جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۹
تحلیل بیانیه گام دوم انقلاب از منظر سلوک انقلابی / منشوری که انتقال تجربه انقلاب به آینده است

آیت‌الله کعبی با بررسی بیانیه گام دوم انقلاب از منظر سلوک انقلابی، «خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی» را سه حلقه به‌هم‌پیوسته تحول دانست و تأکید کرد که گام دوم، مرحله انتقال تجربه تاریخی انقلاب به نسل آینده و تبدیل تجربه به دانش، دانش به راهبرد و راهبرد به حرکت تمدنی است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، آیت‌الله عباس کعبی نایب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو مجلس خبرگان رهبری در تحلیلی با عنوان «گام دوم، انتقال از تجربه به آینده» آورده است:

گام دوم، انتقال از تجربه به آینده

تحلیل بیانیه گام دوم از منظر سلوک انقلابی

بیانیه گام دوم انقلاب را می‌توان یکی از مهم‌ترین متون راهبردی در فهم سلوک انقلابی و آینده انقلاب اسلامی دانست. این بیانیه صرفاً گزارشی از گذشته یا فهرستی از دستاوردهای چهار دهه نخست انقلاب نیست؛ بلکه تلاشی برای انتقال تجربه تاریخی انقلاب به نسل آینده و تبدیل تجربه به دانش، دانش به راهبرد و راهبرد به حرکت تمدنی است.

از این دید، گام دوم را باید مرحله‌ای دانست که در آن، مسئله اصلی از «حفظ دستاوردهای گذشته» به ساختن آینده منتقل می‌شود.

در متن بیانیه، مرحله دوم انقلاب با سه مفهوم بنیادین خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی ترسیم شده است. این سه مفهوم، در نگاه سلوک انقلابی امام شهید طاب ثراه، سه مرحله منفصل نیستند؛ بلکه حلقه‌های یک زنجیره تحول‌اند:

خودسازی انسان انقلابی ← جامعه‌پردازی اسلامی ← تمدن نوین اسلامی

بنابراین، تمدن‌سازی بدون انسان‌سازی و جامعه‌پردازی امکان تحقق پایدار ندارد و جامعه‌پردازی نیز بدون تحول در انسان و تربیت نسل جدید، به اصلاحات سطحی و نهادی محدود خواهد شد.

۱. گام دوم؛ انتقال از تجربه به آینده

انقلاب اسلامی طی دهه‌های نخست، تجربه‌ای گسترده از مبارزه، مقاومت، استقلال، دولت‌سازی، دفاع، پیشرفت علمی، مواجهه با تحریم و فشار دشمنان، جنگ و تجاوز و مدیریت بحران‌ها به دست آورده است. اما تجربه زمانی ارزش راهبردی پیدا می‌کند که به دانش قابل انتقال تبدیل شود.

از این منظر، گام دوم را می‌توان نقطه عزیمت از:

تجربه ← تحلیل ← دانش ← راهبرد ← اقدام ← تمدن‌سازی دانست.

این نگاه، یک مسئولیت مهم را متوجه نسل جدید می‌کند: آنان نباید صرفاً مدیران کشور باشند؛ بلکه باید تجربه انقلاب را فهم، نقد، تکمیل و به مرحله جدیدی از تحول ارتقا دهند.

پس گام دوم، پایان گام اول نیست؛ بلکه آغاز مرحله‌ای جدید بر پایه انباشت تجربه تاریخی انقلاب است.

۲. خودسازی؛ نقطه آغاز سلوک انقلابی

سلوک انقلابی پیش از آنکه یک روش حکمرانی باشد، یک روش تربیت انسان است. انسانی که قرار است جامعه را اصلاح کند، باید خود نیز از عناصر اخلاقی و فکری لازم برای تحول برخوردار باشد؛ از جمله:

ایمان، اخلاص، بصیرت، عقلانیت، شجاعت، مسئولیت‌پذیری، عدالت‌خواهی، امید، مجاهدت و خودکنترلی.

از این رو، خودسازی را نباید مسئله‌ای فردی و منزوی تلقی کرد. خودسازی در منطق گام دوم، مقدمه‌ای برای مسئولیت اجتماعی و تمدنی است.

انسان خودساخته، سپس به جامعه می‌پردازد و جامعه متحول‌شده، زمینه‌ساز تمدن می‌شود.

۳. جوان؛ حامل اصلی سلوک انقلابی

یکی از برجسته‌ترین پیام‌های گام دوم، سپردن بار اصلی آینده انقلاب به جوانان است. این نگاه، جوان را صرفاً «مخاطب» انقلاب نمی‌داند؛ بلکه او را فاعل تحول می‌بیند.

جوان در این منظومه، مدیر آینده، تولیدکننده دانش، نوآور، کارآفرین، سازنده جامعه، اصلاح‌گر ساختارها و حامل تمدن آینده است.

این تلقی، یک تغییر مهم در نگاه حکمرانی ایجاد می‌کند. جوان نباید فقط دریافت‌کننده سیاست‌ها و برنامه‌های دولت باشد؛ بلکه باید در مسئله‌شناسی، سیاست‌گذاری، تولید دانش، تصمیم‌سازی، مدیریت و ارزیابی حکمرانی حضور داشته باشد.

بنابراین، اگر قرار است گام دوم تحقق پیدا کند، باید از «جوان‌گرایی شعاری» عبور کرد و به جوان‌سپاری مسئولیت، میدان دادن به استعدادها و تربیت نظام‌مند نسل جدید مدیران و اندیشه‌ورزان رسید.

۴. علم؛ موتور پیشرفت و قدرت‌سازی

در منطق سلوک انقلابی، علم هدف نهایی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین ابزارهای حل مسائل جامعه و تولید قدرت ملی است.

بنابراین، علم نباید صرفاً به تولید مقاله یا افزایش شاخص‌های کمی پژوهش محدود شود. علم مطلوب گام دوم باید مسئله‌گشا، قدرت‌ساز، ثروت‌آفرین، عدالت‌گستر و تمدن‌ساز باشد.

علم هنگامی به قدرت ملی تبدیل می‌شود که بتواند مشکلات واقعی کشور را حل کند؛ بهره‌وری را افزایش دهد؛ فناوری تولید کند؛ ثروت ملی بیافریند؛ وابستگی را کاهش دهد و امکان تحقق عدالت را افزایش دهد.

از این دید، ارتباط دانشگاه، حوزه، صنعت، اقتصاد، حکمرانی و جامعه باید از یک رابطه مقطعی به یک نظام دائمی تبدیل شود.

۵. عدالت و مبارزه با فساد؛ از شعار به ساختار

یکی از مهم‌ترین مسائل گام دوم، عدالت است. اما عدالت اگر صرفاً در سطح توصیه اخلاقی باقی بماند، نمی‌تواند مسائل پیچیده جامعه امروز را حل کند.

سلوک انقلابی اقتضا می‌کند که عدالت در ساختار، فرآیند، قانون، بودجه، تصمیم‌گیری، توزیع فرصت، دسترسی به منابع و نظام نظارت نهادینه شود.

از همین جا یک پرسش بنیادی مطرح می‌شود: آیا ساختارهای حکمرانی خود تولیدکننده عدالت‌اند یا گاهی بازتولیدکننده تبعیض و نابرابری؟

این پرسش، عدالت را از سطح «مبارزه با معلول‌ها» به سطح اصلاح فرآیندهای تولیدکننده مسئله منتقل می‌کند.

اگر یک فرآیند قانونی، اداری یا اقتصادی به صورت مستمر رانت، تبعیض یا فساد تولید می‌کند، صرفاً برخورد با افراد متخلف کافی نیست؛ بلکه باید فرآیند و ساختار مولد فساد اصلاح شود.

از این دید، بیانیه گام دوم می‌تواند مبنایی مهم برای پیوند میان عدالت و نظام فرآیند تحول حکمرانی و چرخه قانون باشد.

۶. اقتصاد؛ از مصرف‌گرایی به تولید ثروت ملی

در سلوک انقلابی، اقتصاد مطلوب صرفاً اقتصادی با رشد عددی نیست؛ بلکه اقتصادی است که بتواند استقلال، عدالت، رفاه عمومی، قدرت ملی و آینده‌نگری بین‌نسلی را تأمین کند.

از این دید، مسیر اقتصادی گام دوم را می‌توان چنین ترسیم کرد:

تولید ← بهره‌وری ← دانش‌بنیانی ← ارزش‌آفرینی ← عدالت ← تاب‌آوری ← افزایش ثروت ملی

در این نگاه، مسئله فقط افزایش درآمد دولت نیست؛ بلکه مسئله اصلی، افزایش ظرفیت و ثروت واقعی کشور و توزیع عادلانه فرصت بهره‌مندی از آن است.

اینجاست که مفهوم «ثروت ملی» اهمیت پیدا می‌کند. منابع طبیعی، انرژی، معادن، زمین، آب، سرمایه انسانی، دانش، زیرساخت‌ها و ظرفیت‌های سرزمینی، صرفاً دارایی‌های قابل مصرف نیستند؛ بلکه امانت‌های ملی و بین‌نسلی هستند.

از این دید، گام دوم می‌تواند نقطه اتصال میان سلوک انقلابی و نظریه حکمرانی مردمی در ثروت ملی باشد.

۷. حکمرانی ثروت ملی؛ از مالکیت دولت به امانت‌داری عمومی

اگر ثروت‌های ملی متعلق به ملت و نسل‌های آینده‌اند، دولت نباید خود را مالک مطلق آنها تلقی کند؛ بلکه باید امین و کارگزار منافع عمومی باشد.

این نگاه، پرسش‌های جدیدی را پیش روی حکمرانی قرار می‌دهد:

ثروت ملی چگونه شناسایی و حسابداری می‌شود؟

چه نهادی بر حفظ آن نظارت می‌کند؟

نسل‌های آینده چه سهمی از آن دارند؟

مردم چگونه در تصمیم‌گیری و نظارت بر ثروت‌های عمومی مشارکت می‌کنند؟

چه سازوکاری مانع تبدیل منابع عمومی به رانت خصوصی می‌شود؟

درآمد حاصل از منابع طبیعی چگونه به سرمایه پایدار برای نسل‌های آینده تبدیل می‌شود؟

از این دید، حکمرانی مردمی در ثروت ملی می‌تواند یکی از تبلورهای عملی گام دوم در حوزه اقتصاد باشد؛ یعنی انتقال از نگاه کوتاه‌مدت درآمدمحور به نگاه ثروت‌محور، امانت‌محور، مردم‌پایه و بین‌نسلی.

۸. نسبت گام دوم با نظام فرآیند تحول حکمرانی

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های تحلیلی بیانیه گام دوم آن است که می‌توان آن را از سطح توصیه‌های کلان به سطح طراحی فرآیندهای حکمرانی منتقل کرد.

اگر هدف، عدالت، پیشرفت، علم، استقلال، مبارزه با فساد، مشارکت مردم و تمدن‌سازی است، باید پرسید:

فرآیند تولید تصمیم و قانون در کشور چگونه باید طراحی شود تا این اهداف را محقق کند؟

این پرسش ما را از «اهداف خوب» به «فرآیندهای خوب» می‌رساند.

در نتیجه، تحقق گام دوم نیازمند تحول در چرخه‌ای است که از:

مسئله‌شناسی ← تولید دانش ← سیاست‌گذاری ← تقنین ← اجرا ← نظارت ← ارزیابی ← یادگیری و اصلاح

تشکیل می‌شود.

بنابراین، یکی از اقتضائات گام دوم، حرکت از حکمرانی واکنشی و روزمره به سوی حکمرانی فرآیندی، مسئله‌محور، دانش‌بنیان، نتیجه‌گرا و یادگیرنده است.

۹. تمدن‌سازی؛ افق نهایی گام دوم

در نهایت، همه این عناصر باید در افق تمدن‌سازی به یکدیگر متصل شوند.

تمدن‌سازی اسلامی صرفاً ساختن ساختمان، افزایش تولید یا توسعه فناوری نیست؛ بلکه ایجاد یک الگوی جامع حیات طیبه انسانی است که در آن علم، اخلاق، عدالت، معنویت، اقتصاد، سیاست، فرهنگ، خانواده، تربیت و حکمرانی در یک منظومه هماهنگ قرار می‌گیرند.

از این رو، زنجیره گام دوم را می‌توان چنین صورت‌بندی کرد:

انسان‌سازی ← جامعه‌پردازی ← نظام حکمرانی کارآمد ← دولت‌سازی ← تولید قدرت و ثروت ملی ← عدالت ← تمدن‌سازی

این زنجیره نشان می‌دهد که گام دوم یک پروژه صرفاً سیاسی نیست؛ بلکه پروژه‌ای انسانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، حکمرانی و تمدنی است.

از دید سلوک انقلابی امام شهید طاب ثراه، بیانیه گام دوم را می‌توان منشور انتقال تجربه انقلاب به آینده دانست.

پیام بنیادین آن این است که نسل جدید نباید تنها حافظ دستاوردهای گذشته باشد؛ بلکه باید صاحب مسئله، صاحب اندیشه، صاحب مسئولیت و صاحب آینده باشد.

در این نگاه، سه محور خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی به ستون‌های اصلی گام دوم تبدیل می‌شوند و جوان، علم، عدالت، اقتصاد و حکمرانی، ابزارهای تحقق این مسیر هستند.

بنابراین، گام دوم را می‌توان چنین خلاصه کرد:

از تجربه به دانش؛

از دانش به راهبرد؛

از راهبرد به حکمرانی؛

از حکمرانی به جامعه‌پردازی؛

و از جامعه‌پردازی به تمدن‌سازی.

و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که سلوک انقلابی از یک تجربه تاریخی به یک نظریه قابل انتقال برای آینده تبدیل می‌شود.

عباس کعبی
۱۴۰۵/۶/۲۰

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha