حوزه / باز هم یک عصر پنجشنبه دیگر؛ این بار کنار بانو، در شبستان حضرت زهرا سلاماللهعلیها. صدای تلاوت قرآن در فضای شبستان پیچیده بود و دلها را آرام میکرد. شروعی زیبا برای دورهمیای پر از نور.

چشمها خیره به ضریح و دلها پر از حرفهای نگفته. سلامی مادرانه، سلامی از عمق جان. در این گوشهی بهشت، همهی دلتنگیها پر میکشد.

رسیدیم به حرفهایی از جنس آگاهی و خودسازی. پای صحبتهای دلنشین خانم محمدی بودیم؛ نکتههایی که همچون چراغ راه، مسیر زندگی را روشن میکند.

بچههای محله امام حسن جانمان، یک مسابقه هیجانی گروهی را تجربه کردند. رقابتی تنگاتنگ و کلکلهای شیرین دخترانه، با صدای خندههایی که شبستان را پر کرده بود.



دفتر امروز نیز با دنیایی از حس خوب و حالی ناب بسته شد. دستها رو به آسمان، چشمها بارانی؛ با هم یکی شدیم و یکصدا برای فرج مولایمان زمزمه کردیم: «إِلهِی عَظُمَ الْبَلاءُ…»

پابان










نظر شما