به گزارش خبرگزاری حوزه، آغاز سال تحصیلی مدارس فرصت خوبی است تا بار دیگر به یکی از اصلیترین فلسفههای تعلیم و تربیت بپردازیم و آن هم این که قرار است بر این مبنا دانشآموزان جامعه ما فراتر از علمآموزی صرف برای موفقیت در عرصه زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی آماده شوند و بی شک این مهم محقق نمی شود مگر با در همتنیدگی هوشمندانه مقوله آموزش با پرورش و نه رجحان یکی بر دیگری!
از این حیث باید گفت که نظام آموزشی باید علاوه بر دانش نظری، فرصت و زمینه یادگیری مهارتهای مورد نیاز زندگی را نیز برای خیل عظیم دانشآموزان مهیا سازد.
رسالتی فراتر از آموزش علم
سامان سفالگر، روزنامهنگار و پژوهشگر مسائل فرهنگی در همین رابطه ابراز داشت: قبل از هر چیز باید توجه داشت که اساساً نظام آموزشی تنها مسئول انتقال محفوظات و دانش نظری به دانشآموزان نیست، بلکه مدرسه میبایست زمینهای برای پرورش مهارتهایی فراهم کند که افراد برای زندگی اجتماعی، اشتغال و مواجهه با مسائل واقعی به آن نیاز دارند.
وی همچنین افزود: با این وجود، فاصله میان اهداف رسمی آموزش و پرورش و آنچه در عمل در مدارس رخ می دهد، همچنان به عنوان یکی از چالشهای جدی نظام آموزشی کشور مطرح است، کما این که همچنین کمبود معلم و نقصها در فضای آموزشی، تمرکزگرایی، غلبه نگاه دانشگاهمحور و محدودیتهای مدارس در طراحی برنامههای آموزشی، از جمله موانعی به شمار میروند که آموزش مهارتهای عملی را تحت تأثیر خویش قرار داده است.
مهارتافزایی دانش آموزان نباید در حاشیه قرار بگیرد
دکتر شهین ایرانی، استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر ارشد مسایل آموزش و پرورش نیز معتقد است: یکی از مشکلات جدی مدارس ما این است که برنامه درسی عملاً تحت تاثیر یک نگاه دانشگاهمحور قرار گرفته است، به این معنا و مفهوم که مدرسه بیش از آنکه دانشآموز را برای زندگی آماده کند، او را برای ورود به دانشگاه آماده میسازد و لذا همین نگاه موجب شده تا بسیاری از نیازهای دیگر دانشآموز، از جمله مهارتهای عملی، اجتماعی و زندگی، در حاشیه قرار بگیرد و آنطور که باید و شاید به آنها توجه نشود
تمرکزگرایی و کمتوجهی به انعطاف مدیریتی
وی همچنین در پاسخ به این سوال که به راستی چرا مدارس نمیتوانند برای نیازهای واقعی دانشآموزان برنامهریزی لازم را انجام دهند، گفت: از جمله مشکلات نظام آموزشی، تمرکزگرایی و ساختار اداری آن است، چه آن که در مدارس ما برای بسیاری از امور، بخشنامه و دستورالعمل وجود دارد و مدرسه آزادی چندانی برای طراحی برنامههای متناسب با نیاز دانشآموزان ندارد.
وی اضافه کرد: در واقع، نظام آموزشی بیشتر به نتیجه نهایی توجه میکند تا فرایندی که دانشآموز طی میکند. مهم این است که کتاب درسی تدریس شود، بودجهبندی رعایت شود و دانشآموز در امتحان نتیجه بگیرد، اما اینکه دانشآموز در این مسیر چه مهارتهایی یاد گرفته و تا چه اندازه برای زندگی واقعی آماده شده، کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
ایدههایی که باید در مقام عمل سنجیده شود
ایرانی همچنین در ادامه صحبتهایش بیان داشت: ایدههایی همچون "ایران مهارت" با این هدف مطرح شدند که دانشآموزان در کنار آموزشهای معمول مدارس، مهارتهایی را نیز فرا بگیرند و بتوانند در سنین مختلف توانایی انجام یک کار را به دست آورند. اصل این ایده قابل توجه است، اما مساله این است که باید با واقعیتهای مدرسه و نظام آموزشی هماهنگ باشد. به عقیده بنده، نمیتوان از مدرسه انتظار داشت که هم تمام محتوای رسمی را با همان حجم و زمان آموزش دهد، هم دانشآموز را برای امتحان آماده کند و هم فرصت کافی برای آموزش مهارتهای عملی داشته باشد، بدون اینکه تغییری در ساختار برنامه درسی ایجاد شود. در واقع، مشکل اصلی این است که گاهی مطالبات زیادی از نظام آموزشی داریم، بدون اینکه امکانات و شرایط لازم برای تحقق آنها را فراهم کنیم.
زندگی بدون مهارت با مشکلات بسیاری همراه است
وی با تأکید بر این که آدمی بدون مهارت، در زندگی با مشکلات عدیدهای مواجه میشود، گفت:مهارت البته تنها به معنای یادگرفتن یک حرفه فنی نیست، بلکه هر توانایی که به فرد کمک کند در زندگی نقش موثرتری داشته باشد، در این خصوص حائز اهمیت است، کما این که از جمله ثمرات ارزشمند مهارت آموزی و ارتقای سطح مهارت، فراهم شدن امکان اشتغال است.
وی اضافه کرد: طبعاً وقتی فرد مهارتی ندارد، یافتن شغل برایش دشوار میشود و اگر هم وارد کاری شود که مهارت لازم برای آن را ندارد، احتمالاً با مشکلات بسیاری روبرو خواهد شد. البته شغل فقط برای کسب درآمد اهمیت ندارد. کار میتواند به انسان احساس مفید بودن، امنیت، ارزشمندی و احترام اجتماعی بدهد. وقتی فرد احساس کند کاری انجام میدهد که برای خودش و دیگران مفید است، احساس بهتری نسبت به زندگی و جایگاه خود پیدا میکند.
این پژوهشگر مسائل فرهنگی و اجتماعی همچنین در خاتمه ابراز داشت: به همین خاطر بنده معتقدم که مهارتآموزی را نباید صرفاً از زاویه اقتصادی نگاه کرد، به این خاطر که مهارت و کار میتوانند بخشی از هویت و احساس ارزشمندی انسان را شکل بدهند. ضمن آن که از سوی دیگر، فرهنگ و سبک زندگی ما گاهی باعث میشود افراد حاضر نباشند هر کاری را انجام دهند. اگر فردی هم مهارت کافی نداشته باشد و هم برخی مشاغل را به دلیل نگاه اجتماعی یا فرهنگی نپذیرد، ممکن است در زندگی با بحران روبرو شود و لذا دانشآموزان را باید با شیوه های نوین و بهرهگیری از ابزارهای جدید با مهارتهای زندگی امروز به خوبی آشنا کنیم.










نظر شما