سیره شهدا (247)
-
محراب و میدانوصیت شهید محمدرضایی: هرگز رهبر انقلاب را تنها نگذارید
حوزه/ شهید حمید محمدرضایی پاسداری بیادعا و متین بود که ولایتمداری را در عمل نشان میداد. او کمحرف، شجاع و همواره پای کار بود. تا آخرین نفس جنگید و تسلیم نشد. ارادت ویژهای به حضرت زهرا(س) داشت…
-
محراب و میدانمطهریشدن مهمتر از مهندسشدن است
حوزه/ مدرک برایش معنا نداشت، علم باید نوری باشد که هم به درد جامعه بخورد و هم به درد آن دنیا. هادی دنبال دانشی بود که ایمانش را عمیقتر کند، نه رزومهاش را.
-
محراب و میدان تلنگرِ شهید: بینمازها از شفاعت محرومند!
حوزه/ یکی از آشنایان در خواب از شهید احمد پلارک شفاعت میخواهد، اما شهید پاسخ میدهد که شفاعت در گرو نماز و مراقبت زبان است؛ بیعمل، شفاعتی نیست.
-
محراب و میدانخاطرات شهدا | می خواهی خدا توفیق کارهایت رو حفظ کنه؟
حوزه/ وقتی رزمندهای شروع به اعتراض کرد و نق می زد؛ شهید حسن باقری تأکید کرد اطاعت از مسئولیت برای حفظ توفیق الهی ضروری است.
-
محراب و میدانشهید باکری خطاب به همسرش: فقط برای امام حسین (ع) گریه کن
حوزه/ همسر شهید باکری میگوید: در اوج نگرانی و گریه از دیرآمدنش، با مهربانی گفت گریهات را هدفدار کن؛ برای امام حسین گریه کن، نه برای من.
-
محراب و میدانعیدی که با تلاوت قرآن گره خورد
حوزه/ یک بار در لحظه تحویل سال، از برادرم اکبر عیدی خواستم. شرطش قرائت سورههای حفظشده قرآن بود و او با این کار، تحویل سال را برای همه بچهها معنوی و مبارک کرد.
-
محراب و میدانوقتی فرمانده برای مادرش پول قرض میخواهد
حوزه/ با وجود در اختیار داشتن بودجه سپاه کردستان، شهید بروجردی در تنگنای مالی بود و برای مادرش پول قرض خواست.
-
محراب و میدانخاطرات شهدا | پیش از مأموریت، دل خانواده شهدا را بهدست میآورد
حوزه/ شهید صیاد پیش از مأموریت صدقه میداد، قرآن میخواند و برنامه سفر را دقیق توضیح میکرد.
-
محراب و میدانخواسته دلش را فدای آینده و خانواده کرد
حوزه/ شهید زینالدین در انتخاب همسر، رضایت خانواده و آینده زن را اصل میدانست. با وجود علاقه، چون مادرش نپذیرفت، ازدواج نکرد و گفت همسرش باید مورد قبول خانواده باشد تا پس از رفتنش از او حمایت…
-
محراب و میدانجلوه اخلاق در لحظه خستگی
حوزه/ پس از عملیات، شهید بروجردی در مسجد خوابید و با تندی بیدار شد، اما هیچ واکنش تندی نشان نداد.
-
محراب و میدانبا یک دست، زیر آتش مهمات را کنار میزد
حوزه/ هر کار کرد نتوانست سوار موتورش شود. موتور روشن میشد، ولی تعادلش به هم میخورد. پرید پایین. گفت «برو اون جا.» انبار مهمات بود. فشنگها میترکیدند. تختهها را با همان یک دست میکشید. گفت…
-
محراب و میدانماه رجب آمد و رفت و ما روزه نبودیم
حوزه/ صبح جمعه با زبان روزه در فکه بر اثر انفجار مین والمری به شهادت رسید و سفره ماه رجب را با شهادت بست.
-
محراب و میدانخاطرات شهدا | جلوه ایمان در رفتار روزمره
حوزه/ شهید امیری هنگام مرتبکردن مواد غذایی، اجازه نداد کسی از هندوانهها بخورد و آنها را برای روزهداران نگه داشت.
-
محراب و میدانهنر آرام ماندن زیر بار تهمت
حوزه/ در اوج بیعدالتی و اتهام، شهید با آرامش و توکل پاسخ میدهد؛ همانگونه که تهمت به چمران را به یاد میآورد، تهمت به خود را هم بیاهمیت میشمارد و میگوید: «دلخور نباش، زمانه نابهسامان است.»
-
محراب و میدانروزه های ماه رجب شهید صیاد شیرازی
حوزه/ یکی از افسران وظیفه گفت از شهید صیاد سه چیز آموخته: کم خوردن، کم خوابیدن و زیاد عبادت کردن.
-
محراب و میدانخاطرات شهدا | «نوکر شما بسیجیها»؛ اوج فروتنی در میدان نبرد
حوزه/ شهید حسن باقری در پاسخ به پرسش تند یکی از رزمندگان، خود را «نوکر بسیجیها» معرفی کرد.
-
محراب و میدانخاطرات شهدا | این ماشین مال بیت الماله
حوزه/ شهید زینالدین هنگام حرکت به سوسنگرد، استفاده شخصی از ماشین بیتالمال را نپذیرفت و خانواده را به همراهی با دیگر خودروها توصیه کرد.
-
محراب و میدانخاطرات شهدا | دستور مینگذاری فاضلاب شهر در دل شب
حوزه/ شهید متوسلیان پس از سه شبانهروز بررسی، محل نفوذ ضدانقلاب را شناسایی و دستور مینگذاری کانال فاضلاب را داد.
-
محراب و میدانخاطرات شهدا | امشب عملیات نمی کنیم!
حوزه/ استخاره بد آمد و گفت عملیات نمیکنیم؛ با اینکه بچهها آماده بودند. شب دوم هم بد آمد. شب سوم عراقیها خیالشان راحت شد و خوابیدند؛ همان شب، بسیاریشان را با زیرپیراهن اسیر کردیم.
-
محراب و میدانحمید نیست! خداش که هست!
حوزه/ شهید مهدی باکری با جملهای کوتاه اما عمیق گفت: «حمید نیست، خداش که هست» و ایمان را تکیهگاه خود ساخت.
-
محراب و میدانخاطرات علما | عمری خدمت، بدون یک درخواست
حوزه/ عشق واقعی آن است که حتی در نبود، نگرانِ بیاستقبالی عزیزان باشد. وقتی وارد خانه شدم، بچهها همه خواب بودند، ولی آقا بیدار بود و چای و میوه و شیرینی آماده بود. بیشتر صبحها چای درست میکردند…
-
محراب و میدانحتی در اوج جنگ به نماز اول وقت پایبند بود
حوزه/ همرزم شهید مهدی زینالدین نقل میکند که در جلسهای مهم در اتاق جنگ، نگران از دست رفتن نماز اول وقت بود. اما شهید زینالدین از قبل با روحانی آنجا هماهنگ کرده بود که بهمحض اذان، همانجا…
-
محراب و میدانخاطرات شهدا | دعوتنامههای آسمانی شهید ردانیپور
حوزه/ شهید مصطفی ردانیپور برای عروسیاش کارت دعوت به اهل بیت فرستاد؛ حضرت زهرا سلاماللهعلیها در خواب حضورشان را بشارت دادند.
-
محراب و میدانخاطرات شهدا | شهیدی که با قرآن پیشروی میکرد
حوزه/ شهید کیا مظفری در میدان نبرد با قرائت بلند قرآن به رزمندگان آرامش و قوت میبخشید. در عملیاتها قرآن میخواند و پس از فتح فاو بر مناره مسجد اذان گفت. انس او با قرآن، نماز و دعا در همه لحظات…
-
محراب و میدان خاطرات شهدا | میز و صندلی؛ بی میز و صندلی!
حوزه/ شهید ناصر کاظمی با نمادین کردن میز و صندلی، نشان داد فرمانداری بدون آزادی همه روستاها ارزشی ندارد.
-
محراب و میدانخاطرات شهدا | تشییع باشکوه شهید بروجردی در باختران
حوزه/ شهید بروجردی با تشییعی باشکوه در سنندج بدرقه شد و خانهاش در تهران به زیارتگاه مردم کرد مسلمان تبدیل گشت.
-
محراب و میدانوقتی سختترین تمرینها با مهربانی معنا پیدا میکرد
حوزه/ شهید متوسلیان در مریوان آموزش رزمندگان را با تمرینهای سخت در کوه و برف همراه کرد و در پایان با خرما دلگرمشان ساخت.
-
محراب و میدانبرای بلند حرف زدن از مادرش حلالیت میگرفت
حوزه/ شهید محمدرضا احترام به مادر را در سادهترین رفتارها نشان میداد. وقتی ناچار شد مادرش را با صدای بلند صدا بزند، فوراً عذرخواهی کرد و حلالیت طلبید، چون نگران بود مبادا صدایش بیاحترامی تلقی…
-
محراب و میدانقمقمهای خالی که به برکت حضرت زهرا(س) دریا شد
حوزه/ در عملیات رمضان، شهید فایده خواب حضرت زهرا سلاماللهعلیها را دید و قمقمه شهیدی پر از آب خنک شد.
-
محراب و میدانکار میکرد تا ببخشد، نه اینکه جمع کند
حوزه/ شهید محسن خسروی از کودکی با روحیه ایثار و بخشش، لباسها و درآمد خود را صرف کارهای خیر میکرد.