چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۹
سینمای نظام سلطه چگونه به روایتگری می‌پردازد؟!

مدرس و منتقد سینما به تبیین این نکته کلیدی پرداخت که سینمای نظام سلطه چگونه دست به روایت می‌زند؟!

به گزارش خبرگزاری حوزه، سعید مستغاثی طی سخنانی در دوره جامع تربیت مدّرس"نبرد مقدس" که به همت مؤسسه مرحوم استاد فرج نژاد در حال برگزاری است، با اشاره به اهمیت بازخوانی تاریخ سینما به خصوص در شرایط کنونی ابراز داشت: این موضوع البته از دریچه‌ای فراتر از جنبه‌های فنی و سرگرمی، و در واقع بررسی مقوله سینما از حیث تاریخ تمدن است. این را هم باید در نظر داشت که هنر-صنعت سینما، برخلاف تصور عمومی که آن را صرفاً ابزاری برای تفریح و سرگرمی می‌دانند، یکی از قدرتمندترین ابزارهایِ مهندسی اجتماعی و شکل‌دهی به افکار عمومی در طول چندین دهه بوده است.

وی افزود: ما باید بدانیم که چگونه قدرت‌های غربی توانسته‌اند با استفاده از رسانه‌های تصویری و از جمله بهره گیری از ظرفیت سینما، ساختاری از واقعیت را در ذهن توده‌های مردمی جهان ایجاد کنند که در خدمت اهداف سیاسی و توسعه‌طلبانه آن‌ها باشد.

وی همچنین گفت: آنچه حائز اهمیت است این که بدانیم و آگاه باشیم که چگونه تصویر توانسته است جایگزین «واقعیت» شود و چگونه سینما به عنوان یک ابزار راهبردی، به فرآیند سلطه‌گری تمدنی کمک کرده است!؟

مستغاثی ادامه داد: در واقع با درک این موضوع، مخاطب قادر خواهد بود میان آنچه در پرده سینما می‌بیند و واقعیت‌های تاریخی و تمدنی، تمایز قائل شود و به چرایی تضادهای بنیادین میان جهان اسلام و نظام بین‌المللِ تحت سلطه غرب پی ببرد.

مدرس و منتقد سینما در ادامه ضمن ترسیم نقشه تمدنی جهان، به بررسی ریشه‌های پیدایش سینما در سال ۱۸۹۵ میلادی در فرانسه و آمریکا پرداخت و گفت: قبل از هر چیز باید توجه داشت که ظهور سینما، همزمان با تلاش‌های گسترده برای تثبیت جایگاه تمدن غرب و تضعیف تمدن اسلامی صورت گرفته است. طبق این تحلیل، یهود با درک این موضوع که در برابر گسترش فرهنگی و علمی جهان اسلام با چالش روبرو هستند، تلاش کرد تا از طریق ابزارهای نوین، مسیر رسیدن به آرمان‌های خود را هموار کند.

وی خاطرنشان کرد: در این راستا، سینما به عنوان یک ابزار قدرتمند برای «بازنمایی از پیش تعیین شده» مورد استفاده قرار گرفت. یکی از وظایف اصلی سینمای غرب، ارائه تصویری ناقص، زشت و ناپسند از جوامع اسلامی بوده است؛ تصویری که در آن مسلمانان به عنوان افرادی غیرمتمدن، خشونت‌طلب و فاقد ساختار اجتماعی منطقی معرفی می‌شوند.

وی گفت: البته باید توجه داشت که این روند، مکمل حرکت‌های دیگری همچون رنسانس به عنوان نهضتی علیه علم سنتی و اصلاحات پروتستانی بود که همگی در جهت ایجاد یک نظم جهانی جدید و ایجاد «قاره نو» برای بازآفرینی قدرت غرب عمل می‌کردند.

مستغاثی همچنین بیان داشت: سینما در طول بیش از یک قرن، توانسته است با استفاده از تکنیک‌های روایتگری، واقعیت‌های تاریخی، علمی و فرهنگی تمدن اسلامی را نادیده گرفته یا انکار کند. در مقابل، غرب را در نقش «قهرمان، متمدن، منطقی و منجی بشر» قرار داده است؛ قهرمانی که وظیفه دارد جهان را از هرج‌ومرج ناشی از حضور مسلمانان نجات دهد.

وی گفت: نکته حائز اهمیت این است که این ساختار روایی، همه اقدامات سلطه‌جویانه و تمامیت‌خواهانه غرب را به شکلی باورپذیر و جذاب، در چشم افکار عمومی توجیه کرده و به آن مشروعیت بخشیده است.

وی تأکید کرد: تضاد میان تمدن اسلامی و غرب، یک تقابل گذرا نیست، بلکه یک مسئله بنیادین و وجودی است که هرگز به سازش ختم نخواهد شد.

منتقد و تحلیلگر سینما همچنین افزود: نباید از خاطر ببریم که تمدن غرب بر پایه نژادپرستی، شرک و توسعه‌طلبی بنا شده و با تمدن موحد و عدالت‌خواه اسلامی که بر اساس تقوا است، در تضاد مطلق قرار دارد. بنابراین، برای درک درست حوادث معاصر و از جمله مسأله فلسطین، باید به این زنجیره منطقی توجه کرد؛ جایی که سینما، تنها ابزاری برای جذاب کردن چهره استکبار و باورپذیر کردن نقش قهرمانانه غرب در برابر حقیقت تمدن اسلام است.

وی ابراز داشت: مهم این است که درک کنیم چگونه هالیوود از طریق «نمادگرایی»، «ساخت اسطوره» و «بازنمایی غلط تاریخی»، می کوشد تا حقیقت را جابجا کرده و تمدن اسلامی را در برابر تمدن غرب در جایگاه‌های نادرست قرار دهد.

مستغاثی همچنین گفت: یک تناقض بزرگ در سینمای غرب مشاهده می‌شود و آن هم این که تفکری که بر پایه «سکولاریسم»، «اومانیسم» و «پوزیتیویسم» بنا شده، چگونه مدام به ساخت فیلم‌های «آخرالزمانی» و «منجی‌محور» می‌پردازد؟ باید توجه داشت که هالیوود با وجود ادعای دنیوی بودن، همواره به دنبال مفهوم «منجی» است، اما این منجی، برخلاف مفاهیم آسمانی، یک منجی زمینی است.

وی تأکید کرد: یکی از خطرناک‌ترین وظایف هالیوود، جابجایی حقیقت تاریخی است. هالیوود تلاش می‌کند ارزش‌های غرب را جایگزین دستاوردهای تمدن اسلامی کند. به عنوان مثال، در حالی که تمدن اسلامی در دوران تاریک اروپا، پیشرو در علم، بهداشت و دانش بود، سینما تلاش می‌کند این تصویر را وارونه جلوه دهد و تمدن اسلامی را تمدنی دور از علم و وابسته به جادو و خرافات نشان دهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha