به گزارش خبرگزاری حوزه، واقعه عاشورا با شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام و یاران وفادار ایشان پایان نیافت؛ بلکه از همان لحظه، فصل دیگری از نهضت حسینی با نقشآفرینی آگاهانه و شجاعانه بانوان اهلبیت علیهمالسلام آغاز شد،ازاینرو، در مجموعه گفتوگوهای «مکتب زینبی» بر آنیم تا در گفتوگو با حجتالاسلام امیرحسن مظفریزاد، کارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام، ابعاد گوناگون و کمتر بازخوانیشده نقش بانوان اهلبیت علیهمالسلام را در زنده نگهداشتن نهضت عاشورا بررسی کنیم؛ در ادامه، شما را به مطالعه مشروح این گفتوگوی تاریخی ـ تحلیلی دعوت میکنیم.
اگر بخواهیم پس از حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها از یکی دیگر از زنان تأثیرگذار در واقعه عاشورا نام ببریم، بیتردید یکی از نخستین شخصیتهایی که به ذهن میرسد، خواهر بزرگوار ایشان، حضرت امکلثوم سلاماللهعلیهاست.
برخی بر این باورند که «امکلثوم» کنیه حضرت زینب سلاماللهعلیها بوده است و ازاینرو، هرجا در منابع تاریخی نام امکلثوم آمده، مقصود همان حضرت زینب کبری سلاماللهعلیهاست. بر اساس این دیدگاه، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها تنها یک دختر داشتهاند و او نیز حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها بوده است.
بااینحال، این برداشت صحیح به نظر نمیرسد؛ زیرا در منابع تاریخی و روایی متعددی تصریح و تأکید شده است که حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها شخصیتی مستقل و بانویی غیر از حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها بودهاند. بنابراین، باید ایشان را یکی دیگر از دختران امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلاماللهعلیهما و از زنان برجسته و اثرگذار در حوادث عاشورا و دوران پس از آن دانست.
* تصریح منابع تاریخی به حضور مستقل حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها
برای نمونه، هنگامی که امام حسین علیهالسلام همراه خاندان خویش از مدینه خارج شدند، ابوحنیفه دینوری، از عالمان برجسته قرن سوم هجری، در کتاب «اخبار الطوال» تأکید میکند که دو خواهر آن حضرت، یعنی زینب و امکلثوم سلاماللهعلیهما، نیز در این سفر حضور داشتند.
همچنین در جریان وداع سیدالشهدا علیهالسلام در عصر عاشورا، آن حضرت بانوان حرم را با نامهایشان خطاب قرار داده و فرمودند: «یا زینب، یا امکلثوم، یا سکینه، یا رباب، یا رقیه، علیکنّ منّی السلام. ذکر جداگانه نام حضرت زینب و حضرت امکلثوم سلاماللهعلیهما در این وداع، بهروشنی بر استقلال شخصیت آن دو بانوی بزرگوار دلالت دارد.
افزون بر این، بسیاری از مورخان، از جمله سید بن طاووس در کتاب «اللهوف»، هنگام نقل خطبههای آزادگان کربلا در کوفه، خطبه حضرت زینب سلاماللهعلیها و خطبه حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها را بهصورت جداگانه آوردهاند. این تفکیک نشان میدهد که از نگاه این عالم بزرگ نیز با دو شخصیت مستقل و درخشان در تاریخ اسلام و تشیع روبهرو هستیم:
حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها و حضرت زینب صغری سلاماللهعلیها که مقصود از ایشان، حضرت امکلثوم سلاماللهعلیهاست.

* تأملی درباره ادعای ازدواج حضرت امکلثوم با خلیفه دوم
پیش از ورود به بحث اصلی، مناسب است به یکی از مباحث تاریخیِ مورد توجه، یعنی مسئله ازدواج امکلثوم با خلیفه دوم، اشاره شود؛ موضوعی که بهویژه از سوی جریانهای مخالف و پیروان مکتب خلفا مورد استناد قرار گرفته است.
بر اساس دیدگاهی که برخی محققان مطرح کردهاند، امکلثومی که با خلیفه دوم ازدواج کرد، دختر ابوبکر از اسماء بنت عمیس بود. اسماء پس از درگذشت ابوبکر با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام ازدواج کرد و در نتیجه، امکلثومِ دختر ابوبکر در خانه آن حضرت پرورش یافت و ربیبه ایشان به شمار میآمد. بنابراین، انتساب او به امیرالمؤمنین علیهالسلام، به معنای فرزند نسبی آن حضرت بودن نیست.
