شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۶
علم بدون معنویت؛ آیا جهان مدرن پاسخ همه پرسش‌های انسان را دارد؟

مقاله «علم و معنویت در عصر ما» با بازخوانی تحولات فکری غرب از انقلاب علمی قرن هفدهم تا امروز، نسبت علم با دین و متافیزیک را بررسی کرده و بر ضرورت چارچوبی جامع‌تر برای پاسخ به پرسش‌های نهایی انسان تأکید دارد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، دکتر مهدی گلشنی در مقاله‌ای با بررسی چهار قرن تحول رابطه علم، دین و معنویت، نشان می‌دهد که تجربه‌گرایی و جهان‌بینی مکانیکی چگونه معنویت را به حاشیه راندند و چرا محدودیت‌های علم مدرن، بار دیگر مسئله معنا و معنویت را برجسته کرده است.

خلاصه‌ای از مقاله‌ی جدید (۲۰۲۶) دکتر مهدی گلشنی تحت عنوان «علم و معنویت در عصر ما» در مجله‌ی آی‌إس‌آی پژوهش‌های فلسفی دانشگاه تبریز:

مقاله «علم و معنویت در عصر ما» نوشتهٔ مهدی گلشنی، دکترای فیزیک از دانشگاه برکلی کالیفرنیا و استاد ممتاز فیزیک دانشگاه صنعتی شریف، به تحلیل تاریخی و فلسفی رابطهٔ علم، دین و معنویت در دوران معاصر می‌پردازد. نویسنده با ترسیم سیر تحولات فکری غرب از قرن هفدهم تاکنون، نشان می‌دهد که چگونه تجربه‌گرایی و جهان‌بینی مکانیکی، دین و متافیزیک را به حاشیه راندند، اما از نیمهٔ دوم قرن بیستم، نشانه‌های جدی بازگشت به معنویت پدیدار شده است.

نویسنده در آغاز، سه مفهوم کلیدی را تعریف می‌کند:

الف) علم: علمی که در پی کشف نظم موجود در طبیعت است و این نظم را در قالب قوانین توصیف می‌کند.
ب) دین: دین پاسخی به یک موجود متعالی است که زندگی ما را دگرگون می‌سازد و به آن معنا می‌بخشد.
پ) معنویت: در گذشته، معنویت جزئی جدایی‌ناپذیر از تجربهٔ دینی تلقی می‌شد، اما با افول دین‌های سازمان‌یافته و رشد سکولاریسم در غرب، معنویت معنایی گسترده‌تر یافت.

امروزه معنویت می‌تواند به سفری درونی برای کشف جوهر و ارزش‌های فردی، به عمل به دعا و مراقبه، و یا به تعهدی عمومی به یک مرجعیت اشاره داشته باشد.

نویسنده توضیح می‌دهد که چگونه انقلاب علمی قرن هفدهم، با تلاش‌های فرانسیس بیکن، دکارت، گالیله، نیوتن و بویل، منجر به ترویج تجربه‌گرایی و گسترش جهان‌بینی مکانیکی شد. به تدریج با قدرت گرفتن نظام نیوتنی، نقش خدا ابتدا به «آغازگر جهان» تقلیل یافت و سپس در جریان روشنگری فرانسوی به کلی حذف شد.

در ادامه، با ظهور فیلسوفان و دانشمندانی چون هیوم، کانت، اگوست کنت، مارکس، داروین، دورکیم، فروید و پوزیتیویست‌های منطقی، تجربه‌گرایی به فلسفهٔ غالب تبدیل شد و در نتیجه، متافیزیک، دین و معنویت به حاشیه رانده شدند. در واقع، مکتب تجربه‌گرایی، به‌ویژه در شکل پوزیتیویستی آن، تأثیر عمیقی بر فیزیکدانان گذاشت و حتی پس از افول پوزیتیویسم در دهه‌های اخیر، روحیهٔ پوزیتیویستی همچنان در بسیاری از محافل فیزیک غالب است.

مقاله تأکید می‌کند که از نیمهٔ دوم قرن بیستم، جریان‌های مهمی برای احیای دین و معنویت شکل گرفت. در این دوره، برخی دانشمندان برجستهٔ معاصر — از جمله برخی غیرخداباوران — بر ضرورت فراتر رفتن از ویژگی‌های مادی زندگی و توجه به جنبه‌های معنوی آن مانند ارزش‌ها و معناها تأکید کردند.

گلشنی برای اثبات اینکه علم به‌تنهایی برای تبیین تمام ساحت‌های تجربهٔ انسانی کافی نیست، به چند نکته اشاره می‌کند:

الف) پیامدهای منفی علم مدرن و ناتوانی آن در پاسخ به پرسش‌های غایی زندگی: پرسش‌هایی دربارهٔ معنا، اخلاق و غایت هستی.
ب) محدودیت‌های نظری علم: اشاره به نظریه‌های علمی مانند کوانتوم و آشوب، و همچنین قضیهٔ گودل و نقد تقلیل‌گرایی.
پ) نقش پیش‌فرض‌های متافیزیکی در خود علم: علم بدون پیش‌فرض‌های متافیزیکی نمی‌تواند به‌طور کامل عمل کند.
ت) شواهد تجربی از احیای دین و معنویت در محافل دانشگاهی.

نویسنده نتیجه می‌گیرد که ما نیازمند چارچوبی جامع‌تر هستیم که هم علم را تأیید کند و هم بتواند به پرسش‌های نهایی و دغدغه‌های اخلاقی انسان پاسخ دهد. به باور او، جهان‌بینی الهی، به‌ویژه در سنت اسلامی، چنین ظرفیتی دارد. در این دیدگاه، انسان دارای دو بُعد مادی و معنوی است، اما آنچه شخصیت انسان را می‌سازد و سعادت ابدی او را رقم می‌زند، بُعد معنوی اوست. بنابراین، انسان باید بُعد مادی خود را در خدمت بُعد معنوی قرار دهد.

منابع:

Golshani, M. (۲۰۲۶). Science and spirituality in our era. Journal of Philosophical Investigations, ۲۰(۵۴), ۱۷۵–۱۸۶.

Direct article link :https://philosophy.tabrizu.ac.ir/article_۲۱۱۴۸.html

DOI link:https://doi.org/۱۰.۲۲۰۳۴/jpiut.۲۰۲۶.۷۱۱۹۴.۴۴۲۱

PDF link: https://philosophy.tabrizu.ac.ir/article_۲۱۱۴۸_۴۳f۲۸a۶۰۴۸۲۴۱۱a۳۰۳۶۲cb۹۰a۱bf۱d۴۹.pdf

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha