به گزارش سرویس بینالملل خبرگزاری حوزه، عبدالعزیز بن حبتور در یادداشتی با بررسی تاریخ شکلگیری حکومت آلسعود، ابتدا مسئله مشروعیت این حکومت و چگونگی تثبیت قدرت آن در شبهجزیره عربستان را به چالش کشیده و سپس به تغییر سازوکار جانشینی در این خاندان و پیامدهای به قدرت رسیدن محمد بنسلمان پرداخته است.
از زمان شکلگیری نخستین حکومت سعودی در درعیه تا اعلام پادشاهی عربستان، تاریخ آلسعود با پیوند قدرت سیاسی و جریان وهابیت گره خورده است؛ مسیری که بعدها با تغییر قواعد جانشینی و قدرتگیری محمد بنسلمان وارد مرحله تازهای شد.
پس از عبدالعزیز، قدرت در خاندان آلسعود عمدتاً میان پسران او و بر اساس تقدم سنی منتقل میشد؛ اما سلمان بنعبدالعزیز این سنت را کنار گذاشت و پسرش محمد را به ولیعهدی برگزید؛ تصمیمی که ساختار سنتی جانشینی در عربستان را دگرگون کرد.
محمد بنسلمان در نخستین سالهای قدرتگیری، جنگ یمن را با وعده پیروزی سریع آغاز کرد. عملیات «توفان قاطعیت» قرار بود در چند هفته یا چند ماه به نتیجه برسد، اما بیش از یک دهه بعد، جنگ همچنان بهعنوان یکی از مهمترین چالشهای منطقهای عربستان باقی مانده است. در این مدت، یمن با خسارتهای انسانی گسترده، ویرانی زیرساختها و بحران اقتصادی روبهرو شد.
هزینههای سنگین نظامی عربستان نیز پرسشهای جدی درباره دستاوردهای این جنگ و وابستگی امنیتی ریاض به واشنگتن ایجاد کرده است؛ کشوری که با وجود خریدهای میلیارددلاری تسلیحات، همچنان برای تأمین حمایت نظامی و سیاسی به آمریکا تکیه دارد.
در داخل عربستان نیز تمرکز قدرت با بازداشت شماری از شاهزادگان و چهرههای اقتصادی در هتل ریتزکارلتون در سال ۲۰۱۷ همراه شد. این بازداشتها با عنوان مبارزه با فساد انجام گرفت، اما منتقدان درباره نبود روند قضایی شفاف و فشار بر بازداشتشدگان برای واگذاری بخشی از داراییهایشان اعتراض کردند.
پرونده قتل جمال خاشقجی، روزنامهنگار سعودی، در کنسولگری عربستان در استانبول نیز به یکی از جنجالیترین رویدادهای دوران قدرتگیری بنسلمان تبدیل شد؛ پروندهای که بازتاب گستردهای در سطح بینالمللی داشت و اعتبار حکومت سعودی را با چالش روبهرو کرد.
در عرصه سیاست خارجی، هزینههای هنگفت سفر دونالد ترامپ به عربستان و روابط نزدیک مالی و سیاسی ریاض با واشنگتن نیز مورد انتقاد قرار گرفته است؛ بهویژه در شرایطی که آمریکا از رژیم صهیونیستی حمایت میکند و در تحولات و جنگهای منطقه نقش دارد.
در کنار این تحولات، سیاستهای فرهنگی و اجتماعی بنسلمان نیز با انتقادهایی روبهرو شده است. گسترش کنسرتها و برنامههای سرگرمی و تغییرات فرهنگی، همزمان با برخورد با عالمان دینی منتقد، از جمله موضوعاتی است که در ارزیابی عملکرد حاکمیت سعودی مطرح میشود.
جاهطلبیهای اقتصادی بنسلمان نیز با طرح «چشمانداز ۲۰۳۰» و پروژه عظیم شهر آینده «نئوم» دنبال شده است؛ پروژههایی که با وعده دگرگونی اقتصاد عربستان معرفی شدند، اما هزینههای کلان و میزان تحقق اهداف اعلامشده آنها همچنان محل پرسش و انتقاد است.
منبع:افق نیوز










نظر شما