خبرگزاری حوزه | مراسم اربعین حسینی ۱۴۰۵ نیز با تمامی شکوه و عظمت خود به پایان رسید و خیل عظیم عاشقان به وطن بازگشتند. اربعین، فراتر از یک آیین مذهبی، اکنون به بزرگترین گردهمایی تمدنی جهان تبدیل شده است که ظرفیتهای بیبدیل همبستگی، وحدت و قدرت نرم تشیع را به نمایش میگذارد.
اما در میان تحلیلها که عمدتاً بر ابعاد معنوی و سیاسیِ وضع موجود متمرکز است، یک «چالش استراتژیک» به وضوح نادیده گرفته شده است؛ چالشی که در صورت عدم تبیین، میتواند آینده تمدنی این حرکت عظیم را با تهدیدی جدی مواجه سازد: «بحران جمعیت و پیری جامعه ایران».
ضرورت آینده نگری در زمینه حل نرخ باروری
امسال نیز همچون سالهای گذشته، حضور پرشور نوجوانان، جوانان و خانوادهها در مسیر پیادهروی اربعین، نویدبخشِ تداومِ نسلِ متدین بود. اما سؤال بنیادین این است: آیا با ادامه روند نزولی نرخ باروری، این جمعیت عظیم در دهههای آینده نیز با همین کیفیت و کمیت تکرار خواهد شد؟
طبق دادههای مرکز آمار ایران، نرخ باروری در کشور از سال ۱۳۹۴ روند کاهشی را تجربه کرده و بر اساس آمارهای سال ۱۴۰۳، این نرخ به حدود ۱.۶ فرزند به ازای هر زن رسیده است. تداوم این روند بر اساس محاسبات جمعیتشناختی، کشور را به سمت «سیاهچاله جمعیتی» هدایت میکند که در آن، نرخ جایگزینی نسل به صفر و پس از آن به رشد منفی میرسد.
اربعین به مثابه یک «آزمونِ زیستی» برای جامعه ایران عمل میکند. اگر امروز شاهد حضور میلیونی نسل جوان هستیم، نتیجهی پنجرهی جمعیتیِ دهههای گذشته است. اما کارشناسان حوزه جمعیت هشدار میدهند که با عبور از سال ۱۴۲۰، ما با «پیریِ زودرسِ جمعیت» مواجه خواهیم شد. کاهش نیروهای جوان، نه تنها شورِ تجمعات آئینی را تحتالشعاع قرار میدهد، بلکه ستونهای فقرات تمدنی کشور را نیز لرزان خواهد کرد.
در جهانی که قدرتها با بحران سالمندی روبرو شدهاند و با سیاستهای حمایتی بیسابقه در پی جبران نرخ باروری هستند، غفلتِ مسئولان ما در ایرانِ عزیز، غیرقابلتوجیه است.
مغالطه بحران آفرین در حوزه جمعیت
متأسفانه در فضای گفتمانی کشور، پاسخی کلیشهای به بحران جمعیت داده میشود: «ابتدا مشکلات اقتصادی را حل کنیم، فرزندآوری خود به خود اصلاح میشود.» این رویکرد، مغالطهای آشکار است. اولاً، چرخهی اقتصاد پویا، نه فقط در گروِ «انتظار برای بهبود» که در گروِ «نیروی انسانی فعال و جوان» است. ثانیاً، این نگاه تقلیلگرایانه، نسبتِ معکوس میان توسعهی اقتصادی و نیروی جوان را نادیده میگیرد؛ به گونهای که بر اساس نظریات اقتصادی، رشدِ تولید ناخالص داخلی بدون نیروی کارِ جوانِ متخصص، ناممکن است. در واقع، خودِ بحرانِ جمعیت، علتِ اصلیِ رکودِ اقتصادی در آینده خواهد بود.
تحلیلگران امنیتی و جامعهشناسان بر این باورند که جامعهای که توانِ بازتولید نسل خود را نداشته باشد، به تدریج از درون دچار فروپاشی ساختاری، امنیتی و فرهنگی خواهد شد. اربعین، تنها یک پیادهروی نیست، بلکه تجلیِ قدرتِ تمدنی یک ملت است. تضعیفِ بنیانهای جمعیتی، به معنای تضعیفِ توانِ کشور در حفظ چنین حماسههای بزرگِ بشری است.
از مسئولانِ عالیرتبه کشور درخواست میشود که از رویکردهای مُسکنوار در قبال جمعیت فاصله بگیرند. آنچه اکنون نیاز داریم، «همصدایی ملی» و یکپارچگی استراتژیک برای عبور از این بحران است. آیا شایسته است که کشوری با چنین پیشینهی غنی تمدنی، در آیندهای نزدیک به دلیل «کمبودِ نیرو»، دچار افول در عرصههای علمی، اقتصادی و معنوی شود؟
حجت الاسلام محمد حسین ندیمی










نظر شما