خانم حکیمه پورمجیدی، مدیر مدرسه علمیه الزهراء(س) ماهان، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه به تبیین دیدگاهها و توصیههای شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی درباره نقش خانواده در جامعه مقاوم پرداخت.
شهید سلیمانی خانواده را چگونه به عنوان مهمترین پایگاه تربیت نیروی مقاومت معرفی میکرد؟ آیا نمونهای عینی از تأثیر خانواده در شکلگیری شخصیت خودش نقل کرده بود؟
در طول تاریخ گاهی اوقات انسانهایی سر بلند میکنند که آنها را نباید بهعنوان یک شخص نگاه کرد بلکه بهعنوان یک مکتب و بهعنوان یک ملت باید آنها و سیره و روششان را تحلیل نمود. خداوند در سوره مبارکه نحل آیه ۱۲۰ در مورد حضرت ابراهیم می فرماید إِنَّ إِبْرَاهِیمَ کَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِیفًا؛ ابراهیم (به تنهایی) امّتی بود مطیع فرمان خدا؛ خالی از هر گونه انحراف. یعنی خداوند به این پیامبر عظیم الشان صرفا به عنوان یک شخص و حتی یک پدیده نگاه نمی کند بلکه او را در طراز یک امت معرفی می نماید چرا که او آن قدر شخصیّت داشت که به تنهایی یک امّت بود، چرا که گاه شعاع شخصیّت انسان آن قدر افزایش می یابد که از یک فرد و دو فرد و یک گروه فراتر می رود، و شخصیّتش معادل یک امّت بزرگ می شود.
با توجه به اهمیت و تأثیرگذاری جلب رضایت والدین در زندگی انسان است که شهید سلیمانی در صدد جلب رضایت والدین بود و سعی میکرد در قالبهای مختلفی همچون خدمت به والدین، زمینه خشنودی پدر و مادرش را فراهم کند. سپهد شهید آنچنان دلبسته پدر ومادرش بود که درآخرین وصیتنامهاش محشور شدن و دیدار ملاقات با آنان را از خداوند متعال مسئلت میکند «خداوندا! تو را سپاس که مرا از پدر و مادر فقیر، اما متدین و عاشق اهلبیت(علیهم السلام) و پیوسته در مسیر پاکی بهرهمند نمودی. از تو عاجزانه میخواهم آنها را در بهشتت و با اولیائت قرین کنی و مرا در عالم آخرت از درک محضرشان بهرهمند فرمایی».
برادر شهید سلیمانی میگوید او همیشه سعی میکرد رضایت پدر و مادر را جلب کند؛ چرا که رضایت خدا را در رضایت آنها میدانست؛ حتی بچهها و اقوام را به احترام به پدر و مادر سفارش میکرد. ایشان همیشه دست پدر و پای مادر را میبوسید. پدرمان خیلی دوست داشت حاجی به آرزویش که شهادت است، برسد و همیشه برایش دعا میکرد که این آرزوی برادرم برآورده شود
سردار شهید حاج قاسم سلیمانی را نیز باید از همین دریچه دید و در همین راستا مورد ارزیابی قرار داد و لذا همین موضوع،نوشتن و گفتن درباره او را سنگین و دشوار نموده است.
این دسته از افراد دارای ابعاد مختلف شخصیتی هستند که هر یک را باید جداگانه موردبررسی و کنکاش قرار داد لکن شاید بهترین رمزگشایی که از شخصیت این افراد بتوان انجام داد،کشف رمز یا رموز موفقیت آنان است.بدون تردید،خانواده در زندگی این افراد،بزرگترین رمز موفقیت آنان است.شهید سلیمانی ها تربیت یافتگان دامن های پاک و تغذیه شدگانی با لقمه های حلال و به طور کلی انسان هایی با اصل و نسب هستند. بنابراین قبل از هر چیز او را از منظر خانواده که همان اساس و ریشه اوست باید ببینیم.