از سوی دیگر، مطابق گزارشهای تاریخی، امکلثومی که همسر خلیفه دوم بود، پیش از واقعه کربلا و در دوران معاویه از دنیا رفت؛ حال آنکه حضرت امکلثوم، دختر حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها، در واقعه کربلا حضور داشت و پس از شهادت امام حسین علیهالسلام نیز در کوفه و دیگر منازل، با سخنان و خطبههای روشنگرانه خود به تبیین مظلومیت اهلبیت علیهمالسلام و افشای جنایات دشمنان پرداخت.
همسر حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها، عون بن جعفر بن ابیطالب، پسرعموی ایشان و فرزند جعفر طیار معرفی شده است؛ شخصیتی که در واقعه عاشورا در رکاب سیدالشهدا علیهالسلام به شهادت رسید و نام او در شمار شهدای کربلا ثبت شده است. بر این اساس، نباید امکلثومِ همسر خلیفه دوم را با حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها، دختر امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلاماللهعلیهما، یکی دانست.
* حضور حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها در کربلا و شب عاشورا
اما درباره حضور و نقش حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها در واقعه عاشورا و حوادث پس از آن، گزارشهای تاریخی قابلتوجهی وجود دارد.
یکی از نخستین گزارشها به زمان ورود کاروان حسینی به سرزمین کربلا بازمیگردد. در این هنگام، حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها نزد برادرشان امام حسین علیهالسلام آمدند و عرض کردند:
«یا أَخی، هذِهِ بادِیَةٌ مَهُولَةٌ»
برادرم، این بیابان، سرزمینی هولناک است که مرا دچار ترس و اضطراب میکند.
امام حسین علیهالسلام در پاسخ، ماجرای عبور امیرالمؤمنین علیهالسلام از آن سرزمین را یادآور شدند و فرمودند: هنگامی که همراه پدرمان از این بیابان عبور میکردیم، خواب بر ایشان غلبه کرد. آن حضرت پس از بیدار شدن، بهشدت گریستند. وقتی علت گریه را از ایشان پرسیدند، فرمودند که در عالم رؤیا دیدهاند فرزندشان حسین علیهالسلام در این سرزمین، در دریایی از خون دستوپا میزند و کسی به یاری او نمیشتابد.
شیخ صدوق، از عالمان بزرگ و متقدم شیعه، این گزارش را در مجلس هشتادوهفتم کتاب ارزشمند «الأمالی» نقل کرده است.
*همراهی دو خواهر در شب عاشورا
گزارش دیگری درباره حضور حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها به شب عاشورا مربوط میشود. در آن شب، هنگامی که امام حسین علیهالسلام مشغول آمادهسازی و اصلاح و تیز کردن شمشیر خود بودند، اشعاری را با این مطلع زمزمه فرمودند:
«یا دَهرُ أُفٍّ لَکَ مِن خَلیلٍ...»
ای روزگار، اف بر تو باد که چه بد دوستی هستی!
حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها که در آن هنگام از امام سجاد علیهالسلام پرستاری میکردند، با شنیدن این اشعار و دریافتن نزدیکبودن لحظه شهادت برادر، خود را به امام حسین علیهالسلام رساندند و گریستند. در برخی منابع تاکید شده است که حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها نیز در این صحنه حضور داشتند و دو خواهر در کنار برادر خویش قرار گرفتند.
سیدالشهدا علیهالسلام در این گفتوگو، خواهران خویش را به صبر، شکیبایی و رضایت در برابر قضای الهی فراخواندند و یادآور شدند که همه آفریدگان فانیاند و تنها ذات خداوند متعال باقی و پایدار است؛ بازگشت همگان به سوی اوست و داوری نهایی نیز تنها به او تعلق دارد. آن حضرت همچنین تأکید کردند که خداوند متعال، خود از قاتلان و ستمگران انتقام خواهد گرفت و آنان را به کیفر جنایتشان خواهد رساند.
این گزارشها نشان میدهد که حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها از آغاز ورود به کربلا تا واپسین ساعات پیش از عاشورا، در کنار امام حسین علیهالسلام و حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها حضور داشتند و از نزدیک در جریان حوادث و مصائب نهضت حسینی قرار گرفتند.
* خطبه حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها در کوفه و بازتاب بیدارگر آن
پس از این وقایع، در منابع متقدم و معتبر تاریخی، گزارشهای چندانی از حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها در دست نیست؛ جز آنچه درباره وداع امام حسین علیهالسلام با بانوان حرم نقل شده و در آن، نام «یا زینب» و «یا امکلثوم» بهصورت جداگانه آمده است. همین نکته، بر استقلال شخصیت این دو بانوی بزرگوار دلالت میکند.
از سوی دیگر، یکی از برجستهترین صحنههای حضور حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها، خطبه ایشان در کوفه پس از واقعه عاشورا است. سید بن طاووس در کتاب ارزشمند لهوف این خطبه را نقل کرده و آن را از طریق زید بن موسی بن جعفر علیهماالسلام، از امام صادق علیهالسلام و بهصورت سلسلهوار از ائمه علیهمالسلام روایت کرده است؛ و بهاحتمال قوی، امام صادق علیهالسلام نیز این گزارش را از پدر بزرگوارشان امام باقر علیهالسلام نقل کردهاند.
در این خطبه، حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها نهتنها مردم کوفه را بهسبب بیوفایی و ترک یاری سیدالشهدا علیهالسلام سرزنش میکنند، بلکه با بیانی کوبنده وجدانهای خاموش را مخاطب قرار میدهند. مضمون سخن ایشان این است که: آیا میدانید چه کسی را به سبب بیوفایی شما به قتل رساندند؟ آیا میدانید چه خونی بر زمین ریخته شد؟ این پرسشها، تلاشی است برای بیدار کردن حس مسئولیت، شکستن سکوت، و برانگیختن غیرت و شهامت در دل مردمی که شاهد بزرگترین جنایت تاریخ بودند اما در برابر آن سکوت کردند.

* اثر اجتماعی و تاریخی این خطبه
اهمیت این خطبه تنها در محتوا و فصاحت آن نیست، بلکه در اثر اجتماعی و تاریخی آن نیز جلوهگر است. هنگامی که بانویی اسیر، با چنین صلابت و شجاعتی در برابر مردم کوفه سخن میگوید، این پیام را به تاریخ منتقل میکند که نهضت حسینی تنها با شمشیر مردان ادامه نیافت، بلکه با زبان افشاگر و روح بیدار زنان اهلبیت علیهمالسلام نیز زنده ماند.
از همینجا میتوان دریافت که خطبههای حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها و حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها در کوفه، از عوامل مهم بیداری اجتماعی بودند؛ عواملی که بعدها در شکلگیری موجهای خونخواهی، از جمله حرکت توابین و قیام مختار، بیتأثیر نبودند. در حقیقت، این بانوان بزرگوار با سخنان خود، وجدان خفته جامعه را خطاب قرار دادند و بذر اعتراض و قیام را در دل تاریخ کاشتند.
پس از این ماجرا، گفتوگوی حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها با دربان ابنزیاد نقل شده است. ایشان از او میخواهند سرهای مطهر شهدا را پیشاپیش کاروان حرکت دهند تا نگاه مردم کمتر متوجه بانوان و حرم اهلبیت علیهمالسلام شود. این رفتار نشان میدهد که خاندان اهلبیت علیهمالسلام حتی در اوج مصیبت و با وجود ضعف ظاهری، به حفظ شأن، حرمت و الزامات حضور اجتماعی بانوان توجهی ویژه داشتند و اجازه نمیدادند شرایط دشوار اسارت، آنان را از پاسداری حریم اهلبیت علیهمالسلام بازدارد.
همچنین هنگامی که آزادگان کربلا وارد کوفه شدند، گروهی از مردم کوفه مقداری غذا و خرما میان کودکان و خردسالان کاروان توزیع کردند. بر اساس نقل علامه مجلسی رحمهاللهعلیه در جلد چهلوپنجم «بحارالأنوار»، حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها آن خوراکیها را از دست کودکان گرفتند، به زمین افکندند و فریاد زدند:
«یَا أَهْلَ الْکُوفَةِ، إِنَّ الصَّدَقَةَ عَلَیْنَا حَرَامٌ»
ای مردم کوفه، صدقه بر ما حرام است.
در این سخن، صلابت، پایداری و استقامت خاندان اهلبیت علیهمالسلام بهروشنی طنینانداز است. پیام این رفتار آن بود که اگرچه ما گرسنهایم و در حصار دشمن و زیر فشار و سختی قرار داریم، ایمان و آموزههای دینی به ما اجازه نمیدهد عزت خویش را واگذار کنیم و در برابر دشمن سر فرود آوریم. ما حاضریم سختی، گرسنگی و حتی مرگ را تحمل کنیم، اما از مالی که استفاده از آن برای ما جایز نیست، بهره نبریم.
