حجتالاسلام محمد دهقان، از مبلّغان شهرستان آمل، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به دیدگاه کسانی که معتقدند خیر و شرّ همواره در تغییر و دگرگونی است، اظهار داشت: کسانی که میگویند حسن و قبح کلی و دائم نیست، در واقع دچار خلط میان «مفهوم» و «مصداق» شدهاند. برای مثال، همه انسانها در هر جامعهای، چه در شرق و چه در غرب، «عدالت» را خوب و «ظلم» را بد میدانند؛ به عبارت دیگر، «مفهوم» عدل را هر کسی میپذیرد. اما اختلاف در این است که هر جامعهای چه «مصداقی» را عدل یا ظلم بداند.
کارشناس دینی در تبیین این موضوع افزود: برای نمونه، اجرای برخی احکام شرعی در جامعه اسلامی «عدل» شمرده میشود، اما در جوامع غربی شاید «ظلم» تلقی گردد. این تفاوت در دیدگاه درباره یک «مصداق» خاص است، نه انکار مفهوم کلی عدالت. هیچ انسانی حاضر نیست وصف «ظلم» بر پیشانیاش بخورد یا از ظلمی رنج ببرد و در عین حال آن را «خوب» بداند؛ این نشان میدهد که مفهوم قبحِ ظلم، در تمام اعصار و مکانها ثابت و دائم است.
گستره حسنات و سیئات؛ از افعال انسانی تا حوادث تکوینی
مبلّغ شهرستان آمل با اشاره به تکامل دیدگاه بشر در تعریف خیر و شر، ابراز داشت: انسان ابتدا مفهوم حسن و قبح را در افعال و معانی اعتباری و اجتماعی میدید، اما سپس دامنه این تعاریف را گسترش داد تا شامل «حوادث خارجی» و پیشامدهایی شود که در طول زندگی با آنها روبرو میگردد. وی با بیان اینکه این حوادث را میتوان به دو دسته تقسیم کرد، یادآور گردید: اموری چون عافیت، سلامتی و فراخی رزق که با میل و آرزوی انسان سازگار است، «حسنات» نامیده میشوند و در مقابل، بلاها، محنتها، فقر و بیماری که با سعادت فردی یا اجتماعی ناسازگار است، «سیئات» خوانده میشوند.
حجتالاسلام دهقان تصریح کرد: حسنه و سیئه در واقع دو صفت نسبی و اضافی هستند. در حالی که برخی از این صفات مانند عدل و ظلم در هر شرایطی ثابتاند، اما برخی دیگر نسبی هستند؛ مثلاً انفاق مال نسبت به فرد مستحق، «حسن» است، اما اگر به فرد غیرمستحق داده شود، ممکن است «قبیح» باشد.
ماهیت وجودی خیر و عدمی شر؛ تحلیل فلسفی رنجها
کارشناس دینی با ورود به مبحث هستیشناختی خیر و شر اظهار داشت: «حسن» همواره امری وجودی است، اما «قبح» امری عدمی است. شرّ یا بدی، در واقع چیزی نیست جز «نبودن» یا «نداشتن» آن صفتی که با طبع و آرزوی انسان سازگار است. اگر خودِ فعل یا موجود را با قطع نظر از موافقت یا مخالفت ما بررسی کنیم، نه حسن است و نه قبح، بلکه صرفاً یک «موجود» است.
حجتالاسلام دهقان با ارائه مثالی برای روشن شدن این مطلب یادآور گردید: زلزله و سیل ویرانگر برای مردمی که خانههایشان تخریب میشود، «زشت و قبیح» است، اما برای دشمنان آن مردم، همین حادثه یک «نعمت و حسن» تلقی میشود. هر بلای عمومی که بر سر مفسدان و طاغیان بیاید، در حقیقت «سراء و نعمت» است و اگر همین حادثه بر سر مومنان بیاید، «ضراء و نقمت» است. این نشان میدهد که بدی در ذات حادثه نیست، بلکه در «عدم سازگاری» آن با منافع شخص است.
نقش «صفت» و «تکلیف» در تعیین ارزش افعال
مبلّغ شهرستان آمل با بررسی مثالهای کاربردی در زندگی روزمره، ابراز داشت: تفاوت میان خیر و شر در بسیاری از موارد، به داشتن یا نداشتن یک «صفت» خاص بازمیگردد. وی با ذکر مثالی در مورد خوردن طعام خاطرنشان کرد: عمل «خوردن غذا» به خودی خود نه حسن است و نه قبح؛ اما اگر این غذا مال خود شخص یا با رضایت صاحبش باشد، این عمل «مباح و حسن» است، ولی اگر بدون رضایت و از مال غیر باشد، «حرام و قبیح» است.
حجتالاسلام دهقان گفت: تفاوت در اینجا در خودِ عمل نیست، بلکه در «صفت» امتثال یا عدم امتثال نهی الهی است. درک این حقیقت که خیر وجودی و شر، عدمی است، انسان را به این بصیرت میرساند که در تمام پدیدههای جهان، خالق تنها خیر و کمال را آفریده است و هر آنچه ما «بد» میبینیم، در واقع فقدان یک کمال یا ناسازگاری با منافع محدود ماست، در حالی که در نظام کلان الهی، همه چیز در جای درست خود قرار دارد.











نظر شما