یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۶
رویای نیمه‌شب، تاریخ و مذهب را در خدمت یک داستان عاشقانه قرار می‌دهد

حوزه / یک کارشناس و منتقد سینما و تلویزیون با بررسی سریال «رویای نیمه‌شب» گفت: بسیاری از حوادث تاریخی، مناسبات مذهبی و درگیری‌های اجتماعی این مجموعه بیشتر بستری برای روایت عشق شخصیت‌های اصلی است و اثر از این منظر نمی‌تواند یک اثر تاریخی یا دینی عمیق تلقی شود.

خبرگزاری حوزه | جبار آذین، کارشناس و منتقد سینما و تلویزیون در گفت‌وگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه عشق یکی از مهم‌ترین مضامین انسانی و الهی است که همواره در آثار هنری و به‌ویژه سینما و تلویزیون مورد توجه قرار گرفته است، اظهار کرد: فیلم‌ها و سریال‌های عاشقانه اگر بر پایه عشق سالم، پاک، هدفمند و انسانی شکل بگیرند، می‌توانند به آثاری ماندگار و مورد استقبال مردم در ایران و جهان تبدیل شوند؛ چراکه هیچ انسان خردمند و سالمی با مقوله عشق مخالفت ندارد، بلکه آنچه مورد تأکید است، سلامت، پاکی و جهت‌گیری درست این احساس انسانی است.

وی افزود: در طول تاریخ سینما هرگاه فیلم‌های عاشقانه‌ای ساخته شده‌اند که مسیر درست دستیابی به عشق و کامیابی عشاق را به تصویر کشیده‌اند، با استقبال و تحسین مخاطبان مواجه شده‌اند. در سینمای ایران و تلویزیون نیز نمونه‌هایی از این آثار وجود داشته است، اما متأسفانه بخش قابل‌توجهی از تولیدات عاشقانه در سال‌های مختلف، به‌جای پرداختن به عشق انسانی و الهی، در مسیر نادرست و گاه مبتذل حرکت کرده‌اند.

این منتقد سینما ادامه داد: در بسیاری از این آثار، همان الگوی موسوم به «مثلث شوم» فیلم‌فارسی تکرار می‌شود؛ به این معنا که دو یا چند نفر برای رسیدن به فرد مورد علاقه خود دست به خیانت، دروغ، جنایت، خباثت و رفتارهای غیراخلاقی می‌زنند. در چنین شرایطی، به‌جای آنکه عشق به‌عنوان یک موهبت الهی و یک احساس انسانی سالم و سازنده به تصویر کشیده شود، تمامی ابزارها و امکانات هنری و سینمایی در خدمت بازنمایی یک رابطه ناسالم قرار می‌گیرد.

آذین تصریح کرد: وقتی در یک اثر هنری، عشق از اخلاق، معنویت و مسئولیت انسانی جدا شود، دیگر نمی‌توان انتظار داشت که آن اثر نقش فرهنگی و تربیتی مناسبی ایفا کند. هنر دینی و ارزشی قرار نیست صرفاً از واژه‌های مذهبی یا نشانه‌های دینی استفاده کند، بلکه باید در لایه‌های عمیق‌تر خود، اخلاق، کرامت انسانی، مسئولیت‌پذیری و رابطه انسان با خداوند را مورد توجه قرار دهد.

وی با اشاره به تولید آثار عاشقانه در سینما و تلویزیون ایران گفت: ما در کشورمان آثار عاشقانه متعددی داشته‌ایم، اما تعداد آثار عاشقانه سالم، هدفمند و برخوردار از نگاه انسانی و الهی بسیار اندک است و در مقابل، پرده‌های سینما و صفحه تلویزیون در مقاطع مختلف مملو از عاشقانه‌های کاذب بوده است. این وضعیت می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ گاهی سازندگان اساساً عشق انسانی و الهی را به‌درستی نمی‌شناسند، گاهی نگاه اقتصادی و سوداگرانه بر تولید اثر غلبه می‌کند و گاهی نیز سفارش‌ها و سیاست‌های تولید به سمتی می‌رود که نتیجه آن، آثاری است که به‌جای تقویت فرهنگ سالم و اخلاقی، مخاطب را از آن فاصله می‌دهد.

وی با اشاره به سریال «رویای نیمه‌شب» اظهار کرد: در سال‌های اخیر شاهد تولید و پخش مجموعه‌های مختلفی با مضمون عاشقانه بوده‌ایم. «رویای نیمه‌شب» نیز در این چارچوب قابل بررسی است. از منظر فیلمنامه، این اثر یک کار نسبتاً محکم و قابل‌تأمل محسوب می‌شود؛ چراکه تلاش شده است داستان‌پردازی مناسبی صورت بگیرد و با استفاده از یک مضمون مشخص، مناسبات تاریخی، شرایط اجتماعی و شخصیت‌های مختلف به تصویر کشیده شوند. در مرحله بعد نیز باید به کارگردانی، بازی بازیگران، طراحی صحنه و دکور، لباس، موسیقی و دیگر عوامل فنی اشاره کرد که در مجموع نشان می‌دهد سازندگان برای تولید این مجموعه تلاش کرده‌اند. بنابراین اگر بخواهیم یک امتیاز اساسی برای «رویای نیمه‌شب» قائل شویم، بخش مهمی از آن به فیلمنامه و سپس به اجرای تصویری اثر بازمی‌گردد.

این کارشناس رسانه ادامه داد: با این حال، مسئله اصلی اینجاست که مضمون محوری سریال، همان موضوع تکراری عشق و روابط عاشقانه است و بسیاری از اتفاقات تاریخی، اجتماعی و مذهبی نیز در خدمت پیشبرد همین خط داستانی قرار گرفته‌اند. مخاطب با درگیری‌ها و مخالفت‌های فراوان میان عاشقان و معشوقان مواجه می‌شود که در نهایت در بستر یک داستان عاشقانه مرکزی شکل می‌گیرد. تمام این رخدادها در بستری تاریخی و مذهبی روایت می‌شوند؛ بنابراین مخاطب ممکن است در جریان تماشای سریال، اطلاعاتی درباره شرایط تاریخی و اجتماعی دوران مغول به دست آورد، اما باید میان یک اثر تاریخی مستند و یک اثر داستانی که از تاریخ به‌عنوان بستر روایت استفاده می‌کند، تفاوت قائل شویم. «رویای نیمه‌شب» را نمی‌توان یک اثر تاریخی مستند یا شبه‌مستند دانست، بلکه اساساً یک اثر عاشقانه است که برای روایت داستان خود از عناصر تاریخی و مذهبی بهره گرفته است. اگر بخش عمده مسائل اجتماعی دوران مغول، مناسبات مذهبی، جنگ‌ها، درگیری‌ها، غارت‌ها و دیگر حوادث تاریخی را از این مجموعه کنار بگذاریم، آنچه باقی می‌ماند همان داستان عاشقانه شخصیت‌های اصلی است. در واقع بسیاری از این عناصر به‌عنوان فضا و ظرفی برای روایت عشق مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

آذین با اشاره به شخصیت‌های اصلی این سریال اظهار کرد: هدف نهایی روایت نیز این است که مخاطب شاهد رسیدن دو شخصیت عاشق به یکدیگر باشد. این اتفاق به‌خودی‌خود موضوع عجیب یا تازه‌ای نیست. در بسیاری از داستان‌های عاشقانه، عشاق پس از پشت‌سر گذاشتن موانع و مشکلات در نهایت به یکدیگر می‌رسند؛ بنابراین صرف رسیدن دو شخصیت به یکدیگر نمی‌تواند ارزش هنری یا محتوایی ویژه‌ای برای یک اثر ایجاد کند. حتی در بخش‌هایی از سریال تلاش شده است برای شخصیت اصلی، ویژگی‌هایی شبیه برخی شخصیت‌های مقدس و پاک در فرهنگ دینی ایجاد شود. به‌عنوان نمونه، در قسمت‌های ابتدایی شباهت‌هایی میان شخصیت فتاح و حضرت یوسف(ع) ایجاد شده بود که از نظر من چندان موفق و قابل‌قبول نیست؛ چراکه استفاده مستقیم یا غیرمستقیم از چنین الگوهایی برای توجیه یک داستان عاشقانه می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. اگر قرار است شخصیت یک جوان به‌عنوان انسانی پاک، صادق و صالح معرفی شود، این ویژگی‌ها باید در رفتار، انتخاب‌ها و کنش‌های او به‌صورت طبیعی و هنرمندانه نشان داده شود، نه اینکه صرفاً از طریق ایجاد شباهت با شخصیت‌های مقدس، رابطه عاشقانه او توجیه شود.

وی با اشاره به نحوه نمایش ارتباط میان شخصیت‌های زن و مرد در سریال گفت: یکی دیگر از مسائل قابل‌تأمل، نوع ارتباط شخصیت‌های عاشق با یکدیگر است. در فرهنگ دینی ما، موضوع ارتباط میان محرم و نامحرم، حدود روابط و رعایت حریم‌های اخلاقی مورد تأکید قرار گرفته است. بنابراین هنگامی که اثری با استفاده گسترده از مضامین مذهبی و تاریخی ساخته می‌شود، انتظار می‌رود در بازنمایی روابط انسانی نیز به این ملاحظات توجه بیشتری داشته باشد. در طول سریال، بارها شاهد دیدار، گفت‌وگو و مواجهه مستقیم شخصیت‌های زن و مرد هستیم و حتی در برخی موارد این دیدارها به شکل قرارهای متعدد و ارتباطات مکرر نمایش داده می‌شود. این مسئله در کنار ادعای برخورداری اثر از فضای مذهبی و دینی، پرسش‌هایی را درباره میزان هماهنگی میان محتوای دینی اثر و شکل بازنمایی روابط شخصیت‌ها ایجاد می‌کند. این نکته زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم «رویای نیمه‌شب» در ابتدا برای نمایش در شبکه نمایش خانگی تولید شده بود و پس از آنکه تهیه‌کننده نتوانست با پلتفرم موردنظر به نتیجه برسد، سریال برای پخش از تلویزیون ارائه شد. به همین دلیل نیز بخشی از تفاوت‌های آن با الگوهای مرسوم تولیدات تلویزیونی قابل بررسی است.

این کارشناس سینما گفت: البته زمانی در تلویزیون ایران حتی درباره نحوه تصویربرداری از چهره بازیگران زن محدودیت‌ها و حساسیت‌های فراوانی وجود داشت. بنابراین طبیعی است که وقتی اثری با مضامین مذهبی به شکل گسترده روابط رودرروی زن و مرد را به تصویر می‌کشد، این مسئله مورد پرسش قرار گیرد که چارچوب دینی اثر دقیقاً بر چه مبنایی تعریف شده است. مسئله من مخالفت با روایت عشق یا نمایش روابط انسانی نیست. عشق سالم و پاک می‌تواند یکی از ارزشمندترین موضوعات برای سینما و تلویزیون باشد، اما پرسش این است که این عشق چگونه و با چه هدفی روایت می‌شود. اگر عشق صرفاً به معنای رسیدن یک زن و مرد به یکدیگر پس از مجموعه‌ای از حوادث و موانع باشد، این روایت چه تفاوتی با ده‌ها و صدها داستان عاشقانه دیگر دارد؟

آذین بیان کرد: وقتی برای ساخت یک مجموعه تلویزیونی هزینه‌های بسیار زیادی صرف می‌شود و عوامل متعدد هنری و فنی درگیر تولید آن می‌شوند، انتظار می‌رود نتیجه نهایی علاوه بر سرگرمی، حرفی جدی برای مخاطب داشته باشد. به‌خصوص در آثاری که با استفاده از تاریخ و مفاهیم مذهبی ساخته می‌شوند، مسئولیت فرهنگی سازندگان نیز سنگین‌تر است. اگر قرار باشد تصویری سالم و صادقانه از عشق ارائه کنیم، نمی‌توان عشق انسانی را به‌طور کامل از عشق الهی جدا کرد. در فرهنگ دینی، عشق انسانی زمانی می‌تواند به تعالی برسد که در مسیر درست اخلاقی و معنوی قرار گیرد. نمونه‌هایی از این نگاه را می‌توان در برخی آثار دینی و تاریخی مشاهده کرد؛ جایی که عشق انسانی در نهایت می‌تواند پلی برای رسیدن به معرفت و عشق الهی باشد.

وی افزود: برای نمونه، در روایت‌هایی مانند داستان حضرت یوسف(ع)، می‌توان مشاهده کرد که چگونه یک احساس انسانی در مسیر تحول معنوی قرار می‌گیرد و در نهایت مسئله اصلی، صرفاً دستیابی یک انسان به دیگری نیست، بلکه حرکت انسان از خواهش‌های نفسانی به سمت تعالی، ایمان و خداوند است. چنین نگاهی می‌تواند به یک اثر عاشقانه عمق و ماندگاری بیشتری بدهد. «رویای نیمه‌شب» از نظر ساختار فیلمنامه، طراحی و برخی عناصر فنی قابل‌تأمل است، اما از منظر مضمون و محتوای دینی، نمی‌توان آن را فراتر از یک سریال عاشقانه متعارف دانست. در این اثر، تاریخ و مذهب بیشتر به‌عنوان پوششی برای روایت یک داستان عاشقانه مورد استفاده قرار گرفته‌اند و در نهایت آنچه برای مخاطب باقی می‌ماند، داستان رسیدن یا نرسیدن دو عاشق به یکدیگر است.

این کارشناس رسانه در انتها بیان کرد: به اعتقاد من، اگر قرار است سینما و تلویزیون ما از ظرفیت عظیم فرهنگ دینی و ایرانی استفاده کنند، باید فراتر از استفاده ظاهری از نشانه‌ها و مناسبات مذهبی حرکت کنند. هنر دینی زمانی معنا پیدا می‌کند که روح دین، یعنی اخلاق، معنویت، کرامت انسانی، مسئولیت‌پذیری، پاکی و حرکت انسان به سوی کمال در متن اثر جاری باشد. در غیر این صورت، استفاده از تاریخ و مذهب تنها به منزله زرورقی برای یک داستان عاشقانه معمولی خواهد بود و نمی‌تواند نیاز مخاطب فرهیخته و آگاه امروز را پاسخ دهد.

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha