به گزارش خبرگزاری حوزه، بعد از تماشای فیلم"اسکورت" همراه با اعضای خانه مطبوعات قم در سینما بازار شهر، مُدام این تیتر ذهنم را قلقلک میداد؛ "زنده باد شوتی!"
بعد از نمایش موفقیتآمیز در چهل و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر، چند روزی است که اکران این اثر به کارگردانی "یوسف حاتمیکیا" در سینماهای سراسر کشور آغاز شده است.
پیش از هر چیز ذکر این نکته لازم است که این فیلم به لحاظ فرمی و بصری به عنوان یک تریلر جادهای نمره قابل قبولی میگیرد که خود این مساله فارغ از بحث محتوا که درباره اش بیشتر خواهیم نوشت، نشان می دهد، فرزند کارگردان به نام سینمای ایران- به سبک و سیاق پدر- زبان سینما را به خوبی می داند و با تکنیکهای فنی بهرهگیری از این زبان آگاه است، کما این که در دومین فیلم بلندش، این مدعا را به مخاطبان عام و ایضاً منتقدان سختگیر سینما، ثابت میکند.
فیلم اسکورت یک اکشن ماجراجویانه و جادهای با محوریت داستانی است که یک سرباز و یک راننده شوتی در محور قصه قرار داده و داستان از منظر آنها روایت میشود؛ اینکه یک سرباز به نام اصلان با بازی خوب امیرجدیدی برای تهیه داروی سرطان دوستش، اسکورتِ یک شوتی با رانندگی زنی با ایفای نقش هدی زینالعابدین میشود تا این گونه بار قاچاقی را از مقصد یعنی یکی از شهرهای استان بوشهر به مقصد شیراز و سپس تهران برساند.
هر چند که حاتمیکیای جوان در مقام کارگردان برای خلق صحنههای مهیج جادهای و نیز بازی گرفتن از هنرپیشگان اصلی خود تا حدود زیادی موفق است اما در بخش مربوط به فیلمنامه با توجه به آن که نویسندهاش هم خود اوست، این توفیق با او همراه نیست، کما این که فیلم از منظر شخصیتپردازی، با نقصان روبروست، ضمن آن که فراتر از همه اینها و با عنایت به این که میدانیم در زیرلایههای فیلم، پرداختن به دردهای اجتماعی از جمله فقر و بیکاری مدنظر است، اما با این حال کلیتِ اثر گویا در مقام تطهیر رانندگان شوتی و از آن سو به نوعی محکومیت پلیس در برخورد با قانونشکنی آنهاست!
در بخش مربوط به بازیگری به جز دو بازیگر اصلی که اشاره شد، افشین هاشمی نمره قابل قبولی دریافت میکند اما رضا کیانیان در مقام فرمانده پلیس منطقه، آن چیزی نیست که از این هنرمند توانا و مطرح سراغ داریم، به خصوص این که در ادای درست لهجه بوشهری نیز ناکام است.
بهزعم برخی از منتقدان، "اسکورت" میکوشد تا ابعادی از واقعیتی اجتماعی را بازتاب دهد که سینمای ایران کمتر به سراغ آن رفته است. البته سازندگان فیلم با نزدیک شدن به سوژهی پرالتهاب شوتیها، شروعی هیجانانگیز و پرتنش دارند و انصافاً شروع فیلم، بسیار جذاب از کار درآمده، ضمن آن که نماهای بالا از جاده های بوشهر و خطه جنوب و نیز اکشن کار برای مخاطب عام، جالبتوجه و خیرهکننده بوده است.
هر چقدر که طراحی صحنههای جادهای، قابل قبول و جذاب بوده اما همان طور که اشاره شد در شخصیتپردازی قصه زن اصلی فیلم در کنار برخی شخصیت های فرعی – افراد داخل روستا و شوتی هایی که به تعقیب و گریز قهرمان فیلم می پردازند- کار خوب از آب درنیامده است. نه این که فیلم فاقد قصه باشد اما واقعیت امر آن است که در نوع روایت خود نمیتواند چندان باورپذیر باشد هر چند که جانب شوتی ها را گرفتن از سوی تیم سازنده فیلم آن هم به بهانه فقر و مشکلات اقتصادی و گریزهای معیشتی و درمان بیمار سرطانی، باعث شده که مخاطب با رانندگان شوتی به نوعی همزادپنداری کند.
یکی از نقاط قوت این اثر، فیلمبرداری درجهیک آن است. با اینکه فیلم به لحاظ جادهای بودنش مجبور بوده از دوربینهای متفاوتی همچون کوادکوپتر و یا روی سینهموبیل بهره ببرد و یا حتی از هوش مصنوعی استفاده کند، اما جنس تصاویر یکدست و توأم با ریتم خوب است که خود این ریتم و تعلیق خوب امروز به کیمیایی در سینمای ایران تبدیل شده است و از این حیث باید به سازندگان اسکورت دستمریزاد گفت.
تدوین فیلم نیز نشان از تلاش حرفه ای عوامل مربوطه است و این که کارگردان به لحاظ بصری به درک درستی از این گونه فیلمسازی دست یافته است. یکی از ایرادات مربوط به بخش فیلمنامه این است که به عنوان مثال فداکاری انتهایی فرمانده سابق اصلان در نیروی انتظامی آن چنان باورپذیر نیست، هر چند که شاید کارگردان در مقام این برآمده که بگوید حتی مأموران قانون نیز در مواجهه با شوتیها به عنوان یک تخلف جادهای در قاچاق کالا، در گیر و دار بین انجام وظیفه یا مقوله اخلاق و وجدان هستند و از این رو سکانس پایانی فیلم با آن کلاهی که از اصلان تیرخورده در کف آسفالت به جا می ماند، خودش نشانه ای از بلاتکلیفی "اسکورت" است تا یک خاتمه معنادار!
نکته واپسین این نوشتار هم با یک آرزو همراه است؛ این که کارگردانان جوان و خوشآتیه ای از جنس یوسف حاتمیکیا در برقراری تناسب منطقی میان فرم و محتوا، مراقب باشند که به سوی یک طرف، قضیه غش نکرده بلکه محتوایی(قصهای) را بر بستر فرم متناسب با ژانر به عرضه کنند که هم باورپذیر باشد، هم جذاب و حرفهای.
سید محمدمهدی موسوی










نظر شما