به گزارش خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین علی آقاپیروز مدیر گروه مدیریت و حکمرانی اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در هفتمین پیشنشست همایش ملی «نظامسازی اسلامی» با محوریت روششناسی که سوم شهریور با حضور جمعی از اساتید، اندیشمندان و پژوهشگران در ساختمان این پژوهشگاه در قم برگزار شد اظهار کرد: برای تبیین دقیق مسئله نظامسازی اسلامی، نخست باید به سراغ مبحث « اجتهاد» رفت؛ آنچه در این مسئله موضوعیت دارد « اجتهاد جامع» است.
مدیر گروه مدیریت و حکمرانی اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: «نجما» یا همان نقشه جامع مدیریت اسلامی از سوی کارگروه تحول بنیادین مدیریت اسلامی با مسئولیت حجتالاسلام و المسلمین نقیپورفر در قالب کتابی طراحی، تدوین و منتشر شده است. این کتاب اکنون به عنوان مرجعی برای اساتید مدیریت اسلامی شناخته میشود و پژوهشگران میتوانند برای آگاهی بیشتر به آن مراجعه کنند. در این کتاب بخشی با عنوان مبانی نظری اجتهاد جامع در مدیریت اسلامی وجود دارد که به صورت دقیق به روششناسی این موضوع پرداخته است.
وی درباره منابع تکوینی اجتهاد جامع تشریح کرد: منابع تکوینی به دو بخش انفسی و آفاقی تقسیم میشوند. در این میان، عقل منبعی و ملحقات آن مانند سیره عقلا جایگاه ویژهای دارد. باید توجه داشت که عقل دو کارکرد متفاوت دارد؛ یکبار بهعنوان عقل منبعی از آن استفاده میشود و یکبار بهعنوان عقل مصباحی. در اجتهاد جامع، آنچه محل توجه است عقل منبعی است، نه عقل مصباحی که ابزار استنباط از متون به شمار میرود. علاوه بر عقل، انسان و پدیدههای انسانی مانند فرد، خانواده، گروه، سازمان، نهاد، نظام حاکم، جامعه و تاریخ نیز در شمار منابع تکوینی قرار میگیرند.
مدیر گروه مدیریت و حکمرانی اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، طبیعت و حوادث طبیعی و نیز ماورای طبیعت مانند ملکوت آسمانها را از دیگر منابع تکوینی برشمرد و عنوان کرد: این منابع میتوانند در فرایند اجتهاد جامع مورد استفاده قرار گیرند و به همین دلیل، دامنه استنباط در مدیریت اسلامی گستردهتر از آن چیزی است که در اجتهاد سنتی تصور میشود.
حجتالاسلام آقاپیروز در ادامه به ابزارهای اجتهاد جامع اشاره کرد و گفت: ابزارهای اجتهاد دو دستهاند؛ نخست ابزارهای اصلی و بیواسطه مانند حس، تجربه، عقل مصباحی و قلب؛ دوم ابزارهای باواسطه یا ثانویه مانند علومی که بهکمک آنها به منابع اجتهاد مراجعه میشود از جمله ادبیات عرب، علم اصول، علم حدیث، علم رجال و علم درایه. این علوم، ابزارهایی هستند که ما را در استنباط از منابع یاری میدهند. روشهای اجتهاد نیز شامل روش نقلی، عقلی، تجربی و شهودی است. روش نقلی ناظر به منبع نقلی و وحیانی یعنی کتاب و سنت است و ابزارهای مستقیم آن نیز عقل مصباحی، حس، تجربه و قلب به شمار میروند. ابزارهای غیرمستقیم این روش هم همان ادبیات عرب و علم اصول است که در استنباط از قرآن، سنت و ملحقات سنت از آنها کمک گرفته میشود.
وی بیان کرد: اگر بخواهید این مباحث را در قالب یک جدول جای دهید، منابع به دو بخش تشریعی و تکوینی تقسیم میشود؛ ابزارها نیز به دو دسته بیواسطه و باواسطه یا اولیه و ثانویه؛ و روشها نیز شامل نقلی، وحیانی، عقلی، تجربی و شهودی است. مسئله بسیار مهم این است که این روشها با یکدیگر ترکیب میشوند؛ بهگونهای که ترکیب آنها در اجتهاد جامع شکل میگیرد. در این چارچوب، روشهای عقلی، تجربی و شهودی زمانی قابل استفاده و قابل استناد به دین خواهند بود که محک بخورند و با محکمات دینی سنجیده شوند. محکمات دینی یا محکمات عقل، محکمات کتاب و سنت و یا آنچه به حد اطمینان ثابت شده باشد، معیار سنجش این روشهاست. بنابراین، روشهای عقلی، تجربی و شهودی در صورتی که با این محکمات هماهنگ باشند، قابلیت استناد به دین را خواهند داشت.
مدیر گروه مدیریت و حکمرانی اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اضافه کرد: ملاک اسلامی بودن در «نجما» صرفاً مواردی که ریشه در قرآن و حدیث داشته باشند نیست، بلکه بر اساس اجتهاد جامع، دستاوردهای عقل، عقل تجربی و شهود نیز اگر با محکمات دینی هماهنگ باشند، اسلامی و قابل پذیرشاند. پایینترین سطح این هماهنگی آن است که مسئله مورد نظر با منابع یادشده مخالف نباشد و بالاترین سطح آن، موافقت با آنها است؛ مانند مصوبات مجلس که باید دستکم مخالف شرع و قانون اساسی نباشد؛ این همان منطقی است که در این جا جاری است. برخی روش تجربی را در مقابل روش دینی قرار میدهند و بعد علم تجربی دینی یا مدیریت اسلامی تجربی میسازند؛ اما در نقشه جامع مدیریت اسلامی « نجما»، این دوگانگی حذف میشود و با نگاهی جامع مواجه خواهید شد؛ نگاهی که حتی روش تجربی را به عنوان یکی از منابع مدیریت در درون خود جای میدهد.
حجتالاسلام آقاپیروز مطرح کرد: اگر دستاوردهای روش تجربی با محکمات دین هماهنگ باشد، میتوان آن را برگرفت و به آن استناد کرد؛ در این صورت، غایت و هدف آن نیز یک آموزه اسلامی خواهد بود.
وی ادامه داد: در قرآن آمده است: « وشاورهم فی الامر»؛ یعنی با دیگران مشورت کن. حال اگر کسی در حوزه مدیریت اسلامی به این گزاره برسد که مشورت مدیر با کارکنان، مشارکت آنها را در اجرا افزایش میدهد، این گزاره تجربی با آموزه قرآنی هماهنگ است و منافاتی با آن ندارد؛ بنابراین میتوان همین یافته تجربی را نیز به اسلام مستند کرد و از آن برای تبیین ضرورت مشورت در مدیریت بهره گرفت. در این صورت، این یافته در راستای حکم الهی « وشاورهم فی الامر» قرار میگیرد.
انتهای پیام










نظر شما