یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۷
برجسته‌شدن دوگانه «جنگ و صلح» در ادبیات توهمی مدعیان اصلاحات

حوزه/ هم‌زمان با تشدید مباحث درباره سیاست خارجی و تحولات منطقه، برخی چهره‌های اصلاح‌طلب با طرح دوگانه جنگ و صلح، مذاکره و مصالحه را راه عبور از فشارهای خارجی معرفی کرده‌اند؛ رویکردی که منتقدان، آن را تقلیل مسائل پیچیده امنیت ملی به انتخابی دوگانه می‌دانند.

خبرگزاری حوزه | در ماه‌های اخیر، هم‌زمان با افزایش بحث‌ها درباره تحولات منطقه‌ای، روابط خارجی و مسیر پیش‌روی کشور در مواجهه با فشارها و تنش‌های بین‌المللی، برخی چهره‌های مدعی اصلاحات، با پیوستن به پروژه دوقطبی‌سازی به سوی دوگانه جنگ و صلح حرکت کرده‌اند. دوقطبی‌ که آن را می‌توان تلاشی برای تقلیل اختلافات ایران و آمریکا و تبدیل آن به انتخابی میان «مصالحه» و «نابودی» از سوی نظام جمهوری اسلامی و زیر پا نهادن عزت و اقتدار ملت ایران توصیف کرد.

در این چارچوب، سیدمحمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات در مواضع اخیر خود از موضعی ذلیلانه نسخه تسلیم و سازش را برای کشور تجویز می کند: «(ایران) یا باید تسلیم و نابود بشود، اگر نیست باید مصالحه کند؛ یعنی خودش حفظ بشود، امتیازاتی بدهد و خودش و آبروش حفظ شود، صلح شرافتمندانه این هست». مصالحه ای که رئیس دولت اصلاحات از آن نام می‌برد در عمل همان سازش و نابودی ایران است. پیش از این، «آذر منصوری» رئیس جبهه اصلاحات نیز از دو صلح داخلی و خارجی نام برد که در عمل به معنای تسلیم بی‌چون و چرای نظام اسلامی در برابر آمریکا و اغتشاشگران داخلی به عنوان پادوهای امریکا در ایران می‌باشد.
همچنین «حسین مرعشی» دبیرکل حزب کارگزاران در گفتگو با روزنامه متبوع این ارگان با عنوان اینکه «مردم می‌خواهند زندگی کنند»، همین سخنان را با عبارات دیگر مطرح کرد.

این سخنان در حالی از سوی این جماعت در فضای سیاسی کشور مطرح می‌شود که این روزها حتی کارشناسان غربی نیز به این واقعیت صحه گذاشته‌اند که ترامپ و آمریکا سعی دارند از راه مذاکره ایران را تضعیف و وادار به تسلیم کنند و الگوی عملکردی آمریکا نیز نشان داده که میز مذاکره را فرصتی برای حمله نظامی و تضعیف ایران می‌نگرد نه راه و روشی برای مصالحه و توافق واقعی و بده بستانی که اصلاح‌طلبان از آن در فضای توهمی خود سخن می‌گویند.

از نگاه این جماعت، با امتیازدهی ذیل مذاکره می‌توان سوءتفاهم‌ها میان ایران و آمریکا را کاهش داد. این در حالی است که این جماعت فراموشکار گویا هیچ گاه از شکست‌های پی در پی گذشته خود نمی‌خواهد درس بگیرد و منافع ملی را بیش از این صرف توهمات خود نسازد.
واقعیت این است که مسئله ایران و آمریکا در قالب یک دوگانه ساده میان «مصالحه» و «نابودی»، یا «جنگ» و «صلح»، در عمل پیچیدگی‌های واقعی سیاست خارجی و امنیت ملی را کمرنگ نموده است.

تصمیم‌گیری در این حوزه، تنها میان دو گزینه مورد ادعای اصلاح طلبان محدود نیست و باید مجموعه‌ای از ابزارها و ملاحظات از جمله مقاومت و بازدارندگی، حفظ استقلال سیاسی و تأمین منافع ملی را به‌صورت هم‌زمان در نظر گرفت.
به این ترتیب، اختلاف اصلی میان ایران و آمریکا نه لزوماً بر سر ضرورت پرهیز از جنگ، بلکه بر سر نحوه صورت‌بندی مسئله و تعیین مسیرهای عملی برای تأمین امنیت و منافع کشور و رسیدن به سطحی از بازدارندگی در برابر دشمن به شمار می‌رود. دشمن آمریکایی به چیزی کمتر از نابودی کامل عزت ملت ایران و منافع ملی کشور قانع نیست؛ بنابراین در این شرایط سخن گفتن از صلح و مصالحه، همراهی با دشمن آمریکایی و صهیونیستی علیه ملت ایران است.

محمد ملک زاده؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha