به گزارش خبرگزاری حوزه، ایثار تنها محدود به میدانهای جنگ و مواجهه با دشمن نیست؛ بلکه در خانهها نیز جاری است. روایتِ همسر شهید کمیل صفریتبار، از ایثارِ بیصدای او در برابر گرمای تابستان، بسیار آموزنده است. این رفتار، بازتابی از اخلاقِ اسلامی در روابط خانوادگی است.
تابستون بود و هوا گرم. من هم چون کارهای خونه رو کرده بودم، بیشتر گرمم شده بود. پنکه دستی رو روشنکردم و گرفتم سمت خودم و از خستگی خوابم برد. یه لحظه چشام رو نیمهباز کردم و فهمیدم برق رفتـه، بادِ پنکه بهم نمیخوره؛ اما همون لحظه بلافاصله حس کردم خنک شدم. نگاه کردم و دیدم کمیل یه ملحفه رو داره بالای سرم میچرخونه... باز خوابم بُرد و حدود یک ساعت بعد دوباره بیدار شدم ، دیدم کمیل خیس عرق شده و هنوز داره منو باد میزنه. گفتم: کمیل تو هنوز داری منو باد میزنی؟! خسته شدی، بسه... گفت: اومدم دیدم همهجا رو جمع و جور کردی و خوابت برده و برق هم رفته. چون میدونستم به گرما حساسی و خستهای، دلم نیومد بیدار بشی...
خاطرهای از زندگی پاسدار شهید کمیل «مصطفی» صفریتبار
منبع: کتاب عهد کمیل، صفحات ۱۱۲ و ۱۱۳










نظر شما