به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، آیتالله سید احمد علمالهدی، نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی، در مراسم شب اربعین هیأت مکتب الزهرا(سلاماللهعلیها) در خیابان فرامرز عباسی، با اشاره به جایگاه ویژه اربعین حسینی در فرهنگ اهلبیت(علیهمالسلام)، اظهار کرد: معمولاً برای هر شهیدی که به شهادت میرسد، مراسم اربعین و چهلم برگزار میشود و در سالهای بعد نیز سالگرد شهادت او گرامی داشته میشود، اما دیگر برای اربعین او مراسمی برپا نمیکنند. این در حالی است که درباره سیدالشهدا(علیهالسلام)، ائمه اطهار(علیهمالسلام) به ما دستور دادهاند همانگونه که هر سال در سالگرد عاشورا مراسم عزاداری برپا میکنیم، در سالگرد اربعین نیز مجلس عزاداری برگزار کنیم.
وی افزود: وجود مقدس امام صادق(علیهالسلام) به صفوان جمال، زیارتی را تعلیم فرمودند که در روز اربعین قرائت شود و حتی پیاده رفتن به زیارت حضرت اباعبدالله الحسین(علیهالسلام) در اربعین نیز مورد سفارش قرار گرفته است. در حالی که در روز عاشورا چنین سفارشی درباره زیارت پیاده وجود ندارد، در اربعین این تأکید ویژه دیده میشود. این پرسش مطرح است که علت این بزرگداشت و تکریم اربعین سیدالشهدا(علیهالسلام) چیست؟
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: علت این مسئله آن است که اربعین، روز تکامل انقلاب کربلاست. انقلاب کربلا از دو فصل تشکیل شده است؛ فصل نخست، فصل شهادت است که در روز عاشورا تحقق یافت و فصل دوم، فصل اسارت است که چهل روز به طول انجامید. روزی که اهلبیت(علیهمالسلام) به کربلا بازگشتند، پایان فصل دوم و روز ارائه گزارش این بخش از نهضت عاشورا بود.
وی ادامه داد: اهمیت فصل دوم انقلاب کربلا در آن است که مظالمی که در این دوران بر اهلبیت سیدالشهدا(علیهمالسلام) وارد شد، چهره منفور، پلید و سیره خبیث بنیامیه و دشمنان اهلبیت(علیهمالسلام) را آشکار کرد. از همین رو، اربعین، سرآغاز افشاگری نسبت به نتایج و مظالمی است که در اثر انحراف رهبری جامعه از مسیر خلافت و امامت به وجود آمد.
اربعین، روز افشای حقیقت جنایات بنیامیه
آیتالله علمالهدی با بیان اینکه در طول تاریخ، جنایتکاران بسیاری وجود داشتهاند، خاطرنشان کرد: یهود، از جنایتکارترین اقوام تاریخ بشر به شمار میروند. آنان پیامبران الهی را در میان تنه درخت قرار میدادند و با اره، بدن آنان را از هم میشکافتند. در یک روز، هفتاد پیامبر را به شهادت رساندند و سپس بدون هیچ احساس پشیمانی به دنبال زندگی و کسبوکار خود رفتند.
وی افزود: با این همه، آنچه در کربلا و در جریان اسارت اهلبیت(علیهمالسلام) رخ داد، حتی در تاریخ جنایات یهود نیز سابقه نداشت. در تاریخ نقل نشده است که پیامبری را به شهادت برسانند و سپس سر بریده او را در دستان کوچک دختر چهار سالهاش قرار دهند تا آن کودک، سر پدر را در آغوش بگیرد. همچنین سابقه ندارد که سر بریده پیامبری را در برابر دیدگان عزیزانش زیر ضربات چوب خیزران قرار دهند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی تأکید کرد: جنایتهایی که بنیامیه در این روزها مرتکب شدند، حتی در تاریخ جنایات یهود نیز دیده نمیشود. از این رو، اربعین، نقطه اوج افشاگری این جنایتها و فرصتی برای توجه عمیق به همه ابعاد فصل اسارت اهلبیت(علیهمالسلام) است.