از سوی دیگر، این فریاد اعتراضی را میتوان تلاشی برای یادآوری جایگاه حقیقی اهلبیت علیهمالسلام دانست؛ آن هم در کوفهای که نزدیک به بیست سال از حضور مستقیم امیرالمؤمنین و خاندان ایشان علیهمالسلام محروم مانده بود. بسیاری از نوجوانان و جوانان آن شهر نهتنها فضائل اهلبیت و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهالسلام را نشنیده بودند، بلکه در فضای تبلیغاتی، منابر و محافلی رشد یافته بودند که در آنها به آن حضرت اهانت میشد. ازاینرو، حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها با این موضعگیری صریح، افزون بر پاسداری از حکم شرعی و عزت خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله، درصدد بودند جایگاه، اعتبار و حقانیت اهلبیت علیهمالسلام را برای افکار عمومی کوفه آشکار سازند.
* رویارویی حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها با ابنزیاد
هنگامی که آزادگان کربلا را به مجلس ابنزیاد وارد کردند، او با بدگویی، کنایه و زخمزبان، درصدد تحقیر خاندان اهلبیت علیهمالسلام برآمد و کشتهشدن امام حسین علیهالسلام و یاران ایشان را سبب روشنی چشم و خشنودی خود دانست. مطابق نقل شیخ صدوق رحمهاللهعلیه در مجلس سیام کتاب الأمالی، حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها در پاسخ به او فرمودند:
«یَا ابْنَ زِیَادٍ، لَعِینٌ أَنْتَ! قَرَّتْ عَیْنُکَ بِقَتْلِ الْحُسَیْنِ؟ فَقَدْ کَانَ قُرَّةَ عَیْنِ جَدِّی.»
مضمون این سخن آن است که: ای ابنزیاد، اگر چشم تو با کشتهشدن حسین علیهالسلام روشن شده است، بدان که سالیان متمادی چشم جدم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله با دیدن حسین علیهالسلام روشن میشد و آن حضرت از دیدار و همنشینی با او خشنود میگردید.
حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها با این پاسخ کوبنده، افکار عمومی را متوجه فاصله عمیق میان سیره رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و رفتار مدعیان جانشینی آن حضرت کردند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله با دیدن امام حسین علیهالسلام شادمان میشدند، او را در آغوش میگرفتند و محبت خود را آشکارا نثارش میکردند؛ اما کسانی که خود را ادامهدهنده راه و حکومت پیامبر معرفی میکردند، از شهادت فرزند آن حضرت و مشاهده سر مطهر سیدالشهدا علیهالسلام اظهار خشنودی میکردند. بدینترتیب، حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها با یادآوری محبت ویژه پیامبر به امام حسین علیهالسلام، چهره حقیقی دستگاه اموی و تعارض آشکار آن با سیره نبوی را برای همگان آشکار ساختند.

* دعای حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها برای مردم سیبور
پس از حوادث کوفه و در مسیر انتقال آزادگان کربلا به شام، در دو منطقه حوادثی رخ داد که مرحوم محلاتی در کتاب ریاحین الشریعه به آنها اشاره کرده است. یکی از این مناطق، شهری به نام «سیبور» در نزدیکی حلب بود. هنگامی که کاروان اسیران اهلبیت علیهمالسلام به این شهر رسید، گروهی از جوانان شیعه تصمیم گرفتند به یاری خاندان عصمت و طهارت علیهمالسلام بشتابند و آنان را از چنگ مأموران ستمگر نجات دهند؛ اما در این راه موفق نشدند.
حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها در قدردانی از محبت، غیرت و آمادگی آنان برای یاری اهلبیت علیهمالسلام، مردم آن منطقه را دعا کردند و با این مضمون فرمودند:
«أَعْذَبَ اللّٰهُ شَرَابَهُمْ، وَأَرْخَصَ أَسْعَارَهُمْ، وَرَفَعَ أَیْدِیَ الظَّلمه عَنْهُمْ.»
یعنی: خداوند آب آشامیدنی آنان را گوارا گرداند، قیمت کالاها را در شهرشان ارزان سازد و دست ستمگران را از سر آنان کوتاه کند.
مطابق آنچه در این گزارش آمده و به ابومخنف نسبت داده شده است، پس از حضور اهلبیت علیهمالسلام در آن منطقه و دعای حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها، آب آن سرزمین شیرین و گوارا شد، کالاها با قیمت مناسبتری در اختیار مردم قرار گرفت و در دورههایی که شهرهای دیگر گرفتار بلا و فشار حاکمان ستمگر بودند، دست ظالمان از آن شهر کوتاه ماند.
این ماجرا جلوه دیگری از منش کریمانه خاندان اهلبیت علیهمالسلام را نشان میدهد. حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها، با وجود آنهمه رنج، مصیبت و سختی، نیت پاک و اقدام جوانمردانه مردم آن شهر را نادیده نگرفتند. هرچند تلاش آنان به رهایی کاروان نینجامید، صداقت، غیرت و آمادگیشان برای دفاع از خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله با دعای خیر آن بانوی بزرگوار پاسخ داده شد. این رفتار نشان میدهد که در منطق اهلبیت علیهمالسلام، ارزش یک اقدام تنها به نتیجه ظاهری آن وابسته نیست؛ بلکه نیت الهی، احساس مسئولیت و ایستادگی در برابر ظلم نیز دارای ارزش و شایسته تکریم است.
* پاسداری از حریم اهلبیت علیهمالسلام در مسیر شام؛ جلوهای از عزت و استقامت اسیران کربلا
منطقه دیگری که آزادگان کربلا از آن عبور کردند و بار دیگر نقش حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها در آن آشکار شد، شهر بعلبک بود. مرحوم محلاتی در کتاب «ریاحین الشریعه» نقل میکند که وقتی کاروان آزادگان کربلا به بعلبک، در نزدیکی شام، رسید، مردم شهر از روی شادمانی، با نواختن ساز و برپایی مجالس لهو و لعب، از سربازان یزید استقبال کردند. حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها با مشاهده این رفتار، آنان را نفرین کردند و فرمودند:
«أبادَ اللّٰهُ خَضراءَهُم، ولا أَعذَبَ اللّٰهُ شَرابَهُم، ولا رَفَعَ اللّٰهُ أیدِیَ الظَّلَمَةِ عَنهُم.»
خداوند سرسبزی و خرمی سرزمینشان را نابود سازد، آب آنان را گوارا نگرداند و دست ستمگران را از سرشان کوتاه نکند.
بر اساس این گزارش، ابومخنف تأکید میکند که این نفرین درباره آن شهر مستجاب شد.
روایت دیگری به گفتوگوی حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها با شمر ملعون در آستانه ورود به شام مربوط است. آن حضرت از شمر خواستند سرهای مطهر شهدا را پیشاپیش کاروان حرکت دهد و بانوان را از دروازهای خلوتتر عبور دهد تا مردم کمتر به حرم و ناموس پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نگاه کنند. بااینحال، مطابق نقل ابننما، از عالمان قرن هفتم، در کتاب «مثیر الأحزان»، برخلاف خواسته ایشان عمل شد. آزادگان کربلا را از «بابالساعات»، یکی از شلوغترین دروازههای شام، وارد کردند و سرهای مطهر را در میان بانوان قرار دادند تا بر رنج و آزار خاندان اهلبیت علیهمالسلام بیفزایند.
با وجود تمام این آزارها و اهانتها، خاندان اهلبیت علیهمالسلام در برابر دشمن سر فرود نیاوردند؛ بلکه با صلابت و استقامت، پرچم قیام آسمانی سیدالشهدا علیهالسلام را بر دوش گرفتند و پیام آن نهضت نورانی را به گوش همگان رساندند.
آخرین نقلی که از حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها در این زمینه به دست ما رسیده، به ملاقات عمر بن منذر با کاروان آزادگان کربلا مربوط است. حضرت امکلثوم سلاماللهعلیها از او خواستند مقداری پول به نیزهداران بدهد تا سرهای مطهر را پیشاپیش کاروان حرکت دهند؛ بدینترتیب، نگاه مردم بیشتر به سرها معطوف میشد و بانوان آلالله کمتر در معرض نگاه نامحرمان قرار میگرفتند. عمر بن منذر نیز این درخواست را پذیرفت، مبلغی به نیزهداران پرداخت و آنان را مجاب کرد که پیشتر از کاروان حرکت کنند.
این گزارشها بار دیگر تأکید اهلبیت علیهمالسلام و آزادگان کربلا بر آزاداندیشی، آزادگی و زیست عزتمندانه را آشکار میسازد. آنان حتی در اوج ضعف ظاهری، با شکوه، عظمت و استقامت رفتار کردند؛ نگاه نامحرمان و بدخواهان را از حریم خاندان رسالت دور ساختند و بدون آنکه دشواریها و مصائب، عزمشان را سست کند، با ارادهای استوار برای به ثمر رساندن خون شهدا و رساندن پیام قیام عاشورا به مسیر خود ادامه دادند.

۱۱:۴۵ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۱










نظر شما