آن خانوادهای که اینگونه افراد را به جامعه تحویل میدهد دو بخش دارد؛بخش اول پدر و مادر و وظایفی است که آنان برای تربیت فرزندشان بر دوش دارند و بخش دوم مربوط به خود این فرزندان و وظایفی است که آنان نسبت به پدر و مادرشان دارند. بدون شک و بنا به گفته دوستان و اطرافیان شهید سلیمانی یکی از مهمترین عوامل موفقیت او در زندگی و شاه بیت موفقیتش،توجه به جایگاه والدینش بود که باعث توفیقات فراوانی برای او گردید و همین امر که توصیه دین نیز هست منجر به شکلگیری شخصیتی ممتاز برای او شد. امروزه خانوادههای ما بهویژه نسل جوان،نیاز مبرم به شناخت این الگوها آنهم از این دریچه مهم دارند نه آنکه سردار سلیمانی را فقط یک سردار فاتح در جبهههای نظامی بدانیم. بر این اساس در ادامه بهعنوان نمونه به بخشهایی از رفتار آن شهید بزرگ با والدینش اشاره میکنیم.
خیلیها معتقدند خصوصیتی که ایشان را سردار سلیمانی کرد، احترام زیادی بود که به پدر و مادرش میگذاشت. سردار سلیمانی، پدرشان را به حمام میبردند و لباس میپوشاندند و در آفتاب زمستان فرش و پتو میگذاشتند تا پدرشان استراحت کند. دست و پای پدر و مادرش را میبوسید، دوستان میگفتند خدا هر چه به ایشان داده فقط به خاطر احترامی است که به پدر و مادرش میگذارد.
یکی از همرزمان شهید سلیمانی نقل میکند که یک روز از رابر میآمدیم. حاج قاسم از خواب بیدار شد. من دیدم حسرتی به دلش هست. گفتم حاجآقا اتفاقی برایتان افتاده است؟ گفت ابراهیم یک حسرتی به دلم مانده. گفتم چیست؟ گفت من از مادرم یک رضایتی در قالب نوشته گرفتم که آیا من پسر و فرزند خوبی برایش بودهام؟ ولی این حسرتبهدلم ماند که من نتوانستم از پدرم این رضایتنامه را بگیرم و این کار را به تعویق انداختم.
حاج قاسم توصیه میکرد و میگفت شما اگر پدر و مادرهایتان زنده هستند، دنبال این کار بروید و تا زنده هستند، یک رضایت از آنها بگیرید.
دیدگاه شهید سلیمانی درباره نقش و جایگاه زن در کانون خانواده و همچنین در عرصه اجتماعی جبهه مقاومت چه بود؟
خداوند درباره اهمیت محبت در حریم خانواده میفرماید «مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً؛ و از نشانههای او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد». قرآن کریم رابطه میان زوجین را با کلمه «مودت» و «رحمت» تعبیر کرده است که این نکته بسیار عالی اشاره به جنبه انسانی و فوق حیوانی زندگی زناشویی دارد. عشق و محبت نه تنها رکنی از ارکان خانواده، بلکه روح آن است. شهید مطهری در ضمن تشبیهی مینویسد:
مرد مانند کوهسار است و زن به منزله چشمه و فرزندان به منزله گلها و گیاهها. چشمه باید باران کوهساران را دریافت و جذب کند تا بتواند آن را به صورت آب صاف و زلال بیرون دهد و گلها و گیاهها و سبزهها را شاداب و خرم نماید. اگر باران به کوهساران نبارد یا وضع کوهسار طوری باشد که چیزی جذب زمین نشود، چشمه خشک و گلها و گیاهها میمیرند. پس همان طوری که رکن حیات دشت و صحرا، باران و بالأخص باران کوهستانی است؛ رکن حیات خانوادگی احساسات و عواطف مرد نسبت به زن است. از این عواطف است که هم زندگی زن و هم زندگی فرزندان صفا و جلا و خرمی میگیرد.
