چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴ - ۱۶:۵۳
اصول تربیت دینی بر مبنای آیات قرآن

حوزه/ تربیت دینی یعنی یک مربی بتواند متربی خود را به حدی رشد بدهد که تمام ظرفیت ها در او به حد کمال برسد و در مسیر سعادتمندی و رستگاری این ظرفیت ها را بکار بگیرد و از آنجایی که زندگی و «تربیت» برای انسان دو مفهوم لازم و ملزوم یکدیگرند که بدون یکی، وجود دیگری امکان ندارد. انسان تازمانی که زنده است به تربیت نیازمند است و او را تربیت می‏ کنند یا او دیگری را تربیت می کند  تا بتواند زندگی کند.

خبرگزاری حوزه | دین اسلام به عنوان آخرین و کاملترین دین آسمانی نقشه راهی است که بزرگترین هدف خلقت که تربیت آدمی است را به خوبی به واسطه آیات روشنگر کتابش به آدمیان نشان می دهد. چنان که قرآن کریم می‏ فرماید: إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ؛ همانا این قرآن به آیینی درست‏ تر و استوارتر راه می‏ نماید (سوره اسرا آیه ۹) در این نوشته برآنیم که اصول تربیت دینی را از منظر قرآن کریم بررسی نماییم.
واژه «تربیت» در لغت به معنای پرورانیدن یا پرورش دادن، یعنی: به فعلیت رساندن نیروهای بالقوه است. تربیت، عبارت است از فراهم کردن زمینه‏ ها و عوامل، برای به فعلیت رساندن و شکوفا نمودن استعدادهای انسان در جهت مطلوب . تربیت در واقع هنر تغییر رفتار انسان است. تربیت، برانگیختن استعدادها و قوای گوناگون انسان و پرورش آنها است که البته باید با تلاش و کوشش متربی نیز توأم باشد ،از طرفی دین یعنی مجموعه ای از باورها و قوانین و رفتارها که در پی سعادتمندی و رستگاری دنیا و آخرت آدمیان است. بنابراین تربیت دینی یعنی یک مربی بتواند متربی خود را به حدی رشد بدهد که تمام ظرفیت ها در او به حد کمال برسد و در مسیر سعادتمندی و رستگاری این ظرفیت ها را بکار بگیرد و از آنجایی که زندگی و «تربیت» برای انسان دو مفهوم لازم و ملزوم یکدیگرند که بدون یکی، وجود دیگری امکان ندارد، انسان تازمانی که زنده است به تربیت نیازمند است و از طرفی او را تربیت می‏ کنند یا او دیگری را تربیت می کند تا بتواند زندگی کند.
مطابق آیات قرآن اجزاء تربیت عبارتند از:
۱.تبیین و بیان فلسفه و غرض زندگی انسان و ارائه راهکارهایی برای رسیدن به این غایت زندگی (که در هیچکدام از نگرش های غرب نمیتوانیم به پاسخ این فلسفه مهم رسید)،قرآن کریم در آیات متعددی به این جزءمهم تربیت اشاره می کند یکی از مشخص ترین اشارات در این زمینه آیه ۵۶ سوره ذاریات است: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ
۲.ایجاد بستر مناسب برای نیاز ارتباط با خدا در این جزء از تربیت آیاتی در قرآن وجود دارد که از امکان برقراری رابطه مستقیم و بدون واسطه باخدا حکایت می کند (مانند آیه ۱۸۶ سوره بقره)
۳.شکوفایی عقل ، قرآن یکی از تند ترین و بدترین انتقادات خود را متوجه کسانی می کند که از قوه عاقله خود بهره نمی گیرند آنجا که در سوره انفال می فرماید:إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ(آیه ۲۲ انفال)
۴.ایجاد تعهد و مسئولیت برای انسان و رها نبودن،قرآن می فرماید: این خیال خامی است که کسی گمان کند رها و بی هدف در زندگی خلق شده و مسئولیتی ندارد: أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ (آیه ۲ عنکبوت)و قطعا همه آدمیان در برابر همه رفتارهایشان مسئول هستند: وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ(آیه ۹۳ نحل)
۵.حقیقت و معنا بخشی به زندگی،فلسفه حیات یا معنی زندگی یکی از اساسی ترین موضوعات زندگی انسان است و عدم پاسخگویی به این سوال که زندگی چه معنا و فلسفه ای دارد آدمی را به سمت پوچی می کشاند.خداوند متعال در قرآن می فرماید: وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا (آیه ۹۱ آل عمران)
۶.ایجاد نظم و انضباط در زندگی مادی و معنوی،در باب این اصل می توان گفت که یکی از اجزاء مهم در تربیت تنظیم برنامه زندگی آدمی بر محور عبادت خدا است که آیات فراوانی به این جزء مهم اشاره دارد (آیه ۱۸۷ بقره،آیه ۷۸ اسرا، آیه ۳۹ ق و...)
مزایای تربیت دینی:
۱.تنها مسیر و تنها مکتبی است که ماهیت انسان در آن درست شناخته شده است و انسان محور به معنای درست کلمه است .
۲.فطرت محور است و همگونی با فطرت آدمی دارد.
۳.عقل پایه است و از آنجایی که دین بر پایه عقل است و فرد اگر عاقل نباشد،مکلف نیست ،در این نوع تربیت همه چیز مبتنی بر عقل و همه چیز پرورش دهنده عقل است.
۴.علم گرا است در این نوع تربیت همه چیز برپایه علم است سلایق و تبعیت از پیشینیان در تربیت دینی جایی ندارد .
اصول تربیت دینی بر اساس آیات قرآن:
۱.اصل اول آموزش و آگاهی بخشی بر طبق روش های صحیح است همانطور که می دانیم ابعاد دین در حوزه‌ی باورها و عقاید و اخلاق و احکام نیازمند آموزش است و این آموزش در تربیت دینی ویژگی های خاص خود را دارد و شکل خاصی پیدا می کند.
خداوندمتعال در قرآن اصل مهم توحید را با برهان تسلسل به بندگان آموزش نمی دهد بلکه از باد و باران و مظاهر طبیعی سخن میگوید بعنوان نمونه می فرماید: أَفَلَا یَنْظُرُونَ إِلَی الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ(آیه ۱۷ غاشیه) این نوع از آموزش لطافت، ظرافت و سهولت دارد و صفات جمال بر صفات جلال مقدم است به تعبیری جنس آموزش باورها و عقاید در قرآن مهربانانه است در آموزش برهان معادچرایی و ضرورت هارا مطرح کرده و بحث را بر چرایی متمرکز میکند.در مورد نبوت علاوه بر چرایی ها به شخصیت شناسی و تبیین جایگاه نبی و رسول و بیان سیره و سلوک و روش الگوها می پردازد.در مورد آموزش اخلاقیات قرآن کریم فضائل و رذائل را پایاپای مطرح می کند یعنی اخلاق در کنار ضد اخلاق ،صبر در کنار بی قراری ،سیاه در کنار سفید و...آورده می شود بعلاوه ماهیت این فضیلت ها بررسی می شود و در ادامه پیامدها و آثار آن فضیلت گفته می شود. در مورد آموزش احکام روش قرآن حکمت محور است بدین معنا که بر فلسفه احکام تاکید می‌کند بعنوان نمونه در مورد نماز می فرماید:(وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی )(آیه ۱۴ طه)یا( وَأَقِمِ الصَّلَاةَإِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَیٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ )(آیه ۴۵ عنکبوت)،تاکیدها در تربیت بر مدار قرآن بر مبنای بیان فلسفه ها و احکام است.۲.اصل دوم عینیت بخشی است یعنی مربی بیشتر نشان می دهد تا بیان کند و سخن بگوید ،در این مدل از تربیت ایمان منفک از عمل نیست و تعارض بین گفته و عمل دیده نمی شود که اگربین قول و عمل تعارضی دیده شود کمر تربیت می شکند .یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ (آیه ۲ صف) ۳.اصل سوم بکار گیری عنصر تشویق و هشداراست بدین معنا که مربی از کنار رفتارهای متربی راحت نمیگذرد و حساسیت نشان می دهد اما به هنگام و به دور از افراط و تفریط و مراقب است که به منفی ها بیشتر ازمثبت ها توجه نشان ندهد.(مانند آیات ۸۱ و ۸۲ بقره)(بَلَیٰ مَنْ کَسَبَ سَیِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُهُ فَأُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ) ۴.اصل چهارم بازنگری و یاد آوری و یا به تعبیری نقد است و این مصداق همان: وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ ۖ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ(آیه ۱۳ لقمان) است .۵.اصل پنجم شخصیت بخشی است از آنجا که یکی از راه های تربیت و هدایت همان دادن شخصیت به افراد است قرآن نیز از این اصل مهم در جای جای قرآن استفاده کرده و آدمیان را متوجه ارزش فوق العاده خود کرده که خود را به بهای ناچیزی نفروشند وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ (آیه ۷۰ اسراء) قرآن کریم پس از بیان مزایا و اصول تربیت بر مدار دین به مخرب های تربیت اشاره کرده و می فرماید در این مسیر بسیار پر پیچ و خم و مهم که اصل خلقت آدمی بر پایه آن شکل گرفته است وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ(آیه ۵۶ ذاریات)باید با هوش و ذکاوت و ظرافت مخرب ها و علف های هرز را از بین برد.
مخرّب های تربیت مطابق آیات قرآن عبارتند از:
۱.استهزاء (سوره بقره آیات ۱۴-۱۶)
وَإِذَا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَیٰ شَیَاطِینِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَیَمُدُّهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَیٰ فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ وَمَا کَانُوا مُهْتَدِینَ
۲.سرزنش و ملامت (سوره قلم آیه ۳۰)
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَیٰ بَعْضٍ یَتَلَاوَمُونَ
۳.بیان تند (سوره لقمان آیه ۱۹)
وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ ۚ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ
۴.جبر و اکراه (سوره غاشیه آیه ۲۲)
لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ
بی شک مسیر ظریف و در عین حال پرپیچ و خم تربیت نیازمند آگاهی های بسیاری است همانطور که پیامبر اکرم (ص) در حدیث شریف خود فرمودند: مَنْ عَمِلَ عَلَی غَیْرِ عِلْمٍ کَانَ مَا یُفْسِدُ أَکْثَرَ مِمَّا یُصْلِحُ(کافی جلد ۱)کسی که بدون دانش و آگاهی به انجام کاری دست بزند فساد و خرابکاری او بیشتر از اصلاح و درستکاری است پس اگر بدون آموزش های لازم در مسیری حرکت کنیم نه تنها به مقصد نخواهیم رسید بلکه قطعا خسارات جبران ناپذیری بر جای خواهیم گذاشت .
مرضیه سادات هاشمی راد

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha