خبرگزاری حوزه | مقدمه: جامعه در دوره بحران با دو میدان همزمان روبهرو میشود: میدان واقعیتهای عینی و میدان ادراک. دشواری اقتصادی، ناامنی، جنگ، تعارض اجتماعی یا ابهام سیاسی، فشارهایی واقعی پدید میآورند؛ در کنار آن، روایتهای جهتدار میکوشند معنای این دشواریها را در ذهن مردم بازسازی کنند. جنگ شناختی در همین لایه شکل میگیرد؛ جایی که هدف اصلی، تأثیرگذاری بر توجه، حافظه، هیجان، قضاوت و رفتار انسان است. در این میدان، یک رخداد محدود میتواند با تکرار، برجستهسازی، حذف زمینه و تحریک عاطفی، به نشانهای از فروپاشی عمومی تبدیل شود. حاصل این فرایند، افزایش اضطراب، کاهش اعتماد، تعمیق شکافهای اجتماعی و تضعیف اراده جمعی است. در این زمینه تابآوری اجتماعی توانایی جامعه برای تحمل فشار، انطباق با شرایط متغیر، حفظ کارکردهای حیاتی و بازیابی ظرفیتهای خود پس از بحران است. این مفهوم با انفعال، تحمل بیحد یا عادیسازی کاستیها تفاوت دارد. جامعه تابآوری، مسئله را میبیند، درباره آن گفتوگو میکند، مسئولیتها را تشخیص میدهد و همزمان اجازه نمیدهد فشار روانی، قدرت داوری و همکاری جمعی را از میان ببرد. بصیرت نیز در این چارچوب، نوعی مهارت شناختی و اخلاقی برای تشخیص واقعیت از بازنمایی، تفکیک خبر از تفسیر، شناخت انگیزه بازیگران و انتخاب کنش متناسب است. آموزههای نهجالبلاغه ظرفیت مهمی برای پیوند این دو مفهوم فراهم میآورد؛ زیرا در آن، صبر، عقل، امید، شناخت فتنه، مسئولیت حاکمان و مراقبت از اعتماد عمومی در یک منظومه منسجم قرارگرفتهاند.
بررسی
امام علی (ع) در نامه سیویکم، هنگام توصیه به امام حسن (ع)، میفرماید: «وَاطْرَحْ عَنْکَ وَارِدَاتِ الْهُمُومِ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَحُسْنِ الْیَقِینِ»؛ هجوم اندوهها را با استواری صبر و نیکویی یقین از خود دور ساز.
این عبارت، الگوی دقیقی از تنظیم شناختی و هیجانی ارائه میدهد. صبر در این نگاه الهی، توانایی حفظ جهت در شرایط فشار است. یقین نیز به معنای اطمینان بیپایه نیست؛ بر اعتماد آگاهانه به اصول، تجربه، حقیقتجویی و امکان عبور از بحران استوار است. در این زمینه پژوهشهای روانشناختی نشان میدهند افرادی که میتوانند هیجان خود را تنظیم کنند، معنایی قابلفهم برای رنج بیابند و احساس عاملیت را حفظ کنند، در برابر اضطراب، شایعه و تصمیمگیری تکانهای مقاومترند.
جنگ شناختی از هیجانهای شدید برای کاهش کیفیت داوری بهره میگیرد. ترس، خشم و تحقیر، دامنه توجه را محدود میکنند و ذهن را به واکنش سریع سوق میدهند. در چنین شرایطی، محتوای کوتاه، تکاندهنده و تکرارشونده از تحلیل مستند اثرگذارتر میشود. الگوی «باران دروغ» بر حجم زیاد پیام، سرعت انتشار، تکرار مداوم و بیاعتنایی به سازگاری درونی تکیه دارد. اکنون هدف، پذیرش کامل یک روایت واحد نیست؛ بهواقع ایجاد خستگی شناختی، سردرگمی و این احساس است که دستیابی به حقیقت امکانپذیر نیست. متعاقباً جامعه خسته، قدرت بررسی منبع را از دست میدهد و میان مشاهده، شایعه، تفسیر و عملیات اقناعی تفاوت کمتری میگذارد.
همچنین، نهجالبلاغه سازوکار فتنه را با دقتی قابلتوجه توصیف میکند. در خطبه پنجاهم آمده است: «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ، وَأَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ»؛ آغاز فتنهها از خواستههایی است که پیروی میشوند و داوریهایی که ساخته میگردند. ادامه خطبه به آمیختگی حق و باطل اشاره دارد؛ هر بخش از باطل، پوششی از حق میگیرد و قدرت فریبندگی پیدا میکند. این توصیف با منطق عملیات شناختی همخوان است. پیام دستکاریشده معمولاً از دروغ کامل تشکیل نمیشود؛ قطعهای واقعی را برمیگزیند، زمینه آن را حذف میکند، رابطهای ساختگی میان رویدادها میسازد و مخاطب را به نتیجهای از پیش طراحیشده میرساند.
بر این اساس، بصیرت را میتوان در قالب چهار توانایی عملیاتی تعریف کرد: تشخیص منبع، بازیابی زمینه، سنجش شواهد و ارزیابی پیامد کنش. مخاطب بصیر پیش از بازنشر یک محتوا میپرسد: تولیدکننده پیام چه کسی است؟ داده اولیه کجاست؟ چه بخشی از واقعیت حذفشده است؟ این پیام کدام هیجان را فعال میکند؟ انتشار آنچه تأثیری بر امنیت روانی، اعتماد عمومی و رفتار جمعی دارد؟ این پرسشها افراد را از مصرفکننده منفعل محتوا به ارزیاب فعال اطلاعات تبدیل میکند. در خطبه نودوسوم درباره فتنه آمده است: «إِنَّ الْفِتَنَ إِذَا أَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ، وَإِذَا أَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ»؛ فتنه هنگام روی آوردن، امور را مشتبه میسازد و پس از عبور، حقیقت آن آشکار میشود. این سخن اهمیت آمادگی پیشینی را نشان میدهد. آموزش سواد رسانهای پس از گسترش شایعه لازم است، ولی اثر اصلی زمانی حاصل میشود که جامعه پیش از بحران با شگردهای تحریف آشنا شده باشد.
رویکرد «پیشافشاسازی» یا واکسیناسیون شناختی، افراد را در معرض نمونههای ضعیف شده فنون فریب قرار میدهد تا توان شناسایی آنان افزایش یابد. آموزش تیترهای هیجانی، تصاویر خارج از زمینه، حسابهای جعلی، دو قطبیسازی، نسبتدهی ادعا به منابع مبهم و استفاده از آمار ناقص، نمونههایی از این آمادگی هستند.
تابآوری شناختی بدون اعتماد عمومی پایدار نمیماند. در نامه پنجاهوسوم، امام علی (ع) به مالک اشتر توصیه میکند که محبوبترین امور نزد حاکم باید اموری باشد که با حق سازگارتر، در عدالت فراگیرتر و در جلب رضایت عمومی جامعتر است. این اصل نشان میدهد مقابله با عملیات شناختی، وظیفه مردم یا رسانهها بهتنهایی نیست. مدیران باید باصداقت، پاسخگویی، عدالت رویهای و ارائه اطلاعات بهموقع، زیرساخت اعتماد را تقویت کنند. ابهام طولانی، تناقض در اطلاعرسانی و کوچکشمردن تجربه زیسته مردم، خلأ روایی ایجاد میکند و بازیگران مخرب این خلأ را با روایتهای احساسی پر میکنند.
حال، برای تقویت تابآوری مردم میتوان پنج اقدام مکمل را دنبال کرد: آموزش تنظیم هیجان و تصمیمگیری در شرایط فشار؛ ایجاد سامانههای سریع راستی آزمایی؛ گفتوگوی شفاف مدیران با جامعه؛ آموزش سناریو محور شگردهای جنگ شناختی؛ و گسترش شبکههای محلی حمایت اجتماعی. خانواده، مدرسه، مسجد، دانشگاه، رسانه و گروههای داوطلب میتوانند حلقههای مراقبت شناختی تشکیل دهند. در این حلقهها، شایعه بدون تحقیر افراد بررسی میشود، نگرانیها شنیده میشوند و پاسخها بر شواهد قابلسنجش استوار میگردند. چنین رویکردی، احساس تعلق و همبستگی جمعی را افزایش میدهد.
نتیجهگیری
تابآوری اجتماعی محصول توصیه اخلاقی، دعوت عمومی به تحمل، برآیند اعتماد، عدالت، سواد شناختی، تنظیم هیجان، ارتباطات شفاف و امکان مشارکت مؤثر مردم است. نهجالبلاغه با پیوند دادن صبر بهیقین، فتنه به آمیختگی حق و باطل و حکمرانی به عدالت و رضایت عمومی، چارچوبی پویا برای فهم این مسئله ارائه میدهد. در میدان جنگ شناختی، جامعهای پایدارتر است که درد واقعی را به رسمیت بشناسد، درباره مشکلات صادقانه گفتوگو کند، امکان اصلاح را زنده نگه دارد و اجازه ندهد هیجانهای هدایتشده جای داوری مستند را بگیرند.
بیتردید افزایش بصیرت تنها با انباشت اطلاعات تحقق نمییابد و بیشتر به تربیت شیوه دیدن، سنجیدن و کنشگری نیاز دارد. شهروند بصیر، پیام را درزمینه آن میبیند، منبع را ارزیابی میکند، هیجان خود را میشناسد و مسئولیت پیامدهای بازنشر را میپذیرد. ترکیب این مهارتها با عدالت نهادی و حمایت اجتماعی، مردم را از هدف عملیات ادراکی به بازیگران آگاه و مقاوم تبدیل میکند. در چنین جامعهای، بحران میتواند زمینه یادگیری، بازسازی اعتماد و تقویت همبستگی باشد و دشواریها بهجای فرسایش اراده جمعی، ظرفیت اصلاح و بلوغ اجتماعی را فعال سازند.
محمدحسین قربانی زواره










نظر شما