یکی از رفتارهای مهم و اثرگذار شهید سلیمانی در ارتباط با همسر و فرزندانش، محبت است. شهید سلیمانی از عمق دل همسر و فرزندانش را دوست داشت و این امر را در قالب بهترین رفتار و زیباترین واژه ابراز میکرد؛ چنانکه در آخرین نامه به همسرش، ضمن تبریک روز زن مینویسد «همسر گرانقدر عزیز و مهربانم ... حقیقتاً ماندهام در پیشگاه خداوند که چگونه میتوانم در این روزهای قریب رفتن، حق نزدیک چهل ساله شمارا اداء کنم. امیدی جز بخشش و محبت پیوسته شما و خداوند سبحان ندارم. روزت را تبریک میگویم و به خاطر این صبرچهل ساله، دستتان را میبوسم»
ایشان فرزندانش را نیز به شدت دوست داشت؛ زیرا باور داشت که در گزارههای دینی مورد تأکید ویژه قرار گرفته است؛ چنانکه امام صادق(علیه السلام) فرموده است «إِنَ اللَّهَ لَیَرْحَمُ الْعَبْدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ؛ خداوند به بندهاش به خاطر محبت زیاد بنده به فرزندش رحم میکند». شهید سلیمانی در نامه به دخترش مینویسد:
بارها در طول مســیر چهرههای پر از محبتتان را یکی یکی جلوی چشمانم مجسم کرده و بارها قطرات اشکی به یادتان ریختهام. دلتنگتان شدهام، به خدا ســپردمتان. اگر چه کمتر فرصت ابراز محبت یافتهام و نتوانستم آن عشق درونی خودم را به شما برسانم، اما عزیزم هرگز دیدهای کسی جلوی آیینه خود را ببیند و به چشمان خود بگوید دوستتان دارم؛ کمتر اتفاق میافتد، اما چشمانش برایش با ارزشترینند. شما چشمان منید. چه بر زبان بیاورم و چه نیاورم، برایم عزیزید.
یکی از عوامل استحکام نظام خانوادگی، قدردانی از زحمات یکدیگر است. زن و مرد هر دو برای اداره خانواده و تأمین مسائل رفاهی تلاش میکنند. چه زیباست انسان در مقابل خدمتی که به او میشود، شاکر باشد و از طرف مقابلش قدردانی کند؛ زیرا که یکی از مؤلفهها و شاخصهای زندگی موفق، سپاسگزاری از همسر است. زنی که تمام تلاش خود را وقف زندگی شوهر و اعضای خانواده میکند، سزاوار قدردانی است؛ زیرا این امر موجب میشود محبت در خانواده افزایش یابد و زن و مرد بیشتر به یکدیگر و اعضای خانوااده خدمت کنند. بر این اساس مردان با استفاده از ابزار تشکر میتوانند کمبودها و خلأهای رفتاری خود را نیز جبران کنند. ضمن آنکه تشکر از بندگان الهی، یکی از مصادیق احسان و نیکی است. اهمیت این مسئله تا آنجاست که قدردانی از بندگان خدا در برخی روایات، معادل سپاسگزاری از خداوند بیان شده است.
شهید سلیمانی با توجه به میزان تأثیرگذاری قدردانی در استحکام خانواده و شناخت گزارههای دینی، از زحمات همسرش قدردانی میکند و در نامهای به همسر خود مینویسد:«حقیقتاً ماندهام در پیشگاه خداوند که چگونه میتوانم در این روز¬های قریب رفتن، حق نزدیک چهل ساله شما را اداء کنم. امیدی جز بخشش و محبت پیوسته شما و خداوند سبحان ندارم.
مهمترین توصیههای عملی او به والدین برای تربیت فرزندانی با روحیه استکبارستیزی، ایثار و مسئولیتپذیری چه بود؟
مسئولیت اصلی تربیت فرزندان، متوجه خانواده است که اولین و مهمترین پایگاه شخصیتسازی و رشد فرزندان به شمار میآید. از نگاه دینی، والدین وظیفه دارد که راه و رسم بندگی را به فرزندان خود بیاموزد؛ چنانکه امام سجاد(علیه السلام) فرموده است: «وَ أَنَّکَ مَسْئُولٌ عَمَّا وُلِّیتَهُ مِنْ حُسْنِ الْأَدَبِ وَ الدَّلَالَةِ عَلَی رَبِّهِ؛ تو (پدر) نسبت به فرزند خود مسئول هستی که او را نیکو تربیت نمایی و او را به سوی پروردگارش رهنمون شوی». به نظر روانشناسان نیز اخلاق و رفتار در محیط خانواده، پایهگذاری میشود و کودکان از طریق دیدنها و شنیدنها راه و رسم زندگی را میآموزند؛ یعنی افزون بر تأثیرگذاری یکجانبه خانواده بر خلق و خوی کودک، نوعی آموختن دیداری و شنیداری نیز توسط کودک صورت میگیرد که والدین، آموزگاران خواسته و ناخواسته این آموزش خواهند بود. خداوند متعال یکی از ویژگیهای بندگان راستین را توجه خاص به تربیت فرزند و خانواده خویش دانسته و فرموده است: «وَ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً؛ و کسانی که میگویند: پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرار ده و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان».
یکی از رویکردهای مهم شهید سلیمانی، تربیت فرزندان مبتنی بر فرهنگ شهادت، ظلمستیزی و عدالتخواهی است. شهید سرافراز اسلام این رویکرد را از خانواده شروع نمود؛ یعنی از همان آغاز زندگی فرزندانش، از شهادتطلبی و روحیه جهادی و آه و نالههای کودکان مظلوم و ظلم ظالمان، برای اعضای خانواده سخن گفت و کلمات قصار امام علی(علیه السلام) را آوازه گوش فرزندانش نمود«وَ کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً». ایشان بارها اشتیاق و علاقهاش به شهادت را در کانون خانواده بیان میکرد؛ چنانکه در نامهای به دخترش فاطمه مینویسند:
فاطمه عزیزم! این چند صفحه را برای تو مینویسم؛ چون میدانم مقدسانه مرا دوست داری. آه! مرگ خونین من! عزیز من! زیبای من! کجایی؟ مشتاق دیدارت هستم ... وقتی بوسه انفجار تو، تمام وجود مرا در خود محو میکند؛ دود میکند و میسوزاند. چقدر این لحظه را دوست دارم. آه... چقدر این منظره زیباست. چقدر این لحظه را دوست دارم. در راه عشق جان دادن خیلی زیباست. خدایا! سی سال برای این لحظه تلاش کردم. برای این لحظه با تمام رقبای عشق در افتادهام. زخمها برداشتهام، واسطهها فرستادهام. چقدر این منظره زیباست! چقدر این لحظه را دوست دارم.
این سردار سرافراز همواره درصدد القای فرهنگ ظلمستیزی و شهادتخواهی برای فرزندانش بود؛ چنانکه در نامهای از همسرش میخواهد دعا کند که شهید شود. نامه شهید سلیمانی به دخترش نیز ناظر بر همین مطلب است:
عزیزم از خدا خواستم همه شریانهای وجودم را و همه مویرگهایم را مملو از عشق به خودش کند. وجودم را لبریز از عشق خودش کند. این راه را انتخاب نکردم که آدم بکشم، تو میدانی من قادر به دیدن بریدن سر مرغی هم نیستم... و دوست دارم خداوند این قدرت را به من بدهد که بتوانم از تمام مظلومان عالم دفاع کنم؛ نه برای اسلام عزیز جان بدهم که جانم قابل آن را ندارد، نه برای شیعه مظلوم که ناقابلتر از آنم، نه نه... بلکه برای آن طفل وحشتزده بیپناهی که هیچ ملجأیی برایش نیست، برای آن زن بچه به سینه چسبانده هراسان و برای آن آواره در حال فرار و تعقیب که خطی خون پشت سر خود بر جای گذاشته است، میجنگم.
سردار سلیمانی به عنوان فردی که عمده زمان خود را در جبههها میگذراند، چگونه تعهد نسبت به خانواده خود (همسر و فرزندان) و تعهد بزرگتر نسبت به امت اسلامی را هماهنگ میکرد؟
همسرشهید میگوید در طول ۳۶۵ روز سال، ما ایشان را فقط ۶۵ روز میدیدیم. ۶۵ روزی که حتی نماز صبح خود را در پادگان میخواند و خودش هم میگوید شبها آنقدر دیر به خانه میآمدم که بچهها خواب بودند. اما در همان زمان های کم حداکثر استفاده می بردند و به جای خوابیدن در خانه به امور خانواده و فرزندان رسیدگی می کردند و دختر و پسر آخری را حتی در بعضی از مأموریت ها با خود می بردند هرچند سن شان کم بود و سعی می کردند در اولین فرصت به روستا رفته و به والدین شان سربزنند و روزانه جویای احوال تک تک اهل خانه و خانواده بودند و حتی در مأموریتها هم در اسرع وقت تلفنی با خانواده صحبت می نمودند و اهل تشریفات نبود.
تصاویر و فیلمهای ایشان را در کشورهای دیگر بیانگر این است که حتی پیگیر امور سایر مردم کشورهای مسلمان بودند و اگر کسی از اهل خانواده ای، به ایشان مراجعه می کرد به آن امر رسیدگی کرد بطور مثال در سوریه، پیرمرد دامداری پیش او میآید و میگوید ارتش سوریه چهار گوسفند از من گرفته، اما پولش را نداده است. حاج قاسم پیگیری میکند و پول ایشان را پس میدهد. خداوند پاسخ همه مجاهدتها، اخلاص و مردمداری و پاکیاش را یکجا به ایشان داد.
یک نکته مهم در وصیت حاج قاسم بحث خانواده است «مسئولین همانند پدران جامعه میبایست به مسئولیت خود پیرامون تربیت و حراست از جامعه توجه کنند، نه با بیمبالاتی و بهخاطر احساسات و جلب برخی از آرای احساسی زودگذر، از اخلاقیاتی حمایت کنند که طلاق و فساد را در جامعه توسعه دهد و خانوادهها را از هم بپاشاند. حکومتها عامل اصلی در استحکام خانواده و از طرف دیگر عامل مهم از هم پاشیدن خانواده هستند.»
نکته قابل تامل در اینجا این است که حاج قاسم حکومتها را عامل اصلی استحکام خانواده میداند. چرا که خانواده همان جامعه کوچک است اگر در جامعهای که رهبری مدبر ضمام امور را بر عهده دارد، همگان از او تابعیت کنند، خود به خود خیلی ازمشکلات برطرف و یا به حداقل میرسند و دیگر اینکه اگر حکومت به مسائل اقتصادی، اجتماعی، آموزش، درمانی و ... توجه ویژه داشته باشد، مشکلات خانوادهها کمتر میشود و در نتیجه از طلاق و فرو پاشی خانوادهها جلوگیری میشود. وی صراحتاً میگوید اگر شما در مسیر رهبر و انقلاب اسلامی باشید خانواده هم درست میشود.
سادهزیستی، قناعت و پرهیز از تجمل که از شاخصههای شخصی او بود، چگونه در سبک زندگی خانوادگیاش تجلی داشت و بر آن تأکید میکرد؟
عظمت شخصیت چندبعدی سردار سلیمانی که شاگرد راستین مکتب عاشورای حسینی است، چنان است که همه را وادار به ستودن و تمجید او کرده است؛ و دوست و دشمن بارها و بارها به سادهزیستی، قناعت و پرهیز از تجمل که از شاخصههای شخصی او بود؛ اقرار نموده اند.
سادهزیستی،قناعت و پرهیز از تجمل در زندگی سردار سلیمانی و البته با همراهی خانوادهشان بود؛ افراد زیادی بیان کرده اند: چندین سال مبل خانهاش را با یک رومبلی میپوشاندند و ساده زیستی ایشان زبانزد بود و هیچ چیز اضافهای در زندگیشان دیده نشده است و کل خانواده هم به همین شکل بودند نه آنکه فقط خود سردار چنین شخصیتی داشته باشند، هیچوقت از فرزندانشان، از خانوادهشان نکته اخلاقی منفی دیده نشده است.
توصیهها و اقدامات عملی او در قبال حفظ کرامت، تأمین معیشت و پیگیری مشکلات خانوادههای شهدا و جانبازان چه بود؟
حاج قاسم به همه احترام میگذاشت، اما برای خانواده شهدا احترام ویژهای قائل بود. ایشان در مقابل مادران شهید، شرم و حیای ویژهای داشت. مادر شهیدی به حاج قاسم گفت، فردا ناهار به منزل ما بیا که آبگوشت داریم. حاج قاسم گفت حتماً میآیم. همراهانش گفتند، شما فردا بلیت پرواز دارید و باید به مأموریت بروید، اما او گفت من روی حرف مادر شهید نمیتوانم حرف بزنم.
طاقت دیدن اشک فرزندان شهدا را نداشت. وقتی در کرمان بود به خانوادههای شهدا سر میزد و احترام میگذاشت. وقتی شنید مادر شهید حاجعلی محمدیپور که فرمانده گردانش بود در یزد بستری شد، به یزد رفت و از ایشان عیادت کرد.
