یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۲
مهریه‌های ساده و پرمعنای همسران شهدا

حوزه/ همسران شهدا نشان دادند مهریه، بیش از عدد و مال، نشانه پایبندی به ارزش‌ها و معنویت است. بسیاری مهریه را قرآن، کتاب‌های مذهبی یا صلوات انتخاب کردند و حتی آن را می‌بخشیدند، تأکید بر صبر، هدایت و تکامل داشتند و اهمیت مالی را برتر از تربیت اخلاقی و معنوی نمی‌دانستند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، تعییـن مهریـه، از شروط صحت ازدواج در اسلام است؛ موضوعی که امروزه در موارد بسیاری از هدف مقدس خود دور شده و با ارقام مالی سرسام‌آور، مانند سال تولد عروس یا مصادیق عجیب و غریبی همچون اعضای بدن داماد، قرین شده است!

در این محتوا، به بررسی مهریه همسران شهدا می‌پردازیم تا ببینیم انسان‌هایی که عاقبتشان با بهترین رفتن‌ها رقم خورد و بهترین جایگاه‌ها را در آخرت دارند،

در موضوع مهریه چگونه رفتار کردند.

همسر شهید محمد جهان‌آرا:

مهریه‌ام یک جلد کلام مجید و یک سکه بود که آن را بعد از عقد بخشیدم،

ولی قرآن را چند روز بعد از عقد از او گرفتم.

در صفحه‌ی قرآن سوره‌ی عصر و جمله‌ای خیلی قشنگ نوشته بود که گویای زندگی ما بود.

می‌دانم زندگی ما، چه اکنون و چه در آینده، باید با این سوره عجین باشد

و این آیه در زندگی ما نقش اساسی خواهد داشت.

هنوز هر بار که احساس دلتنگی می‌کنم، آن‌ صفحه از قرآن و نوشته‌اش را می‌خوانم

و می‌بینم که چقدر وضعیت زندگی ما را پیش‌بینی کرده بود:

می‌دانست پشتوانه‌ی زندگی فقط صبر است.

همسر شهید یونس زنگی‌آبادی:

گفتم فقط دوست دارم مهریه‌ام یک جلد قرآن باشد.

گفت نه! یک جلد قرآن نمی‌شود؛ باید یک جلد قرآن با یک دوره کتاب‌های شهید مطهری باشد.

همسر شهید مصطفی چمران:

شاید جالب‌ترین مهریه‌ها مربوط به همسر لبنانی شهید چمران باشد

که یک جلد قرآن کریم و یک لیره لبنانی تعیین شده بود،

اما غاده چمران از همسرش خواست یک بند دیگر به مهریه اضافه کند:

مهریه‌ام قرآن کریم بود و عهد از داماد گرفتم

که مرا در مسیر تکامل و حقیقت و اسم هدایت کند.
اولین عقدی در (منطقه) صور بود که عروس چنین مهریه ای داشت؛

یعنی درواقع هیچ وجهی در مهریه اش نداشت. برای فامیلم، برای مردم عجیب بود این ها.

همسر شهید اکبر کاظم نجفی رستگار:

چهارده‌ساله بودم که آمدند خواستگاری‌ام. وقتی با هم صحبت کردیم فقط از جنگ گفت و انقلاب.

جلسه بعد که آمدند، مهریه تعیین شد. نظر کاظم چهارده سکه بود به همراه نهج البلاغه و کتاب‌های امام خمینی (ره) و شهید مطهری (ره).

همسر شهید محمود نوریان:

خانواده‌اش مخالفت کردند و بیشتر از همه خودش می‌گفت:

مهریه را باید پرداخت کرد و اگر در توان مرد نباشد، اساساً این عقد مشروع نیست.

بالاخره پدرم رضایت داد که یک جلد کلام مجید و یک شاخه نبات و صد هزار تومان پول مهریه‌ام باشد.

در مراسم ازدواجمان، آقا محمود مصمم بود مهریه را همان‌جا بپردازد

و من هم چون نمی‌خواستم اول زندگی ایشان را به سختی بیندازم،

گفتم: مهریه‌ام یک جلد کلام مجید و یک شاخه نبات است، بقیه‌اش را می‌بخشم!

همسر شهید اسماعیل دقایقی:

سال ۵۸ تصمیم به عقد رسمی گرفتیم، مادرم مهریه را بالا گرفته بود

تا ازدواجی که از دید آن‌ها غیرمعمول بود، شبیه بقیه مردم شود.

گرچه هیچ‌کدام از ما موافق نبودیم، اما اسماعیل گفت:

«تا اینجا به اندازه‌ کافی دل مادرت را شکسته‌ایم، برای من چه فرقی دارد، مهریه زیاد یا کم اهمیتی ندارد. فقط نکند روزی مهرت را بخواهی و شرمنده‌ام کنی!»

من هم که نمی‌خواستم به مادرم بی احترامی شده باشد،

مهریه پیشنهادی را قبول کردم، اما همان‌جا قبل از آنکه وارد سند ازدواج کنند، به اسماعیل بخشیدم.

همسر شهید سید محمد علیپور:

مهریه‌ام یک جلد قرآن بود و سه تا صلوات،

عقدمان خیلی ساده بود، یک ماه بعد عروسی کردیم.

دو سه روز رفتیم مشهد پابوس امام رضا (ع).

بار اولی که رفتیم حرم، حسین نگاهی به من کرد و گفت:

«خانم! می‌خوام یه دعایی بکنم، شما آمین بگی.»

خندیدم و پرسیدم:
- تا دعات چی باشه؟
-حالا تو کارت نباشه.
_ هر چی شما بگید.

بعد دست‌هایش را گرفت به سمت آسمان، رو به گنبد طلای امام رضا (ع):

«اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک.»

منبع: نشریه فرهنگی اجتماعی «افق خانواده»، شماره ۲، بهمن ماه ۱۴۰۴، ص ۸ و ۹

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha