خبرگزاری حوزه | فریدون نجفی کارگردان سینما در گفتگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه سینمای کودک و نوجوان یکی از بنیادینترین ارکان فرهنگسازی پایدار در هر جامعهای به شمار میرود، اظهار کرد: هنر هفتم این ظرفیت بیبدیل را در اختیار دارد که مفاهیم ژرف معرفتی، تربیتی و انسانی را در دورانی که شاکله شخصیتی انسان شکل میگیرد، در جان و اندیشه او نهادینه کند. کودک امروز صرفاً مخاطب ساده یک اثر بصری نیست، بلکه او آیندهساز فردا و تصویرگر جهان پیش رو است؛ بنابراین هر میزان سرمایهگذاری فکری، معنوی و هنری بر روی آثار نمایشی حوزه کودک، به معنای تضمین سلامت اخلاقی و معنوی نسلهای آینده خواهد بود.
وی در ادامه با تأکید بر اینکه غفلت از اقتضائات زیستی و عاطفی کودکان در آثار نمایشی خسارتهای جبرانناپذیری به بار میآورد، افزود: الزام پرداختن به موضوعات، پرسشها و دغدغههای واقعی کودکان در تولیدات سینمایی و تلویزیونی، ناشی از یک ضرورت حیاتی و تربیتی است، نه یک انتخاب تفننی. سینماگر متعهد و دغدغهمند نمیتواند و نباید نسبت به دنیای پر از پرسش، کنجکاوی و گاه تنهایی کودکان بیتفاوت باشد؛ بلکه باید با ژرفاندیشی، آیینهای صیقلی در برابر نیازهای روحی و معنوی آنان قرار دهد تا راه و رسم تفکر، انتخاب درست و تمایز میان فضیلت و رذیلت را از همان گامهای نخست زندگی بیاموزند.
این کارگردان سینما با اشاره به کارکردهای متعالی سینما ادامه داد: این ژانر حیاتی به مثابه بستری فوقالعاده برای انتقال فضایل انسانی عمل میکند و میتواند گامی بلند و اساسی در جهت ارتقای سطح فرهنگ عمومی و بالندگی اخلاقیات در کل پیکره جامعه باشد. هنگامی که در یک فیلم، بذرهای ارزشمند مفاهیمی چون صداقت، وفای به عهد، احترام به والدین، احسان به خلق و نوعدوستی کاشته میشود، کودک این آموزهها را به شکل ناخودآگاه درونیسازی میکند و با رشد جسمی و فکری خود، آنها را در ابعاد وسیعتر خانواده و اجتماع بازتاب میدهد.
نجفی با تشریح رویکرد حرفهای و زیباشناختی خود در خلق آثار سینمایی تصریح کرد: من در فیلمهایم که به کودکان میپردازد، همواره تمام تلاش و همت خود را به کار بستهام تا پیامها، دغدغهها و مفاهیم اخلاقی و انسانی مورد نظرم را که جایگاهی بسیار ویژه، والا و غیرقابل انکار دارند، با زبانی شیوا، روان و کاملاً قابل فهم برای کودکان بیان کنم. جهان کودکان لطیف، بیپیرایه و بیغلوغش است؛ بنابراین اگر هنرمند بخواهد آموزههای اخلاقی را با بیانی ثقیل، خشک یا نصیحتگونه عرضه کند، بیشک پیوند مخاطب خردسال با اثر گسسته میشود و سینما کارکرد اثرگذار خود را از دست میدهد.
وی تفاوت انتقال مفاهیم دینی و اخلاقی را از منظر ساختار سینمایی مورد توجه قرار داد و گفت: هنر یک فیلمساز کودک در این نکته ظریف نهفته است که والاترین پیامهای تربیتی و توحیدی را در تاروپود یک قصه جذاب، باورپذیر و صمیمی حل کند، بدون آنکه دچار شعارزدگی یا نصیحتگویی مستقیم شود. کودک با قصه، قهرمانان داستان و فراز و نشیبهای ماجرا همذاتپنداری میکند؛ به همین جهت اگر او تجلی یک رفتار مؤمنانه، گذشت، مروت، جوانمردی یا حقجویی را در مواجهه با چالشهای قصه به چشم ببیند، آن خصلت ستوده را به عنوان ارزشی گرانسنگ برای همیشه در لوح ضمیر خود ثبت خواهد کرد.
کارگردان فیلم «اسکیباز» به پیوند دیرینه فرهنگ بومی و سنتهای اخلاقی ایران اسلامی پرداخت و اظهار داشت: کودکان ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی ریشههای فرهنگی، معنوی و هویتی خویش در قاب سینما هستند. بومشناسی، آیینهای دیرین مذهبی و اخلاق مداراگر و مهربانانه اقوام گوناگون این سرزمین، گنجینهای بیپایان از الگوهای رفتاری الهامبخش است که اگر به زبان هنر برای کودکان روایت شود، سدی نفوذناپذیر در برابر هجمههای فرهنگی غرب خواهد ساخت و به تثبیت حس تعلق و هویت ایمانی آنان یاری میرساند.
وی با ابراز نگرانی از پیامدهای تهاجم فرهنگی و هجوم رسانههای غربی تصریح کرد: اگر سینمای کودک در داخل کشور دغدغهمند، پویا، سرزنده و باکیفیت ظاهر نشود، خلأ حاصل از آن بیدرنگ توسط پویانماییها و فیلمهای وارداتی پر خواهد شد؛ محصولاتی که سبک زندگی، آموزههای مادیگرایانه و الگوهای رفتاری کاملاً بیگانه با شریعت و فرهنگ اصیل ما را ترویج میکنند. پاسخ مسئولانه و فعال به نیازهای ذهنی و عاطفی کودک در عرصه سینما، مصداق بارز جهاد فرهنگی و پاسداری از حریم سلامت فکری و روانی نونهالان و نوجوانان میهن اسلامی است.
این فیلمساز به تجارب عملی خود در همکلامی با جامعه کودک و نوجوان اشاره کرد و افزود: زبان کودک، زبانی سرشار از صداقت، عاطفه، کشف و پاکی است؛ از این رو برای سخن گفتن با این نسل، سینماگر ناگزیر است به دنیای پاک آنان نزول اجلال کند و هستی را از دریچه چشم آنان ببیند. پرداختن به اخلاقیات متعالی در این ساحت، نیازمند ابزارهای روایی ظریف و طنازانه، رنگهای شاداب، فضاسازی زنده و امیدبخش و خلق شخصیتهای همدل است تا پیام اثر به عنوان یک دوست صمیمی در عمق دل مخاطب کودک بنشیند.
نجفی درباره آثار بلندمدت و اجتماعی پرداختن به چنین دغدغههایی بیان کرد: ثمرات پربار توجه به سینمای اخلاقمدار کودک، صرفاً به محدوده دوران کودکی خلاصه نمیشود، بلکه پایههای یک جامعه سالم، منسجم و قانونپذیر را در درازمدت پیریزی میکند. نوجوانی که با مفاهیمی نظیر عدالتخواهی، وجدان کاری، شکرگزاری، کرامت انسانی و صله رحم در قاب تصویر مأنوس شده باشد، در سالهای بعد در کسوت یک شهروند، مسئولی خطاکار یا فردی بیتفاوت به سرنوشت دیگران نخواهد شد، بلکه عنصری فعال و مصلح خواهد بود.
وی کمتوجهی به اقتصاد و توزیع آثار حوزه کودک را نقدی اساسی دانست و تأکید کرد: الزام پرداختن به دغدغههای کودک، مستلزم حمایت جدی و عملی نهادهای سیاستگذار فرهنگی، آموزش و پرورش و متولیان عرصه سینما از اکران و دسترسی آسان کودکان به چنین آثاری است. نمیتوان از سینماگر انتظار داشت اثری ارزشی و اثرگذار پیرامون کودکان بسازد، اما در مرحله توزیع و نمایش، سینمای کودک را در اکرانهای نامناسب به حاشیه راند؛ کودکان و مدارس باید سالنهای سینما را خانه امن فکری و پرورشی خود بدانند.
این کارگردان با برجسته ساختن جایگاه نهاد خانواده در فرآیند ارتباط با اثر نمایشی گفت: یکی از بزرگترین برکات پرداختن به اخلاق در سینمای کودک، ایجاد زبان مشترک، گفتمان عاطفی و همدلی در میان اعضای خانواده است. فیلم کودکِ اصیل تنها برای کودک نیست، بلکه اثری است که والدین نیز در کنار فرزندان خود به تماشای آن مینشینند و از رهگذر آن، بستری ارزشمند برای گفتگو پیرامون فضایل اخلاقی، بازنگری در رفتارهای خانوادگی و ارتقای صمیمیت و همدلی در کانون خانه فراهم میآید.
وی نقش نخبگان حوزوی، پژوهشگران علوم تربیتی و کارشناسان دینی را در غنابخشی به این سینما تعیینکننده خواند و بیان کرد: حوزه علمیه و محافل فکری دینی نقشی فوقالعاده حساس و گرانبها در ترسیم چارچوبهای روانشناختی و معرفتی تربیت کودک بر عهده دارند و تعامل مداوم و علمی میان سینماگران حوزه کودک و علمای حوزه میتواند به خلق آثاری بینجامد که از حیث محتوا عمیقاً مذهبی و اخلاقی، و از حیث فرم سینمایی بهشدت جذاب و مردمپسند باشند تا تشنگی معنوی نسل جدید را سیراب سازند.
نجفی در پایان با تأکید بر اینکه هنر برای کودک یک امانت الهی است، تصریح کرد: سینمای کودک باید امید، کرامت، ایمان و اخلاق را به نسل نو بیاموزد و نباید فراموش کنیم که چشمهای معصوم کودکان، تشنه نیکی و زیبایی است. رسالت ما به عنوان سینماگر این است که اجازه ندهیم غبار بیاخلاقی و یأس جهان معاصر بر دلهای پاک آنان بنشیند؛ بلکه با خلق آثاری درخشان، ریشهدار و سرشار از فضیلت، بذرهای تقوا و انسانیت را به زبان مهر در جانهای لطیفشان بکاریم.
انتهای پیام










نظر شما