الگوی خانواده ایدهآل از منظر شهید سلیمانی چه ویژگیهایی داشت و این الگو چگونه میتواند اساس تشکیل یک جامعه مقاوم و پویا قرار گیرد؟
جامعه مقاوم و پویا؛ ،مجموعه ای از الگوهای نظامند رفتاری است که خاستگاه آن را باورها،ارزش ها و هنجارهای شکل گرفته در یک فرهنگ یا خرده فرهنگ تشکیل میدهد. شاخصهای جامعه مقاوم و پویا به طورکلی در دو بعد فردی و جمعی حیات انسان خلاصه می شوند، شاخصهای بعد فردی جامعه مقاوم اسلامی و پویا ، در مصادیقی همچون برنامهریزی، نیکوگفتاری، خوردوخواب نیکو و نیز داشتن برنامه ی طیب وخوراک طیب وخوراک طیب نمود پیدا می کند. هرکدام نمایانگر شاخصهای خردتری هستند،که باید در علوم مربوط به خود مورد بررسی قرار گیرند. اما شاخصهای حیات جمعی، همگی در شیوهء تعامل با دیگران نمود پیدا می کنند، تعامل عاقلانه با خلق و خالق متعال، پدید آورنده مؤلفههایی همچون تعبد، عزت، عدالت، صداقت، مسئولیت پذیری و مجاهدت خالصانه خواهد بود. آنچه در این مصاحبه مدنظر بوده است، تنظیم الگوی خانواده ایدهآل( اسلامی) از منظر شهید سلیمانی چه ویژگیهایی دارد و این الگو چگونه میتواند اساس تشکیل یک جامعه مقاوم اسلامی و پویا قرار گیرد. شهید سپهبد قاسم سلیمانی به عنوان یکی از بهترین الگوهای جامعه مقاوم اسلامی و پویای جهان اسلام ،در آثارخود به ویژگی های جامعه مقاوم اسلامی اشاره کرده است.
ایشان معتقد است که جامعه اسلامی در هر دو بعد حیات انسان هم فردی و هم جمعی دارای ویژگی هایی است، در بعد فردی این شاخصها شامل ایمان به خدا و اخلاص ، ساده زیستی و دوری ازتجملات دنیوی، آداب مطالعه و برنامه ریزی و اوقات فراغت میشود و در بعد جمعی شامل آداب تعلیم و تربیت فرزندان و آداب معاشرت با مردم و تواضع و فروتنی، شجاعت و می شود. به مفهوم جامعه مقاوم اسلامی و پویا دو نگاه توصیفی و تجویزی است، نگاه توصیفی شامل (هست ها و هنجارها) و نگاه تجویزی شامل (بایدها و تجویزها) زندگی است. غالباً در علوم انسانی به نگاه توصیفی پرداخته میشود (در این نوع نگاه ،غلیظ ترین نوع نگاه از طرف جامعه شناختی است) و علوم دیگه کمتر با نگاه توصیفی سر وکار دارند.
علوم دینی و روانشناسی هم اعم از توصیفی و تجویزی اند، نگاه جامعه شناختی به زندگی ایده آل یک نگاه توصیفی است، اما نگاه تجویزی یه نسخه میپیچد. که در آن جامعه مقاوم اسلامی به ما میگوید (مثلاً در آداب بیداری و خوابیدن چند ساعت بخوابیم کافی است و چقدر نباید بخوابیم، اما نگاه توصیفی می گوید دیر وقت بخوابیم یا دیر وقت بیدار شویم). نگاه تجویزی یک نگاه جامع است و تمام ابعاد زندگی جامعه را در بر می گیرد، و از ما میخواهد نسخهای بپیچیم که از ابتدا تمام ابعاد زندگی اسلامی را در بر گیرد. براین اساس در صورتی میتوان از جامعه ایده آل و مقاوم اسلامی سپهبد شهید قاسم سلیمانی استفاده کرد که به موارد ذیل توجه شود:
نگاه توصیفی که سردار سلیمانی به مفهوم الگوهای زندگی اسلامی دارد، تبدیل شود به یک نگاه تجویزی به خانواده و جامعه مقاوم، (سردار سلیمانی درآثار خود بیشتر نگاه توصیفی صرف به ویژگی ها و الگوهای شاخص جامعه اسلامی دارد تا نگاه تجویزی). برای اینکه آن جامعه ایده آل که سردار سلیمانی به ان اشاره کرده است، وارد زندگیمان کنیم باید ابتدا آشنایی با سبک زندگی اسلامی (سبک زندگی مدنظر پیامبر اسلام وائمه معصوم) که سردار سلیمانی مدنظرشان بوده را،کسب کنیم. باید خود آگاهی یافته و نسبت به جامعه مقاوم اسلامی و غربی آشنایی پیدا کنیم ،بعد از ان شناخت میتوان به جامعه مقاوم اسلامی که مدنظر سردار سلیمانی بوده است رجوع کرد که راه تحقق آن هم رجوع به سیره نبوی و ائمه است. باید تلاش کنیم زندگی و جامعه را نبوی کنیم و در تمام ابعاد زندگیمان از الگوها و شاخصه های جامعه مقاوم اسلامی و پویا استفاده کنیم ،مثلاً در دوره صفوی، معماری که استفاده شده، معماری ایرانی – اسلامی است، باید تلاش شود امروزه از همان معماری استفاده شود.
نکته دیگه در استفاده از الگوهای زندگی سردار سلیمانی و به طور کلی خانواده و جامعه مقاوم اسلامی این است که جامعه ایده آلی که سردارسلیمانی در آثار خود به آن اشاره کرده است، امروزه باید در تمام حوزههای جامعه، فضا سازی شود. باید تلاش شود تمام جوامع، اسلامی شود و رنگ مقاومتو پویایی به خود بگیرد و به منظور کاملتر شدن وجوه اندیشهای این شهید عزیز که در جایگاه خود دارای تأثیرات عمیقمی بر جامعۀ اسلامی هستند و از طرفی مُروج گونه ای از مفهوم جامعه ای اسلامی هستند که به شدت جوامع امروزی دنیا به آن احتیاج دارند. زیرا ترویج سبک زندگی شهدا بهترین الگوی ترویج جامعه ای اسلامی و مقاوم در دنیای مدرن است؛ دنیای مدرنی که در آن ثروت و مصرف، مهمترین عامل کسب منزلت و خانواده ایده آل شده است.
مطالعۀ زندگی خانوادگی و آثار مکتوب، صوتی و ویدئویی سردارشهید حاج قاسم سلیمانی و تفکر و تأمل در آن، درس بهتر زندگی کردن و پرثمر برای دنیا و آخرت به انسان میدهد. به عبارتی درس انسانی اندیشیدن و انسانی زندگی کردن را میدهد. انها انسانی میاندیشیدند، انسانی زندگی میکردند و انسانی کمک مینمودند و فرزندان خود را انسانی تربیت نمودند و آنها هم همین رویه را در سطحی وسیعتر زندگی مینمودهاند و مینمایند. بهترین مصداق و الگو فرزند عزیز و شجاع، مخلص و مدبرآنها سردار دلها، مرد میدان شهید قاسم سلیمانی است. استعدادهای خدادادی او در فضای تربیتی الهی خانواده؛ بالندگی خود را آغاز نمودند و در فضای معنوی انقلاب اسلامی به ولایتمداری امامین ادامه یافتند و به مقام بندگی خالصانۀ خداوند و به دور از هرگونه وابستگی و در ابعاد مختلف خودسازی دینی (اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی ، سیاسی، مذهبی– فرهنگی و ...) رسیدند. سرآغاز از او و سرانجام به سوی او عروج یافت.
تربیت شخصیت هایی در تراز شهید سلیمانی از والدین و خانواده ای برمیآید که در همه امور قرآنی دانستن، قرآنی عمل کردن و انسانی دانستن و عمل کردن را لحاظ کنند . والدین حاج قاسم از نگاه قرآنی و انسانی به تعلیم و تربیت فرزندان خود، به صورت غیر مستقیم و مستقیم می پرداخته اند و فرزندان او هم بر همین مبانی در صراط مستقیم به خودسازی می پرداخته اند. مخصوصا سرداردلها، قهرمان تاریخ معاصر که به فرمان شیطان بزرگ به شهادت رسید و مشمول عمل به این آیه شد:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ ۖ لَا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ ۚ إِلَی اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ای اهل ایمان! مراقبِ [ایمان و ارزش های معنویِ] خود باشید؛ اگر شما هدایت یافتید، گمراهی کسی که گمراه شده به شما زیانی نمی رساند. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ پس شما را از آنچه انجام می دادید، آگاه خواهد کرد.
و سپس مشمول دریافت پاداش در این آیه شد: « وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند.











نظر شما