شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۴
منتخب اشعار سالروز ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

حوزه/ حضرت خدیجه(س) در سخت‌ترین روزهای آغاز رسالت، در کنار پیامبر اکرم(ص) ایستاد و از زندگی، آسایش و تمام آنچه داشت برای یاری دین خدا گذشت.ایشان نشان دادند که همراهی واقعی، درست در روزهایی معنا پیدا می‌کند که راه، سخت و پرهزینه است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، به مناسبت سالروز ازدواج پیامبر اکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)، مجموعه‌ای از اشعار آیینی در وصف این پیوند مبارک، تقدیم فرهیختگان و ارادتمندان اهل‌بیت(ع) می‌شود.

مِهر خدیجه را به سر شانه میبرم
شکر خدا که مادر زهراست مادرم

منخب اشعار سالروز ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

با نام "خدیجه" هر لَبی وا بشود
خشنود دل حضرت زهرا بشود
درباره او رسول اکرم فرمود:
هیهات که چون "خدیجه" پیدا بشود

منخب اشعار سالروز ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

اگر در سرنوشتت نیست تا ام‌البنین باشی
فقط زهرای تو کافیست ام‌المؤمنین باشی

شده دامان تو شأن نزول سوره کوثر
خدا می‌خواست بانوجان، تو زهرا آفرین باشی

زنی بالاتر از حوّا، زنی همسایه مریم
یقیناً آمدی هم‌کُف و ختم‌المرسلین باشی

تو قبل از هر زنی اسلام آوردی و پس باید
برای خاتم پیغمبر خاتم نگین باشی

فقط می‌خواستی از دوش پیغمبر عبایش را
که در آغوش مهر رحمة‌للعالمین باشی

همیشه نیمه ماه خدا از عرش می‌آیی
برای تک‌تک جامانده‌ها حبل‌المتین باشی

احمد ایرانی‌نسب

منخب اشعار سالروز ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

فخر من نزد عرب این بود دختر داشتم
آیت من بود و در گهواره کوثر داشتم

هر چه عالم فخر دارد نزد من یک ارزن است
من زنی هستم که در خانه پیغمبر داشتم

روزهایم شب نمی‌شد چشم او تا باز بود
سایه خورشید را همواره بر سر داشتم

عاشق این مرد بودن معجزه لازم نداشت
چشم‌هایش را از اول نیز باور داشتم

راه‌های آسمان را از زبان همسرم
مثل آواز پر جبرئیل از بر داشتم

آیه‌ها تکرار او بودند و عمری بر لبم
با طنین نام او قند مکرر داشتم

چشم بر من دوخت در شعب ابی‌طالب گریست
ناگهان یک آسمان در خود کبوتر داشتم

جان خود را بر سر این عشق دادم عاقبت
هدیه می‌دادم اگر صد جان دیگر داشتم

مهدی مردانی

منخب اشعار سالروز ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

یاورِ اسلام و احمد، مادرِ خَیرُ النِّسا
اوّلین بانویِ اسلام‌آورِ دینِ خدا

او که از اوّل برایِ دین زِ جان مایه گُذاشت
داد جان و مال و عُمرش را به راهِ مصطفی

