حجتالاسلام والمسلمین سعید دسمی تولیت مدرسه علمیه بقیهالله در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تهران با اشاره به جایگاه و اهمیت عقل در زندگی انسان، اظهار داشت: با وجود جایگاه، شأن، منزلت و اهمیت عقل، مسائلی وجود دارد که میتواند به عقل انسان لطمه بزند و آن را از مسیر صحیح خارج کند.
وی افزود: در روایت نورانی از حضرت امام باقر(علیهالسلام) آمده که سه چیز اگر بر سه چیز دیگر غلبه پیدا کند، عقل انسان آسیب میبیند و به تعبیر روایت، خود انسان به انهدام عقل خویش کمک کرده است. حضرت میفرمایند: «یا هشام، ومن صَلَت ثلاثٌ علی ثلاثٍ، فما أعان علی هدم عقله»؛ یعنی ای هشام، کسی که سه چیز را بر سه چیز مسلط کند، خود او به نابودی عقل خویش کمک کرده است.
حجتالاسلام والمسلمین دسمی با بیان اینکه یکی از عوامل آسیبزننده به عقل، خاموش کردن نور تفکر است، گفت: کسی که نور تفکر خود را خاموش کند و تفکر را از نورانیت به ظلمت ببرد، در حقیقت چراغ عقل خود را خاموش کرده است. عقل مانند چشم است و چشم برای دیدن به نور نیاز دارد. اگر چشم انسان سالم باشد اما ناگهان همهجا تاریک شود، دیگر چیزی را نمیبیند و نمیتواند تشخیص دهد از چه مسیری عبور کند، از کجا حرکت کند و چگونه تصمیم بگیرد.
وی ادامه داد: عقل نیز همینگونه است؛ عقل مانند چشم است، اما این چشم به نور نیاز دارد و اگر نور نباشد، کارایی خود را از دست میدهد، از همین رو در روایت، «نور تفکر» به عنوان دلیل و راهنمای عقل معرفی شده است. حال باید دید چه چیزی این نور تفکر را از بین میبرد و تفکر انسان را خاموش میکند؟ یکی از مواردی که در این زمینه مطرح شده، آمال و آرزوهای طولانی و بیپشتوانه است
پشتوانه داشتن، معیار اصلی است
استاد حوزه علمیه با تأکید بر اینکه اصل امید، آرزو و داشتن چشمانداز بلند، امری مذموم نیست، اظهار کرد: امید داشتن، آرزو داشتن و چشمانداز بلند داشتن، به طور کلی نادرست نیست. در روایت آمده اگر آمال و آرزوها نبود، هیچ مادری به فرزند خود شیر نمیداد. همین امید و آرزو است که به انسان حیات و حرکت میدهد.
وی به روایتی درباره حضرت عیسی(علیهالسلام) اشاره کرد و ادامه داد: در روایتی نقل شده که حضرت عیسی(علیهالسلام) جایی نشسته بودند و پیرمردی را دیدند که در شرایط سخت مشغول کشاورزی بود و با بیل زمین را میکند. حضرت مدتی وضعیت او را مشاهده کردند و از خداوند خواستند تغییری در حالات او ایجاد شود و امید و آرزو را از او بگیرد.
حجتالاسلام والمسلمین دسمی بیان کرد: پس از این دعا، پیرمرد برای لحظاتی بیل را کنار گذاشت، زیر درختی دراز کشید و استراحت کرد. بعد از مدتی، حضرت عیسی(علیهالسلام) از خداوند خواستند امید و آرزو را به او بازگرداند، ناگهان پیرمرد از جای خود برخاست، بیل را برداشت و با قدرت شروع به کار کرد.
وی ادامه داد: وقتی از پیرمرد پرسیدند چه اتفاقی افتاد که ابتدا کار را رها کردی و بعد دوباره با این جدیت مشغول کار شدی، توضیح داد که لحظهای با خود فکر کردم که دیگر برای چه باید کار کنم؟ سن و سالی از من گذشته و شاید دیگر فرصتی برای زندگی نداشته باشم؛ بنابراین بیل را کنار گذاشتم تا استراحت کنم. اما بعد با خودم گفتم از کجا معلوم که امروز یا فردا یا حتی سالهای آینده زنده نباشم؟ عمر که دست خدا است؛ پس باید تلاش کنم و حرکت داشته باشم. بنابراین دوباره بلند شدم و به کار خود ادامه دادم.
تولیت مدرسه علمیه بقیهالله(عج)، با بیان اینکه امید و آمال و آرزوها نقش تعیینکنندهای در زندگی انسان دارند، خاطرنشان کرد: آمال و آرزوها یک بُعد مثبت دارند، اما در کنار آن یک بُعد سلبی نیز وجود دارد و آن، آمال و آرزوهای بدون پشتوانه است؛ یعنی آرزویی که هیچ پشتوانهای ندارد.
استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: اگر انسان آمال و آرزوهایی را در ذهن خود ایجاد کند که پشتوانه علمی، عملی، مادی یا معنوی نداشته باشد، این مسئله میتواند عقل و تفکر او را دچار آسیب کند.
وی گفت: اگر یک چشمانداز و آرزو بر اساس پشتوانه و برنامه شکل گرفته باشد، انسان را به نتیجه و سرمنزل مقصود میرساند؛ اما آرزوهای بیپشتوانه انسان را گرفتار توهم میکند.
حکایت دختر و ظرف شیر؛ وقتی خیال جای واقعیت را میگیرد
حجتالاسلام والمسلمین دسمی برای تبیین تفاوت میان آرزوی منطقی و آرزوی بیپشتوانه، به حکایتی اشاره کرد و افزود: در یکی از این داستانها، دختری ظرفی شیر در اختیار داشت و با خود گفت این شیر را به بازار میبرم و میفروشم، با پول آن چند تخممرغ میخرم، تخممرغها را تبدیل به جوجه میکنم، جوجهها که بزرگ شدند آنها را میفروشم و با پول آنها حیوان دیگری میخرم و همینطور مرحله به مرحله پیش میروم و ثروت بیشتری به دست میآورم.
وی ابراز کرد: دختر آنقدر در این آمال و آرزوها پیش رفت و هیجانزده شد که ناگهان ظرف شیر از دستش افتاد و شکست. تمام آن زنجیره آرزوها بر چیزی استوار بود که هنوز اتفاق نیفتاده بود و هیچ پشتوانه واقعی برای آن وجود نداشت.
وی به حکایتی از «کلیله و دمنه» اشاره کرد و یادآور شد: در این داستان، زاهدی بود که فردی به او کمک میکرد و مقداری روغن و شیر در اختیارش قرار میداد. زاهد نیز مقداری از آن را مصرف میکرد و باقیمانده را در ظرفی نگه میداشت، به تدریج مقدار روغن زیاد شد و ظرف او تقریباً پر شد.
حجتالاسلام والمسلمین دسمی بیان کرد: زاهد با مشاهده این مقدار روغن شروع به محاسبه و خیالپردازی کرد و با خود گفت اگر این روغن را بفروشم، میتوانم فلان چیز را بخرم، سپس روی آن کار کنم و بفروشم و با پول آن کار دیگری انجام دهم و همینطور مرحله به مرحله سرمایه خود را افزایش دهم. آنقدر در این خیال و هیجان فرو رفت که چوبی را که در دست داشت حرکت داد و چوب به ظرف روغن برخورد کرد؛ ظرف شکست و تمام روغن ریخت و در یک لحظه تمام آن آمال و آرزوها از بین رفت.
آمال یکشبه پولدار شدن، عقل و عمل انسان را تعطیل میکند
وی اظهار کرد: اگر آمال و آرزوهای انسان از این جنس باشد که فرد بخواهد یکشبه پولدار شود، یکشبه به موفقیت برسد یا از طریق یک اتفاق و میانبر، راه صدساله را یکشبه طی کند، این نوع آرزوها عقل انسان را تعطیل میکند. چنین تفکری هم به عمل انسان آسیب میزند، هم به قلب او و هم میتواند دنیا و آخرت او را تحت تأثیر قرار دهد.
وی تأکید کرد: این نوع آمال و آرزو غلط است، اما اینکه انسان چشمانداز طولانی برای زندگی خود داشته باشد و برای رسیدن به آن برنامهریزی کند، امر مطلوبی است. انسان باید بداند که برای تحقق این طراحی و چشمانداز، الزاماتی وجود دارد؛ باید سواد و دانش داشته باشد، سرمایه فراهم کند و تلاش، کوشش، مجاهدت، حرکت و برنامهریزی داشته باشد.
چشمانداز بلند با تلاش و برنامهریزی، با خیالپردازی تفاوت دارد
وی با اشاره به یک قاعده مهم در تنظیم نگاه انسان به دنیا و آخرت گفت: برای آخرت باید به گونهای عمل کرد که گویی ممکن است تا لحظهای دیگر از دنیا برویم و در عین حال برای دنیا به گونهای برنامهریزی کنیم که گویی سالهای طولانی در این دنیا زندگی خواهیم کرد.
حجتالاسلام والمسلمین دسمی ادامه داد: انسان باید برای یک زندگی حلال و مناسب تلاش کند؛ برای خود خانه، وسیله زندگی، رفاه و آسایش فراهم کند و در دنیا دست از تلاش و کوشش برندارد، اما در کنار آن، باید به گونهای برای آخرت خود برنامهریزی کند که اگر لحظهای گفته شد فرصت زندگی به پایان رسیده است، غافلگیر نشده باشد و خود را برای آخرت آماده کرده باشد.
وی افزود: در مطالعهای که از آثار شهید مطهری داشتم، ایشان نیز در بحثی مشابه به این مسئله اشاره کردهاند. اصل این نگاه که انسان برای سالهای طولانی آینده خود برنامه داشته باشد، اشکالی ندارد، اما باید در کنار آن برای آخرت نیز آمادگی داشته باشد.
دین، انسان را به تلاش، اقدام و برنامهریزی واقعبینانه دعوت میکند
استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: اگر انسان نسبت دنیا و آخرت را به درستی تنظیم کند، آمال و آرزوهای او نیز جهت درست پیدا میکند. در این صورت، آمال و آرزوها مخرب تفکر و عقل نخواهند بود؛ بلکه آرزوهایی خواهند بود که به انسان عمل، اقدام، تلاش و حرکت میدهند.
وی تصریح کرد: مفاهیم دینی باید در عرصه عمل با تلاش، کوشش، حرکت و اقدام همراه شوند. هیچ مفهوم دینی در خود، ایستایی، اعراض از دنیا یا فرار از واقعیتها و حقایق را ندارد. ارزشهای دینی انسان را به حرکت، جهتگیری، کوشش، تلاش، اقدام، طراحی و برنامهریزی واقعبینانه دعوت میکنند.
آرمانگرایی باید در کنار واقعبینی و تدبیر باشد
حجتالاسلام والمسلمین دسمی با تأکید بر ضرورت جمع میان آرمانگرایی و واقعبینی اظهار کرد: انسان باید هم آرمانگرا باشد و هم واقعبین؛ یعنی هم آرمانها و چشماندازهای بلند خود را ببیند و هم واقعیت را بشناسد.
وی تأکید کرد: دیدن واقعیت به معنای تسلیم شدن در برابر واقعیتهای غلط نیست. واقعیت را باید دید تا بتوان آن را به حقیقت نزدیک کرد، واقعیت را به آرمان متصل کرد و در صورت نادرست بودن، برای تغییر آن اقدام کرد.
تولیت مدرسه علمیه بقیهالله، خاطرنشان کرد: دیدن درست واقعیت، همراه با تدبیر و آرمانگرایی حقیقی، ارزشمند است. انسان مجاهد کسی است که برای رسیدن به آرمان خود تلاش میکند. مجاهدت یعنی تلاش و کوشش؛ کسی که تلاش میکند، افق بلندی دارد و کسی که مدبرانه حرکت میکند، واقعیت را درست میبیند و بر اساس آن دست به اقدام میزند.
وی یادآور شد: باید تلاش کنیم خودمان به دست خودمان عقل خود را منهدم نکنیم. اگر آمال و آرزوهای غلط را بر زندگی خود حاکم کنیم، عقل انسان تعطیل میشود و هم از نظر عقلی و هم از نظر عملی آسیب میبیند.
حجتالاسلام والمسلمین دسمی بیان کرد: کسی که با تخیلات و اوهام زندگی میکند، از نظر عملی نیز سست میشود؛ دائماً میگوید اگر اینطور شد، بعد آن کار را انجام میدهم و اگر آنطور شد، بعد اقدام میکنم. همین مسئله موجب میشود اقدام انسان به تأخیر بیفتد.
وی با اشاره به تصور نادرست «هیچوقت دیر نمیشود» اظهار کرد: گاهی انسان میگوید «هیچوقت دیر نمیشود، هنوز فرصت هست» و این جمله را بهانهای برای به تأخیر انداختن توبه، استغفار، جبران حقالناس و اصلاح رفتار خود قرار میدهد؛ در حالی که از یک منظر، واقعاً دیر میشود و فرصتها از دست میروند.
استاد حوزه علمیه ابراز کرد: انسان باید از یک جهت بداند که فرصت محدود است و ممکن است لازم باشد اقدامی را سریع انجام دهد و از جهت دیگر نباید تصور کند که چون فرصت گذشته است، دیگر هیچ کاری نمیتوان انجام داد. در روایت آمده است: «إنک فی دنیا لها مدة»؛ تو در دنیایی هستی که مدت و زمان معینی دارد و «الموت یأتی أهله بغتة»؛ مرگ ناگهان سراغ انسان میآید.
وی خاطرنشان کرد: مرگ ممکن است در زمانی سراغ انسان بیاید که انتظارش را ندارد. گاهی خبر فوت فردی را میشنویم و متعجب میشویم که چگونه چنین اتفاقی افتاد؛ جوان بود، سن زیادی نداشت یا تصور نمیکردیم با چنین حادثهای مواجه شود. این همان واقعیتی است که انسان باید در طراحی زندگی خود آن را در نظر بگیرد.
حجتالاسلام والمسلمین دسمی خاطرنشان کرد: اگر انسان نسبت به این حقیقت آمادگی داشته باشد، نگاه او به دنیا و آخرت متعادل خواهد بود؛ اما اگر چنین آمادگیای نداشته باشد و فقط آمال و آرزوهایی را دنبال کند که باعث سستی، رخوت و به تأخیر افتادن اقدام میشوند، همین آمال و آرزوها به عقل انسان آسیب خواهند زد.
انتهای پیام /










نظر شما