خبرگزاری حوزه | جواد مزدآبادی کارگردان سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرگزاری حوزه با تاکید بر اینکه مقاومت مفهومی محدود به میدان جنگ و رویارویی نظامی نیست، بیان کرد: مقاومت را باید بهعنوان بخشی از هویت، فرهنگ و تجربه تاریخی جامعه مورد توجه قرار داد. وقتی از مقاومت صحبت میکنیم، تنها نباید به تصویر کردن یک واقعه یا بازسازی یک مقطع تاریخی فکر کنیم، بلکه باید ابعاد مختلف این مفهوم را در زندگی انسانها جستوجو کنیم. مقاومت میتواند در برابر ظلم، تجاوز، بیعدالتی، تحقیر و حتی شرایط سخت اجتماعی معنا پیدا کند. بنابراین آثار نمایشی زمانی میتوانند در این حوزه اثرگذار باشند که به جای نگاه سطحی و شعاری، انسان و انتخابهای او را در موقعیتهای دشوار به تصویر بکشند. سینما و تلویزیون این ظرفیت را دارند که مفهوم مقاومت را از یک شعار به تجربهای ملموس برای مخاطب تبدیل کنند.
وی با بیان اینکه یکی از مهمترین وظایف آثار نمایشی، روایت تجربههای انسانی مرتبط با مقاومت است، اظهار کرد: مخاطب امروز بیش از هر چیز با شخصیت و قصه ارتباط برقرار میکند. اگر بخواهیم مفاهیم ارزشی را صرفاً در قالب دیالوگهای مستقیم به مخاطب منتقل کنیم، احتمال دارد اثر نمایشی از جذابیت فاصله بگیرد. مقاومت باید در رفتار شخصیتها، تصمیمهای آنها، روابط خانوادگی و اجتماعی و موقعیتهایی که در آن قرار میگیرند دیده شود. یک شخصیت زمانی میتواند مفهوم مقاومت را منتقل کند که مخاطب دشواری مسیر او را لمس کند و بفهمد برای رسیدن به یک هدف چه هزینهای پرداخته است. بنابراین پرداختن به مقاومت نیازمند قصهپردازی دقیق، شخصیتپردازی درست و شناخت شرایط اجتماعی و تاریخی است.
مزدآبادی با تاکید بر اینکه سینما و تلویزیون در ثبت حافظه تاریخی جامعه نقش مهمی دارند، بیان کرد: بخشی از اتفاقاتی که در تاریخ یک ملت رخ داده است، ممکن است با گذشت زمان از حافظه عمومی فاصله بگیرد، اما اثر نمایشی میتواند این تجربهها را برای نسلهای جدید قابل درک کند. وقتی یک فیلم یا سریال با زبان درست و ساختاری جذاب به یک دوره تاریخی میپردازد، مخاطبی که آن دوره را ندیده است میتواند با بخشی از واقعیتهای آن آشنا شود. در موضوع مقاومت نیز باید همین نگاه وجود داشته باشد. ما نیاز داریم داستانهایی تولید کنیم که علاوه بر مخاطب امروز، برای نسلهای آینده نیز قابل استفاده باشند. این آثار باید نشان دهند که مقاومت چگونه شکل گرفته، چه انسانهایی درگیر آن بودهاند و چه نتایجی از این ایستادگی حاصل شده است.
این کارگردان با اشاره به ضرورت فاصله گرفتن از نگاه کلیشهای به قهرمانان مقاومت، اظهار کرد: یکی از مشکلاتی که در برخی آثار دیده میشود این است که شخصیت قهرمان از ابتدا تا انتها بدون ضعف، تردید و چالش تصویر میشود. در حالی که مخاطب با انسان واقعی ارتباط بیشتری برقرار میکند. قهرمانی که در شرایط دشوار دچار ترس یا تردید میشود، اما در نهایت تصمیم میگیرد مسئولیت خود را بپذیرد و بایستد، برای مخاطب باورپذیرتر است. مقاومت زمانی معنا پیدا میکند که امکان انتخاب دیگری هم وجود داشته باشد. اگر شخصیت از ابتدا هیچ انتخابی نداشته باشد، ایستادگی او نیز دراماتیک نمیشود. باید شرایطی را ببینیم که شخصیت میتواند عقبنشینی کند، اما بر اساس باور و مسئولیتی که برای خود تعریف کرده، مسیر دشوارتر را انتخاب میکند.
وی ادامه داد: پرداختن به مقاومت در آثار نمایشی باید از نظر فرم و ساختار نیز مورد توجه قرار گیرد. نمیتوان انتظار داشت مخاطب صرفاً به دلیل موضوع، یک اثر را دنبال کند. موضوع هرچقدر هم مهم باشد، اگر در قالب یک قصه جذاب ارائه نشود، نمیتواند ارتباط لازم را با مخاطب برقرار کند. فیلمنامه باید شخصیت داشته باشد، تعلیق ایجاد کند و مخاطب را با خود همراه سازد. حتی در یک اثر تاریخی یا دفاعی نیز باید عناصر دراماتیک بهدرستی شکل بگیرند. ما نباید تصور کنیم که پرداختن به یک مفهوم ارزشی، ما را از قواعد قصهگویی بینیاز میکند. اتفاقاً هرچه موضوع حساستر و مهمتر باشد، نیاز به ساختار حرفهای و زبان هنری مناسب بیشتر احساس میشود.
مزدآبادی با اشاره به اینکه مقاومت در زندگی روزمره نیز قابل روایت است، بیان کرد: اگر مفهوم مقاومت را فقط به جنگ و میدان نبرد محدود کنیم، بخش بزرگی از ظرفیت داستانی آن را از دست دادهایم. انسانهایی که در شرایط دشوار اقتصادی، اجتماعی یا خانوادگی تلاش میکنند شأن و امید خود را حفظ کنند نیز میتوانند موضوع یک اثر نمایشی باشند. البته این به معنای کنار گذاشتن روایتهای جنگی و تاریخی نیست، بلکه باید دامنه نگاه خود را گستردهتر کنیم. مقاومت میتواند در دفاع از خانواده، حفظ هویت، مقابله با ظلم یا تلاش برای حفظ ارزشهای انسانی نمود پیدا کند. سینما باید بتواند این وجوه مختلف را کشف کند و به زبان تصویر درآورد.
وی با تاکید بر اهمیت پژوهش در تولید آثار مرتبط با مقاومت اظهار کرد: هیچ فیلم یا سریالی نمیتواند بدون تحقیق جدی به یک موضوع تاریخی و اجتماعی ورود کند و انتظار داشته باشد نتیجه قابلقبولی به دست آید. سازندگان باید درباره دوره تاریخی، شخصیتها، فضای اجتماعی و حتی جزئیات زندگی مردم آن زمان مطالعه کنند. گاهی یک جزئیات کوچک میتواند باورپذیری یک اثر را از بین ببرد یا برعکس، آن را بسیار واقعیتر کند. پژوهش فقط برای آثار تاریخی اهمیت ندارد؛ در آثار معاصر نیز اگر قرار است درباره مقاومت اجتماعی یا انسانی صحبت کنیم، باید جامعه و مسائل آن را بهدرستی بشناسیم. مخاطب امروز جزئیات را میبیند و نسبت به ضعفهای محتوایی و اجرایی حساس است.
این کارگردان با بیان اینکه نسل جوان باید با روایتهای تازه از مقاومت مواجه شود، گفت: نمیتوان برای مخاطب جوان همان شیوههای روایی سالهای گذشته را بدون تغییر تکرار کرد. نسل جدید زبان، دغدغه و شیوه دریافت متفاوتی دارد و باید این تفاوت را در تولید آثار نمایشی جدی گرفت. این به معنای تغییر در اصل مفاهیم نیست، بلکه باید شیوه روایت متناسب با مخاطب امروز باشد. اگر میخواهیم جوانان با مفهوم مقاومت ارتباط برقرار کنند، باید شخصیتهایی خلق کنیم که برای آنها قابل لمس باشند و مسائلشان به دغدغههای امروز نزدیک باشد. در چنین شرایطی یک مفهوم تاریخی میتواند به تجربهای زنده و قابل فهم تبدیل شود.
مزدآبادی در ادامه با اشاره به نقش خانواده در روایت مقاومت بیان کرد: خانواده یکی از مهمترین بسترهایی است که میتوان از طریق آن ابعاد انسانی مقاومت را نشان داد. در بسیاری از موقعیتها، فردی که وارد یک مسیر دشوار میشود، تنها تصمیم نمیگیرد و انتخاب او بر زندگی اطرافیانش نیز اثر میگذارد. همین موضوع میتواند ظرفیت بالایی برای درام ایجاد کند. رابطه میان پدر و فرزند، زن و شوهر، خواهر و برادر یا حتی دوستان میتواند نشان دهد که یک تصمیم بزرگ چگونه زندگی انسانها را تحت تاثیر قرار میدهد. وقتی مخاطب این روابط را ببیند، مفهوم مقاومت از یک مفهوم انتزاعی خارج میشود و به یک تجربه انسانی تبدیل خواهد شد.
وی با تاکید بر اینکه تولید آثار مقاومت نباید مقطعی باشد، اظهار کرد: پرداختن به این موضوع نباید فقط در مناسبتهای خاص مورد توجه قرار گیرد. اگر مقاومت را بخشی از فرهنگ و تاریخ جامعه میدانیم، باید تولید آثار مرتبط با آن نیز استمرار داشته باشد. البته استمرار به معنای تولید آثار مشابه نیست؛ بلکه باید در ژانرها، شخصیتها، دورههای تاریخی و زاویههای روایت تنوع ایجاد شود. میتوان درباره مقاومت فیلم جنگی ساخت، اما در کنار آن میتوان سراغ درام خانوادگی، اجتماعی، معمایی، تاریخی و حتی آثار جوانپسند رفت. هر ژانر میتواند بخشی از این مفهوم را روایت کند و مخاطب متفاوتی را با خود همراه سازد.
مزدآبادی با اشاره به ضرورت حمایت حرفهای از تولیدکنندگان این حوزه بیان کرد: ساخت آثار نمایشی درباره مقاومت نیازمند برنامهریزی و حمایت درست است. گاهی یک موضوع مهم به دلیل محدودیتهای تولیدی، شتاب در ساخت یا ضعف در فیلمنامه به نتیجهای که انتظار میرود نمیرسد. اگر قرار است آثار ماندگاری تولید شود، باید از مرحله ایده و فیلمنامه تا تولید و عرضه، مسیر مشخصی وجود داشته باشد. همچنین باید به فیلمساز اجازه داده شود زبان شخصی خود را در روایت پیدا کند. حمایت به این معنا نیست که همه آثار شبیه یکدیگر باشند، بلکه باید شرایطی فراهم شود تا فیلمسازان مختلف بتوانند از زاویههای گوناگون به یک مفهوم مشترک نگاه کنند.
وی در پایان با بیان اینکه سینما و تلویزیون میتوانند نگاه جامعه به مفهوم مقاومت را عمیقتر کنند، اظهار کرد: ما به آثاری نیاز داریم که مخاطب پس از تماشای آنها فقط یک شعار را به خاطر نیاورد، بلکه با یک شخصیت، یک انتخاب و یک تجربه انسانی درگیر شود. اگر بتوانیم چنین آثاری تولید کنیم، مفهوم مقاومت در ذهن مخاطب ماندگار خواهد شد. مقاومت بخشی از تاریخ و تجربه جوامع است و روایت آن باید به گونهای باشد که هم حقیقت تاریخی حفظ شود و هم اثر بتواند با مخاطب امروز ارتباط برقرار کند. در نهایت، کیفیت فیلمنامه، شخصیتپردازی، کارگردانی و شناخت درست مخاطب عواملی هستند که میتوانند یک اثر را از یک روایت مناسبتی فراتر ببرند و آن را به اثری ماندگار در حوزه سینما و تلویزیون تبدیل کنند.
انتهای پیام










نظر شما