بَس که می‌بخشید از اموالِ خود در راهِ حق
حاتمِ طایی به پیشش بود همچون یک گدا

ای خدیجه! ای تو همراهِ نبی در مشکلات
کیست با الطاف و فضلِ تُو نباشد آشنا؟

ای به قربانت کریمان و امیرانِ جهان
از برایِ این گدایِ مبتلایت کُن دعا

منخب اشعار سالروز ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

به پیمانی که بستی عهد کردی پای دین باشی
که هم در لفظ هم معنی تو ام‌المؤمنین باشی

خدا می‌خواست همراه پیمبر باشی و قطعاً
یکی از رشته‌های محکم حبل‌المتین باشی

محمد گر امین باشد، علی روح‌الامین باشد
و تو مضمون ناب شعر جبرئیل امین باشی

تمام ثروت تو، تیغ مولا، خرج دین می‌شد
که همراه علی دست نبی در آستین باشی

شریک بغض و تنهایی پیغمبر شدی، باید
که تو الگوی عشق حضرت ام‌البنین باشی

بزرگی یعنی اینکه همسر پیغمبر خاتم
و مادر خانم مولا امیرالمؤمنین باشی

ایمان کریمی

منخب اشعار سالروز ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

در بین ملائک از تو نام آورده‌ست
نام از تو شکوه ناتمام آورده‌ست

هر بار که آمده‌ست از سوی خدا
جبریل، به محضرت سلام آورده‌ست

منخب اشعار سالروز ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

تو فقط زمزمی و پاکیِ کوثر داری
آنچه خوبان همه دارند، تو بهتر داری

هاجر و آسیه و مریم و حوّا دیدند
تو مقامی ز همه چند برابر داری

چون تو هستی خودت را به پیمبر دادی
هستی از آن تو شد چون که پیمبر داری

ذوالفقار علی و مال تو شد پایه دین
قبل از «أکملت» و «لَکُم» عشق به حیدر داری

فرض بر اینکه فلانی لقبت را دزدید
تو همانی که چنان فاطمه دختر داری

قبل از اسلام مسلمان نبی بودی تو
دامنی کوثری و فاطمه‌پرور داری

بعد عمری که نکردی ز محمد خواهش
خواستی جای کفن کهنه عبا برداری

ننوشته‌ست ولی حرف عبا داشت دلیل
این گریزی‌ست که بر روضه اکبر داری

محسن صرامی

منخب اشعار سالروز ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

پروردگار عالمیان شاهکارکرد
زهرا به مرتضی به محمد خدیجه داد

بالله قسم که با کمک این چهار تن
اسلام ناب آل محمد نتیجه داد

مهدی مقیمی

منخب اشعار سالروز ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

بیچاره دستی که در این شب‌ها فقیرت نیست
یعنی دخیل دست‌های دستگیرت نیست

باید برای خانه تو زیرپایی شد
بیچاره بال جبرئیلی که حصیرت نیست

هرگز نمی‌خواهم ببینم آن شبی را که
در سفره افطار ما نان و پنیرت نیست

قربانی نامت شدن عین حیات ماست
مرده‌تر از مرده است هر کس که بمیرت نیست

تو منت دین خدا بر گردنم هستی
آری تو امّ‌المؤمنینی و نظیرت نیست

ای همسر شایسته پیغمبر مکه
ای جده شهر مدینه؛ مادر مکه

ای که برایت حاجیان احرام می‌بندند
قبر شریفت قبله‌گاه دیگر مکه

تو مادری‌ات نیز بوی نوکری می‌داد
می‌خواستی باشی کنیز دختر مکه

تو زینب پیغمبری و سال‌های سال
سینه سپر کردی برای رهبر مکه

هر جا که پیغمبر به جنگ فتنه‌ها می‌رفت
تو یک‌تنه بودی برایش لشگر مکه

مکه مدینه نیست در آتش نمی‌افتی
کاری ندارد با تو دیوار و در مکه

منخب اشعار سالروز ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

گاه تنها یک نفر هم یار دین باشد بس است
یک نفر بانوی سرشار از یقین باشد بس است

مال و ثروت، هرچه هم باشد، فدای راه دوست
همنشین رحمةٌ‌للعالمین باشد بس است

دیگران هم همسر پیغمبرند، اما فقط
مادر زهرا که «أمّ‌المؤمنین» باشد بس است

دخترش زهرا کجا و دختران این و آن؟!
حاصل عمرش اگر تنها همین باشد بس است

دختر او مادری کرده برای شیعیان
مادری مثل خدیجه در زمین باشد بس است

ما کجا و مدح او گفتن؟ معاذالله، نه
نام ما تنها «گدای خوشه‌چین» باشد بس است

واژه‌های گنگ و بی‌معنا چه می‌فهمند از او؟
انتهای شعر باید نقطه‌چین باشد بس است

منخب اشعار سالروز ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

ای عزیز جان پیغمبر سلام
ای که بر زهرا تویی مادر سلام

سرور زن‌های اهل جنتی
ای که تو مسندنشین عزتی

مات و مفتون شما عقل بشر
تا قیامت حرفتان نقل بشر

مدحتان گفتن نباشد کار ما
نام تو بالاتر از افکار ما

شد زبان الکن ز نام اطهرت
کی رسد زن در مقام اطهرت

مادر زهرایی و فخر زنان
دیگر همچون تو زنی بیند زمان؟

ای که دین با بخششت جاوید شد
ناامیدی‌ها همه امید شد

سختی دوران تحمل کرده‌ای
تلخ‌ها را همچنان مُل کرده‌ای

سنگر مستحکم پیغمبری
در وقایع هم‌رکاب حیدری

تو زنی اما به معنا شیر نر
بر پیمبر در حوادث چون سپر

تو وجودت مصطفی را ایمن است
دشمنی با هر که او را دشمن است

مونس درد و غم احمد تویی
در مصیبت همدم احمد تویی

روز محشر دستگیری می‌کنی
تو زنی اما امیری می‌کنی

این نفس‌ها بی‌امان تقدیم تو
صد هزاران بار جان تقدیم تو

دل به پای مهر تو دادن خوش است
در ره عشق شما مردن خوش است

کن نگاهی تا ز شوقش جان دهم
هر چه می‌خواهی بگو تا آن دهم

یک نظر انداز بر احوال ما
جان بده بر این شکسته‌بال ما

منخب اشعار سالروز ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

خدا قسمت کند با عشق عمری همسفر بودن
شریک روزهای سخت و شب‌های خطر بودن

به هم می‌ریزی آداب قدیم بی‌قراری را
شروع عاشقی کردن، کمی بی‌تاب‌تر بودن

بزرگت می‌کند قلبی که سمت عشق چرخاندی
کنار آفتابی زنده باید شعله‌ور بودن

اگر از کوچه‌ها زخم زبان می‌خورد پیغمبر
زنانه، خط‌به‌خط آموختی رسم سپر بودن

وزیدی در بیابان‌های داغ فقر و تنهایی
و تا منزل به منزل از محمد باخبر بودن

نشان دادی به دنیا زن برای مرد خود این است:
کنار یک نفر ماندن، برای یک نفر بودن

به شمشیر علی می‌نازد و سرمایه‌ات، احمد
به کوهی تکیه دادن، زیر سقفی پرثمر بودن

نفیسه! آب‌وجارو کن، صدای پای خوشبختی‌ست
بس است آهی نشسته روی لب، چشمی به در بودن

خدا پل می‌زند با یک سلام از آسمان تا تو
چه چیزی بهتر از این که دمی زیر نظر بودن

بیا چشم‌وچراغ خانه پیغمبر ما باش
بیا لبخند شو بر اخم‌های خون‌جگر بودن

خدا دست تو را با دست پیغمبر عجین کرده
نوشته در خط پیشانی تو: بال‌وپر بودن

تو پشت عشق را خالی نکردی، حق تو این است
کنار شانه مردی خدایی همسفر بودن

سعیده ثابتی

منخب اشعار سالروز ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

خدیجه بذل کند مال و حق دهد کفنش
حسین جان دهد و می‌برند پیرهنش

بلی که پنج کفن را به شش نفر ندهند
حسین می‌گذرد بهر مادر از کفنش

منخب اشعار سالروز ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha