ بلکه نیازمند استفاده از ظرفیتهای بالقوه نهفته در بطن جوامع هستند. یکی از این ظرفیتهای نهفته که تأثیر بسزایی در حل مسائل جامعه مدرن دارد، سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی میتواند بهعنوان یک پیشران جمعی، بستر تحقق سیاستها و راهبردهای جامعه را تسهیل و تسریع نماید. سرمایه اجتماعی به پیوندها و ارتباطات میان اعضای یک جامعه اطلاق میشود که بهعنوان یک منبع ارزشمند، موجب خلق هنجارها، اعتماد متقابل و تحقق اهداف آن جامعه میشود. بنابراین، سرمایه اجتماعی را نه در سطح فرد، بلکه باید در سطح روابط میانفردی جستوجو نمود. به همین دلیل، سرمایه اجتماعی بهعنوان یک مزیت رقابتی برای پیشبرد اهداف کلان در جامعه محسوب میشود.
در ماجرای جنگ رمضان، یکی از سرمایههای اجتماعی نهفته در بطن جامعه، حضور میدانی مردم بود که در قالب خروش خیابانی ظهور یافت. این سرمایه گرانمایه نقش قابل توجهی در خنثیسازی راهبردهای شیطانی دشمن صهیونیستی ــ آمریکایی ایفا نمود؛ بهطوریکه دشمن قصد داشت پس از ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران، زمینه ایجاد یک اغتشاش و آشوب سراسری در داخل را رقم بزند. اما توصیه رهبر شهید، مبنی بر مبعوث شدن مردم در حوادث و سختیهای فرارو، که فرمودند: «خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» (۱۲/۱۱/۱۴۰۴)، نقشه شوم آنها را نقش بر آب کرد. بنابراین، خروش خیابانی جز با بعثت مردم قابل تحقق نیست.
این سرمایه، ثمره سالها زعامت و رهبری حکیمانه و مدبرانه ایشان بود که چنین مردمی ولایتمدار و دوستدار نظام و انقلاب را به صحنه آورد. به همین دلیل، خروش خیابانی را میتوان از نتایج و آثار سبک رهبری ایشان برشمرد. خروش خیابانی، بازنمایی اعتماد مردم به نظام، هویت مشترک مردم ایران، پیوندهای اجتماعی مردم با رهبر شهید و حس تعلق به جامعه و انقلاب اسلامی است که از طریق یک کنش جمعی در خیابان بروز و ظهور یافته است.
اینک این ظرفیت عظیم مردمی که در قالب خروش خیابانی تجلی یافته، نباید به محاق رفته و احیاناً پس از جنگ نادیده انگاشته شود؛ بلکه این حضور میدانی که از برکات سبک رهبری الهی و معنوی قائد شهید، حضرت آیتالله سید علی خامنهای(ره)، میباشد، باید مورد توجه و استفاده در رویدادهای مهم و حساس جامعه قرار گیرد.
همانطور که ملت ایران در این سالها شاهد بروز یکسری حوادث و اغتشاشات خیابانی با دسیسههای مزدوران داخلی صهیونیستی ـ آمریکایی بودهاند، برای مقابله با این قبیل دسیسهها میتوان از این سرمایه عظیم مردمی بهره جست.
سیاستگذاران و مسئولان ذیربط با توسعه و هدایت خروش خیابانی که از آن به نهضت خیابانی یا حضور مردم در میدان نیز نام میبرند، میتوانند سازوکار مقابله با اغتشاشات خیابانی را ایجاد نمایند. حضور مردم در صحنه خیابان نشان داد
این سرمایه بهخوبی میتواند برای مقابله با اغتشاشات خیابانی ایفای نقش نماید و بسیاری از این اغتشاشات و حوادث را در نطفه خاموش کند. امروزه برای مدیریت مسائل اجتماعی باید از سازوکارهایی از سنخ همان عوامل بحرانی بهره جست. همانطور که دشمن برای ناکارآمدی نظام و انقلاب اسلامی از ظرفیتهای جدید، مانند کشاندن مردم به خیابان، اعتراضات خیابانی و ایجاد اغتشاش و آشوب از طریق مزدوران و عمّال خود بهره میجوید، سرمایه اجتماعیِ خروش خیابانی، یا حضور مردم در خیابان در حمایت از نظام اسلامی و آرمانهای انقلاب، میتواند بسیاری از توطئههای دشمن را خنثی نموده و به میزان قابل توجهی تأثیر این اغتشاشات خیابانی را کاهش دهد. در واقع، اگر مردم همیشه در صحنه حاضر باشند، بهراحتی میتوان این پدیدههای بحرانی، مانند اغتشاشات، را بهخوبی مدیریت نمود. البته این امر نیازمند ایجاد سازوکارهای سیاستی، امنیتی و فرهنگی میباشد که در جای خود حائز بحث و توجه است.
خروش خیابانی بستر شکلگیری و توسعه گفتمانهای متعددی است که هر یک از این گفتمانها میتواند در آینده انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی تأثیرگذار باشد. یکی از این گفتمانها که بسیار مورد توجه قرار گرفته و در قالب شعار باید برخاست در فضای جامعه طنینانداز گشته، مردم را به حضور در میدان و حمایت از آرمانهای انقلاب و نظام ترغیب میسازد. بنابراین، میتوان گفت خروش خیابانی بهعنوان یک سرمایه اجتماعی، ظرفیت توسعه گفتمانهای انقلاب و مطالبات مردمی را نیز دارا میباشد. البته هر حضور خیابانی و بیان مطالبات را نمیتوان در زمره خروش خیابانی و سرمایه اجتماعی برشمرد؛ بلکه این سرمایه اجتماعی باید دارای ویژگیهای ذیل باشد:
۱. بهصورت داوطلبانه و فارغ از هرگونه تطمیع و اجبار صورت پذیرد؛
۲. توأم با حس تعلق و بیانگر هویت مشترک باشد؛
۳. حکایت از نوعی اعتماد میان مردم و نظام و انقلاب اسلامی داشته باشد؛
۴. شرکتکنندگان متنوع باشند و منحصر در گروه یا احزاب خاصی نباشند؛
۵. دارای آثار پایدار در عرصههای مختلف اجتماعی باشد؛
۶. مبتنی بر همکاری و انسجام بوده و فارغ از هیجانات و احساسات زودگذر باشد؛
۷. موجب کاهش شکاف اجتماعی گشته و از تنش و تشدید شکاف اجتماعی برحذر دارد.
بنابراین، خروش خیابانی مردم پس از شهادت رهبر را میتوان از منظر نظریه سرمایه اجتماعی بهمثابه لحظه فعالشدن شبکههای اعتماد، هویت مشترک و همبستگی جمعی در مردم ایران تحلیل کرد. در این وضعیت، خیابان از فضای عبور روزمره به فضای نمادین سوگ، وفاداری و کنش جمعی تبدیل میشود و میتواند بهعنوان یک بستر مهم برای کنشگری جمعی و مقابله با تهدیدات و بحرانهای خیابانی مورد توجه قرار گیرد. همانطور که بعثت مردم در خیابان پس از شهادت رهبر و در جنگ رمضان یک عرصه مهم مبارزه بر ضد دشمن صهیونی ـ آمریکایی قلمداد میشود، میتواند بهعنوان یک عرصه مهم برای مقابله با بحرانهای سیاسی و اجتماعی در خیابان مطرح شود.
رضا ابروش، استادیار گروه مدیریت فرهنگی دانشگاه معارف اسلامی











نظر شما