جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۸
ایران و غیبت آرام مفاهیم دینی؛ فرصتی که نباید از دست برود

حوزه/ سینمای ایران به عنوان مهم‌ترین رسانه فرهنگی کشور، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنمایی هنرمندانه آموزه‌های دینی و ارزش‌های اخلاقی است؛ در حالی که بسیاری از آثار روی پرده، سهم اندکی برای مفاهیمی چون معنویت، ایثار، خانواده و امید قائل هستند و این خلأ، با هویت فرهنگی و اسلامی جامعه ایران همخوانی ندارد.

خبرگزاری حوزه | سینما در هر کشوری آیینه فرهنگ، باورها، آرمان‌ها و سبک زندگی مردم آن جامعه است. هیچ سینمایی در جهان، جدا از هویت تاریخی و فرهنگی سرزمین خود شکل نمی‌گیرد و هر اندازه که پیوند میان هنر و ارزش‌های بنیادین یک ملت عمیق‌تر باشد، آثار هنری نیز ماندگارتر و اثرگذارتر خواهند بود. در ایران نیز که انقلاب اسلامی بر پایه باورهای دینی و معنوی شکل گرفته است، انتظار می‌رود سینما بیش از هر چیز بازتاب‌دهنده مفاهیم اخلاقی، انسانی و دینی باشد؛ مفاهیمی که نه تنها بخشی از هویت ملی ما هستند، بلکه می‌توانند به غنای هنری آثار سینمایی نیز کمک کنند.

با این حال، نگاهی به فیلم‌های در حال اکران در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که حضور آموزه‌های دینی و معنوی در بسیاری از آثار، کم‌رنگ‌تر از گذشته شده است. البته مقصود از مفاهیم دینی، صرفا پرداختن مستقیم به مناسک مذهبی، شخصیت‌های تاریخی یا تولید آثار مناسبتی نیست؛ بلکه سخن از ارزش‌هایی مانند عدالت، ایثار، خانواده، مسئولیت‌پذیری، کرامت انسانی، امید، معنویت، گذشت و توجه به مسائل اخلاقی است؛ ارزش‌هایی که ریشه در فرهنگ دینی جامعه ایران دارند و می‌توانند در قالب‌های گوناگون داستانی، اجتماعی، تاریخی و حتی کمدی بازتاب پیدا کنند.

واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از تولیدات سینمایی امروز، بیش از آنکه دغدغه پرداختن به مفاهیم عمیق انسانی و معنوی را داشته باشند، به مسائل روزمره، روابط سطحی یا موضوعات تکراری اجتماعی می‌پردازند. البته سینما باید به مشکلات جامعه نیز توجه کند و پرداختن به آسیب‌های اجتماعی، فقر، مشکلات اقتصادی یا بحران‌های خانوادگی، امری ضروری و قابل دفاع است؛ اما مسئله آنجاست که در برخی آثار، نگاه انتقادی جای خود را به نوعی سیاه‌نمایی یا ناامیدی داده و کمتر نشانی از افق‌های امیدبخش، اخلاقی و معنوی دیده می‌شود.

در چنین شرایطی، این پرسش مطرح می‌شود که سینمایی که در کشوری با پیشینه عمیق دینی و با عنوان «سینمای جمهوری اسلامی ایران» شناخته می‌شود، تا چه اندازه توانسته است بازتاب‌دهنده این هویت باشد؟ این پرسش نه از سر محدود کردن هنر، بلکه از منظر یک مطالبه فرهنگی قابل طرح است. سینما قرار نیست تریبون مستقیم تبلیغ باشد، اما می‌تواند حامل پیام، معنا و ارزش باشد؛ همان‌گونه که بسیاری از سینماهای جهان، به شکلی طبیعی و هنرمندانه از ارزش‌های فرهنگی و اعتقادی جوامع خود دفاع می‌کنند.

نکته مهم آن است که مفاهیم دینی، زمانی در سینما اثرگذار خواهند بود که به صورت غیرشعاری و در بستر روایت‌های جذاب و شخصیت‌پردازی‌های باورپذیر ارائه شوند. تجربه موفق برخی آثار سینمایی و تلویزیونی نشان داده است که مخاطب از مفاهیم معنوی فاصله ندارد، بلکه از بیان مستقیم، کلیشه‌ای و غیرهنرمندانه استقبال نمی‌کند. هرگاه فیلمساز توانسته است مفاهیمی مانند ایثار، توکل، خانواده، امید و مسئولیت اجتماعی را در قالب داستانی جذاب روایت کند، مخاطب نیز با آن همراه شده است.

در این میان، نقش فیلم‌نامه‌نویسان اهمیت ویژه‌ای دارد. بسیاری از فیلم‌های امروز، از ضعف در لایه‌های فکری و محتوایی رنج می‌برند. گاه شخصیت‌ها بدون پشتوانه فرهنگی و اخلاقی شکل می‌گیرند و داستان‌ها صرفا در سطح حوادث روزمره باقی می‌مانند. این در حالی است که ادبیات دینی، تاریخ اسلام، زندگی علما، فرهنگ عاشورا، سیره اهل‌بیت(ع) و حتی تجربه زیسته مردم ایران، ظرفیت‌های گسترده‌ای برای خلق آثار درخشان سینمایی دارند.

نمونه‌های موفق در سینمای ایران نیز کم نیستند. آثاری که با محوریت دفاع مقدس، خانواده، مقاومت، اخلاق و معنویت ساخته شدند، نشان دادند که می‌توان هم مخاطب داشت و هم به ارزش‌ها وفادار بود. سینمای دفاع مقدس در سال‌های مختلف، نمونه‌ای از پیوند میان هنر و معنویت را به نمایش گذاشت. بسیاری از این آثار نه تنها در داخل کشور، بلکه در عرصه‌های بین‌المللی نیز مورد توجه قرار گرفتند؛ زیرا مفاهیمی چون ایثار، فداکاری و کرامت انسانی، مفاهیمی جهانی هستند.

از سوی دیگر، باید پذیرفت که بخشی از کم‌رنگ شدن مفاهیم دینی در سینما، به تغییرات اجتماعی و فرهنگی نیز بازمی‌گردد. نسل جدید با زبان و شیوه متفاوتی با آثار هنری ارتباط برقرار می‌کند و همین مسئله ضرورت بازنگری در شیوه روایت مفاهیم دینی را دوچندان کرده است. نمی‌توان با الگوهای چند دهه قبل، مخاطب امروز را جذب کرد. هنر دینی، نیازمند نوآوری، شناخت مخاطب و بهره‌گیری از ظرفیت‌های جدید روایت است.

همچنین نهادهای فرهنگی و سینمایی نیز در این زمینه مسئولیت دارند. حمایت از فیلم‌نامه‌های مبتنی بر مفاهیم اخلاقی و معنوی، تربیت نیروهای متخصص، تقویت اقتباس از آثار ارزشمند ادبی و تاریخی و ایجاد بستر برای گفت‌وگو میان اندیشمندان دینی و سینماگران، می‌تواند به غنای محتوایی سینمای ایران کمک کند. سینمای دینی، تنها با سفارش و حمایت مالی شکل نمی‌گیرد، بلکه نیازمند شکل‌گیری یک جریان فکری و فرهنگی است.

نباید فراموش کرد که جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به امید، آرامش، اخلاق و معنویت نیاز دارد. انسان معاصر با وجود پیشرفت‌های علمی و فناوری، همچنان با پرسش‌های بنیادین درباره زندگی، هویت، خانواده و آینده روبه‌رو است. سینما می‌تواند در پاسخ به این نیازها نقش‌آفرین باشد و فراتر از سرگرمی، به ارتقای فرهنگ عمومی کمک کند.

البته این سخنان به معنای نادیده گرفتن تلاش‌های ارزشمند فیلمسازان نیست. در میان آثار سال‌های اخیر، همچنان فیلم‌هایی وجود دارند که به شکلی هنرمندانه به مفاهیم اخلاقی و دینی توجه کرده‌اند، اما این جریان هنوز به اندازه ظرفیت‌های فرهنگی کشور گسترده و پررنگ نیست. انتظار می‌رود در آینده، شاهد حضور بیشتر این مفاهیم در آثار سینمایی باشیم؛ حضوری که نه از سر اجبار، بلکه از دل نیازهای واقعی جامعه و هویت فرهنگی ایران برآمده باشد.

سینمای ایران اگر می‌خواهد جایگاه خود را به عنوان یک سینمای هویت‌محور حفظ کند، ناگزیر است پیوند خود را با ریشه‌های فرهنگی و دینی جامعه تقویت کند. هنر زمانی ماندگار می‌شود که با روح و باورهای مردم ارتباط برقرار کند و مفاهیم دینی، بخشی جدایی‌ناپذیر از این روح جمعی هستند. شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، نیاز باشد که سینما دوباره به سرچشمه‌های معنا بازگردد؛ سرچشمه‌هایی که می‌توانند هم به غنای هنری آثار کمک کنند و هم پاسخگوی نیازهای فرهنگی و معنوی جامعه باشند.

به قلم؛ داوود کنشلو

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha