دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۹ | May 25, 2020
یادداشت روز

حوزه/ یازدهمین پیشوای شیعه، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال دویست و شصت هجری قمری دیده از دنیا بربست و مقام امامت و رهبری امّت به فرمان خداوند بزرگ به فرزند ارجمند وی حضرت مهدی‏ عجّل الله تعالی فرجه الشریف، موعود جهانیان انتقال یافت. روزی که امام پدر ارجمند خود را از دست داد، سنّ مبارک او از شش سال تجاوز نمی‏ کرد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، خبرگزاری حوزه، حضرت آیت الله مکارم شیرازی در یادداشتی با توجه به فرارسیدن نیمه شعبان و میلاد خجسته امام عصر(عج) به تشریح زندگینامه آن امام همام پرداخته اند که به این شرح است:

ماه شعبان یکی از عزیزترین ماه‏ های اسلامی و یادآور خاطره‏ های بزرگ است که از همه مهم تر، خاطره میلاد فرخنده حضرت بقیّةاللَّه مهدی‏ منتظر علیه السلام در پانزدهم ماه است که فضای این ماه را به بوی ولایت عطرآگین ساخته است.[۱]

مهدی موعود کیست؟

مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، دوازدهمین جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است؛ نامش «محمّد» و کنیه ‏اش «أبو القاسم» است.[۲]

ولادت امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف

ولادت باسعادت منجی عالم بشریّت، مهدی‏ موعود، امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف در سحرگاه نیمه شعبان در سال ۲۵۵ه ق، در «سرّ من رأی‏» (سامراء)، واقع شد.[۳] و آن حضرت از مادرش نرجس تولّد یافت.[۴]

«مهدی» هم‏ اکنون‏ زنده‏ است و چون تولّدش به سال ۲۵۵ هجری بوده هم اکنون بیش از هزار سال از عمر او می‏ گذرد.[۵]

آن حضرت در عین این که در حال حیات است از نظرها پنهان می‏ باشد؛ یعنی، با این که از یک زندگی طبیعی برخوردار است، ولی‏ بطور ناشناس در همین جهان زندگی دارد.[۶] و مأموریّت دارد به هنگام آمادگی کافی در جهان و عجز و ناتوانی قوانین بشری از اصلاح وضع دنیا، پرچم عدالت را برافرازد و با استمداد از اصول معنوی و ایمان جهانی آباد و مملوّ از صلح و عدالت را بسازد.[۷]

القاب امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف

از جمله القاب آن حضرت، «مهدی» و «صاحب الزّمان» و «قائم» می‏باشد.[۸]

هم چنین یکی از اسامی و نام های مقدّس حضرت مهدی علیه السلام، بقیة اللّه است. بقیّة اللّه معنای گسترده ‏ای دارد و شامل هر چیزی که باقی بماند و جنبه الهی داشته باشد می‏شود، در واقع هر موجود نافع که از طرف خداوند برای بشر باقی مانده و مایه خیر و سعادت گردد «بقیّة اللّه» محسوب می‏ شود.[۹]

حضرت مهدی که آخرین پیشوا و بزرگترین رهبر انقلابی پس از قیام پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است، یکی از روشن ‏ترین مصادیق «بقیّة اللّه» است.[۱۰] و از همه به‏ این لقب شایسته ‏تر است، به خصوص که تنها باقیمانده بعد از پیامبران و امامان است و در روایات متعددی به آن اشاره شده است.[۱۱]

از تولد تا غیبت

یازدهمین پیشوای شیعه، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال دویست و شصت هجری قمری دیده از دنیا بربست و مقام امامت و رهبری امّت به فرمان خداوند بزرگ به فرزند ارجمند وی حضرت مهدی‏ عجّل الله تعالی فرجه الشریف، موعود جهانیان انتقال یافت. روزی که امام پدر ارجمند خود را از دست داد، سنّ مبارک او از شش سال تجاوز نمی‏ کرد.[۱۲]

 چون دشمنان امام در هر لحظه در کمین او بودند و تصمیم گرفته بودند که به هر قیمتی باشد به زندگی او خاتمه دهند، وی به فرمان خداوند از دیدگان مردم غایب گردید.[۱۳]

 غیبت صغری

آن حضرت دارای دو غیبت بود؛ غیبت صغری و کوتاه مدت که حدود ۶۹ سال طول کشید. و غیبت‏ کبری‏ که با پایان یافتن دوران غیبت صغری آغاز و تا زمان ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت.[۱۴]

غیبت صغری از سال دویست و شصت که سال وفات امام عسکری علیه السلام است، آغاز گردید و در سال سیصد و بیست و نه که سال وفات آخرین نماینده اوست پایان یافت.[۱۵]

گفتنی است هر چند امام مهدی علیه السلام آشکارا امامت مردم را به عهده نداشت؛ ولی در همان دوران غیبت صغری، به وسیله نوّاب خویش، متکفّل هدایت پیروان مکتب اهل بیت بود و مشکلات علمی و فقهی آنان را حل می‏ کرد. از جمله آنها، می‏ توان به پاسخ امام علیه السلام به پرسش های «اسحاق بن یعقوب» در زمینه ‏های‏ گوناگون اشاره کرد[۱۶] و همچنین می‏ توان از توقیع مفصّلی که امام علیه السلام در پاسخ به سؤالات نماینده مردم قم، جناب محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر حمیری صادر نمود، یاد کرد.[۱۷]

این مسأله نشان می دهد شیعیان خاصّ آن حضرت می‏ توانستند مسائل مورد نیاز خود را به وسیله چهار نماینده خاصّ وی از حضرتش سؤال کنند و پاسخ آنها را بطور کتبی دریافت نمایند. این جریان تا سال سیصد و بیست و نه‏ هجری قمری ادامه داشت و نمایندگان چهارگانه آن حضرت، یکی پس از دیگری این مقام و منصب را حفظ نموده و با درگذشت آخرین نماینده وی، نیابت و نمایندگی خصوصی پایان یافت و اداره امور شیعیان و بیان حلال و حرام و رسیدگی به خصومات و اختلافات و کلّیّه شؤون زندگی مردم به فقهای بزرگ شیعه که نمایندگان عامّ آن حضرت هستند واگذار گردید و به نیابت خصوصی که فردی بطور معیّن نماینده امام گردد، خاتمه داده شد.[۱۸]

علّت این نامگذاری به غیبت صغری، روشن است؛ زیرا در قسمت اوّل از غیبت، اگر چه شیعیان از شرفیابی به حضور امام علیه السلام محروم بودند، ولی نمایندگان خصوصی امام می‏ توانستند با او تماس بگیرند و مطالب و وقایع را به عرض امام برسانند و بعلاوه دوران آن نیز کوتاه بود؛ از این نظر، این غیبت را «غیبت صغری» می‏ گفتند.[۱۹]

نواب خاص حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف چه کسانی بودند؟

امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف در غیبت صغری به وسیله چهار سفیر مخصوص خود با مردم مسلمان در حال تماس بودند و بسیاری از نیازمندی‏ های مردم را از طریق نمایندگان خود برطرف می‏نمودند که مشخّصات آنان به قرار زیر است:[۲۰]

۱. عُثمان بن سعید عَمْری که منسوب به قبیله «بنی عمرو بن عامر» است و از یازده سالگی افتخار خدمتگزاری به خاندان رسالت را داشت و از اصحاب و یاران امام هادی و حضرت عسکری علیهما السلام به شمار می‏ رفت و وکیل مخصوص امام عسکری بود. او آنچنان مورد وثوق و اطمینان امام بود که حضرت عسکری علیه السلام درباره وی و فرزندش «محمّد بن عثمان» که پس از درگذشت پدر افتخار نیابت از مهدی را پیدا نمود، چنین فرمود: «عمری و فرزند او مورد وثوق من هستند؛ هرچه از من برای شما نقل کنند حقیقتی است که از من‏ شنیده ‏اند و نقل می ‏نمایند؛ هر دو نفر ثقه و مورد اعتماد من هستند، به سخنان هر دو گوش فرا دهید و هر دو را اجرا نمایید».[۲۱]

با مراقبت ‏های شدیدی که حضرت عسکری نسبت به فرزند خود داشت، کمتر کسی را اجازه می‏ داد که از حضرت مهدی علیه السلام دیدن کند؛ وی از افراد مخصوصی بود که حضرت امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف را در دوران حیات حضرت عسکری علیه السلام در خانه ‏اش کراراً زیارت کرده بود؛ شرح زندگی او در کتاب ‏های رجال بطور گسترده بیان شده است‏[۲۲] و تاریخ دقیق درگذشت وی به دست نیامده است.[۲۳]

۲. محمّد بن عثمان بند سعید، فرزند اوّلین سفیر و خود او دومیّن سفیر و وکیل امام زمان علیه السلام است که زمان امام عسکری علیه السلام را درک کرده و در حدیثی، امام عسکری علیه السلام وی و پدرش را به بهترین وجهی توثیق نموده است. دوران سفارت او طولانی و گسترده ‏تر بود و همواره نامه‏ های شیعیان را به حضور امام می‏ رسانید و پاسخ کتبی را به آنان باز می‏ گردانید؛ وی در سال ۳۰۴ و یا ۳۰۵ در گذشته است.[۲۴]

۳. حسین بن روح‏ که در جامعه آن روز جهان شیعه به عقل و درایت اشتهار داشت و از نزدیکان محمّد بن عثمان دوّمین سفیر امام و راز دار او بود؛ وی‏ موضوع سفارت را به فرمان امام به حسین بن روح واگذار نمود و در سال سیصد و بیست و شش درگذشت.[۲۵]

۴. علی بن محمّد سمری‏ آخرین سفیر امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف است که امام در نامه ‏ای به خود او نوشته و دستور داده است که تو آخرین سفیر مخصوص من هستی، دیگر نباید کسی را به جای خود معرّفی کنی! وی در نیمه شعبان سال سیصد و بیست و نه درگذشت.[۲۶]

دورۀ غیبت کبری

با درگذشت علی بن محمّد سمری‏ آخرین سفیر امام عجّل الله تعالی فرجه الشریف، باب سفارت خصوصی بسته شد[۲۷] و از آن به بعد تا امروز، دوران غیبت کبری می‏ باشد[۲۸] و هرگونه ادّعای نیابت خاصّه از طرف آن حضرت مردود شناخته شده،[۲۹] و می ‏دانیم در عصر غیبت مهدی (ارواحنا فداه) تداوم خط امامت و ولایت به وسیله نواب عام‏ آن حضرت یعنی علما و فقها صورت می‏ گیرد.[۳۰]

و علّت این نامگذاری به « غیبت کبری» روشن است؛ چرا که بر اثر بسته شدن هر نوع تماس‏ های خصوصی و طولانی بودن زمان غیبت، نام آن را «غیبت کبری» نهادند.[۳۱]

دوره حکومت امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف

بی شک اگر مردم برای حکومت‏ واحد جهانی‏؛ آن هم برپایه فضیلت و اخلاق و عدل و داد و رعایت حقوق و احکام اسلامی آمادگی پیدا کنند، آن حضرت بطور مسلّم آشکار خواهد شد.[۳۲] و اینچنین سرانجام حکومت‏ جهانی‏ ، به دست با کفایت مهدی علیه السلام برپا می ‏شود؛ و همه جا پر از عدل و داد می‏ گردد؛ و مضمون آیه «انَّ الارْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ‏؛[۳۳] بندگان شایسته ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد»،  تحققّ می‏ یابد.[۳۴] یعنی همان چیزی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و همه امامان معصوم علیهم السلام در صدد آن بودند؛ و شرایط خاص زمان و مکان اجازه وصول به آن را نداد.[۳۵]

البته حکومت‏ جهانی حضرت مهدی‏ عجّل الله تعالی فرجه الشریف در آخر کار، هرگز مانع از حکومت های اسلامی در مقیاس های محدودتر پیش از آن از طرف مستضعفان بر ضد مستکبران نخواهد بود، و هر زمان شرایط آن را فراهم سازند وعده حتمی و مشیت الهی در باره آنها تحقق خواهد یافت و این پیروزی نصیبشان می‏شود.[۳۶]

مدت حکومت حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف چند سال است؟

گرچه درباره مدّت حکومت آن حضرت احادیث مختلفی در منابع اسلامی دیده می‏ شود که از ۵ یا هفت سال تا ۳۰۹ سال (مقدار توقّف اصحاب کهف در آن غار تاریخی) ذکر شده، که در واقع ممکن است اشاره به مراحل و دوران های آن حکومت باشد (آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال و دوران تکاملش ۴۰ سال و دوران نهائی‏ اش بیش از سیصد سال!)؛ ولی قطع نظر از روایات اسلامی، مسلّم است که این آوازه‏ ها و مقدّمات برای یک دوران کوتاه مدّت نیست بلکه قطعاً برای مدّتی است طولانی که ارزش این همه تحمّل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد![۳۷]

منابع:

۱. پاسخ به پرسش های مذهبی

۲. حکومت جهانی مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف


[۱] کلیات مفاتیح نوین، ص۶۶۶.

