سمیه غلامحسینی قائمیه کارشناس فرهنگی مدرسه علمیه تخصصی فاطمیه کرمان در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در کرمان، با تشریح مفاهیم «رَجا» و «خَوف» در تعالیم دینی، به تجلی متعادل این دو در شخصیت و سلوک عملی شهید حاج قاسم سلیمانی پرداخت.
وی در تعریف این دو مفهوم اظهار داشت: رَجا به معنای امیدواری به رحمت، مغفرت و وعدههای الهی است؛ این باور که خداوند مهربان است، توبه را میپذیرد و راه بازگشت همواره باز است. در مقابل، خَوف به معنای ترس از عدل، غضب و کیفر الهی است؛ یعنی آگاهی از این حقیقت که خداوند در عین مهربانی، عادل است و گناه و بیتوجهی به حق، پیامد دارد.
غلامحسینی در توضیح «تعادل» میان این دو افزود: تعادل به این معنا است که مؤمن نه آنقدر غرق امید شود که به غفلت و گناه بیفتد و نه آنقدر درگیر ترس گردد که به یأس و بیانگیزگی دچار آید، به تعبیر علمای اخلاق، رجا و خوف باید مانند دو بال پرنده در دل انسان باشند؛ اگر یکی سنگینتر شود، پرواز ممکن نیست که این تعادل را به وضوح در زندگی شهید سلیمانی شاهد بودیم.
وی در پاسخ به این پرسش که خوف در سلوک شهید سلیمانی چگونه متجلی بود، گفت: خوف ایشان، ترس از مسئولیت در برابر خداوند بود نه اضطراب و ناامیدی، بلکه یک خشیت عارفانه، ترسی از اینکه مبادا در انجام وظیفه الهی کوتاهی شود یا نیتی غیر از رضای خدا در اعمالشان راه یابد. بارها تأکید داشتند که "بزرگترین خطر برای مجاهد، غفلت از نیت است. " این خوف را در مراقبه دائمی، اشک ریختن به یاد شهدا و تواضع مثالزدنیاشان پس از هر پیروزی میتوان مشاهده کرد.
کارشناس فرهنگی مدرسه علمیه تخصصی فاطمیه کرمان به جنبه «رَجا» در وجود سردار سلیمانی اشاره کرد و یادآور شد: در کنار این خوف مقدس، حاج قاسم سرشار از امید به رحمت و وعدههای الهی بود، رجای ایشان عامل آرامش، صبر و روحیه الهی در میدانهای سخت بود. در شرایطی که بسیاری مأیوس میشدند، شهید سلیمانی تأکی داشت: "ما پیروزیم چون راه حق را میرویم، نه راه قدرت. " حتی در سختترین شرایط و نزدیکی خطوط مقدم، لبخند و آرامش او، نشانی از همان اطمینان قلبی و امید راسخی بود که از ایمان عمیق سرچشمه میگرفت.
وی خاطرنشان کرد: با توجه به سوابق، گفتار و منش ایشان، میتوان گفت ترس اصلی حاج قاسم، شکست نظامی نبود، بلکه "قصور در ادای تکلیف و مسئولیت در برابر خداوند و مظلومان" بود. ایشان اولویت را بر "تکلیف" میدانستند، نه صرف نتیجه. شخصیت عمیقاً مذهبی و اعتقاد راسخ به "جهاد فی سبیل الله" باعث شده بود که پاسخگویی در پیشگاه الهی را مسئولیتی ابدی بدانند.
وی یادآور شد: حاج قاسم خود را در خط مقدم دفاع از "جبهه مقاومت" و مظلومان میدید، ترس او از قصور در این زمینه، ترس از زنده ماندن ظلم بود، از منظر ایشان شکست نظامی نتیجهای احتمالی از مجاهدت بود، اما کوتاهی در نیت و تلاش گناهی ابدی محسوب میشد، به عبارت دیگر، نگرانی تاکتیکی از شکست، قابل مدیریت بود، اما ترس از "قضاوت نهایی" الهی، نگرانی وجودی و جهتدهنده تمام زندگی ایشان بود.
غلامحسینی خاطرنشان کرد: اشتیاق ایشان به شهادت نیز نشان میدهد که رسیدن به کمال را در گرو انجام وظیفه تا سرحد نهایی میدانستند، اگر ترس از شکست نظامی اولویت داشت، شاید آن ریسکپذیریهای بزرگ در میدان نبرد کمتر میشد؛ اما ایشان به این درک رسیده بودند که اگر در راه خدا کوتاهی نکنند، نتیجه نهایی (پیروزی یا شهادت) در ید قدرت الهی است.
انتهای پیام. /











نظر شما