وی اظهار کرد: در فصل شهادت، هرچند دشمنان مرتکب جنایت شدند، اما ممکن است عدهای آن را با بهانه جنگ توجیه کنند؛ دو جبهه در برابر یکدیگر قرار گرفته بودند؛ جبههای با حدود ۱۲۰ نفر و جبههای با حدود ۱۲۰ هزار نفر. طبیعی است که در میدان نبرد، هر طرف تلاش میکند طرف مقابل را از میان بردارد، اما درباره اسارت اهلبیت(علیهمالسلام) هیچ توجیهی وجود ندارد که در طول چهل روز، آن همه ظلم و جنایت نسبت به زنان و کودکان خاندان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) صورت گیرد.
آیتالله علمالهدی خاطرنشان کرد: ممکن است این سؤال مطرح شود که شناخت این جنایتها چه فایدهای برای ما دارد؟ آیا تنها نتیجه آن این است که احساسات ما برانگیخته شود و برای مظلومیت اهلبیت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) اشک بریزیم؟ خیر، شناخت این حوادث، نتیجه مهمتری نیز به دنبال دارد.
وی تصریح کرد: نتیجه این شناخت آن است که انسان بداند هرگاه حرکت و اقدامی علیه ولایت و امامت شکل بگیرد، سرانجام آن به چنین فجایع و جنایتهایی منتهی خواهد شد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی در ادامه با اشاره به جایگاه حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) در دفاع از ولایت گفت: اینجا مکتب الزهرا(سلاماللهعلیها) است و اربعین آن نیز باید اربعینی زهرایی باشد. در نقلی آمده است که شخصی هنگام غروب آفتاب وارد قبرستان بقیع شد. مشاهده کرد که در آن فضای خلوت، بانویی در کنار قبور شهدای احد با سوز و گداز فراوان گریه و زاری میکند. هنگامی که نزدیک شد، دید آن بانو حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) است. به ایشان عرض کرد: ای دختر پیامبر، شما حق دارید در فراق رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) اندوهگین و داغدار باشید، اما برخی به حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) عرض کردند که شما خاندان صبر هستید؛ شایسته نیست اینگونه بیتابی و زاری کنید. حضرت در پاسخ فرمودند: گمان کردهاید گریه و ناله من برای رحلت پدرم یا غصب حق همسرم است؟ گریه من برای مظلومیت ولایت است. اگر مردم در همان روز بر ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) اتفاق میکردند، از آن روز تا قیامت میان دو مسلمان اختلافی به وجود نمیآمد؛ اما از آن روز که مردم از این اتفاق روی گرداندند و مسیر رهبری را از خط امامت منحرف کردند، تا زمانی که خداوند اراده کند، وحدت کامل میان مسلمانان در این امت تحقق نخواهد یافت و مسلمانان هرگز به وحدت واقعی دست پیدا نخواهند کرد؛ زیرا انحراف رهبری از خط امامت از همان روز آغاز شد.
آیتالله علمالهدی تصریح کرد: انحراف رهبری از خط امامت، تنها به معنای غصب حق امیرالمؤمنین(علیهالسلام) و قرار گرفتن شخص دیگری در جایگاه خلافت نبود، بلکه اصل انقلاب پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) دچار ارتجاع و انحراف شد و مسیر اسلام تغییر کرد.
وی افزود: هنگامی که خلیفه سوم به خلافت رسید، ابوسفیان که نابینا شده بود، وارد خانه عثمان شد و پس از اطمینان از اینکه جز بنیامیه کسی در آنجا حضور ندارد، گفت: به لات و عُزّی سوگند، من مسلمان نشدم، اسلام نیاوردم و به وحی ایمان ندارم. همه اینها مقدمهای برای رسیدن به قدرت و حکومت بود که بنیهاشم آغاز کردند تا قدرت را به دست آورند. اکنون که این قدرت به دست شما، یعنی بنیامیه افتاده است، آن را در میان خودتان حفظ کنید و نگذارید از خاندان بنیامیه خارج شود.
وی ادامه داد: نقل شده است که ابوسفیان پس از خروج از خانه عثمان، به قبرستان اُحد رفت و کنار مزار حضرت حمزه سیدالشهدا(علیهالسلام) ایستاد و با پای خود به قبر آن حضرت ضربه زد و گفت: «یا أباعماره، الأمرُ الَّذی کُنتَ تُقاتِلُنا عَلَیهِ بالأمسِ صارَ الیومَ فی أیدی غِلمانِنا یَتَلاعَبونَ بِهِ»؛ یعنی آن قدرتی که دیروز برای آن با ما میجنگیدی، امروز در دست فرزندان ما قرار گرفته و با آن بازی میکنند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: کار اسلام به جایی رسید که مسئله تنها انحراف در رهبری نبود، بلکه اصل انقلاب اسلامی پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) دچار انحراف شد.
وی در ادامه با اشاره به ماجرای تعیین ولایتعهدی یزید اظهار کرد: پسر مغیره بن شعبه نقل میکند که معاویه، پدرش را از کوفه به شام دعوت کرد تا درباره ولایتعهدی یزید با او مشورت کند. منزلی در نزدیکی کاخ خود برای آنان در نظر گرفت و هر روز مغیره برای گفتوگو نزد معاویه میرفت و هنگام بازگشت، مذاکرات خود را برای فرزندش نقل میکرد.
آیتالله علمالهدی افزود: وی نقل میکند شبی پدرم با چهرهای دگرگون، رنگپریده، مضطرب و ناراحت بازگشت. از او پرسیدم چه اتفاقی افتاده است؟ گفت: امروز از معاویه چیزی دیدم که نزدیک بود عقل از سرم بپرد. در گفتوگو به او گفتم اکنون همه قدرت در اختیار توست و کسی در برابر تو ایستادگی نمیکند؛ دیگر ضرورتی ندارد که اینگونه فرزندان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را آزار دهی و بر آنان سخت بگیری، آنان را به حال خود واگذار.
وی ادامه داد: مغیره میگوید هنوز سخنم تمام نشده بود که معاویه با خشم به من نگاه کرد و گفت: این چه صدایی است که میشنوی؟ گوش دادم، صدای مؤذن از فراز مناره بلند بود که میگفت: «أشهد أن محمداً رسولالله». معاویه گفت: پنجاه سال است که این صدا از منارهها بلند است؛ تا زمانی که این صدا را از منارهها پایین نکشم، دست از تلاش برنخواهم داشت. تو میگویی من به هدف خود رسیدهام و قدرت یافتهام؟
وی اظهار کرد: به همین دلیل، هنگامی که یزید در برابر سر مطهر سیدالشهدا(علیهالسلام) قرار گرفت، همان عقیده باطنی پدر، جد و همه بنیامیه را آشکار ساخت و گفت: «لَعِبَت هاشمُ بالمُلک فلا خبرٌ جاءَ ولا وحیٌ نزل»؛ یعنی بنیهاشم با حکومت بازی کردند و نه خبری از وحی بود و نه وحیای نازل شده است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: کار به جایی رسید که حقیقت باور بنیامیه آشکار شد. از همین رو، در زیارت عاشورا میخوانیم: «اللهم العن بنیامیه قاطبة»؛ یعنی خدایا همه بنیامیه را لعنت کن؛ زیرا آنان اساساً ایمان نیاورده بودند و پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را باور نداشتند. آنان برای رسیدن به قدرت، از هر حیله و نیرنگی استفاده کردند و هنگامی که قدرت را به دست آوردند، از هیچ جنایتی نسبت به خاندان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) دریغ نکردند.