[۲] حکومت جهانی مهدی (عج)، ص۱۸۸.

[۳] کلیات مفاتیح نوین، ص۶۸۱.

[۴] حکومت جهانی مهدی (عج)، ص۱۹۷.

[۵] همان، ص۱۸۸.

[۶] همان، ص ۱۹۰.

[۷] اسلام در یک نگاه، ص۶۸.

[۸] حکومت جهانی مهدی (عج)، ص۱۸۸.

[۹] تفسیر نمونه، ج‏۹، ص۲۰۴.

[۱۰] همان، ج ۹، ص ۲۴۷.

[۱۱] برگزیده تفسیر نمونه، ج‏۲، ص۳۷۰.

[۱۲] پاسخ به پرسش های مذهبی، ص۲۱۸.

[۱۳] همان.

[۱۴] دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏۱، ص۱۰۴.

[۱۵] پاسخ به پرسش های مذهبی، ص۲۱۹.

[۱۶] اعلام الوری، طبرسی، ص ۴۵۳- ۴۵۲.

[۱۷] الغیبه، شیخ طوسی، ص ۲۳۶- ۲۲۹؛ (دائرة المعارف فقه مقارن، ج‏۱، ص۱۰۵).

[۱۸] پاسخ به پرسش های مذهبی، ص۲۱۹.

[۱۹] همان.

[۲۰] همان، ص۲۲۰.

[۲۱] «الْعَمْرِیُّ وابْنُه ثِقَتَانِ فَمَا أَدَّیَا إِلَیْکَ عَنِّی فَعَنِّی یُؤَدِّیَانِ، ومَا قَالا لَکَ فَعَنِّی یَقُولانِ، فَاسْمَعْ لَهُمَا وأَطِعْهُمَا. فَإِنَّهُمَا الثِّقَتَانِ الْمَأْمُونَانِ».

[۲۲] تنقیح المقال، ج ۱، ص ۲۴۵-۲۴۶؛ قاموس الرّجال، ج ۶، ص ۲۳۵؛ سفینة البحار، ج ۲، ص ۱۵۸.

[۲۳] «ریحانة الادب» ج ۳، ص ۱۳۳، تاریخ وفات او را به نقل از« تحیّة الزّائر» مرحوم نوری سال ۲۵۷ معیّن نموده است، در صورتی که آن سال امام عسکری( ع) در قید حیات بود و چگونه می‏تواند نایب امام زمان در میان مردم گردد؛ (پاسخ به پرسش های مذهبی، ص۲۲۱).

[۲۴] کامل ابن اثیر، حوادث سال ۳۰۵؛ تنقیح المقال، ج ۲، ص ۱۴۹؛ قاموس الرّجال، ج ۸، ص ۲۶۴-۲۶۸؛ (و در این مدارک می‏نویسند که وی قریب پنجاه سال افتخار نمایندگی از امام را داشته است، در صورتی که در سال وفات او چهل و پنج سال از آغاز غیبت صغری می‏گذشت و قبل از او پدرش عهده‏دار مقام نیابت بود)؛ (پاسخ به پرسش های مذهبی، ص۲۲۱).

[۲۵] تنقیح المقال، ج ۲، ص ۳۰۸ و غیره؛ (پاسخ به پرسش های مذهبی، ص۲۲۲).

[۲۶] پاسخ به پرسش های مذهبی، ص۲۲۲.

[۲۷] قاموس الرّجال، ج ۷، ص ۵۱.

[۲۸] پاسخ به پرسش های مذهبی، ص۲۱۹.

[۲۹] همان، ص۲۲۲.

[۳۰] پنجاه درس اصول عقائد برای جوانان، ص۳۲۲.

[۳۱] پاسخ به پرسش های مذهبی، ص۲۱۹.

[۳۲] کشف المراد، طبع صیدا، ص ۲۲۶؛ (پاسخ به پرسش های مذهبی، ص۲۱۱).

[۳۳] سورۀ انبیاء، آیۀ۱۰۵.

[۳۴] پیام قرآن، ج‏۹، ص۴۰۳.

[۳۵] پیام قرآن، ج‏۱۰، ص۵.

[۳۶] برگزیده تفسیر نمونه، ج‏۳، ص۴۴۷.

[۳۷] حکومت جهانی مهدی (عج)، ص۲۸۱.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 11 =