خبرگزاری حوزه | محمد صادق دهنادی پژوهشگر رسانه و استاد دانشگاه در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با تأکید بر اینکه اربعین حسینی یکی از بزرگترین جلوههای تمدن نوین اسلامی و ظرفیتهای بیبدیل فرهنگی جهان تشیع است، اظهار کرد: با وجود عظمت این رویداد جهانی، هنوز در حوزه سینما و رسانه نتوانستهایم روایتهایی در تراز این حرکت عظیم تولید کنیم؛ زیرا برای پرداخت هنرمندانه به اربعین، پیش از هر چیز باید شناخت عمیق و تجربه زیسته نسبت به این پدیده وجود داشته باشد.
وی افزود: اربعین تنها یک مناسبت مذهبی یا یک اجتماع عبادی نیست، بلکه صحنهای از ظهور ارزشهایی همچون ایثار، مواسات، محبت، برادری و خدمترسانی است که ریشه در فرهنگ عاشورا و معارف اهلبیت(ع) دارد. میلیونها انسان از ملیتها و فرهنگهای مختلف در این مسیر کنار یکدیگر قرار میگیرند و بدون آنکه مناسبات مادی و اقتصادی، محور روابط آنان باشد، بزرگترین شبکه مردمی خدمت را شکل میدهند؛ موضوعی که از نظر اجتماعی و فرهنگی ظرفیت بسیار بالایی برای روایت هنری دارد.
این پژوهشگر فرهنگ و رسانه با بیان اینکه ضعف آثار هنری درباره اربعین دلایل مختلفی دارد، گفت: یکی از مشکلات اساسی این است که برخی از هنرمندان هنوز با حقیقت اربعین از نزدیک مواجه نشدهاند. هنرمندی که بخواهد درباره چنین پدیدهای اثر ماندگار خلق کند، نمیتواند تنها با مطالعه چند گزارش یا مشاهده چند تصویر رسانهای به شناخت کافی برسد؛ بلکه باید این تجربه را لمس کند، در میان مردم حضور پیدا کند، با زائران و خادمان گفتوگو داشته باشد و از نزدیک با فضای انسانی این حرکت عظیم آشنا شود.
دهنادی ادامه داد: بخشی از ضعف موجود نیز به نگاههای فرهنگی بازمیگردد. از یک سو، جریانی وجود دارد که اساساً نسبت به مفاهیم دینی و آیینهای مذهبی رویکرد همدلانهای ندارد و به همین دلیل کمتر به سراغ موضوعاتی مانند اربعین میرود. از سوی دیگر، گاهی شاهد تولید آثاری هستیم که با نیت مثبت و حمایتهای فرهنگی شکل میگیرند، اما به دلیل فاصله داشتن از نگاه هنری و تجربه واقعی، نمیتوانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند.
وی با انتقاد از تولیدات مناسبتی و سفارشی درباره اربعین اظهار کرد: هنر زمانی ماندگار میشود که از درون یک دغدغه انسانی و فکری شکل بگیرد. اگر هنرمند صرفاً مأمور تولید یک اثر شود و از ابتدا چارچوب، پیام و نتیجه مورد انتظار برای او مشخص شود، احتمال خلق یک اثر عمیق کاهش پیدا میکند. حمایت فرهنگی باید به معنای فراهم کردن فرصت برای خلاقیت باشد، نه جایگزین کردن سفارش اداری به جای فرآیند هنری.
استاد دانشگاه با اشاره به برخی تجربههای ناموفق در تولیدات رسانهای درباره مناسبتهای مذهبی تصریح کرد: گاهی تصور شده است که صرفاً با قرار دادن دوربین در یک مکان مقدس، استفاده از تصاویر جمعیت یا بیان چند جمله احساسی میتوان حقیقت یک پدیده عظیم را روایت کرد، در حالی که مخاطب امروز نیازمند داستان، شخصیت، کشمکش و روایت انسانی است. اربعین آنقدر ظرفیت دارد که میتوان دهها داستان متفاوت از دل آن استخراج کرد، اما این اتفاق نیازمند نگاه حرفهای و شناخت دقیق زبان هنر است.
وی افزود: مهمترین سرمایه اربعین، انسانهایی هستند که در این مسیر حضور دارند. هر زائر یک روایت دارد؛ فردی که با انگیزهای شخصی راهی این سفر میشود، خانوادهای که با وجود دشواریها مسیر را طی میکند، پیرمردی که سالها با عشق در این راه قدم گذاشته، جوانی که برای نخستین بار این تجربه را به دست میآورد و موکبداری که بدون انتظار مادی به خدمترسانی میپردازد. همین روایتهای انسانی میتوانند دستمایه خلق آثار ماندگار سینمایی و تلویزیونی باشند.
دهنادی با تأکید بر اینکه اربعین از نظر دراماتیک یکی از غنیترین موضوعات معاصر به شمار میرود، گفت: در این رویداد، عناصر مهم یک روایت جذاب مانند تحول شخصیت، سفر، مواجهه با چالش، تغییر نگاه و تجربه معنوی وجود دارد. ممکن است فردی با پرسشها یا تردیدهایی وارد این مسیر شود، اما در طول سفر به شناخت تازهای از خود، جامعه و حقیقت ایمان برسد. این تحول درونی، یکی از مهمترین ظرفیتهایی است که سینما میتواند به آن بپردازد. البته پرداختن به مفاهیم معنوی نیازمند ظرافت است. اگر موضوعات دینی بدون شناخت کافی و صرفاً با رویکرد شعاری روایت شوند، ممکن است نتیجه مطلوب حاصل نشود. هنرمند باید بتواند میان حقیقت معنوی، واقعیت اجتماعی و الزامات درام تعادل برقرار کند تا اثری خلق شود که هم از نظر هنری ارزشمند باشد و هم پیام خود را به مخاطب منتقل کند.
دهنادی با اشاره به نقش سیاستگذاری فرهنگی در تولید آثار مرتبط با اربعین اظهار کرد: یکی از مسائل مهم این است که مدیران فرهنگی باید میان «حمایت از هنرمند» و «سفارش مستقیم به هنرمند» تفاوت قائل شوند. حمایت واقعی زمانی اتفاق میافتد که زمینه تحقیق، تجربه، تولید و عرضه اثر فراهم شود و هنرمند احساس کند صاحب ایده و روایت است. اگر هنرمند تنها مجری یک پروژه تعریفشده باشد، معمولاً نتیجه به اثری تبدیل میشود که بیش از آنکه روح هنر داشته باشد، رنگ و بوی یک گزارش مناسبتی پیدا میکند.
وی ادامه داد: تجربه تاریخی هنر نشان داده است آثاری که در حافظه مردم باقی ماندهاند، محصول بخشنامه و تصمیمهای اداری نبودهاند، بلکه از دل دغدغه عمیق خالق اثر شکل گرفتهاند. یک فیلم، سریال یا اثر ادبی زمانی ماندگار میشود که هنرمند سالها با یک مسئله زندگی کرده باشد و آن را از درون خود روایت کند. درباره اربعین نیز باید چنین نگاهی وجود داشته باشد؛ زیرا این پدیده آنقدر گسترده و عمیق است که با نگاه سطحی نمیتوان حق مطلب را درباره آن ادا کرد.
این پژوهشگر حوزه رسانه و فرهنگ با تأکید بر اینکه اربعین میتواند یکی از مهمترین موضوعات برای معرفی فرهنگ اهلبیت(ع) در سطح جهانی باشد، گفت: امروز بسیاری از جوامع درگیر بحرانهایی مانند فردگرایی، کاهش سرمایه اجتماعی و ضعف روابط انسانی هستند. در چنین شرایطی، اربعین الگویی متفاوت از زندگی اجتماعی ارائه میدهد؛ الگویی که در آن محبت، همکاری، خدمت و فداکاری جایگزین رقابتهای مادی میشود. اگر این حقیقت با زبان درست هنری روایت شود، مخاطب جهانی نیز میتواند با آن ارتباط برقرار کند. برخی تصور میکنند برای معرفی اربعین به جهان باید صرفاً درباره ابعاد اعتقادی آن سخن گفت، در حالی که یکی از مهمترین راههای ارتباط با مخاطب جهانی، نمایش جلوههای انسانی این حرکت است. وقتی مخاطب ببیند انسانی از کشوری دیگر بدون شناخت قبلی، با عشق به زائر دیگری خدمت میکند یا مردمی با فرهنگها و زبانهای مختلف در کنار هم یک تجربه مشترک میسازند، این پیام انسانی میتواند فراتر از مرزهای جغرافیایی اثرگذار باشد.