وی تأکید کرد: اربعین، این حقیقت را آشکار و افشا میکند. آنچه مردم در اربعین باید به آن توجه کنند، مظالمی است که در دوران اسارت بر اهلبیت پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) وارد شد. این مظالم، از یک سو بیانگر بیایمانی، عناد و دشمنی بنیامیه با رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) و از سوی دیگر، نشاندهنده انحراف رهبری از مسیر ولایت و امامت است.
آیتالله علمالهدی خاطرنشان کرد: وقتی از انحراف رهبری سخن میگوییم، مقصود تنها غصب حق امیرالمؤمنین(علیهالسلام) نیست. مسئله اصلی، انحراف مسیر هدایت امت و دور شدن جامعه اسلامی از خط ولایت و امامت است و آنچه در این مسئله اهمیت دارد، حاکمیت امامت است. همه ائمه معصومین(علیهمالسلام) در دوران زندگی خود برای تحقق حاکمیت الهی مبارزه کردند؛ زیرا هیچیک از آنان حکومتهای زمان خود را به رسمیت نمیشناختند و هر یک متناسب با شرایط زمان، شیوهای از مبارزه را در پیش میگرفتند.
وی افزود: انحراف در مسئله حاکمیت، همان انحراف در مسئله امامت است. امامت تنها به این نیست که امام را بشناسیم، از سخنان او بهره ببریم یا مواعظ او را بشنویم. اینها بخش کوچکی از حقیقت امامت است. حقیقت امامت، در حاکمیت امام تجلی پیدا میکند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: ما که امروز به امامت ائمه(علیهمالسلام) معتقد هستیم، باید در مسئله حاکمیت نیز به امامت معتقد باشیم؛ نه اینکه تنها بگوییم وجود مقدس امام زمان(عج) زنده هستند، ایشان را قبول داریم و روزی خواهند آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهند کرد و تا آن روز، هرگونه که شد با دیندار و بیدین، مسلمان و کافر، مستکبر و طاغوت کنار بیاییم تا حضرت ظهور کنند و همه چیز را اصلاح نمایند. این تفکر، اندیشهای نادرست است.
وی خاطرنشان کرد: آنچه امروز برای ما اهمیت دارد، حاکمیت امام زمان(عج) در زمان حاضر است. اگر امروز در مسئله حاکمیت وجود مقدس بقیةالله(عج) در جامعه خود کوتاهی کنیم، زمینه ظهور نیز فراهم نخواهد شد و حضرت ظهور نخواهند کرد.
آیتالله علمالهدی اظهار کرد: البته حضرت در دوران غیبت هستند و دست ما از وجود ایشان کوتاه است، اما خود آن حضرت برای دوران غیبت، حجتی قرار دادهاند و اگر آن حجت در جامعه حاکمیت پیدا کند، در حقیقت حاکمیت امامت تحقق یافته است و آن حجت، ولیفقیه است. از این رو، مسئله امروز ما، مسئله حاکمیت امامت است.
وی ادامه داد: پس از گذشت حدود نیم قرن از رحلت پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله)، کار به جایی رسید که این همه ظلم و جنایت نسبت به خاندان آن حضرت روا داشته شد. هنوز پنجاه سال از ظهور اسلام نگذشته بود که چنین فجایعی علیه فرزندان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) رخ داد. به همین دلیل، به ما گفتهاند که از عاشورا تا اربعین را با دقت بنگریم و ببینیم چه حوادثی رخ داده و چه جنایتهایی انجام گرفته است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: از یک سو، مقاومت اهلبیت(علیهمالسلام) را مشاهده میکنیم که در برابر همه جنایتها، شخصیت ولایی، عزت، کرامت و جایگاه فرزندی پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را حفظ کردند و تا پایان بر عزت خود ایستادند؛ به گونهای که هر کس آنان را میدید، عظمت و عزت آنان را در پرتو همین مقاومت مشاهده میکرد. از سوی دیگر، دشمن دست به جنایتهایی زد که حتی در تاریخ یهود نیز سابقه نداشت.
