به گزارش خبرگزاری حوزه، در یافته های «مرکز جمکرانپژوهی» آمده است که در تاریخ معاصر مسجد مقدس جمکران، نامهای از سال ۱۳۴۵ شمسی، نشانهای درخور توجه از همین نوع نگاه است. مرحوم محمدتقی فلسفی، خطیب مشهور و اثرگذار آن روزگار، در نامهای به مرحوم آیتالله سیدشهابالدین مرعشی نجفی، به موضوعی اشاره میکند که از درخواست آن مرجع بزرگ حکایت دارد: طرح نیازهای عمرانی مسجد جمکران در سخنرانیها و تشویق مردم به کمک نقدی برای رشد و توسعه آن.
این سند در صفحه ۴۸۳ کتاب «نامه های ناموران» آمده است. کتابی که گزیده ای از نامه های رجال دینی و علمی به مرحوم حضرت آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی (ره) در آن جمع آوری و به ثبت رسیده است.
مرحوم فلسفی در پاسخ نامه آیت الله العظمی مرعشی نجفی (که از ایشان خواسته برای تعمیر مسجد جمکران وجوهی را از میان مومنان و مستمعین منبر خویش جمع آوری کند) نوشته است «...نامه گرامی راجع به تعمیر مسجد جمکران زیارت شد... و در بخش دیگری از نامه به لحاظ حفظ شأن مرجعیت و ناشناخته بودن مسجد مقدس جمکران در اقصی نقاط ایران، تدبیری را پیشنهاد کرده، وی تبلیغ چهره به چهره و فردی را مناسب می داند و می نویسد: « که در موارد حضوری که به اشخاص خیر برخورد نمایم تذکر می دهم، شاید به خواست خداوند نتیجه ای عاید گردد».
این سند در ظاهر، از کمکهای نقدی سخن میگوید، نه از وقف به معنای اصطلاحی و فقهی آن. بنابراین، نباید این اقدام را «وقف» نامید یا نتیجه گرفت که وجوه یادشده به صورت موقوفه ثبت شدهاند. اما از منظر فرهنگ وقف، این نامه بسیار مهم است؛ زیرا از یک شیوه خاص در حمایت از یک مکان مقدس پرده برمیدارد: مرجع، نیاز را تشخیص میدهد؛ خطیبِ صاحبنفوذ را به میدان میآورد؛ و از طریق اعتماد عمومی، امکان مشارکت مردم در آبادانی مسجد را فراهم میکند.
این همان نقطهای است که نامه را از یک مکاتبه عادی فراتر میبرد.
حضرت آیتالله مرعشی نجفی(ره) صرفاً به کمک شخصی یا توصیهای کلی بسنده نکرده بودند. آنچه از محتوای نامه برمیآید، استفاده آگاهانه از ظرفیت منبر و نفوذ اجتماعی مرحوم فلسفی برای رساندن پیام جمکران به بدنه گستردهتری از مردم است. این روش، در واقع نوعی ساماندادن به سرمایههای پراکنده مردمی بود؛ سرمایهای که میتوانست در قالب نذر، هدیه، کمک نقدی، وقف یا دیگر صورتهای انفاق دینی، به آبادانی مسجد بینجامد.
در اینجا، نقش مرجعیت فقط نقش یک ناظر یا تأییدکننده نیست. مرجعیت بهعنوان نهادی مورد اعتماد مردم، میتواند میان نیاز یک مکان مقدس و توان مشارکت مؤمنان پیوند برقرار کند. مسجد جمکران نیازمند توسعه بوده است؛ مردم نیز آمادگیِ مشارکت در امر مقدس را داشتهاند؛ اما این ظرفیت باید دیده، بیان و جهتدهی میشد. درخواست از خطیبی مانند مرحوم فلسفی، دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند.
مرحوم فلسفی در آن دوره، تنها یک واعظ شناختهشده نبود؛ منبر او رسانهای پرنفوذ در میان جامعه مذهبی بهشمار میآمد. انتخاب چنین شخصیتی برای سخنگفتن از نیازهای عمرانی جمکران، نشان میدهد که حضرت آیتالله مرعشی نجفی(ره) مسئله را در سطحی فراتر از یک موضوع محلی میدیدند. جمکران در این نگاه، مسجدی نبود که توسعهاش تنها بر دوش مردم اطراف آن باشد؛ بلکه مکانی بود که میبایست در شبکه وسیع ارادت شیعی و مشارکت دینی مردم جای گیرد.
ارزش این نامه برای تاریخ جمکران، از جهت زمانی نیز قابل توجه است. در روایتهای شناختهشده آغاز تحولات معاصر مسجد از سال ۱۳۴۷ شمسی و برخی فعالیتهای عمرانی پس از آن تعریف می شود. اما این نامه نشان میدهد که دستکم در سال ۱۳۴۵، اندیشه توسعه و تأمین پشتوانه مردمی برای عمران جمکران در سطح یکی از مراجع بزرگ قم مطرح بوده است.
این نکته به معنای نادیدهگرفتن نقش خادمان، بانیان و فعالان مردمی در مراحل بعدی نیست. واقعیت آن است که هیچ مسجد بزرگی با یک عامل رشد نمیکند. جمکران نیز حاصل پیوند ارادت زائران، همت خادمان، تلاش بانیان، هدایت عالمان و اعتماد عمومی بوده است. بااینحال، این نامه ما را متوجه سهمی میکند که کمتر به آن پرداخته شده است: نقش مرجعیت در تبدیلِ توسعه یک مکان مقدس به مطالبه و مشارکت عمومی.
این شیوه، برای امروز نیز قابل تأمل است. وقف و آبادانی اماکن دینی، فقط با اعلام نیاز مالی پیش نمیرود. مردم باید بدانند برای چه چیزی دعوت میشوند، آن مکان چه نقشی در حیات دینی آنان دارد، و کمکشان چگونه در خدمت یک امر ماندگار قرار میگیرد. مرجعیت و عالمان مورد اعتماد، در چنین فرایندی، فقط واسطه جذب منابع نیستند؛ آنان به مشارکت مردم معنا میدهند و آن را از یک پرداخت مالی به سهمگرفتن در حیات یک شعیره دینی تبدیل میکنند.
نامه سال ۱۳۴۵ مرحوم فلسفی، از این حیث، سندی کوچک با دلالتی بزرگ است. این نامه نشان میدهد که حضرت آیتالله مرعشی نجفی(ره) برای کمک به جمکران، راهی متفاوت برگزیده بودند: نه اتکا صرف به کمک فردی، نه واگذاری مسئله به روندهای پراکنده، بلکه فعالکردن زبان منبر و سرمایه اعتماد مردم برای آبادانی مسجد.
در هفته وقف، بازخوانی چنین تجربهای یادآور یک حقیقت روشن است: ماندگاری بناهای دینی، فقط به مصالح ساختمانی وابسته نیست؛ به آن شبکه از ایمان، اعتماد، دعوت و مشارکت بستگی دارد که یک مرجع دوراندیش میتواند آن را پدید آورد و در مسیر درست قرار دهد.
انتهای پیام










نظر شما