به گزارش خبرگزاری حوزه، شهیدان حتی در دل نگرانیهای خانواده، مسیر گریه را به سوی عشق حسینی هدایت میکردند.
کم تر شبی می شد بدون گریه سر روی بالش بگذارم.
دیر به دیر می آمد.
نگرانش بودم.
همه ش با خودم فکر می کردم این دفعه دیگه نمی آد. نکنه اسیر شه.
نکنه شهید شه.
اگه نیاد، چی کار کنم ؟
خوابم نمی برد.
نشسته بودم بالای سرش و زار زار گریه می کردم.
به من گفت: «چرا بی خودی گریه می کنی؟ اگه دلت گرفته چرا الکی گریه می کنی! یه هدف به گریه ات بده.»
بعدش گفت: «واسه ی امام حسین گریه کن. نه واسه ی من.»
منبع: یادگاران، جلد سه، کتاب شهید مهدی باکری، ص 26










نظر شما