وی تصریح کرد: همه این حوادث، نتیجه انحراف رهبری از خط امامت بود. اگر امام حاکم باشد، اسلام قابلیت اجرا و پیاده شدن دارد، اما اگر امام حاکم نباشد، اسلام قابلیت تحقق نخواهد داشت و این همان مسئلهای است که امروز نیز با آن مواجه هستیم.
آیتالله علمالهدی گفت: اربعین، روز افشاگری است تا انسان ببیند انحراف از حاکمیت امامت به کجا میانجامد. در آغاز، به انگیزه دستیابی به قدرت، رهبری از مسیر امامت منحرف شد و این انحراف ادامه یافت تا جایی که فرزندان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را به آن شکل به شهادت رساندند و اهلبیت ایشان را گرفتار آن همه ظلم و جنایت کردند؛ جنایتهایی که در تاریخ اسلام به عنوان نقطهای سیاه ثبت شد و حتی در تاریخ یهود نیز نمونهای به این سیاهی وجود ندارد.
وی ادامه داد: همه این حوادث، نتیجه دور شدن جامعه از حاکمیت امامت بود. اگر حاکمیت امامت برقرار میشد، چنین رخدادهایی هرگز به وقوع نمیپیوست. امروز نیز همین حقیقت وجود دارد. اربعین به ما میآموزد که اگر در مسئله حاکمیت امامت در جامعه خود حتی اندکی سستی و تردید داشته باشیم، جامعه به همان سرنوشتی گرفتار خواهد شد که جامعه یزیدی گرفتار آن شد و آن همه ظلم و جنایت در آن شکل گرفت.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: اگر غیر امام، رهبری جامعه را در دست بگیرد، اسلام قابلیت اجرا نخواهد داشت و هنگامی که اسلام پیاده نشود، ظلم، کفر و جنایت جای آن را خواهد گرفت و طاغوت بر جامعه حاکم خواهد شد.
وی تأکید کرد: از همین رو، به ما سفارش شده است که اربعین سیدالشهدا(علیهالسلام) را بزرگ بداریم و سالگرد اربعین را تکریم کنیم؛ زیرا اگر این روز را بزرگ بشماریم، از اربعین و از مظالمی که دستگاه جنایتکار بنیامیه بر خاندان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) وارد کرد، درس و عبرت خواهیم گرفت و امامت را در متن زندگی خود حاکم خواهیم ساخت. در چنین شرایطی، هم اسلام قابلیت اجرا خواهد یافت و هم جامعه از گرفتار شدن به جنایتهایی مانند آنچه در جامعه یزیدی رخ داد، مصون خواهد ماند.
وی خاطرنشان کرد: اربعین، در حقیقت تجدید عاشوراست. آنچه در روز اربعین در سرزمین کربلا رخ داد، گویی عاشورا بار دیگر تکرار شد و همه مصائب عاشورا برای اهلبیت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) تجدید گردید. هنگامی که کاروان اهلبیت(علیهمالسلام) وارد سرزمین کربلا شد و از میان نخلستانها به سوی دشت کربلا حرکت کرد، از همان لحظات نخست، خاطرات عاشورا یکبهیک در برابر چشمان آنان مجسم شد. عزیزان، هنگامی که خانواده یک شهیدی عزیز خود را از دست میدهند، در روزهای نخست، به دلیل توجه، تجلیل و احترام مردم، شاید اندکی از سنگینی داغ برای آنان قابل تحمل باشد، اما هرچه زمان میگذرد، لحظه به لحظه خاطرات آن عزیز در ذهنشان زنده میشود. پدر و مادر، از لحظه ولادت فرزند تا دوران رشد و تمام خاطرات زندگی او را به یاد میآورند و هر خاطره، اندوه آنان را تازهتر میکند.
آیتالله علمالهدی افزود: اهلبیت(علیهمالسلام) نیز هنگامی که در روز اربعین وارد سرزمین کربلا شدند، همه خاطرات عاشورا برای آنان تجدید شد. هر آنچه در روز عاشورا دیده بودند، بار دیگر در برابر دیدگانشان مجسم شد؛ اینکه پیکر پارهپاره حضرت علیاکبر(علیهالسلام) از میدان نبرد به سوی خیمهها حمل شد، آنجا که حضرت سیدالشهدا(علیهالسلام) پیکر حضرت علیاصغر(ع) را با گلوی بریده بر دستان خود به سوی خیمهها آوردند و آن لحظه که حضرت اباعبدالله الحسین(علیهالسلام) عمود خیمه حضرت ابوالفضل العباس(علیهالسلام) را از جا برکند تا همه بدانند صاحب آن خیمه به شهادت رسیده است.
وی اظهار کرد: همه این صحنهها، فریاد مظلومیت سیدالشهدا(علیهالسلام) و حوادث جانسوز کربلا، در اربعین بار دیگر برای اهلبیت(علیهمالسلام) زنده شد. البته برخی از این صحنهها را دیده بودند و برخی را ندیده بودند. برای مثال، صحنه تاختن اسبها بر پیکرهای مطهر شهدا را اهلبیت(علیهمالسلام) مشاهده نکرده بودند، اما حضرت زینب کبری(سلاماللهعلیها) هنگامی که از خیمه بیرون آمدند، دیدند دشمن اسبها را به حرکت درآورده است. در ابتدا گمان کردند شاید مسابقهای برپا شده است، اما هنگامی که نزدیکتر شدند، مشاهده کردند که اسبها را بر بدنهای پارهپاره شهدا میتازانند.
وی ادامه داد: همه این خاطرات در هنگام ورود به کربلا برای اهلبیت(علیهمالسلام) تجدید شد. هنگامی که از میان نخلستانها خارج شدند، دیگر در محملها و کجاوهها آرام نگرفتند؛ خود را از کجاوهها بر زمین افکندند، از این سو به آن سو میدویدند و با ندای «وا محمدا»، «وا علیا» و «وا سیدا» ناله و شیون سر میدادند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: آنان منتظر نماندند تا امام سجاد(علیهالسلام) محل قبرها را به آنان نشان دهند، بلکه خود در بیابان به جستوجوی مزار عزیزانشان پرداختند تا اینکه حضرت زینب(سلاماللهعلیها) قطعه زمینی را مشاهده کردند که بر آن نوشته شده بود: «هذا قبر الحسین قتیل العطشان»؛ این قبر حسین(علیهالسلام) است که او را با لب تشنه به شهادت رساندند. حضرت خود را بر مزار پدر افکندند.
وی افزود: اهلبیت(علیهمالسلام) سه روز در سرزمین کربلا ماندند، بر مزار شهدا عزاداری کردند، اشک ریختند و نه غذایی تناول کردند و نه استراحتی داشتند. امام سجاد(علیهالسلام) مشاهده کردند که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، ممکن است اهلبیت(علیهمالسلام) از شدت اندوه جان خود را از دست بدهند. از این رو، پس از سه روز، دستور حرکت کاروان به سوی مدینه را صادر فرمودند.
آیتالله علمالهدی تصریح کرد: لحظه وداع اهلبیت(علیهمالسلام) با قبور شهدا، همانند لحظهای بود که در روز عاشورا ناچار شدند از پیکرهای مطهر عزیزانشان جدا شوند. با این تفاوت که این بار، امام سجاد(علیهالسلام) با احترام، مهربانی و آرامش آنان را از کنار قبور بلند میکردند، اما در روز عاشورا، مأموران دشمن با تازیانه و خشونت، زنان و کودکان را از کنار پیکرهای شهدا جدا کردند.
وی در پایان، با قرائت دعا، از خداوند متعال خواست همه مؤمنان را مشمول رحمت و مغفرت خود قرار دهد، روحیه مقاومت حسینی را به همگان عطا فرماید، نعمت محبت و ولایت اهلبیت(علیهمالسلام) را در دنیا و آخرت از آنان سلب نکند، جامعه اسلامی را در مسیر حاکمیت امامت و پاسداری از خون شهدا ثابتقدم بدارد،.











نظر شما