دهنادی با اشاره به ظرفیتهای موجود برای همکاری میان حوزههای علمیه و هنرمندان اظهار کرد: حوزههای علمیه به دلیل برخورداری از معارف عمیق دینی، میتوانند نقش مهمی در تبیین مفاهیم و لایههای معرفتی اربعین داشته باشند، اما این ارتباط باید به شکل گفتوگوی واقعی میان عالمان دینی و هنرمندان شکل بگیرد. هنرمند نیازمند شناخت دقیق از مفاهیم دینی است و در مقابل، زبان هنر نیز باید مورد توجه قرار گیرد تا پیامهای بلند دینی در قالبی جذاب و اثرگذار به جامعه منتقل شود.
وی ادامه داد: گاهی فاصله میان مراکز علمی و دینی با فضای هنر موجب میشود ظرفیتهای بزرگی ناشناخته باقی بماند. در حالی که اگر این ارتباط به شکل صحیح شکل بگیرد، میتوان آثاری تولید کرد که هم از نظر محتوایی غنی باشند و هم از استانداردهای حرفهای هنر برخوردار باشند. اربعین موضوعی نیست که تنها در قالب سخنرانی یا گزارش خبری معرفی شود؛ بلکه نیازمند روایتهای خلاقانهای است که بتواند با دل و ذهن مخاطب ارتباط برقرار کند.
این نویسنده با تأکید بر ضرورت تربیت هنرمندانی آشنا با فرهنگ اربعین گفت: یکی از راهکارهای مهم این است که به جای تمرکز صرف بر تولید پروژههای مقطعی، باید به پرورش نسل جدیدی از فیلمسازان و نویسندگانی پرداخت که این موضوع را از نزدیک تجربه کردهاند. حضور مستمر هنرمندان در مسیر اربعین، آشنایی با زندگی مردم، شناخت فرهنگ عراق و ارتباط با زائران میتواند زمینه خلق آثاری عمیقتر را فراهم کند. اربعین یک واقعه ثابت و تکراری نیست، بلکه هر سال با حضور انسانهای جدید، روایتهای تازهای خلق میکند. هر دوره از این راهپیمایی میتواند موضوع دهها فیلم، مستند، سریال و اثر ادبی باشد. مسئله اصلی این است که نگاه ما از ثبت ظواهر به کشف معنا و روایت انسانها تغییر کند.
دهنادی با بیان اینکه رسانه ملی و نهادهای فرهنگی باید نگاه بلندمدتتری نسبت به اربعین داشته باشند، گفت: ساخت آثار بزرگ نیازمند برنامهریزی چندساله است. نمیتوان انتظار داشت یک پروژه در مدت کوتاه و صرفاً به دلیل نزدیک شدن به ایام اربعین ساخته شود و بتواند عظمت این حرکت را به تصویر بکشد. آثار ماندگار نیازمند پژوهش، نگارش دقیق، انتخاب درست عوامل و فرصت کافی برای تولید هستند.
وی در پایان بیان کرد: اربعین یک گنجینه عظیم فرهنگی و معنوی است که هنوز بخش کوچکی از ظرفیتهای آن در هنر و رسانه دیده شده است. اگر نگاه ما از تولیدات مناسبتی و کوتاهمدت فاصله بگیرد و به سمت اعتماد به هنرمند، پژوهش عمیق و روایت انسانی حرکت کند، میتوان امیدوار بود آثاری خلق شوند که نهتنها در داخل کشور، بلکه در سطح جهانی نیز معرف فرهنگ عاشورا و پیام اربعین باشند.
انتهای پیام











نظر شما