خبرگزاری حوزه | تربیت، یکی از مهمترین دغدغههای هر پدر و مادری است. همهٔ پدر و مادرها دوست دارند فرزندشان را خوب تربیت کنند و تمام تلاششان را هم برای رسیدن به این هدف به کار میگیرند. والدین مدام باورها و اعتقاداتشان را برای بچهها تبیین میکنند و سعی دارند این ارزشها را به فرزندانشان منتقل کنند. اما وقتی کودکان به نوجوانی میرسند، ممکن است با سؤالها و چالشهایی دربارهی همین اعتقادات روبهرو شوند. اینجا یک سؤال مطرح میشود: چه چیزی منجر میشود تا باور توحیدی در ذهن نوجوان، فقط در حد یک فکر باقی نمانده و به عمل و رفتار تبدیل شود؟ پاسخ را باید در پیوندهای عاطفی میان نوجوان و اعتقاداتش جستجو کرد.
والدین همواره تلاش میکنند باور توحیدی را در نوجوان خود پرورش دهند، اما فضای مجازی و عواملی مانند گسترش شبکههای اجتماعی و تنوع سبکهای زندگی باعث میشود باور نوجوان تحت تأثیر قرار بگیرد. نتیجهی این تأثیرپذیری آن است که نوجوان به جای کنشگر بودن، دریافتکنندهای منفعل از فضای مجازی میشود و باورهایش به تدریج کارکرد عملی خود را از دست میدهد.
در این شرایط، والدین بیشتر نگران میشوند و غالباً به توصیهی زبانی، موعظه و نصیحت روی میآورند؛ در حالی که شنیدن توصیه برای نوجوان امروزی چندان جذاب نیست. این نگرانی گاهی به سرزنش هم منجر میشود؛ اما رفتار والدین به تنهایی نمیتواند نوجوان را به سمت رفتار درست هدایت کند.
نوجوان باید حضور خدا را در زندگی احساس کند تا این حضور در تصمیمهایش اثر بگذارد. این اتفاق زمانی میافتد که بینش او با عاطفهاش پیوند بخورد و در مواجهه با واقعیتهای زندگی، معنابخشی را تجربه کند.
متأسفانه گاهی نوجوان میبیند پدر و مادر فقط نقاب مذهبی دارند؛ مثلاً در سختیها توکل نمیکنند یا به راحتی دروغ میگویند. در این صورت باورش به توحید خدشهدار میشود؛ اما وقتی والدین الگوی واقعی فرزند باشند و حضور خداوند را به شکل عینی در متن زندگی جاری سازند، نوجوان در مسیر فهم درست قرار میگیرد. پرسش کردن، تجربه و انتخاب آگاهانه نیز محصول همین آموزش است و اینجا نوجوان به جایی میرسد که باورهای دینی را به عمق جان میپذیرد.
نکتهی مهم دیگر اینکه تربیت توحیدی باید با امنیت عاطفی گره بخورد. منظور از امنیت عاطفی این است که وقتی نوجوان دیدگاه اعتقادی خود را مطرح میکند، مورد سرزنش، توبیخ، تخریب و تهدید قرار نگیرد. تربیت توحیدی اگر با تحمیل یا سرکوب همراه شود، نتیجهی مطلوبی نمیدهد؛ اما وقتی نوجوان امنیت عاطفی را دریافت کند، به راحتی میتواند احساسات خود را بدون ترس و قضاوت بیان کرده و تعامل نیکویی با والدین داشته باشد.
پس والدینی که اهل عاطفه باشند، فرزند را بشنوند و اجازه دهند نظر مخالفش را مطرح کند، به تعمیق باورهای توحیدی در وجود او کمک میکنند. در مقابل، والدینی که دائماً غر میزنند یا حتی حاضر نیستند عقیدهی مخالف فرزندشان را بشنوند، هرگز شاهد باور توحیدی در فرزند خود نخواهند بود.
باور توحیدی وقتی در نوجوان درونی میشود که با عاطفه و امنیت روانی پیوند بخورد، والدین الگوی عملی باشند و نوجوان بتواند بدون ترس و پرسش انتخاب کند.
فرحناز رنجبر، طلبه سطح سه










نظر شما